Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 80381
تاریخ انتشار : 17 مرداد 1394 14:11
تعداد بازدید : 2687

17مرداد

اصول و شیوه هاي رهبري افکار عمومی از دیدگاه امام علی در دوران حکومت آن حضرت

مقاله آقای حنیف امیر کاوه با عنوان " اصول و شیوه هاي رهبري افکار عمومی از دیدگاه امام علی در دوران حکومت آن حضرت"







عنوان مقاله : اصول و شیوه هاي رهبري افکار عمومی از دیدگاه امام
علی در دوران حکومت آن حضرت


نگارنده : حنیف امیرکاوه


چکیده

یکی از سرمایه هاي اصلی هر جامعه و حکومتی، سرمایۀ اجتماعی و پشتوانۀ مردمی آن است. مهم است که
حکومت به چه میزان از مقبولیت عمومی برخوردار بوده و به چه میزان، مردم حاضر به همراهی و حمایت از اصل
حکومت و طرح ها و برنامه هاي آن هستند. حاکمان و سیاستمداران نیز به قدرت این گنج پنهان واقفند و همواره در
صدد بهره گیري از این سرمایۀ اجتماعی عظیم، بوده اند و در این راه به هر وسیله اي چنگ می زنند تا افکار عمومی را
به نفع خود به میدان آورده و بهرة سیاسی، اجتماعی، اقتصادي و حتی نظامی خود را کسب کنند. اما رهبري افکار
عمومی در حکومتی که بر پایۀ دین بنا نهاده شده باید مبتنی بر اصول و شیوه هاي خاصی باشد که مورد تأیید دین
قرار گیرد. هدف ما نیز بررسی و استخراج همین اصول و شیوه ها از دل منابع غنی دینی خصوصاً شیوة رهبري افکار
عمومی در دوران حکومت امام علی است. براي رسیدن به این هدف سیرة عملی و نظري امام را بررسی و تحلیل
نموده و سعی کردیم از دل تاریخ درخشان حکومت امام علی(ع) شیوه ها و اصولی را که این امام بزرگوار براي رهبري
افکار عمومی به کار بسته بود، استخراج نماییم. که نتیجۀ این بررسی در فصل سوم تقدیم می گردد. این فصل را با
بررسی علل انتخاب دوران حکومت امام علی (ع) به عنوان منبع استنباط روش صحیح رهبري افکار عمومی، و بیان
شباهت دوران حکومت ایشان به زمان ما آغاز کرده؛ در ادامه به نمونه هایی از اهتمام امام به افکار عمومی می پردازیم؛
سپس شیوه هایی را که امام براي رهبري افکار عمومی به کار برده است، ذکر نموده و همچنین 3 مورد را به عنوان
بسترهاي لازم براي سامان دهی افکار عمومی که عبارتند از بصیرت افزایی و رهبر شناسی و دشمن شناسی تبیین
می نماییم، و در نهایت و از جمع بندي اصول حاکم بر این شیوه ها به 5 اصل به عنوان اصول رهبري افکار عمومی
دست می یابیم که به طور خلاصه عبارتند از: 1 - دین باوري و خدا شناسی. 2– رهبر شناسی و اطاعت محض از او.
3– بصیرت افزایی. 4– دشمن شناسی. 5– مردم داري و تلاش براي تعالی همه جانبۀ آنان.
کلید واژه ها : افکار عمومی – رهبري افکار عمومی – بصیرت – سرمایۀ اجتماعی.
مقدمه
افکار عمومی قدرت نا پیدایی است که بی گنج و بی محافظ و بی ارتش، براي شهر، براي دربار و حتی براي »
قصر پادشاهان قانون وضع می کند؛ افکار عمومی دادگاهی است که در آن همۀ مردانی که نگاه ها را به سوي خود بر
می گردانند، ناچارند حضور یابند و پاسخگو باشند. افکار عمومی در جایگاه خود مثل اینکه بر تخت نشسته باشد،
لازار، 1380 ، ص 38 ). چنین ) « جایزه می دهد، تاج بر سر می گذارد و بر می دارد، شهرتها را افزایش و کاهش می دهد
قدرت ذي قیمت و پشتوانۀ سیاسی و اجتماعی نیرومندي چگونه باید به نفع حکومت بسیج شود، به میدان بیاید و از
سیاسیتها و برنامه هاي حکومت حمایت کند تا کارها بهتر و موفقتر به سامان برسد؟ این دغدغه از دیر باز ذهن اهالی

سیاست و صاحبان قدرت را به خود مشغول نموده است و هیچ حکومت نیرومندي نیست که بتواند این قدرت سرشار
را نادیده گرفته و امور را بدون توجه به افکار عمومی پیش برد. حکومت اسلامی ما نیز از این حیث از سایر حکومتها
مستثنا نیست اما تفاوت این حکومت با سایرین در آن است که تابع و مطیع اوامر دینی و دستورات خداوند و
مستظهر به تأییدات الهی است لذا باید هر تصمیم و عملی با در نظر گرفتن رضا و تأیید خداوند اتخاذ و انجام گیرد
که رهبري افکار عمومی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
اما منابع علمی موجود در باب افکار عمومی، عموماً با نگاه غربی و رویکرد مادي تهیه، و فارغ از توجه به حاکمیت
ارزشهاي دینی تبیین شده است از این رو نگارنده موفق به بدست آوردن منبعی بارویکرد دینی و نگاه مبنایی به
افکار عمومی نشد؛ لذا بر آن شدیم تا از دریاي عمیق معارف دینی بهره گیریم و افکار عمومی و رهبري آن را از منظر
دین بررسی نماییم. و در این میان بهترین منابع و راهگشاترین آنها را در سیرة عملی و نظري حضرت علی(ع) در
دوران حکومت با برکتشان یافتیم و سعی نمودیم از لابلاي اوراق تاریخ حکومت شریف آن حضرت شیوه ها و اصول
تعامل ایشان با افکار عمومی را به دست آوریم، تا در راه برطرف سازي یکی از نیازهاي عصر حاضر، که همانا هدایت
افکار عمومی در بستر دینی و در جهت تحقق وعده هاي الهی است، اندك قدمی برداریم.
در این پژوهش در پی آنیم که اصول و شیوه هاي رهبري افکار عمومی از دیدگاه امام علی (ع) در دوران
حکومتشان را بیان نموده و اهمیت و جایگاه افکار عمومی از نظر امام و روشهاي تعامل و تأثیر امام بر گونه هاي
مختلف افکار عمومی و اصول و مبانی ثابت آن حضرت در قبال تعامل با افکار عمومی را بررسی نمایم که نتیجۀ آن
بیان مواردي به عنوان شیوه هاي تعامل امام با افکار عمومی و تبیین 3 بستر مهم براي سامان دهی به افکار عمومی
بود و در نهایت و از جمع بندي یافته هاي مذکور نیز به 5 اصل براي رهبري افکار عمومی دست یافتیم که در ادامه
تقدیم می گردد.
افکار عمومی
ارائۀ تعریف جامع و مانع براي افکار عمومی که مورد پذیرش حد اکثري باشد همواره دغدغۀ نویسندگان و
دانشمندان این حوزه بوده و هست. تقریباً کتاب یا مقاله اي نیست که به کثرت تعاریف موجود اشاره نکرده باشد.
واقعیت آن است که هر کس با اندکی توجه به افکار عمومی می تواند ماهیت این ترکیب را دریابد. خصوصاً که در
دنیاي امروز، تقریباً، همه، بارها در مقام مواجهۀ مستقیم یا غیر مستقیم با مفهوم افکار عمومی قرار گرفته اند. گویی
همۀ مردم از راه منطقی تعریف به مثال با این ترکیب آشنایی کامل دارند و می دانند مفهوم آن چیست و مورد
استعمالش کجاست؛ شاید بتوان گفت تعریف افکار عمومی به نوعی، سهل و ممتنع است. به هر حال تعاریف
بیشماري براي افکار عمومی ارائه شده که از بیان آنها به خاطر اختصار خود داري می نماییم. اما براي تعریف افکار
عمومی بهتر است به بیان خصلتهاي افکار عمومی بپردازیم که تصور این خصلتها ما را به درك بهتر مفهوم افکار

عمومی رهنمون می سازد. آقاي زارعیان( 1386 ) معتقد است در بحث افکار عمومی سه خصلت مورد نظر اکثر صاحب
( ص 11 ).« آشکار بودن - آگاهانه بودن - برخورداري از وسعت کافی » نظران می باشد
اما به نظر می رسد بهتر است خصلتهاي افکار عمومی را چنین بیان کنیم: آشکار شدن - آگاهانه بودن - غلبه
داشتن و نداشتن مخالف مصمم و مخالفت جدي - تبدیل شدن به گفتمان غالب و مطالبه گر.
که شکل گیري افکار عمومی مفید و کاربردي در گرو تحقق این شرایط است. با توجه به مطالب مذکور به نظر
نگارنده می توان تعریف زیر را براي افکار عمومی برگزید هر چند مفهوم آن قابل فهم و درك باشد.
برآیند نظرات و یا عقاید و یا قضاوتهاي افراد یک واحد اجتماعی، نسبت به »
« موضوع مشخص و مهم، در زمانی خاص، که ابراز و اظهار می شود
همان طور که توجه دارید قید برآیند براي خارج کردن افکار افراد مخالف ضعیف و افراد بی تفاوت است، که در
تعیین جهت و قدرت آن فکر عمومی تأثیري ندارند. از طرفی افکار عمومی می تواند حول نظرات و یا عقاید و
ایدئولوژیها و یا قضاوتها شکل بگیرد. همچنین قید افراد یک واحد اجتماعی در صدد بیان حیطه و وسعت نفوذ آن
فکر است که شاید عمومیتش در میان یک گروه دو، سه نفره و یا یک خانواده و یا گروههاي بزرگتر اجتماعی باشد و
البته به میزان عمومیت موضوع و زمان نیز بستگی دارد. و در آخر شرط لازم براي تحقق افکار عمومی ابراز و اظهار
آن می باشد.
شرایط و عوامل تحقق افکار عمومی
باید در نظر داشت که افکار عمومی یک واقعیت است و می توان آن را ایجاد کرد، وسعت و قدرت بخشید و یا
کمرنگ و بی اثر نمود، سمت سوي آن را تغییر داد و از قدرت آن بهره برداري نمود. معلوم است که افکار عمومی در
شکل گیري نظر به هیچ وجه یک فرآیند » تضارب آراء و گفتگوها و تأثیر و تأثرهاي اجتماعی به دست می آید زیرا
خطی میان امر معین و ادراك خنثاي فرد نیست. این فرآیند از نظر فردي، به فرآیند یادگیري و تربیتی مربوط
لازار، 1380 ، ص 65 ). و در نتیجه باید آنرا ) « است.... نظر، خود حاصل کنش و واکنش هاي مختلف اجتماعی است
تابع عوامل متعدد و شرایط ویژه اي دانست. از این رو محققان براي شکل گیري افکار عمومی شرایط و عواملی را ذکر
کرده اند که اگر این شرایط فراهم باشد افکار عمومی در بستر آن شکل خواهد گرفت و تبعاً ضعف و نقصان هر کدام
می تواند عاملی براي به سامان نرسیدن افکار عمومی و یا سستی و عدم گسترش آن گردد. که عبارت است از :
وجود موضوع مرکزي و قرار گرفتن آن به عنوان یکی از اولویت هاي اجتماعی و جلب توجه افراد به آن. 
ایجاد آگاهی هاي لازم و کافی پیرامون موضوع و زمینۀ مناسب براي رشد نظرات توسط رسانه ها و 
رهبران و خواص جامعه.

تحقق فضاي مناسب براي تبادل آراء و حرکت به سمت همگرایی. 
تقویت بعد شدت و رجحان توسط خود مردم و با کمک و هدایت عوامل تأثیر گذار. 
مطابقت افکار عمومی با نظام ارزشی موجود در جامعه یعنی مطابقت آن با فرهنگ و ارزشها و باورهاي 
اجتماعی مورد پذیرش.
به نظر می رسد در صورت حصول شرایط پنج گانۀ فوق، بتوان امید داشت که افکار عمومی کارآمدي، محقق
گردد.
مسئلۀ بعد وجود عوامل شکل گیري افکار عمومی است که مسئله مهم و مورد توجهی به حساب می آید. عموماً
محققین به فراخور تخصص خود به بخشی از این عوامل اشاره دارند اما در یک گاه کلی اگر بخواهیم عوامل مؤثر بر
افکار عمومی را به طور منظم و کامل شمارش کنیم به نظر می رسد باید آنها را در سه دسته و به شرح زیر بیان
نماییم،
عوامل شخصی که عبارتند از: عقاید فردي– ساختار جسمی و جنسیتی– سن – وضعیت اقتصادي - 
تحصیلات و مواردي از این دست.
عوامل اجتماعی مانند، رسانه ها – حاکمیت و حاکمان – قوانین و محدودیتها – احزاب و گروه ها – 
منافع عمومی– ارتباطات میان فردي و محاورات بین افراد.
عوامل فرهنگی که عبارتند از: ایدئولوژي ها و جهانبینی– قالبهاي ذهنی و باورها – ارزشها – و حتی 
نمادها.
به نظر نگارنده تمام عوامل را می توان در این دسته بندي جاي داد و اهم آنها نیز بیان شد اما برخی عوامل تأثیر
پر رنگتر و قدرتمندتري دارند لذا در ادامه به شرح مختصري براي برخی از آنها می پردازیم.
رسانه : رسانه هاي جمعی دو کار اساسی را در فرآیند افکار عمومی انجام می دهند اول آنکه نقش گزارشی خود را
بازي کرده یعنی اخبار و تفاسیر امور سیاسی و اجتماعی را به مردم گزارش می دهند و دوم آنکه با انعکاس پاسخهاي
مردم به برخی پرسشها نقش نظر سنجی را ایفا می نمایند. (لازار، 1380 ، ص 135 ) به هر حال یکی از قدرتمند ترین
ابزار و عوامل مؤثر بر افکار عمومی رسانه ها هستند همان طور که بیان شد رسانه به راحتی و به طور فراگیر می تواند
با گزارش دهی و خبر رسانی موضوعی را داراي اولویت کرده و افکار عمومی را به سمت آن سوق دهد و از طرفی هم
باز خور آن را از جامعه گرفته و در اختیار متولیان امر قرار دهد. رسانه شاید قدرتمندترین وسیله براي هدایت افکار
عمومی باشد؛ تأثیر رسانه و عمومیت آن و سهولت دسترسی و اعتماد و اعتبار داشتنش کمک می کند که مخاطب
جهت مشخصی را در پیش بگیرد و از طرفی در صورت مخالفت نیز حس کند که غلبه با تفکر مورد بیان رسانه است
و لذا در مقابل آن موضع نگیرد و مغلوب شدن را بپذیرد و زودتر هم نوا گردد.

لازار، ) .« می توان گفت که پایه و اساس کنش اجتماعی ارتباطات میان فردي است » : ارتباطات میان فردي
1380 ، ص 106 ) آري اعتقادات مردم در اثر محاورات و تبادل نظرها شکل گرفته و تعدیل می شود. آقاي
اسدي( 1371 ) نیز در این باره معتقد است، یکی از عوامل شکل گیري افکار عمومی گفتگوي گروهی است. گفتگوي
گروهی اهدافی را در ارتباط با افکار عمومی دارد که عبارتند از: آگاهی از مسائل - آموزش و روشن گري - تضارب
آراء - بیان ایده ها - ایجاد حس دموکراسی و آزادي بیان - نتیجه گیري براي اقدام. (ص 181 تا 185 ) با دقت در
کارکردهاي ارتباطات معلوم می گردد که چه تأثیر شگرفی می تواند بر افکار عمومی بگذارد و چقدر باید در معادلات
سیاسی اجتماعی فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.
گروه ها و احزاب : گروه ها و احزاب نیز از عوامل مؤثر بر افکار عمومی به حساب می آید. به خاطر گروه پذیر بودن
افراد و حس نیاز به تعریف شدن در گروه و احزاب سیاسی و همچنین به دلیل جاي گرفتن گروه ها در دل اجزاب و
ایجاد حس گروه پذیري در گروه بزرگتر و به دلیل استفادة هوشمندانه احزاب از روشهاي کنترل افکار عمومی،
گروهها و احزاب از عوامل مهم تأثیر بر افکار به حساب می آیند.
نظام ارزشی : بخشی از شخصیت انسانها در بستر اجتماع تشکیل و رشد می یابد. او ارزشهاي جامعه را می پذیرد
و به مرّ آن عمل می نماید و همواره تفکر، رفتار و الگوهاي خود را از آن می گیرد. شاید بتوان گفت که در مراحلی از
زندگی، فرد، بیشترین اهمیت را به جامعه می دهد و رفتار بر وفق آن برایش غیر قابل اغماض است.
بی هیچ تردید افکار عمومی هر جامعه در بستر قالبهاي ارزش اجتماعی و فرهنگی آن جامعه شکل می گیرد و »
تحول می پذیرد به عبارت دیگر، هر جامعه نوع فکري و عقیدتی مخصوص به خود را دارد و واکنشهاي جمعی خاص
خود را نشان می دهد. ماهیت و صورت افکار از یک جامعه به جامعۀ دیگر و حتی از یک زمانی به زمان دیگر در یک
لازار، 1380 ، ص ) .« جامعه تفاوت دارد. بنابر این بررسی افکار مستلزم شناخت فضایی است که در آن شکل می گیرد
12 ) از طرفی هر چه این ارزشها منطقی تر و محکمتر باشد انسجام اجتماعی بیشتري را به همراه می آورد چون کمتر
اتفاق می افتد که کسی به خلاف آن عمل نماید لذا در چنین جوامعی همواره یک نوع یک رنگی اجتماعی قابل
هر چه ارزش جمعی ریشه دار تر باشد افکار عمومی اي که بر اساس آن شکل » مشاهده است. و از همه مهمتر
همان، ص 18 ) پس توجه به ارزشهاي اجتماعی و نهادینه کردن آن امري ) .« گرفته، پایدارتر و عمیقتر خواهد بود
بسیار حیاتی و قابل تأمل است؛ چون اگر افکار عمومی ریشه دار و پایدار نباشد هم جامعه به نتیجه مشخص و
مطلوبی نمی رسد و هم راه نفوذ براي دشمن به وجود می آید تا هر گاه به بهانه اي افکار عمومی را متزلزل نموده و یا
به بی راه ها بکشاند.
فرهنگ : عامل تأثیر گذار و پر اهمیت دیگر، فرهنگ است. چون فرهنگ جامعه تعیین می کند که چه موضوعی
در اولویت قرار گیرد و پیگیري آن تا چه میزان ارزشمند می باشد. اینجاست که براي هر تغییري ابتدا به سراغ
فرهنگ سازي می روند و از طرفی چون فرهنگ یکی از عوامل اصلی انسجام اجتماع است، مراقبت می کنند که خللی
در آن ایجاد نشود.

رهبران افکار عمومی : و اما مهمترین عامل تأثیر گذار بر مردم، رهبران و خصوصاً رهبران فکري جامعه هستند. از
طرفی همواره حاکمان الگوهاي اجتماع به حساب می آیند و مردم بر منش آنها عمل، به مانند آنها فکر و به روش آنها
انتخاب و گزینش می کنند، از سوي دیگر قدرت به عنوان نیروي برتر و حاکم، که داشتن اختیارات فراوان و اطلاعات
دقیق و جامع از ویژگیهاي آن است، در اختیار ایشان است و سنجش مصالح و تعیین اولویتها به عهدة آنهاست. از
دیگر سوي انسانهاي معمولی و به عبارتی عوام الناس همواره خود را تابع می دانند و سعی می کنند دنباله رو باشند و
چه کسی برایشان بهتر و مطلوبتر از رهبران و خواص می تواند الگو قرار گیرد. دلیل دیگر بر اینکه عرض کردیم
رهبران مهمترین عامل تأثیر گذار بر افکار عمومی هستند این است که اغلب عوامل موثري که به آنها اشاره کردیم
مستقیم و یا غیر مستقیم در سیطرة حاکمان است و حاکمان بیشترین نفوذ و تأثیر را بر آنها دارند. البته ماهیت
تحقیق پیش رو ایجاب می کند که به جزئیات مقولۀ رهبري از نگاه دینی بنگریم و بررسی نماییم که از نظر دین چه
شرایط و ویژگیهایی براي رهبران متصور و ضروري است. پس، باید گفت که رهبران صرفاً مدیرانی براي برقراري نظم
عمومی و رساندن جامعه به آسایش مادي نیستند تا اجازه داشته باشند جامعه را با هر وسیله اي و به هر سمتی که
خود صلاح می دانند حرکت دهند بلکه اولاً باید دلسوزانه، صلاح مادي و معنوي جامعه را در نظر گیرند ثانیاً از راه
کارهایی براي هدایت جامعه استفاده نمایند که مورد تأیید دین باشد و ثالثاً زمینه اي را فراهم آورند که مردم آگاهانه
و با اختیار، او و سیاستهاي او را بپذیرند.
رهبري فراگرد نفوذ اجتماعی است که در آن رهبر » : آقاي رضائیان ( 1382 ) در تعریف رهبري معتقد است که
مشارکت داوطلبانۀ کارکنان را در تلاش براي کسب هدفهاي سازمان طلب می کند. در اینجا واژة داوطلبانه، واژه اي
عملیاتی است؛ رهبران براي ترغیب مشارکت داوطلبانۀ کارکنان، هر گونه اختیار و قدرتی را که دارند با ویژگیهاي
ص 375 ) آري رهبري فرآیند نفوذ و تأثیر گذاري بر دیگران ) .« شخصی خود و مهارتهاي اجتماعی تکمیل می کنند
است به نحوي که آگاهانه و مشتاقانه، براي رسیدن به اهداف مشترك و در مسیر تعالی فردي و سازمانی عمل نمایند.
که طبیعتاً براي تحقق این مهم، رهبران باید صاحب شرایط و ویژگیهاي علمی و سیاسی و اخلاقی ویژه اي باشند که
در منابع و تحقیقات دینی ما به صورت دقیق و جزئی بیان شده و ذکر بیشتر آن از حوصلۀ بحث ما خارج است.
دوران امام علی و افکار عمومی
براي بررسی اصول و شیوه هاي رهبري افکار عمومی در دوران امام علی ابتدا باید به دو مقدمه توجه نمود اول
آنکه بسیاري از بزرگان و اهالی دقت و نظر بر این باورند که میان دوران ما و دوران حکومت امام شباهتهاي زیادي
وجود دارد. اینکه تاریخ تکرار پذیر است یا نه مورد توجه ما نیست اما با اندك توجه و مقایسه می توان دریافت که
شرایط سیاسی و اجتماعی دوران انقلاب و خصوصاً پس از رحلت امام خمینی از جهات فراوانی به دوران حکومت امام
نمى خواهم بگویم » : علی (ع) نزدیک و با آن قابل مقایسه و مطابقت است. مقام معظم رهبري در این باره می فرماید
همۀ آن حوادثى که در صدر اسلام اتفاق افتاده، امروز هم همانها مو به مو اتفاق مى افتد، نه. اما جهت گیریها یکى

است. دل مؤمنین با دل مؤمنان آن روز است، امید مؤمنین امروز با امید مؤمنان آن روز، تردید منافقین و ضعاف
الایمان امروز همانند تردید منافقین و ضعاف الایمان آن روز است. همدستى مخالفان و توطئه گران امروز همانند
همدستى مخالفان و توطئه گران آن روز است. محورى بودن نظام ما مانند محورى بودن نظام صدر اسلام، مردم
خامنه اي، 1372 ، ص 42 ) و لذا شاید جاي ابهامی نماند ) .« گرایى نظام ما مانند مردم گرایى نظام صدر اسلام است
وقتی عالم تیز بین و دقیقی چون مقام معظم رهبري که دوران حکومت امام علی را به دقت مطالعه و مورد توجه
قرار داده و در این زمان نیز سکان دار انقلاب و مسلط و مشرف به فراز و فرودهاي آن است این چنین فرمایشاتی را
بیان نماید.
خوب اگر شرایط، جهت گیریها، موانع و دردهاي زمان حکومت امام و زمان ما به هم شبیه باشد و در شرایطی که
حاکم آن زمان فردي عالم و بصیر و معصوم و کسی که هرگز حق از او و او از حق جدا نمی شود و در یک کلام
جانشین به حق و بلا منازع پیامبر باشد که چنین است دیگر جاي تردیدي نمی ماند که درمانها و روشهاي مقابلۀ
ایشان قطعی بوده و اگر به روز رسانی و باز تعریف گردد می تواند رافع مشکلات و معظلات امروز جامعه و هر زمان
دیگر تا قیام قیامت باشد.
نکتۀ دیگري که باید به عنوان مقدمه دوم به آن پرداخت این است که افکار عمومی در نظر امام از چه جایگاهی
برخوردار بوده و امام تا چه اندازه به وجود آن و رهبري و هدایتش اهتمام می ورزیدند. از نمونه هاي تاریخی موجود
چنین به دست می آید که بدون شک امام به اهمیت افکار عمومی واقف و بر احترام به آن و تلاش در جهت هدایت و
اصلاح و رهبري آن اصرار داشته است. امام خود سیاست مداري آگاه است که می داند حکومت بدون حمایت مردم
هیچ جایگاه و قدرتی ندارد و اگر قرار است کاري انجام گیرد جز با عزم عمومی و خواست همگانی و حضور حداکثري
امکان پذیر نیست. در این زمینه ما به بیان چند نمونه از مواردي که می تواند مؤید این ادعا باشد اشاره می کنیم.
بیعت مردم : شاید بتوان با اطمینان گفت که یکی از مظاهر اهتمام امام به نظر عموم مردم ماجراي پذیرش
سوگند به خدایی که دانه را شکافت و » : خلافت و هجوم مردم براي بیعت کردن باشد. امام در این باره می فرماید
جان را آفرید اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند و اگر خداوند از علماء
عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر
دشتی، 1379 ، ص 49 ) این واقعه نه تنها نشانۀ احترام امام به افکار ) «.... کوهان آن انداخته رهایش می ساختم
عمومی بود بلکه یکی از گسترده ترین مانورهاي حضور مردم و دخالت آنان در امور، تا آن زمان به حساب می آمد.
نکتۀ مهم دیگر در این ماجرا آن است که امام بر عمومی بودن این خواست بزرگ دقت و تأکید داشت لذا پس از
اگر ناگزیر باید چنین شود پس در مسجد زیرا بیعت من مخفیانه » : دیدن اشتیاق مردم و اصرار آنان به بیعت فرمود
عبد المقصود، 1360 ، جلد دوم، ) .« نیست، و جز با رضایت مسلمانان و آنهم در ملاء عام و جماعت مردم نخواهد بود
ص 338 ) پر واضح است اگر خواست عمومی مهم نبود امام از پذیرش خلافت روي گردان می شد و اگر افکار عمومی
اهمیت نداشت امام بیعت خود را مشروط به حضور در مسجد و در مقابل دیدة همۀ افراد جامعه نمی نمود.

احترام امام به افکار عمومی تا آنجا که با مصالح اسلام سازگار باشد : امام در ذى الحجه سال 23 هجرى پس از
همانا مى دانید » : قتل عمر، در روز شورا آن هنگام که مردم به ناحق، براى بیعت کردن با عثمان جمع شدند، فرمود
که سزاوارتر از دیگران به خلافت من هستم. سوگند به خدا به آنچه انجام داده اید گردن مى نهم، تا هنگامى که اوضاع
مسلمین رو براه باشد، و از هم نپاشد، جز من به دیگرى ستم نشود، و پاداش این گذشت و سکوت و فضیلت را از
( دشتی، 1379 ، ص 123 ).« خدا انتظار دارم، و از آن همه زر و زیورى که به دنبال آن حرکت مى کنید، پرهیز مى کنم
لزوم تبعیت همه از افکار عمومی در چهار چوب مبانی مورد نظر اسلام : امام در نامۀ ششم نهج البلاغه بر این
همانا کسانى با من بیعت » : نکته تاکید دارد که اقلیت نیز باید از رأي و نظر عموم مردم پیروي نمایند و می فرماید
کرده اند که با ابا بکر و عمر و عثمان، با همان شرایط بیعت کردند، پس آن که در بیعت حضور داشت نمى تواند
همان، ص 485 ) البته این ) .« خلیفه اى دیگر انتخاب کند، و آن کس که غایب بود نمى تواند بیعت مردم را نپذیرد
تبعیت قید دارد و مطلق نیست و قیدش نیز آن است که ولی خدا و امام بر حق جامعه این رأي عمومی را تأیید کند
همان طور که امام بیعت با آن سه را تأیید نموده بود.
پذیرش حکمیت : امام پیروز میدان صفین بود و مالک (سردار سپاه امام) دیگر، چند ضربۀ شمشیر تا کندن ریشۀ
فتنه نداشت که مردمی جاهل تحت تأثیر عملیات روانی معاویه گرد امام جمع شده و ایشان را مجبور به پذیرش
حکمیت نمودند. حکمیتی که امام از ابتر بودن آن آگاه بود اما وقتی نظر غالب در میان مردم پذیرش آن باشد
چاره اي جز تسلیم در برابر خواست عمومی وجود ندارد و امام نیز چنین کرد.
پس آنگاه که در زندگى » ، وحدت و همدلی، راه نجات : در فرازي از خطبۀ زیبا و دقیق قاصعه آمده است
گذشتگان مطالعه و اندیشه مى کنید، عهده دار چیزى باشید که عامل عزّت آنان بود، و دشمنان را از سر راهشان
برداشت، و سلامت و عافیت زندگى آنان را فراهم کرد، و نعمت هاى فراوان را در اختیارشان گذاشت، و کرامت و
شخصیت به آنان بخشید، که از تفرقه و جدایى اجتناب کردند، و بر وحدت و همدلى همت گماشتند، و یکدیگر را به
وحدت واداشته به آن سفارش کردند. و از کارهایى که پشت آنها را شکست، و قدرت آنها را در هم کوبید، چون کینه
توزى با یکدیگر، پرکردن دلها از بخل و حسد، به یکدیگر پشت کردن و از هم بریدن، و دست از یارى هم کشیدن،
بپرهیزید ... پس اندیشه کنید که چگونه بودند ( مؤمنان گذشته ) آنگاه که، وحدت اجتماعى داشتند، خواسته هاى
آنان یکى، قلب هاى آنان یکسان، و دست هاى آنان مدد کار یکدیگر، شمشیرها یارى کننده، نگاه ها به یک سو دوخته،
و اراده ها واحد و همسو بود آیا در آن حال مالک و سرپرست سراسر زمین نبودند و رهبر و پیشواى همه دنیا نشدند
( همان، ص 393 تا 395 ) .«
نتیجه افکار عمومی براي همه است : وقتی افکار عمومی، جامعه را به سمت خاصی حرکت دهد حوادثی که رخ
می دهد گریبان همۀ مردم را خواهد گرفت چه آنان که در شکل گیري افکار عمومی سهم داشته وچه آنان که کناره
اى مردم، » : گرفته و در شکل گیري آن دخالتی نکردند که امام در این باره در خطبۀ 201 نهج البلاغه می فرماید

همه افراد جامعه در خشنودى و خشم شریک مى باشند، چنانکه شتر ماده ثمود را یک نفر دست و پا برید، اما عذاب
( همان، ص 423 ) .« آن تمام قوم ثمود را گرفت، زیرا همگى آن را پسندیدند
شیوه هاي رهبري افکار عمومی
اینک زمان آن رسیده که مشخص شود رهبري، فرزانه و حکیم که از گناه و خطا و اشتباه معصوم بوده و از آینده
با خبر است و مصالح عمومی را می داند، همچنین چونان پدري دلسوز به مردم می نگرد و ذره اي از حق و عدالت
کوتاه نمی آید، براي برانگیختن افکار عمومی و تهییج مردم و ایجاد وحدت نظر و همگرایی اجتماعی و استفاده از
حضور فعال مردم، چه ابزارها، روشها، رویه ها، سیاستها و خط مشی هایی به کار می بندد. در ادامه مواردي را متذکر
می شویم که مستقیم یا غیر مستقیم به رهبري افکار عمومی و هدایت آن مربوط می شود.
خطابه و قدرت کلام : برخی راه کارها و روشها براي نفوذ و کنترل و تغییر مسیر افکار عمومی وجود دارد و شاید
بتوان گفت که همۀ آنها به نوعی و با اندکی مسامحه، عملیات روانی و به منظور تأثیر گذاري بر روح و روان و تعقل
مردم به کار می رود و بار اصلی عملیات روانی نیز بر دوش کلام و محاوره است. که کلام، مخفی یا آشکار، شفاهی و یا
کتبی از سلاح هایی محسوب می شود که به سمت ذهن و فکر انسان نشانه رفته است و در صورتی که بتواند بر
احساسات او غلبه کند، قادر خواهد بود تا اعماق وجودش نفوذ نماید. (نصر، 1380 ، ص 3 ) اما امیر المومنین، امیر
بیان است و کسی نیست که اندك شکی در نفوذ کلام و فصاحت و بلاغت و استواري منطق و لطافت در گفتار او،
همانا ما امیران سخن مى باشیم، درخت سخن در ما ریشه دوانده، و » : داشته باشد. امام خود در این باره می فرماید
( دشتی، 1379 ، ص 471 ).« شاخه هاى آن بر ما سایه افکنده است
شخصیت هاى تاریخى با وجود اختلافهاى فکرى و تضادهاى مذهبى که دارند، » : جرج جرداق( 1373 ) می نویسد
ص ) .« با تفاوت در شدت و ضعف، ادیبانى زبر دست هستند. این حقیقت بطور آشکار در شخصیت على تمرکز داشت
(21
بیان برتريها و ایجاد اعتبار اجتماعی : در بحث افکار عمومی این مسئله که مردم به حکومت خود اعتماد داشته
و حاکمان خود را اطاعت کنند یکی از عوامل اصلی همگرایی آراء و وحدت اجتماعی به حساب می آید. در دنیاي
امروز قدرتهاي سیاسی به هر وسیله اي چه مشروع و چه نامشروع دست می آویزند تا براي خود اعتباري فراهم سازند
اما، امامی که تأییدیۀ الهی دارد و مشروعیتش از طرف قدرتی برتر به او اعطا شده، فقط لازم است واقعیت خود را به
آن گاه که همه از ترس سست شده، کنار کشیدند، من قیام کردم، » : مردم بشناساند. به عنوان نمونه امام می فرماید
و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به میدان آمدم، و آن زمان که همه لب فرو بستند، من سخن
گفتم، و آن وقت که همه باز ایستادند من با راهنمایى نور خدا به راه افتادم. در مقام حرف و شعار صدایم از همه
آهسته تر بود اما در عمل برتر و پیشتاز بودم، زمام امور را به دست گرفتم، و جلوتر از همه پرواز کردم، و پاداش

سبقت در فضیلت ها را بردم. همانند کوهى که تند بادها آن را به حرکت در نمى آورد، و طوفانها آن را از جاى بر
نمى کند، کسى نمى توانست عیبى در من بیابد، و سخن چینى جاى عیب جویى در من نمى یافت. خوارترین افراد نزد
دشتی، ) .« من عزیز است تا حق او را باز گردانم، و نیرومند در نظر من پست و ناتوان است تا حق را از او باز ستانم
( 1379 ، ص 63
پرهیز دادن از دنیا طلبی : یکی از عوامل تفرقه و جدایی اجتماعی دنیا طلبی و خود خواهی است اگر مردم در
ابراز نظر و رفتار و کنشهاي اجتماعی حق و حقیقت و راستی و صلاح را در نظر می گرفتند و از خود خواهی و دنیا
طلبی جدا می شدند کلمۀ حق بر جامعه حاکم گشته و آراء مردم و تعداد تمایلات دنیوي آنها متکثر نمی گشت و
مبنایی چون حقیقت، عامل وحدت می شد لذا امام به کرات با مردم در مورد معایب دنیا زدگی و پیرامون دنیا
اما بعد همانا حکایت دنیا حکایت مار خوش خط و خالیست » : شناسی و دوري از فریب آن هشدار می داد و می فرمود
که هر گاه بدن آن را دست کشند نرم و لطیف است لیکن زهر درونى آن کشنده و کثیف، اینک از شگفتیهاى دنیا در
حذر باش و از امور مربوط به آن کمتر استفاده نما، و به هر اندازه که مایل به دنیا هستى بیشتر از آن از وى دورى
، مفید، 1380 ) .« کن زیرا دنیا دار، چنان که به سرور و نشاط آن خرسند است هدف تیرهاى گرفتارى آن نیز هست
( ص 223 و 224
تحلیل رفتار مردم و بیان عاقبت کارها : تمایل و علاقۀ عمومی مردم و روحیۀ بشري، آگاهی از آینده است. لذا
امام در شگردي دیگر و با استناد به آگاهی ها و علومی که در اختیار داشت، مردم را از آینده و سر انجام کارشان آگاه
می نمود که طبیعتاً این آگاهی مسیر اعتقادي، و تصمیم گیري افراد را به سمت و سوي مورد نظر تغییر داده و
پس به سخن من » : موجب هدایت افکار عمومی به سمت مقصد مورد نظر می شود. به عنوان نمونه امام می فرماید
گوش فرا دهید، و منطق مرا در یابید، که در آینده اى نه چندان دور براى تصاحب خلافت شمشیرها کشیده شده، و
دشتی، ) .« عهد و پیمان ها شکسته خواهد شد، تا آن که بعضى از شما پیشواى گمراهان و پیرو جاهلان خواهید شد
( 1379 ، ص 259
شکوه از کوتاهی ها عمل نکردن به وظیفه : دیگر روشی که براي برانگیختن افکار عمومی توسط امام به کار بسته
می شد شکوه از کوتاهی ها و خمودي مردم و سرزنش آنها به خاطر رفتارهاي غلط و جهالتهایشان بود. بعد از ماجراي
حکمیت که معاویه به پیمان خود عمل نکرد و نقض عهد نمود امام از سستی مردم لب به شکوه گشوده می فرماید:
تعجب من از اینجاست که چگونه این مردم در ترقى باطل خود مى کوشند و شما از تقویت حق خودتان سستى ....»
می ورزید و خود را هدف تیر بلا قرار می دهید و تیرى به هدف قلب آنها نمی زنید و پیکار را مى بینید و با دشمن
( مفید، 1380 ، ص 274 ) .«.... کارزار نمى کنید و به نافرمانى آنها خوشحالید
تبیین عمومی برنامه هاي حکومت : امام از همان روز اول بیعت بنا را بر عدالت و مساوات و لغو امتیازات بِلا
مرجحی که در زمان عمر و عثمان در جامعه رواج یافته بود گذاشت. و بلا فاصله به تبیین منطق این سیاست در
جمع عمومی مردم پرداخت تا راه را بر شبهات و انحراف افکار عمومی ببندد. امام روز دوم بیعت در مسجد حاضر شد

و در جمع مردم فرمود: آگاه باشید هر قطعه زمینى که عثمان تیول کرده و هر مالى از اموال خدا را بخشیده به بیت
المال باز مى گردد، .... شما همه بندگان خدا هستید و مال، مال خداست که میان شما بطور مساوى تقسیم مى شود،
و در این زمینه هیچکس بر دیگرى برترى ندارد. (جرداق، 1373 ، ص 165 و 166 ) افزون بر این نمونه موارد فراوان
دیگري نیز وجود دارد که امام یا در حین عمل و یا حتی قبل از اجراي دستور و ابلاغ تصمیماتش، منطق و مبناي
آن را به کرات براي مردم و خواص بیان فرموده است، تا خواص تکلیف خود را دانسته و افکار عمومی نیز با آگاهی
کامل در جریان امور قرار گیرند.
یاد آوري گذشته و تذکر دادن : روش دیگري که امام از آن استفاده می نمود تذکر و یادآوري مسائل گذشته و
خاطرات بود. گاهی این تذکرات به صورت عمومی بیان می شد و گاهی به طور خصوصی واقعه اي براي فرد خاصی یاد
آوري می شد به عنوان نمونه امام به طلحه و زبیر و در حالی که به پیمان شکنی آنان مطمئن بود مواردي را یادآور
طلحه و زبیر از على علیه السلام اجازه خواستند که به طرف مکّه حرکت » : شد. در کتاب اثبات الوصیه آمده است
کنند، طلحه و زبیر اول کسى بودند که با على بن أبی طالب علیه السلام بیعت کرده بودند و دست آن حضرت را
کشیده آن را مسح نمودند. على علیه السلام به آنان اجازه داد، آنان را از شکستن عهد و پیمان بر حذر داشت، بیعت
خود را با آنان تجدید کرد، آنان را از قول رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله - که در حضور خودشان به على علیه السلام
مسعودى، 1362 ، ص ) .« فرمود: یا على تو بعد از من با ناکثین و قاسطین و مارقین قتال خواهى کرد. یادآور نمود
( 268 و 269
اطلاع رسانی به موقع : یکی از عوامل انحراف افکار عمومی نا آگاهی مردم از وقایع و حوادث است. وقتی اطلاع
رسانی صحیح و رسمی صورت نپذیرد مردم حس نیاز به دانستن را با اخبار غلط و دروغ و خبرهاي ناقص بر طرف
کرده و این مقدمه اي براي رشد شایعه و شبهه و در انتها بی اعتبار شدن سیستم حاکم و انحراف افکار عمومی
می گردد. امام به این مهم وقوف دارد لذا پس از هر اتفاقی، ماجرا و اخبار مورد نیاز مردم را با فرستادن نماینده و یا
نامه و یا خطابه به اطلاع آنان می رساند به عنوان نمونه چون امام به فتح بصره توفیق یافت نامه اي را به کوفه نوشت و
ماجرا را به طور مفصل براي آنان شرح داد.
معرفی و در انزوا قرار دادن معاندان : روش دیگر امام براي رهبري افکار عمومی محدود کردن و در انزوا قرار دادن
مخالفان است چون اگر آنان با همان چهرة مخالف در جامعه حاضر شوند و به راحتی زندگی نمایند و دست آنان
براي ابراز مخالفت و ضدیت باز باشد، رفته رفته مخالفت آنان، فرا گیر گشته و افکار عمومی در دام انحراف گرفتار
می شود و از طرفی با در انزوا قرار دادن آنان راه بر کسانی که با اندك مشکلی دم از مخالفت می زنند و مدعی
حکومت می شوند بسته می ماند. نمونۀ این سیاست، زمانی است که ایشان پس از واقعۀ جمل به کوفه وارد شدند و در
عده اي هم از مردان شما از ....» : بدو ورود در خطبه اي پس از حمد الهی و بیان برخی مطالب در مورد جنگ فرمود
یارى ما دست برداشتند و مرا از خود ناراحت نمودند اینک شما هم از آنان دورى کنید و با سخنان ناروا با آنها گفتگو

« نمائید تا از فعل خود شرمنده شده به ما توجه کنند و ما آنچه را از آنها انتظار داشتیم از ایشان مشاهده کنیم
( (مفید، 1380 ، ص 250
تبشیر و وعدة خیر دادن : یکی دیگر از روشهاي امام براي رهبري افکار عمومی، دادن وعدة خیر و برکت و
آسایش به مردم بود که تحقق آن در گرو همراهی ایشان با امام و تصمیمات حکومت آن حضرت بود. امام در فرازي
اى مؤمنان می خواهید شما را به ....» : از خطبه اي که براي تهییج مردم به جنگ با معاویه بیان داشت چنین فرمود
تجارتى هدایت کنم که از عذاب دردناك نجات دهد و آن تجارت آنست که به خدا و رسول او ایمان آورید و با جان و
مال خود در راه او جهاد نمائید آرى این پیشنهاد اگر بدانید نفعش به حال شما بیشتر است گناهان شما را مى آمرزد
( همان، ص 254 ) .« و شما را وارد بهشت هایى می کند
صبر و حوصله به منظور آگاه شدن مردم : یکی از شگردهاي موفق رهبري افکار عمومی که عموماً مورد غفلت
قرار می گیرد صبر است. در برخی موارد ایجاد آگاهی در مردم نسبت به موضوع و حقیقتی خاص نیاز به گذشت زمان
دارد؛ باید زمان بگذرد تا غبار فتنه فروکش کرده و افراد حقیقت را درك نمایند، روشی که کمتر به آن توجه می شود
و مسئولین به جاي آنکه اندکی صبر نموده و فقط زمینه را براي کسب آگاهی فراهم نگاه دارند خود را به آب و آتش
می زنند تا افکار عمومی را از طرق دیگر مهار و هدایت نمایند که نتیجه اي جز شکست و خسران ندارد به عنوان نمونه
چرا میان خود و ایشان(اهل شام) مدتى قرار دادى؟ امام فرمود » پس از ماجراي حکمیت شخصی از امام سؤال کرد
براى آنکه جاهل بداند حق با ماست و عالم، ثبات قدم نشان دهد و آرزومندیم خداى متعال بدین وسیله صلحى که
( همان، ص 261 و 262 ) « برقرار شده به نفع این امت، خاتمه دهد
استفاده از نمادهاو نشانه ها و محو نمادهاي گمراهی : تأثیر نمادها بر افکار عمومی امري غیر قابل انکار است. نماد
نوعی قرینه و تذکر و یادآوري به حساب می آید زمانی که مردم با نمادي برخورد می کنند نا خود آگاه ذهنشان به
سمت محتوایی که آن نماد بر آن دلالت دارد معطوف می شود. امیر المومنین نیز گه گاه از این نمادها استفاده
می نمود؛ منقول است که امام در حالى که سوار بر استر شهباى رسول خدا (ص) بود حرکت کرد و چون به مسجد
رسید خشمگین بر منبر رفت. عمامه اى از حریر سیاه بر سر داشت. ردایش جامه اى سبز رنگ بود و ازار او برد قطرى.
شمشیر بر شانه داشت و به کمانى تکیه داده بود (اسکافى معتزلی، 1374 ، ص 101 ) و با این هیبت به ایراد خطبه و
تبیین مواضع براي مردم پرداخت. از طرف دیگر امام اجازه نمی داد که نمادهایی که موجب انحراف افکار عمومی بوده
و یا به تقویت روحیۀ دشمن و یا تضعیف روحیۀ قواي خودي می انجامد پابرجا باشد. در پایان واقعۀ جمل، امام
دستور داد شتر را سوزانده خاکسترش را بر باد دهند و فرمود: خدا آن را لعنت کند. چقدر به گوساله بنى اسرائیل »
( امین عاملى، 1373 ، جلد 2، ص 521 ) « ! شبیه بود
شنیدن حرف مردم و پاسخگویی به شبهات آنان : یکی از نقاط درخشان حکومت امام حضور ایشان در میان مردم
و گفتگوي با آنان و شنیدن انتقادات و سوالات و شبهات ایشان و پاسخ گویی مناسب و متقاعد کردن ایشان است.
روزي در مسجد کوفه و پس از جنگ جمل ابو برده بن عوف ازدى، یکى از کسانى که از یارى على (ع) دست بداشته

بود، برخاست و گفت: اى امیر المؤمنین آیا مقتولان را در اطراف عایشه و زبیر و طلحه نگریستى؟ آنان به چه گناهى
کشته شدند؟ فرمود: اینان شیعیان و کارگزاران مرا و نیز برادر ربیعه عبدى را به همراه جمعى از مسلمانان که گفته
بودند، ما مانند شما پیمان خود را نمى شکنیم و همچون شما خیانت نمى کنیم، کشتند. آنان بر این گروه تاختند و
همه آنها را مقتول ساختند. پس من از آنان درخواستم که قاتلان برادرانم را به من تحویل دهند تا آنها را به جزاى
کردارشان برسانم. سپس کتاب خدا را در میان من و ایشان حکم قرار دهند. اما آنها از این امر سرتافتند و در حالى
که بیعت مرا و مسئولیت خون حدود هزار نفر از پیروانم را به گردن داشتند به جنگ من آمدند. من نیز آنها را
کشتم. مگر تو در این باره تردید دارى؟ ابو برده پاسخ داد: من پیش از این شک داشتم. اما اکنون ماجرا را دانستم و
( اشتباه بصریان بر من آشکار شد و همانا تو هدایت شده و به نیکى عمل کرده اي. (همان، ص 532
بستن راه دشمنان با منطق : شبهه افکنی و ایجاد تزلزل یکی از کارآمد ترین ابزار دشمنان در مقابل امام به
حساب می آمد که ایشان با بصیرت افزایی راه را بر این انحرافات سد میکرد و با پاسخهایی منطقی و قوي تمام
دسیسه هاي آنان را مانند حباب روي آب به باد فنا می داد و حربۀ شبهه افکنی آنان را کند می کرد و همچنین به این
وسیله بصیرت مردم و نخبگان را نیز افزایش میداد تا آنان هم بتوانند در مقابل این توطئه ها مقاومت نمایند.
مدارا با دشمن : افکار عمومی حول موضوعاتی مثل وجود دشمن شکل میگیرد و رهبران و خواص جامعه بر آن
تأثیر می گذارد اما اگر قرار باشد این افکار عمومی به اوج خود و به مرحلۀ اقدام برسد باید دشمنی دشمن هم فراگیر
و هم واضح باشد و خطرش کاملاً احساس شود. امام براي به تکامل رسیدن افکار عمومی مردمِ تحت حکومتش
دشمن را به آنان معرفی می کند اما باید دشمنی دشمن علنی شود تا مردم حاضر به اقدام گردند لذا امام به دشمنان
فرصت می داد تا در مرحلۀ اول اگر احتمالاً کسی حاضر به بازگشت یا اصلاح است راه برایش گشوده باشد و در مرحلۀ
بعد اگر قرار است جنگی رخ دهد افکار عمومی خود را آمادة مقابله کند و با عزمی راسخ در مقابل دشمن بایستد. لذا
امام هیچ جنگی را شروع نکرد و اجازه حملۀ ابتدایی را به یارانش نداد.
حضور در میان مردم و در خط مقدم : رهبري می تواند افکار عمومی را براي کاري بسیج کند که خود آمادة انجام
آن باشد نه اینکه در امنیت بنشیند و مردم را به فداکاري فراخواند. امام نیز به این مهم آگاه است لذا همواره خود و
یا پاره هاي تن خود را در پیشاپیش مردم و در خط مقدم جبهه حاضر می ساخت تا مردم به دنبال ایشان به قلب
دشمن حمله کرده و آمادة جان فشانی گردند. به عنوان نمونه آمده است که امام در کشاکش جنگ میان میمنه و
میسره جولان مى داد و به هر یکى از لشکرها فرمان پیش روى مى داد که یکى بر دیگرى مقدم شود و اقدام کند او
( چنین مى کرد تا میدان جنگ را پشت سر گذاشت. ( ابن اثیر، 1371 ، جلد 10 ، ص 100
تشویق رفتارهاي خوب : یکی دیگر از سیاستهاي امام تشویق کردن کسانی است که کار خود را درست انجام
می دهند. طیاین تشویق هم خط مشی و سیاستهاي مطلوب مشخص می گردد تا افکار عمومی حول آن تشکیل شود
و هم حضور اجتماعی افراد و رفتار آنان تأیید شده و رغبت بیشتري به انجام کار پیدا می کنند. منقول است که در
نصر گوید: ربیعه تا .« شما زره و نیزه من هستید » : جنگ صفین امام به سوى گروهی از مردم ربیعه آمد و فرمود

امروز هم به این سخن بر خود مى بالد. ( امین عاملى، 1373 ، جلد 2، ص 639 ) وشاید همین تشویق باعث شد که
ربیعه تا آخر بر موضع حق خود استوار ماند و دیگر قبایل نیز تلاش کردند تا خود را در آن سطح بالا بیاورند.
استفاده از عناوین تأثیر گذار بر افکار عمومی : استفاده از الفاظی چون شیعۀ اهل بیت، شیعۀ آل محمد و یا
استفاده از عنوان ترابیه که مبین نسبت پیروان امام به ابوتراب است به نوعی نام گذاري و برچسب خوب زدن بر
اصحاب با وفاي امام به حساب می آید و در طرف مقابل به کار گیري واژة قرآنی ناکثین براي پیمان شکنان اهل جمل
و یا نام قاسطین که امام بر مخالفین خود در صفین گذارد و یا ملقب شدن خوارج جاهل و خشک مغزي که اصل
دین و حقیقت مذهب را از دست داده اند به مارقین نمونه هایی از این سیاست است.
ایجاد وحدت و آرامش در جامعه : بلافاصله پس از بیعت، طلحه و زبیر خدمت امام رسیده و عرض نمودند که ما
با تو بیعت کرده ایم اما به شرط برقراري عدالت و مجازات قاتلان عثمان. امام با سعۀ صدر حرف آنان را شنید و صحت
آن را تأیید نمود اما عملی بودن آن را منتفی دانست و به آنان فرمود: مردم در حال تفرقه و اختلاف و کشاکش
هستند بگذارید مردم آرام بگیرند و دلها بجاى خود قرار گیرد تا حقوق احقاق شود. شما هم آرام و منتظر پیش آمد و
سرنوشت باشید که عاقبت چه خواهد بود. ( ابن اثیر، 1371 ، جلد 9، ص 327 ) آري امام آرامش و وحدت را رمز
موفقیت می داند و براي آن تلاش می کند.
گفتگو با خواص و برانگیختن آنان : تأثیر خواص بر افکار عمومی غیر قابل چشم پوشی است. حین شکل گیري
افکار عمومی نظر خواص جامعه و صاحب نظران براي مردم عادي به نوعی فصل الخطاب بوده و لذا عقیدة عمومی
حول نظر ایشان تمرکز و اتحاد پیدا می کند به نحوي که در پاره اي اوقات همراه کردن خواص جامعه و رهبري عقاید
آنان خود مساوي با همراه کردن افکار عمومی و هدایت آنان است لذا در برخی از وقایع امام به سراغ خواص رفته و
به هدایت آنان می پرداخت تا آنان خود دیگر مردم را بر حقیقت امر آگاه سازند. به عنوان مثال وقتی خبر طلحه و
على اعیان و بزرگان اهل مدینه را نزد » ، زبیر و عایشه به امام رسید که آنان از مکه خارج شده و قصد ستیز دارند
خود خواند و چنین خطبه نمود. پس از ستایش یزدان این کار راست نخواهد شد و اصلاح نمى شود مگر اینکه آخر
آن مانند اول باشد (اول جنگ بوده و آخر هم جنگ باید باشد). خدا را یارى کنید خدا یار شما خواهد بود و کارهاى
( همان، ص 364 ) .« شما را راست خواهد کرد
تقویت روحیه و ایجاد اعتماد به نفس : دیگر روش امام براي تحریک افکار عمومی استفادة حضرت از انواع
عملیاتهاي روانی براي ایجاد اعتماد به نفس در میان سپاهیان و تحریک ایشان به منظور تقویت روحی و افزایش توان
عملیاتی آنان است در یکی از روزهاي جنگ صفین که کار به شدت بالا گرفته بود امام در جمع یاران خود حاضر و
صفوف خود را مانند یک بنیاد محکم نظم بدهید و استوار کنید. زره پوشان را مقدم بدارید و بى » : چنین می فرماید
زرهان را عقب سربگذارید دندانها را بهم سخت فشار بدهید زیرا فشردن دندان (مقصود سرسختى و استقامت با خشم
و جلادت) باعث مى شود که شمشیرهاى دشمن در سر شما کارگر نشود و به سنگ بخورد. چابک و چالاك و چرخ
زن باشید زیرا سرعت پیچیدن موجب مى شود که نیزه به خطا رود و به تن شما نپیچد. نگاهها را کوتاه کنید زیرا نگاه

کردن به زیر و چشم پوشانیدن باعث پایدارى و استقامت و دلیرى و دلدارى مى شود. صداها را خاموش کنید و
بکشید زیرا خموشى موجب متانت و وقار و ثبات مى گردد و ناامیدى و عدم رستگارى را دور مى کند. پرچمهاى خود
را بلند و راست بدارید، خم نکنید و کج مدارید و از جاى خود زایل مکنید و آنها را بدست دلیران خود بسپارید. صدق
همان، جلد 10 ، ص ) .« و ثبات و صبر را سرمایه خود بدارید و بدانید با صبر نصر فرود می آید و شما پیروز مى شوید
( 71 و 72
پذیرش نقد سازنده و نظارت مردم : بسیار می شد که افرادي به دلایل مختلف امام را نصیحت نموده یا نقدي به
ایشان وارد می ساختند البته امام هم که از حسن نیت آنان با خبر بود گفته ها و نظراتشان را می شنید و حتی آنها را
تشویق و به استمرار این کار امر می نمود.
محبت با مردم : یکی از لوازم اصلی در رهبري افکار عمومی، مورد اعتماد بودن رهبر توسط مردم است در ادبیات
افکار عمومی به آن اعتبار میگویند و مردم بر مبناي، میزان اعتمادي که به مسئولان خود داشته و مقدار اعتباري که
براي رهبر خود قائلند کلام او را استماع و مورد پذیرش قرار می دهند و به حمایت از او و التزام به عقایدش مبادرت
می ورزند که این مقدمۀ همگرایی افکار عمومی و اولین قدم در راه هدایت آن است. امام این اعتماد و اعتبار را در گرو
محبت و مدارا با مردم و حضور در میان آنها و ایجاد حس علاقه و دوستی نسبت به آنان می داند لذا در نامۀ 53
بدان اى مالک هیچ وسیله اى براى جلب اعتماد رعیت ( نسبت ) به والى بهتر از » : چنین به مالک مینویسد
نیکوکارى به مردم، و تخفیف مالیات، و عدم اجبار مردم به کارى که دوست ندارند، نمى باشد، پس در این راه آنقدر
( دشتی، 1379 ، ص 571 تا 573 ) .« ... بکوش تا به وفادارى رعیت، خوشبین شوى
افشاگري : عرض شد که خطرناکترین پدیده و مخرب ترین حربه بر سر راه تکوین افکار عمومی و به نتیجه
نرسیدن آن و مؤثرترین عامل براي انحراف افکار عمومی، شبهه و شایعه و ابهام و در یک کلام فتنه است که رهبران
آگاه باید به مقابلۀ با آن بپردازند. یکی دیگر از روشهاي امام براي ایجاد آگاهی و رفع شبهات و گره گشایی از
ابهامات، افشا گري است، افشاي ماهیت دشمنان و چهرة واقعی آنان و همچنین افشاي توطئه ها و دسیسه هاي آنان.
مثل تمام حرف هایى که راجع به مخالفین خودش، که آن جنگ ها را راه انداختند، بیان فرموده، راجع به معاویه، »
راجع به طلحه و زبیر، راجع به عایشه، راجع به کسانى دیگر، راجع به خوارج، مشخصاً آن چیزهایى را بیان فرموده که
در دیدگاهش فتنه به حساب مى آمده است. این نوع در حقیقت افشاگرى است، امیر المؤمنین (علیه السلام) براى
این که فتنه را از بین ببرد و بخواباند بر آن است که چهره ها را روشن کند، این بهترین راه است .... علاج فتنه
.« چیست، افشاگرى، اصلا هیچ چیزى مثل افشاگرى فتنه را علاج نمى کند و امیر المؤمنین افشاگرى مى کند
( (خامنه اي، 1372 ، ص 47
تکرار و یاد آوري : تکرار موجب آن می شود که یک مطلب و موضوع، ملکۀ ذهن گردد. امام نیز نه از سر اغفال
مردم بلکه به واسطۀ تکرار منطق و استدلال محکم خود، معارف و آگاهی هایی را براي مردم بیان و آن را ملکۀ ذهن
آنان می نماید تا هم مانع ایجاد شبهات گردد و هم اینکه حقیقتهاي مهم همواره پیش روي افکار عمومی باشد تا

شاید مانع از غفلتی دوباره گردد. یکی از مشهود ترین نمونه هاي آن ماجراي نامۀ امام به شیعیان است و امر فرمود هر
( روز جمعه آن را (براى مردم و در نماز جمعه) بخواند. ( جعفري، 1374 ، ص 34
صداقت و راستگویی : در بخشی از خطبۀ 108 نهج البلاغه امام مردم را به تبعیت از رهبران و عالمان خداشناسی
که در جامعه وجود دارد سفارش می نماید سپس شرط ایجاد وحدت در جامعه و القاي اندیشۀ رهبر در میان احاد
جامعه و در نتیجه شکل گیري افکار عمومی و هدایت صحیح آن را سخن گفتن با مردم و آن هم به راستی و با
مردم به سخن عالم خداشناس خود گوش فرا دهید، دل هاى » : صداقت بیان می فرماید. در این خطبه آمده است
خود را در پیشگاه او حاضر کنید، و با فریادهاى او بیدار شوید. رهبر جامعه باید با مردم به راستى سخن گوید و
پراکندگى مردم را به وحدت تبدیل، و اندیشه خود را براى پذیرفتن حق آماده گرداند. پیشواى شما چنان واقعیت ها
را براى شما شکافت چونان شکافتن مهره هاى ظریف، و حقیقت را از باطل چون شیره درختى که از بدنه آن خارج
( دشتی، 1379 ، ص 203 ) .« شود، بیرون کشید
بسترهاي سه گانۀ ساماندهی به افکار عمومی
پس از ذکر شیوه هاي رهبري افکار عمومی لازم می دانم به بیان سه نکتۀ بسیار مهم که نقش ریشه اي و تعیین
کننده اي در مسائل اجتماعی و شکل گیري افکار عمومی و رفتار مردم و پیشرفت جامعه دارد و به عنوان بستري
براي سامان دادن به افکار عمومی مطرح میشود بپردازم که عبارتند از:
بصیرت : یکی از ویژگی هاي منحصر به فرد دین اسلام آن است که همواره از مردم می خواهد که با آگاهی و علم و
تفکر، به خود و جهان پیرامون خود و آفرینش آن، بنگرند و اعتقادات خود را با تأمل و دقت و نه از سر اجبار و یا
بصیرت به معناي روشن بینی و روشن دلی است. بصر چشم ظاهري است و بصیرت چشم » . تقلید، انتخاب نمایند
دل... صاحبان بصیرت با چشم دل راه زندگی پاکیزه را می یابند و براي آنها تنها حق مطرح است و بس. جلوه هاي
( خاتمی، 1377 ، ص 26 و 27 ) .« زیباي زندگی دنیا آنها را نمی فریبد و آنها دنیا را مسلخ ارزشها قرار نمی دهند
طبق تعریف برخی از علماي بزرگ علم لغت، بصیرت عبارت است از حقایقی از دین یا غیر دین که به باور »
قلبی مبدل شده باشد. بنابراین هر دانایی بصیرت به حساب نمی آید بلکه دانایی همراه با ایمان ملاك است ... خلاصه
اینکه انسان دو چشم دارد یکی چشم سر و دیگري چشم دل، با چشم دل می توان حق را از باطل تشخیص داد. و
انسان بصیر کسی است که چشم دلش بینا باشد. از این رو فرهنگ قرآن کسانی را که از حوادث پیرامون خود عبرت
و لذا اجتماع بصیر آن اجتماعی است که « می گیرند و حق و باطل را تشخیص می دهند داراي بصر توصیف می کند
چشم دلش نیز بینا باشد، گره هاي کور مشکلات خود را گشوده و دوست و دشمن را از هم تمیز می دهد، ارباب دین
و دنیا را می شناسد و رابطۀ زر و زور و تزویر را درك می کنند و نسبت به علایم نفاق و صداقت و عناد شناخت کامل
( سلیمانی، 1391 ، ص 52 تا 54 ) .« دارد

اما نکته اي که براي ما مهم است این است که امام ( در نامۀ خود به شیعیان که به خواندن عمومی آن نیز
سفارش فرمودند ) رمز موفقیت در برابر دشمن را اتحاد و استقامت و ایجاد بصیرت و بیداري بیان کرده می فرماید:
شما اگر اجتماع کنید سعادتمند مى شوید. خداوند شما را رحمت کند، خوابیدگان خویش را بیدار کنید، و آنان را ...»
( دینوري، 1380 ، ص 183 ) .« ... به جنگ با دشمنان خود تحریض کنید
رهبر شناسی و اطاعت از رهبري : بستر مهم دیگري که باید بدان پرداخت بحث رهبري و لزوم شناخت صحیح او
و سپس اطاعت محض از ایشان است. امام در خطبۀ 146 چنین تبیین می فرماید که امام و رهبر جامعه عامل اصلی
وحدت اجتماعی بوده و این وحدت است که رمز پیروزي می باشد هرچند تعداد آن افراد کم باشد چون یاري خداوند
موجب پیروزي است و خداوند دلها و افکار متحد را یاري می سازد و دست نصرت خود را با آنان همراه می فرماید. در
پیروزى و شکست اسلام، به فراوانى و کمى طرفداران آن نبود، اسلام دین خداست که آن را » ، این خطبه آمده است
پیروز ساخت، و سپاه اوست که آن را آماده و یارى فرمود، و رسید تا آنجا که باید برسد، در هر جا که لازم بود طلوع
کرد، و ما بر وعده پروردگار خود امیدواریم که او به وعده خود وفا مى کند، و سپاه خود را یارى خواهد کرد. جایگاه
رهبر چونان ریسمانى محکم است که مهره ها را متّحد ساخته به هم پیوند مى دهد. اگر این رشته از هم بگسلد،
مهره ها پراکنده و هر کدام به سویى خواهند افتاد و سپس هرگز جمع آورى نخواهند شد. عرب امروز گر چه از نظر
دشتی، 1379 ، ص 267 تا 269 ) .« تعداد اندك، اما با نعمت اسلام فراوانند، و با اتّحاد و هماهنگى عزیز و قدرتمندند
) و همچنین جایگاه خود را به عنوان رهبر اصلی جامعه به سان محور آسیاب بیان می دارد که سنگ آسیاب به دور
( آن می چرخد و اگر در کارکرد محور خللی ایجاد شود حرکت آسیاب مختل می گردد. (همان، ص 45
از طرف دیگر امام کسی است که هیچ چیز را بر رضاي خدا و انجام وظیفۀ الهی خود ترجیح نمی دهد به عنوان
نمونه وقتی سیاسیون پیشنهاد ابقاء معاویه بر خلافت شام را به او دادند تا اوضاع آرام شود و از سرکشی معاویه ایمن
گردند امام خواست آنان رد نموده و آن را مغایر با رضاي الهی می داند. به این ترتیب امام دیانت خود را با مصلحت
اندیشی زائل نمی نمود و ذره اي به این اعتقاد سیاست زدگان که هدف وسیله را توجیه می کند باور نداشت پس وقتی
دانستم چیزى که ممکن است شما را ....» : دید که موعظه براي همراه کردن مردم براي جهاد فایده اي ندارد فرمود
، مفید، 1380 ) .«.... تأدیب کند شمشیر است و بس و من حاضر نشدم براى اصلاح کار شما خود را به فساد بیندازم
( ص 272
حال اگر در جامعه کسی باشد که داراي چنین شرایط و ویژگی هایی است و چنین شخصیت والا و متعالی اي دارد
لاجرم باید واجب الاطاعه باشد و هیچ کس و تحت هیچ شرایطی از فرمان او روي نتابد و در صحت و مصلحت اوامر
او تردید نکند. که البته درك این حقیقت نیز فقط از اهل بصیرت ساخته است. و همانا این اطاعت بی چون و چرا
همان حقی است که بر گردن مردم جامعه گذارده شده است. و وحدت جامعه و اتفاق نظر افکار عمومی در جهت
مثبت و صلاح و رستگاري عموم مردم در گرو آن می باشد.

امام آمده است تا دنیا و آخرت مردم را اصلاح نماید او بصیرترین مردم به امور است و خوب می داند از چه راهی
به خدا سوگند از آگاهى لازمى » : باید حرکت کرد تا به سعادت دارین رسید که خود در این باره می فرماید
برخوردارم و هرگز غافلگیر نمى شوم، که دشمنان ناگهان مرا محاصره کنند و با نیرنگ دستگیرم نمایند. من همواره با
یارى انسان حق طلب، بر سر آن کس مى کوبم که از حق روى گردان است، و با یارى فرمانبر مطیع، نافرمان اهل
( تردید را درهم مى شکنم، تا آن روز که دوران زندگانى من به سر آید. (دشتی، 1379 ، ص 51 تا 53
دشمن شناسی : بستر دیگري که باید به بیان آن بپردازیم بحث شناخت دشمن و ماهیت و ویژگی هاي اوست
همچنین ترفندها و حیله هایی که به کار می برد تا وحدت و انسجام جامعه را مخدوش نماید و افکار عمومی را به
انحراف و تفرقه بکشاند. یکی از کارکردهاي بصیرت، تمیز بین حق و باطل و دشمن و دوست است و لذا یکی از
نشانه هاي فرد بصیر آن است که می تواند دشمن را از دوست تشخیص دهد. از نگاه دین، تولی و تبري دو روي یک
سکه است و به همان اندازه که شناخت خداوند و بندگان صالح و راستین و اولیاء و رسولان او حیاتی است شناخت
و بدانید که هیچ گاه حق را نخواهید شناخت جز آن ...» : دشمن و اتباع او نیز ضروریست. امام در این باره می فرماید
که ترك کننده آن را بشناسید هرگز به پیمان قرآن وفادار نخواهید بود مگر آن که پیمان شکنان را بشناسید، و
همان، ص 271 ) پس قرار گرفتن در ) .« هرگز به قرآن چنگ نمى زنید مگر آن که رها کننده آن را شناسایى کنید
حصن حصین ولایت الهی الزاماً در گرو شناخت دشمن و دوري کردن از او است.
اصول رهبري افکار عمومی از منظر امام
از جمع بندي مطالب فوق چنین به دست می آید که از منظر امام براي رهبري افکار عمومی رعایت اصول زیر
ضروري است و صحت گزینش روشهاي رهبري افکار عمومی در گرو رعایت این اصول می باشد.
دین باوري و خدا شناسی و اعتقاد به معاد و روز جزاء: براي رهبري افکار عمومی نیازمند اهرم فشاري براي
انسجام دادن به افکار پراکنده و همگرا کردن آنها و همچنین ملاك و مناطی براي سنجش صحت و تعدیل آن داریم
و چه چیز می تواند بهتر از یک اعتقاد راسخ و عمومی و خلل ناپذیر، ما را در این مسیر یاري نماید.
رهبر محور تشکیل و تتمیم افکار عمومی: رهبر است که بنابه مصلحت عمومی جامعه افکار عمومی را راهنمایی و
هدایت می نماید و لذا اطاعت از او نیز بنا به فرمان دین واجب می باشد.
افزایش بصیرت و آگاهی مردم و زمینه سازي براي انتخاب آزادانه آنها.
دشمن شناسی و رصد دقیق آن توسط مردم و رهبران.
احترام به مردم و محبت نسبت به آنان و بزرگ شمردن ایشان و تلاش براي اصلاح امور جامعه و حرکت در مسیر
سعادت.

نتیجه گیري
امام به اهمیت افکار عمومی واقف بود و شاهد بر این مدعا نیز پذیرش بیعت در اثر فشار عمومی، احترام به افکار
عمومی، امر به تبعیت همگانی از نظر و عقیدة عمومی حاکم، پذیرش حکمیت و عمومی دانستن نظر غالب و تا حد
ممکن عمل به آن، است.
روشهاي امام براي رهبري افکار عمومی که به طور خلاصه عبارتند از: خطابه – بیان برتري – پرهیز دادن از دنیا
طلبی – بیان عاقبت کار مردم – شکوه از کوتاهی ها - تبیین عمومی برنامه هاي حکومت – یادآوري گذشته و تذکر
دادن – اطلاع رسانی به موقع – منزوي کردن معاندان – تبشیر – صبر و حوصله – استفاده از نمادها و محو
نشانه هاي گمراهی – پاسخگویی به شبهات مردم – بستن راه دشمن با منطق – مدارا با دشمن – حضور در میان
مردم – تشویق – استفاده از عناوین تأثیر گذار بر مخاطب – ایجاد وحدت – گفتگو با خواص – تقویت روحیه – نقد
پذیري – محبت با مردم – افشاگري – تکرار – صداقت و راستگویی
سه بستر مهم براي ساماندهی به افکار عمومی نیاز است که عبارتند از: بصیرت – رهبر شناسی و اطاعت از
رهبري – دشمن شناسی.
اصولی رهبري افکار عمومی عبارتند از :
دین باوري و خدا شناسی و اعتقاد به معاد و روز جزاء: براي رهبري افکار عمومی نیازمند اهرم فشاري براي
انسجام دادن به افکار پراکنده و همگرا کردن آنها و همچنین ملاك و مناطی براي سنجش صحت و تعدیل آن داریم
و چه چیز می تواند بهتر از یک اعتقاد راسخ و عمومی و خلل ناپذیر، ما را در این مسیر یاري نماید.
رهبر محور تشکیل و تتمیم افکار عمومی: رهبر است که بنابه مصلحت عمومی جامعه افکار عمومی را راهنمایی و
هدایت می نماید و لذا اطاعت از او نیز بنا به فرمان دین واجب می باشد.
افزایش بصیرت و آگاهی مردم و زمینه سازي براي انتخاب آزادانه آنها.
دشمن شناسی و رصد دقیق آن توسط مردم و رهبران.
احترام به مردم و محبت نسبت به آنان و بزرگ شمردن ایشان و تلاش براي اصلاح امور جامعه و حرکت در مسیر
سعادت.

منابع
1. ابن اثیر، عز الدین على ( 1371 ). کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران(ابو القاسم حالت و عباس خلیلى،
مترجمان).تهران: مؤسسه مطبوعاتى علمى.
2. اسدي، علی ( 1371 ). افکار عمومی و ارتباطات.تهران: سروش.
3. اسکافی معتزلی، ابو جعفر محمد ابن عبدالله ( 1374 ). المعیار والموازنه (محمود مهدوي دامغانی، مترجم).
تهران: نشر نی.
4. امین عاملى، سید محسن ( 1373 ).سیره معصومان(على حجتى کرمانى ، مترجم).تهران: سروش.
5. پرایس، وینسنت ( 1382 ). افکار عمومی(علی رستمی و الهام میر تهامی، مترجمان). تهران: پژوهشکدة
مطالعات راهبردي.
6. جرداق، جورج ( 1373 ). بخشی از زیبایی هاي نهج البلاغه(محمد رضا انصاري، مترجم ). تهران: کانون
انتشارات محمدي.
7. جعفري، سید حسین محمد ( 1368 ). تشیع در مسیر تاریخ (سید محمد تقی آیت الهی، مترجم). تهران:
دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
8. جعفري، سید محمد مهدي ( 1374 ). پرتویی از نهج البلاغه. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
9. خاتمی، سید احمد ( 1377 ). رسالت خواص. قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
10 . خامنه اي، سید علی ( 1370 ).ولایت. تهران: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی.
11 . خامنه اي، سید علی ( 1372 ). بازگشت به نهج البلاغه. تهران: بنیاد نهج البلاغه.
12 . دادگران، سید محمد ( 1382 ). افکار عمومی و معیارهاي سنجش آن، تهران: مروارید.
13 . دشتی، محمد ( 1379 ). ترجمۀ نهج البلاغه حضرت امیر المومنین. قم: مشهور.
14 . دینوري، ابن قتیبۀ ( 1380 ). امامت و سیاست(سید ناصر طباطبایى، مترجم). تهران: ققنوس.
15 . دینورى، ابو حنیفه احمد بن داود ( 1371 ). اخبار الطوال(محمود مهدوى دامغانى، مترجم). تهران: نشر نى.
16 . رضائیان، علی ( 1382 ). مبانی مدیریت رفتار سازمانی. تهران: سمت.
22
17 . زارعیان، داوود ( 1386 ). شناخت افکار عمومی. تهران: جهاد دانشگاهی.
18 . سکري، رفیق ( 1370 ). در آمدي بر افکار عمومی، تبلیغ و آوازه گري(حسین کرمی، مترجم). نشر همراه.
19 . سلیمانی، جواد ( 1391 ). عدالت در گرداب. قم: اشراق حکمت.
20 . شیرازي، محمد ( 1380 ). جنگ روانی و تبلیغات مفاهیم و کارکردها. تهران: دبیرخانۀ نخستین همایش
بررسی تبلیغات در جنگ.
21 . طبرى، محمد بن جریر ( 1375 ).تاریخ طبرى (ابو القاسم پاینده، مترجم). تهران: نشر اساطیر.
22 . عابدي جعفري، حسن ( 1377 ). رهبري کاریزماتیک. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
23 . عبد المقصود، عبدالفتاح ( 1360 ). امام علی ابن ابی طالب(سید محمد مهدي جعفري، مترجم). تهران:
شرکت سهامی انتشار.
24 . کریستنسن، ریو.ام، و رابرت.او.مک ولیامز ( 1365 ).صداي مردم (محمود عنایت، مترجم). تهران: کتاب سرا.
25 . لازار، ژودیت ( 1380 ). افکار عمومی (مرتضی کتبی، مترجم). تهران: نشر نی.
26 . مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى ( 1403 ). بحار الأنوار. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
27 . مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران ( 1389 ). افکار عمومی در ایران. تهران: جامعه شناسان.
28 . مسعودى، على بن حسین ( 1362 ).ترجمۀ اثبات الوصیه(محمدجواد نجفى ، مترجم). تهران: نشر اسلامیه.
29 . معارفی، غلامرضا ( 1387 ). حکومت و رهبري در نهج البلاغه. تهران: مرکز انتشارات دانشگاه شاهد.
30 . مفید، محمد بن محمد ( 1380 ). الارشاد (محمدباقر ساعدى خراسانى ، مترجم). تهران: نشراسلامیه.
31 . مفید، محمد بن محمد ( 1383 ). نبرد جمل (محمود مهدوى دامغانى، مترجم). تهران: نشر نى.
32 . مک براید، شن ( 1375 ). یک جهان چندین صدا(ایرج پاد، مترجم). تهران: سروش.
33 . ناي، جوزف ( 1387 ). رهبري و قدرت هوشمند(محمود رضا گلشن پور و الهام شوشترزاده، مترجمان). تهران:
مؤسسۀ فرهنگی مطالعاتی و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر.
34 . نصر، صلاح ( 1380 ). جنگ روانی(محمود حقیقت کاشانی، مترجم). تهران: سروش.
35 . هیئت تحریریۀ بنیاد نهج البلاغه ( 1364 ). کاوشی در نهج البلاغه. بنیاد نهج البلاغه.

ثبت شده توسط : پژوهش

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.