Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 75565
تاریخ انتشار : 9 خرداد 1394 11:34
تعداد بازدید : 1829

9خرداد

مبانی فقهی موسیقی نزد فقهای شیعه با رویکرد رادیو و تلویزیون

مقاله آقای سید مجتبی نوابی با عنوان "مبانی فقهی موسیقی نزد فقهای شیعه با رویکرد رادیو و تلویزیون"

عنوان مقاله: مبانی فقهی موسیقی نزد فقهای شیعه با رویکرد رادیو و تلویزیون

نگارنده: سید مجتبی نوابی

 چکیده

مسأله موسیقی همواره موضوع پیچیده ای بوده که از قرن ها پیش تا به اکنون در میان متفکرّین و اندیشمندان اسلامی ، فقها و علمای بزرگ مورد دقت نظر و توجه بوده است و همواره نظرات مختلفی درباره آن وجود داشته است. امروزه با پیشرفت تکنولوژی و ظهور رسانه های جمعی مانند رادیو و تلویزیون، که زمینه ی ارتباطات سریع و آسان تر انسان ها را فراهم نموده است، واژه های جدید و مباحث نوینی تحت عنوان “موسیقی در رسانه” یا “موسیقی رسانه ای”پدیدآمده است. موسیقی در رسانه های جمعی (MASS MEDIA) به ویژه رادیو و تلویزیون ، مباحث جدیدی را به میان کشیده است که از جمله موضوعات مورد بحث این پژوهش است. ابتدا به بررسی سیرتاریخی و جایگاه سیاسی موسیقی، درعصر پیامبر و امامان (علیهم صلوات الله ) پرداخته شده و سپس نظریات فقهای شیعه و نیز علمای اهل سنت درباره موسیقی آوازی (غنا) و موسیقی (سازی) بررسی شده است. در یک نگاه کلی فقهی به دست می آید که دیدگاه مورد اتفاق فقهی جایز نبودن موسیقی آوازی طرب آور و موسیقی (چه آوازی و چه سازی) لهوی و مضلّ است. ماهیت موسیقی در رسانه (رادیو و تلویزیون) ممکن است دچار تغییر شود و موسیقی آوازی دچار اطراب شأنی گردد و موسیقی متناسب با دیگر برنامه ها و عناصر رسانه از حالت لهوی و مضل بودن خارج شود.

واژگان کلیدی: موسیقی، موسیقی سازی، غنا، رسانه، رادیو، تلویزیون

مقدمه :

موسیقی بطور فزاینده در حال توسعه و افزایش است. و هر روز تسهیلاتبیشتری را در جهت،  تنوع فراتر، بهره گیری هدفمند تر، از ان خود می کند.این یک جهت اهمیّت آن است . جهت دیگر اهمیّتآن چالش هایی است که مذاهب و بویژه اسلام درر مورد آن داشته است. وجه دیگر اهمیت موسیق به جر تدأوّل و چالش های فقهی، تاثیر ژرفی است که بر روی مصرف کننده موسیقی می گذارد.مصرف کننده موسیقی انسان است و انسان همو است که أمانت الهی را به دوش می کشد، همو است که خلیفه خدا و مسجود فرشتگان است، همو است که هستی برای او و غایت آفرینش او (عبودیت و معرفت حق تعالی) برپاشده است. هر عنصری که بر او تاثیر ژرف دارد از زوایای مختلف،اهمیت اساسی پدیدا می کندهمه ی این معادلّه ی پر مجهول وقتی در سپهر رسانه وارسی می شود سترگ تر و خطیر تر می شود.

بنابراین آنچه در عصر حاضر ضرورت پرداختن به اين بحث را بيشتر مي‏كند، ظهور رسانه‏هاي فراگير مانند راديو و تلويزيون است كه گويي موسيقي را به بخش جدايي‏ناپذير زندگي تبديل كرده است. وارد شدن دين و تفقه در دين، در عرصه‏هاي گوناگون زندگي اجتماعي در پس از انقلاب اسلامي، بحث‏هايي نظير اين بحث را ضروري‏تر ساخته و ديدگاه‏هاي متفاوتي را درپي داشته است.

همچنین تبدیل ملاکات  حرمت  و جواز و حدود آن به ملاک هایی کاربردی و شفّاف بسیار ضروری و اساسی به نظر می رسد .

با تأمل و دقت نظر در آمار و ارقام إرائه شده توسط برخی مدیران رسانه های جمعی ، در مورد تعداد و مقدار موسیقی های پخش شده در یک سال و جمع زدن آن با موسیقی های موجود در بازار و آلبوم های مجاز و غیر مجاز و داخلی و خارجی و یا در محیط مجازی و سایبری با قابلیت دانلود و یا فروش در محیط مجازی و فروشگاه های اینترنتی با توجه به این نکته که فقط در حیطه ایرانی اسلامی مورد بحث ماست – البته به واسطه علاقه و رویکرد مثبت نسل جدید به موسیقی های راک و پاپ و جاز و .... اروپایی و آمریکایی و ..گاه گوشه نظری به آن دسته  از موسیقی ها هم باید به مناسبت انداخت- و با بررسی نظرات خاص شریعت مقدس اسلام بر جایگاه و تأثیرات آن بر روح و روان آدمی، اهمیت جایگاه ویژه این بحث به ویژه در محیط رسانه و ضرورت پرداختن به مقوله موسیقی رسانه ای آن هم از دیدگاه بنیادین الهی ، اسلامی بیشتر و دقیق تر به نظر می رسد .

بنابراین بطور خلاصه وجوه اهمیت این پژوهش را می توان در موارد زیر سیاهه کرد:

موسیقی موثر، متداول و مورد مصرف مخاطبان بسیاری است

موسیقی به طور جدی مورد چالش فقهی است

موسیقی همواره در رسانه کارکردهای گسترده و پیچیده ای پیدا می کند.

موسیقی بر انسان تاثیر می گزارد؛ انسان گل سرسبد آفرینش و مخاطب قرآن و تعالیم أنبیاء است؛ این موجود لطیف و متعالی، مهمّ و قابل بحث است:

بنابراین بررسی چنین پدیده ای (موسیقی در آینه فقه و در ظرف رسانه) از جایگاه خطیر و اهمیت بسیاری برخوردار است.

موسیقی در اجتماع

آنچه در ابتدای این مبحث لازم است اشاره شود این است که امروزه موسیقی دروضعیت خاص اجتماعیخود، چه از نظرگاه رسانه های جمعی - نظر به شیوع و دسترسی همگانی و وسیع آن - و چه در حیطهی زبان گویا و بین المللی، با همه فراز و نشیب ها ، ظرفیت ها و احیانا آسیب هایی که برای آن متصوّر است، از جمله مسائلی است که نیاز به بازخوانی و تدقیق علمی دارد. موسیقی با رویکرد رسانه های جمعی، که تاکنون ، با توجه به این که ماهیت نوینی در فضای رسانه می یابد ، نه به طور کامل شناخته شده و نه به درستی تحلیل و بررسی شده است . همچنین این ماهیت جدید ، با تمام ظرافت ها و ویزگی های نوآمد خود، به درستی در محضر فقهای عظام قرار نگرفته تا یکبار دیگر  آن را در لباس نو پوشیده ی رسانه ای به تحلیل و بررسی اجتهادی بنشینند . در این شرایط ویژه و با توجه به نیاز شدید رسانه به اینگونه دقت های علمی ، به ویژه در حوزه کاربردی أحکام موسیقی که اینک بیشتر در معرض برخوردها و داوری ها وارزیابی های سلیقه ای است ، ما در مقاله حاضر بر آنیم که أوّلا به معرفی علمی و تخصصی ماهیت جدید موسیقی در فضای گسترده و تأثیر گذار رسانه بپردازیم و ثانیا فقهای شریف را ، در حد بضاعت خود در راه پر مشقت استنباط شرعی و فقاهتی، مدد برسانیم .

بحث ما در اینجا یک بحث تماما فقهی به معنای مصطلح نیست، بلکه ممکن است نسبت به آراء فقهی، مصرف کننده باشد و بیشتر کوشش علمی خود را مصروف حل مساله در سپهر رسانه کند. به همین رو بسا در این پژوهش، نظریات و مسائل گوناگونی رخ بنمایدکه اینک نمی توان همه آن را حدس زد و بسا این مسائل در اندیشه ی متفکرین دیگر حوزه های معرفتی مطرح شده باشد .

مثلا هربرت مارکوزه((1898-1979)Herbert Marcuse)  معتقد است كه تلويزيون به خاطر استفاده از روش هاي توده اي و تحريك احساسات آن ها به سمت سكس وخشونت و...انسان ها را به توده هاي منفعل و خنثي تبديل مي كند؛ در نظريه جهان مجازي، اين نظر(اعتقاد مارکوزه) به صورت تعديل يافته پذيرفته مي شود. دیدگاه مارکوزه و توضیح وی در تعریف موضوع بسیار موثر می افتد و در بحث ما کهرویکردی فقهی دارد، نمی توان از آن اجتناب نمود.

همچنین نظريه «هژموني» يا نظريه سلطه که معتقد است رسانه، همواره یک انديشه و ايدئولوژي خاصی را به ذهن جمعیِ مخاطب، وارد میکند. مخاطب در این تحلیل چندان در پذیرش یا عدم پذیرش مختار و ازاد نیست. دانستن و لحاظ کردن این دیدگاه نیز در انعقاد ابعاد موضوع مهم و اساسی است.بنابراین رسانهای بودن بحث فقهی موسیقی، انبوهی از پرسش  ها و دیدگاه هایی که باید وارسی شوند را در برابر ما می نهند.

آنچه در این پژوهش مورد نظر است ، عبارتست از بررسی و شناخت دقیق ترو صحیح تر موسیقی رسانه ای (در سطح رسانه جمعی رادیو و تلویزیون ) و مقایسه آن با موسیقی غیر رسانه ای و میزان تأثیر گزاری آن، از منظرأحکام شرعی و فقهی.

البته مسلم است که این أمر بدون بررسی اصل موسیقی در شرع مقدس و آنگاه دقت نظر در اندیشه ها و نظرات فقهای عظام شیعه میسور نیست . همچنین بررسی سیر تطور مفهوم و ماهیت موسیقی در طول تاریخ به ویژه در صدر اسلام و دوره إمامان معصوم (علیهم السلام) أمری ضروری و اساسی است .

نتیجه اینکه در این اثر، ما بر آنیم تا با تأمل در امور فوق و شکافتن ماهیت موسیقی رسانه ای(و ناظر به تأثیرات عمیق رسانه بر افکار مخاطبان)، درآمدی توصیفی و هنجاری داشته باشیم تا در پژوهش های گسترده تر، مسائل آن مورد بررسی های دقیق تر واقع شود .

در هر حال، آهنگ این پژوهش، بررسی این است که موسیقی دقیقا چیست؟ چه آثاری دارد؟ به خودی خود، از منظر فقهی چه أحکامی دارد؟ و از همه مهمتر وقتی در گستره رسانه و تعامل با مخاطبان بسیار قرار می گیرد، چگونه أحکامی پیدا میکند؟

بررسی مبانی نظری موسیقی درتاریخ و جغرافیا

پیش از بررسی و مداقه ی مقتضی بحث ، در جایگاه فقهی و شرعی موسیقی سازی و آوازی و غنا و لهو، به نظر می رسد نیاز به موشکافی جایگاه و زادگاه و سیر حرکتی اصل موسیقی در مسیر تکاملی  بشر و آنگاه به طور خاص تر در صدر اسلام که مورد ابتلاء و ظرف زمانی روایات پیامبر و معصومین علیهم صلوات الله است بپردازیم.

در این جایگاه، ابتدا لازم می دانم که به تأثیرِ مبانی نورانیِ دین مقدس اسلام، نیز اشاره ای نماییم که تا چه حدّ متأثّر از شرایط اقلیمی ، اجتماعی و سیاسی هر دوران  بوده و مسائل و مباحث انسان ساز خود را منطبق با آن شرائط و فضای موجود بیان فرموده و همواره قرآن و معصومین علیهم السلام، این موضوع را مد نظر و دقت قرار داده اند .

در این بخش سعی بر آن است که - جهت تبیین بهتر چارچوب نظری این رسانه- در آغاز سیر حرکتی موسیقی در بستر اجتماعی، تاریخی و سیاسیِ دوره های مختلف- از جاهلیت و صدر اسلام، دوره ی امامان معصوم(ع) و بالاخره عصر حاضر- داشته باشیم :

نقش حاکمان در ايجاد تغييرات

در اينجا تأثير حاكمان در تغيير جامعه  را مورد دقت و بررسی قرار می دهیم؛

 ابن خلدون  مي گويد:

 «با روي كار آمدن دولت جديد نه تنها نظام سياسي تغيير مي كند؛ عادات، ارزش ها هنجارها،  مناسبات، روابط  باورها و در نهايت فرهنگ عمومي تغيير مي كند. »

 طبق اين ديدگاه، مردم و رعيت زير سلطه حاكمان هستند. مجبورند طرز زندگي خود را با خواسته ها و تمايلات حاكمان هماهنگ سازند.

علامه حلي جمله اي لطيف  دارد « ان عامه الناس يأخذون المذاهب من السلاطين و ملوكهم »

و اين مثل مشهور از بزرگان و متفکران بزرگ هم مويد اين تجربه تاريخي است كه «الناس علي دين ملوكهم ».

در شرح كافي در خُطْبَةای ازأَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ(عليهالسلام) هم حديثي چنين نقل شده است كه:

«أَحْمَدُ بْن ُمُحَمَّدٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُنْذِرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ :

خَطَبَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عليه السلام -  وَ رَوَاهَا غَيْرُهُ بِغَيْرِ هذَا الْإِسْنَادِ، وَ ذَكَرَ أَنَّهُ خَطَبَ بِذِي قَارٍ- فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنى‏ عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ :

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللَّهَ – تَبَارَكَ وَ تَعَالى‏- بَعَثَ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله بِالْحَقِّ.. يَنْتَقِلُ مِنْ دِينِ مَلِكٍ إِلى‏ دِينِ مَلِكٍ، وَ مِنْ وَلَايَةِ مَلِكٍ إِلى‏ وَلَايَةِ مَلِكٍ، وَ مِنْ طَاعَةِ مَلِكٍ إِلى‏ طَاعَةِ مَلِكٍ، وَ...»؛ 

« مردم تابع شاهان هستند دين و دنياي خود را با اخلاق  و رفتار و منش فرامانروايان  تنظيم مي كنند.

 البته از نگاه ديگر هم  مي توان اين مسأله را توضيح داد؛ سرعت تحولات اجتماعي چنان زياد است كه فرزندان، بيش از آنكه تحت آموزش و پرورش پدران  خود قرار گيرند از اوضاع و احول زمانه خود تبعيت و پيروري مي كنند زمانه اي كه خود تابع شرايطي است كه  حاكمان در آن تأثير گذار هستند؛ چه حكيمانه  فرموده است امير المومنين  علي (ع) كه:

 «النَّاسُ بِزَمَانِهِم أشبَهُ مِنهُم بِآبَائِهِم ؛

 مردم  به زمانة خود شباهت بيشتري دارند تا آموزه هاي پدران و اجداد خود» .

شاهد مثال ديگر شرايط اجتماعي عصر عمربن عبدالعزيز حاكم – بالنسبه – عادل زيرك و سياستمدار اموي است؛ وي در طول  دو سال و اندي كه حكومت كرد به دليل ارادتي كه به اهل بيت(ع) اظهار مي داشت اولين كاري كه كرد دستور منع سب و نفرين  امام علي (ع) را صادر نمود  به فرمانداران شهرهاي اسلامي نوشت:

 «شنيده ام زنانتان هنگام مرگ نزديكان خود به رسم جاهلي موهاي خود را افشان مي كنند و مقنعه  را بر مي دارند و در وقت شادي لهو و لعب و غنا باطل مي خوانند،  آنان را بر حذر داريد. »

اما با مرگ او بار ديگر جامعه  دست خوش  هرج و مرج  فرهنگي گرديد. از يك سوء خلفاي فاسق  اموي با ترويج مظاهر  فسق و فجور بقاي حاكميت خود را در گمراهي مردم مي دانستند و از سوي ديگر با حق السكوت دادن به شاعران و مغنيان  آنان را براي سرودن اشعار در ستايش خودشان و هجو مخالفانشان كه خاندان اهل بيت(ع) بودند.

ترغيب مي كردند اينان براي  حفظ حكومت  خود جبري گري  جمود خرافه گرايي،  قمار بازي، شرابخواري، گسترش  مراكز فسق و فجور، دامن  زدن به تعصبات  نژادي و قومي، ترويج  رفاه طلبي  و تجمل گرايي  و خلاصه تمام شاخصه هايي كه  موجب انحطاط  هر جامعه اي مي شود رواج دادند.

درست در همين ايام بود كه وقتي كسي از امام باقر (ع)  درباره جواز غنا سوال كرد. حضرت در پاسخ  اين سؤال  را مطرح فرمودند: 

«ِاذَا ميَّزَااللهُ  بَينَ الحَقِّ  وَ البَاطِلِ فَأينَ  يَكُونُ الغنا   شخص در پاسخ گفت: باطل؛ گويا حضرت مي خواستند  به سائل بفرمايند كه بطلان غنا رايج، آن قدر واضح است كه سوال تو بي مورد است.»

 بديهي است كه در جامعه اي  كه از هر ابزاري  براي مبارزه با دين استفاده مي شود  و يكي از وسايل  تأثير گذار هم شعر و موسيقي است ديگر اين وسيله  نمي تواند در اين اوضاع  و احوال مورد تأييد قرار گيرد.

 تحولات غنا در دو بخش آوا و معنا

يكي از عناصر تشكيل دهندة  فرهنگ هر قوم و ملتي؛ زبان آن ملت است. همان گونه كه عادات و رسوم تحت تأثير  شرايط اجتماعي دگرگون مي شود زبان هم در اثر عوامل  متعددي تحول مي پذيرد.

برای مثال به مواد زیر دقت فرمایید:

«لفظ شير و در زبان عربي عبري به معناي  سرود  و آواز بود  بعدها اين لفظ تغيير شكل يافت و تبديل به شعر شد چنانكه لفظ عاناه  به معناي شعر به كار مي رفت ولي بعدها متحول شد و  تبديل به غنا به معناي آواز گرديد» .

 به كساني كه هم دورة جاهليت  و هم دورة اسلامي را درك كرده بودند مخضرم  مي گفتند . در قرآن كريم  بسياري از واژگان  مفهوم شرعي پيدا كرد و در غير مفهوم رايجش استعمال شد؛ مثلاً  منافق  به كسي اطلاق شد كه در ظاهر خود را مسلمان نشان مي داد ولي در باطن كافر بود  . تيمّم به معناي قصد و نيت بود  ولي در فقه اسلامي و مفهوم قرآني به كشيدن دست بر صورت و دست تبديل شد  . 

و اینک تحولات معنايي و آوايي در لفظ غنا :

لفظ غنا  كه از ريشه «غ ن ي» گرفته شده اگر با الف ممدوه نوشته شود: غنا به معناي آواز  و اگر به شكل الف  مقصوره نوشته شود: غني به معناي ثروت است و گر به شكل ممدوه يا غين متفوح باشد (غنا) به معناي بي نيازي و استغنا است كه شبيه مفهوم قبلي است حال آنكه ارتباطي  با مفهوم آواز ندارد با اين حال غنا مطلق به آواز گفته مي شود؛ حتي آواز بلبل يا مگس، قبیله  حميز هم به جاي لفظ غنا، "سمود" به كار مي برد كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است.( تَضحَکُونَ وَ لَاتَبکُونَ وَ أَنتُم سَامِدوُنَ. الآیه).

در گويش ها و گونه هاي زباني ديگر به جاي غنا كلماتي  چون: قلس، مرق، زجل، نهم ، هدل  سماع، لحن، ترنّم،شدو، مثناه، لهو و طرب استعمال می کردند .

 ازمیان این واژگان ، واژه ی لهو و طرب  در اشعار عربي به معناي غنا به كار رفته است .

با اين توصيفات  مي توان مناسبت تفسير لهوالحديث  در آيه شريفه  «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يشْتَرِي لَهْوَا لْحَدِيثِ «لِيضِلَّ عَن سبيل اللَّهِ بِغَيرِ عِلْمٍ وَ يتَّخِذَهَا هُزُوا ًأُولئِكَ لَهُم ْعَذَابٌ مُهِينٌ »  به غنا را در تفاسير  شيعه و سني كشف كرد. چنانكه  در اشعار  و متون ادب عربي واژة  ملاهي براي ابزار  و آلات موسيقي  به كار گرفته شده است .

از مفاهيم لفظي  و تحولات آوايي  لفظ غنا كه بگذريم به معنا و مفوم غنا مي رسيم  كه در دورة جاهلي  مقصودشان  از غنا  چه بوده است  لفظ غنا و مشتقات  آن در اشعار جاهلي  كمتر به كار رفته  برعكس به جاي آن از كلمه قينه به معناي كنيزك آواز خوان  كه جمع آن هم قيان است يا مسمعه استفاده شده غنا در دوره اسلامي  آن هم در عصر  اموي بيشتر به كاربرد يافت ليكن مفهوم آن در دورة جاهلي  به صورت آواز و صوت قیان مشاهده مي شود زيرا موسيقي  جاهلي صرفاً در دست كنيزكان  و جواري و بردگان  آموزش ديده بود كه در مراكز لهو و لعب موسوم به حانوت  به آواز خواني رقص، باده گساري و هر نوع فسق و فجور ديگر مشغول بودند . از اين رو در صدر اسلام:

 «استماع  آواز اينان  خريد و فروش و حتي تعليم آن ها به قصد  آوازخواني»  حرام اعلام شد؛

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ مُحَمَّدٍ الطَّاهِرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ بَيْعِ الْجَوَارِي الْمُغَنِّيَاتِ فَقَالَ شِرَاؤُهُنَّ وَ بَيْعُهُنَّ حَرَامٌ‏ وَ تَعْلِيمُهُنَ‏ كُفْرٌ وَ اسْتِمَاعُهُنَّ نِفَاقٌ» .

ليكن مفهوم "غنا" در دورة اموي و عباسي دچار تحولات متعددي  در سبك هاي اجرايي مطابق اوزان و ايقاعات موسيقايي شد.

 رقابت ميان خوانندگان مرد و زن چنان بالا گرفته بود كه هر يك صاحب سبك و داراي  پيروان خاص بودند  اوزان معرف ثقيل  اول و دوم  خفيف ثقيل دوم خفيف الخفيف هزج،  رمل، خفيف رمل در اين دوران با دقت مورد استفاده قرار گرفت كه در منابع قديم مذكور مي باشد . در دورة مأمون  به بعد با ترجمه متون يوناني را به عربي، دانشمنداني چون "يعقوب بن اسحاق الكندي"  رسائل موسيقي يوناني را به عربي ترجمه و خود نيز در آن اصلاحات و توضيحاتي  داخل كرد. لفظ موسيقي  در متون علمي فلسفي  و رياضي از اين دوره به بعد وارد منابع و كتب عربي شد و جايگزين  لفظ غنا در اين گونه منابع علمي گرديد ولي در فرهنگ عامه همان كاربرد داشت.

اما آنچه در تعريف لغوي و لفظي غنا در كتب لغت گفته اند چيزي جز «شرح اسم» نيست و هيچ كمكي به شناخت مفهوم  رايج و متداول غنا سده هاي نخستين كمك نمي كند.  هر چند بهتر است بگوييم  كه غنا به معناي آواز خوشي است كه مطابق اصول و قواعد  موسيقي اجرا گردد. طبعاً اين آواز دلچسب ولذتبخش است كه در شونده بسته به شاكله و ساختار طبيعي كه دارد. تأثيرمتفاوتي  مي گذارد. گاه كسي لذت و خوشايندي  و طرب خود را زود نشان مي دهد و حال آنكه  ديگري احساس خاصي بروز نمي دهد.  البته به نوع و جنس و به اصطلاح  زنگ صداها متفاوت است چنانكه صداي نازك و ظريف  زنانه با صداي خشن ودرشت  مردانه تفاوت محسوس دارد .

"ابوحيان  توحيدي" تعبيري دقيق از تعريف غنا بيان مي كند او مي گويد:

«غنا همان شعر ملحن است» .

 همان طور كه گفتيم، پيوستگي شعر و موسيقي مانند پيوستگي  ظرف و مظروف و راكب  و مركوب است . گويا رسالت شعر چنين است كه سوار بر مركب  موسيقي شده تا پيام خود را بهتر و گسترده تر برساند. منتها  وقتي محتواي  شعر در قالب غزل ارائه  شود و خواننده بحور عروضي آن را متناسب با ايقاعات  موسيقايي  در خور، براي آن شعر انتخاب كند.  تأثير آن در شنونده  دو چندان مي شود از اين رو گفته اند:

« هر جا غزل  رواج يابد موسيقي  هم گسترش مي يابد»  .

 بديهي است وقتي محتواي  شعر تصاوير جنسي در ذهن شنونده  ايجاد مي كند و تحريك  بيشتر او مي گردد، يعني وقتي شعري مبين اوصاف ظاهري و جذاب زبيارويان  باشد، شنونده را منفعل تر مي سازد و وقتي محتواي آن سرشار از يأس و نوميدي و سرخوردگي باشد شنونده را به پوچي و نيستي و افسرده حالي سوق مي دهد.

تاثیرات موسيقي بر فرهنگ جامعه

نكته قابل تأمل اينجاست  كه موسيقي مانند ديگرپديده هاي هنري فرهنگي و اجتماعي  تحت تأثير شرايط خاص حاكم بر  جامعه در حال تحول بوده است احتمالاً جاحظ(255 هـ) زماني كه در حال تأليف  رسانه طبقات  المغنين بود، در جامعه  وي موسيقي واقعيت مبتذلي نداشت او مي گويد:

«اكنون جوانان شريف زمان ما صناعت موسيقي را با هزل و هرزگي  در نمي آميزند.» 

برعكس در زمان "ابوعلي  مسكويه و ابوحيان"  وضع به گونه ديگري بود.

 ابوحيان  مي نويسيد:

«لكن غرض اهل زماننا  من العمل (الموسيقا) هو اثاره الشهوات  القبيحه و اعانه النفس البهيميه علي النفس  المميزه  حتي تناول لذاتها من غير ترتيب العقل  ؛

مردم جامعة ما موسيقي  را صرفاً براي تحريك خواهش هاي نفساني به كار مي برند  تا نفس حيواني  را برانگيزند  و نفس عاقله منكوب شود و لذائذ و شهوات جز از مجاري  عقلاني حاصل شود.»

قرطبي از اين تغييرات  و تحولات مستمر در جامعه ها و شهرها و زمان هاي مختلف نتيجه مي گيرد  كه :

«چه بسا پيدايي ظهور اختلاف فتاواي فقهاي اهل سنت درمورد  غنا اين بوده كه هر يك فتوا به موسيقي  رايج در زمان خود مي داند و حكم به جواز با عدم جواز غنا مربوط به نوع شكل غنا زمان آن هاست .»

در خصوص احاديث و روايات مأثور  و منقول از پيامبر اكرم (ص)  و ائمه اطهار (ع) هم چنين نظري مطرح است. برخي معتقدند  كه :

«بسياري از احاديث  در پاسخ به پرسش  مردم آن عصر و ناظر به مسائل و شرايط درگيري هاي آنان بوده است تا جواب گوي نياز و مشكل دوران خود.»

البته اين توضيح ضروري است كه :

«تاريخ مندي نصوص قرآني و حديثي  به معناي اين نيست كه جاودانگي دين و عموميت نصوص ديني مخدوش است و دخيل بودن عنصر زمان و مكان در فهم به معناي نسبي شدن مطلق فهم و نص و عدم استقرار كلام است.»  هر چند ظواهر  لغت و كلام مدام در حال تحول و تطور است.

   گاهي معناي ظاهر حديث دلات آن به اين معنا جنبه تاريخي دارد كه در آن عصر  مفهوم خاص و جايگاه مشخص داشته و اگر در عصر ديگري شنيده شود دقيقاً بازگو كنندة واقعيت هاي آن عصر نيست.»  به قول شهيد صدر:

«موضوع  حجيت ظهور در عصر  صدور كلام است نه در عصر سماع آن (عصري كه راويان آن را نقل كرده و امروز مي شنويم) كه چه بسا مغايرت با معناي  عصر صدور كلام دارد. »

  بررسی توصیفی موسیقی و هنر در اسلام:

در این بخش ابتدا به تاثیرات و انعطاف پذیری احکام و عقائد اسلام، نسبت به مقتضیات و شرایط هر دوره و زمانه نظر می کنیم و پس از آن دیدگاه اسلام در باب هنر و موسیقی- به ویژه در قرآن کریم- را مورد دقت نظر می نماییم.

لازم به ذکر است این بخش؛ به عنوان یک مقدمه برای مباحث فقهی-رسانه ای موسیقی، مطرح می شود. 

 اسلام و مقتضیات هر دوران

در قرآن كريم به آياتي بر مي خوريم كه ناظر به مسائل زمانه خود است؛ آن زمان سربازان براي جنگيدن بايد به اسب و شمشير و تير و كمان و سپر مجهز مي شدند  و اين زمان بايد به توپ و تانك و هواپيما  مجهز شوند؛  آن زمان سوار بر اسب و شتر مي شدند  و سفر مي كردند و اين زمان به گونه ديگر؛ آن زمان نوع پوشش، نوع لباس، پارچه ، كفش و روسري زنان متناسب  با مقتضيات  آن روزگار بود و اين زمان متناسب اوضاع پيشرفته پوشاك  و پوشش، مدها و مدل ها جديد است. اسلام عفاف  و حجاب را تشريع  كرد نه، نوع لباس و شكل و رنگ پوشش را، زيرا عفاف  اصل ثابت و تغيير ناپذير عقلي و شرعي است ولي پوشش نيازي ثانوي و تابع تغييرات اجتماعي و حتي جغرافيايي است.

اگر بر اين مبنا به آيات و روايات نگاه شود،  به اين تقسيم بندي مي رسيم كه يك دسته  آيات و روايات عصري و ناظر به شرايط و واقعيات جاري و حاكم بر جامعه آن روزگار بوده و دسته  ديگر پيامي جاودانه دارد. هر دو دسته در چارچوب اصول ثابت و شرایط متغير قابل توجيه و بررسي هستند.

چنانكه مي دانيم در عصر جاهلي ده نوع ازدواج نكاح رايج بود كه اسلام آداب غلط مربوط به  هر يك را اصلاح كرد؛ زني كه شوهر  خود را از دست مي داد حق ازدواج و خروج از منزل را نداشت، فرزندان يتيمش از فقر به فحشا كشيده مي شدند كه اين حكم الهي نازل شد :

«وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ ما يُتْلى‏ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ فِي يَتامَى النِّساءِ اللَّاتِي لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَ‏ وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ الآية»

در قرآن كريم حدود چهارصد آيه است كه شأن نزول  مشخص دارد دربارة عمل مشخص يا حادثه اي  نازل شد كه بعضي  از آن ها در مورد خاص است و قابل تعميم به موارد ديگر نيست مثل آيه نجوا كه روز بعد از نزول  با آيه بعدي منسوخ شد يعني ناظر مورا ديگر نيست مثل آيه نجوا كه روز بعد از نزول با آيه بعدي منسوخ شد. يعني ناظر به يك واقعيت تاريخي و عصري است ولي در بسياري از موارد ديگر به قول علماي علوم قرآني «مورد مخصّص نيست» و قابل تعميم عمومات ديگر است.

فقها و مفسران  شيعه همواره  به اين مباحث  عنايت و توجه داشته اند و تفاسير خود و كتب قرآني و منافع فقه اصول در اين باره بحث هاي مبسوطي كرد ه اند. شواهد و مدارك تاريخ اين مسأله هم فراوان است به يك نمونه از اجتهادات فقهي بسنده مي شود:

زماني بوده است كه خريد و فروش مدفوع حيوان و انسان ممنوع اعلام شده بود، زيرا منافع محلله و سودمندي نداشت؛ وقتي از امام صادق (ع) در اين باره سوال مي شود مي فرمايند:

« عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: « ثَمَنُ‏ الْعَذِرَةِ مِنَ السُّحْتِ ؛

خريد و فروش  مدفوع حيوان حرام است ».

 در ميان روايات به روايتي در تعارض  با اين حديث بر مي خوريم  كه آمده است:

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام، قَالَ: لَا بَأْسَ بِبَيْعِ‏ الْعَذِرَةِ؛

خريد و فروش  عذره اشكال ندارد .»

 اغلب فقها  از جمله مرحوم شيخ  انصاري حديث  اول را حمل بر خريد و فروش مدفوع  انسان و حديث دوم را حمل بر خريد و فروش  مدفوع حيوان  كرده اند ولي علامه مجلسي  تعبير واقعي تر و جامعه شناسانه تري  دارد او مي گويد حرمت در بيع  عذره مربوط به شهري بوده كه  مدفوع كاربرد  مفيدي نداشته ولي در دومي مربوط به شهري  بوده كه  كاربرد مفيد داشته  (مثلا  براي كشاورزي استفاده مي شده)  سيد موسي نجفي  خوانساري هم در منيه الطالب نظر شيخ انصاري را نمي پسندد و ديدگاه علامه مجلسي  را بر مي گزيند .  

 اسلام دين زيبايي

آيا قرآن كريم  كه خود زيباترين كلمات آفرينش است توصيه به توجه  به زيبايي هاي انسان ها و زمين مخلوقات الهي كرده است خطاب خداي سبحان  به انسان هاي عاقل در تدبر و تفكر  در نشانه هاي زيبايي هاي خلفت براي اين است كه احساسات و فطريات  نوع بشر را بيدار مي سازد تا بهتر به عظمت آفرينش پي ببرد.  آسمان ها را با ستارگان درخشنده آذين بست  در فضاي معلق  چنان تناسب و اندازه و تعادل آن ها را حفظ  كرد كه عقل و دانش بشر  از درك و فهم آن عاجز مانده است التبه اين هنرنمايي و عظمت و شكوه براي كساني كه قدرت تأمل و تفكر  دارند توصيه شد  چنين فهميده مي شود كه هدف از خلقت آسمان  و زمين و آنچه  در آن هاست.

  علاوه بر منافعي كه  براي انسان در آن ها وجود دارد به خاطر زيبايي و زينت آن ها نيز مي باشد كه انسان  را به تفكر  وا دارد چنانكه فرمود: 

« وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها؛

او دريا را آرام و مسخر  شما قرار داد تا از گوشت تازة ماهيان آن بخوريد و چيزهايي  زيبا  از آن استخراج كنيد تا به تن كنيد و ...   ».

اين آيه شريفه  علاوه بر ذكر نعمات مادي الهي، به موهبات  فطري هم اشاره  نمود است انسان ها براي تقويت جسم خود هم به غذا نياز دارد و هم براي تقويت  روح و جان خود به زيبايي هاي  كه غذای روح است نيازمند است. بي شك اگر توجه به زيبايي ها در روح انسان اثر نمي گذاشت.  توصيه نمي فرمود كه هنگام گزاردن  نماز از بوي خوش استفاده كنيد  و لباس هاي  فاخر و زيبا پوشيد.   مسلماني كه  در شبانه روز پنج بار به آرايش و زينت  خود توجه كند  روحيه اي شاداب و نشاط خواهد داشت جالب اينكه اين آيه خطاب به همه آدم هاست نه فقط مسلمانان يعني  اين قولي است كه جملگي  برآنند و اسلام پيشگام شده و آراستگي را نشانه ايمان بر شمرده است حتي به مسلماني كه زهد پيشه كرده و ترك فراش نموده و لباس هاي خشن و كثيف  مي پوشيدند  و خود را از نعمت هاي دنيوي محروم ساخته بودندهشدار داده و آنان را متوجه  خطاي خود مي كند كه:

« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُون‏؛ به اينان بگو، چه كسي گفته كه اينان زيبايي هاي  طبيعي خلقت را از خورد و خوراك و پوشاك گرفته تا ديگر موهبت ها بر خود حرام سازند»

دنيایي كه بازي و سرگرمي و زينت و فخر فروشي  ماهيت آن را تشكيل مي دهد    گوشه گيري عبادت صرف، هرگز از تعاليم  و آموزه هاي  دين مبين اسلام نخواهد بود همين طور استفاده از عطرها و بوهاي مطبوع  در سخنان گرهر بار پيامبر خدا (ص)  بسيار ديده مي شود. اين آموزه هاي انسان ساز، براي عرب جاهلي  كه غرق در گرداب  فساد و فحشاء  شد بود مفهومي نداشت مشركين قريش هر اندازه كه در توان داشتند با احكام الهي  مخالفت مي كردند و حتي كساني چون عبدالله ابن ابي راه نفاق را پيشه كردند و تن به اسلام ندادند  ليكن تازه مسلمانان سليم النفس،  اين معارف عاليه را به جان خريدند و روح و روان خود را با الحان الهي تطهير ساختند. آنان دريافتند كه دين اسلام، دنيا و آخرت آن ها را در كنار هم  خواسته و چنین فرموده: 

فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏: «وَ لا تَنْسَ‏ نَصِيبَكَ‏ مِنَ الدُّنْيا».

«نصیب و قسمت خود را از دنيا فراموش نكن.»

«جميل» اسمي از اسماء جمال حق و صفات حسناي الهي است كه تنها انسان قادر است به دليل قابليت هاي و استعدادهاي  خدادادي آن را به نحو اكمل  متجلي سازد اين استعداد گويا و بيانگر  زيبايي و هنر را خداوند به انسان عطا نمود تا به قلب او مفاهيم نوراني را الهام كند همان طور كه “كلاب جن و شيطان الشاعر”  اشعار را بر در شاعر جاهلي و شيطاني  وارد و بر زبان او جاري مي ساخت. لذا شاعر اسلامي از فرشته ها استمداد مي جويد و شعر به قلب او الهام مي شود.

هنر اسلامي كه همان شهود و حضور هنرمند است در قالب مصاديق هنري اعم از خط و شعر و موسيقي و نقاشي و نگارگري و ... ظهور و برزو پيدا مي كند هنرمند واقعي عارفي است كه از آسمان مي گيرد  و بر زمين مي بخشد اخلاق الهي چنان طبيعت او را نرم و فطرت او را پاك و بيدار كرده است كه مي تواند  با وسائط فيض ارتباط برقرار كرده و مظهر اسم «جميل» حضرت حق تعالي است.  

موسيقي قرآن

تطهير چشم و گوش و دل براي مشاهدة مظاهر جمال حق و استماع الحاق آسماني قرآن، متعاقب حسن آرايش به ظواهر جسماني ممكن مي شود براي ورود به اين عرصه بايد زيبا پوشيد بوي خوش استعمال كرد و با خلق نيكو  و چهرة  گشاده با مردم روبرو  شد چنانكه موي زيبا داشتن و نيك آن را آراستن  و صداي خوش و دلنشين داشتن از جمله بهترين نعمت هاي الهي  شمرده شده  كه خداوند به انسان عطا فرموده است.

اين آموزه هاي الهي و آسماني براي پرورش احساسات پاك و بيدار نمودن فطرت  انساني مسلمانان صدر اسلام به خاطر جهل و تعصب  و خشونتي كه در آيين جاهليت مرسوم بود بسيار ضروري مي نمود توجه دادن به امور حسي و ذوقي و سوق دادن آن در مسيري  الهي، براي بهره گيري  صحيح تر از موهبت هاي الهي امكان تحقق مكارم اخلاقي الهي را فراهم ساخت براي اين منظور توصيه شد كه از صداي خوش و آهنگ دلنشين  هنگام خواندن  قرآن استفاده  شود. نخستين  تلاوت قرآن كريم را پيامبر خدا (ص) به صورت ترتيل قرائت فرمود. هر شنونده اي از صوت خوش آن حضرت به وجد مي آمد و گوش جان به نواي ملكوتي  قرآن مي سپرد. اصولاً خداوند تمام پيامبران راخوش صدا مبعوث كرد تا آنان را دعوت به سوي خود ياري رساند اما عرب تازه مسلمان كه چگونه  تلاوت كردن را از پيامبر الگو گرفته بود موظف شد با همان سخن زيباي عربي قرآن راتلاوت كند و به او هشدار داده شد كه تحت هيچ شرايطي قرآن رابه سبك خوانندگي اهل فسق و فجور نخواند. زيرا هنوز بودند مشركان يا مسلمان نمايي هاي كه از هر طريق ممكن  سعي در ايجاد انحراف  درمسير هدايت و رسالت نبوي داشتند گاه  در نواي قرآن وزن و ايقاع  و تحرير (ترجيع) داده  و به شكل  آهنگ هاي اهل لهو و لعب  مي خواندند، از اين رو پيامبر مكرم اسلام (ص) اين خطر را گوشزد فرمودند و به ياران خود دستور  داد مراقب چنين انحرافاتي باشند.

از آموزه هاي آن حضرت(ص) اين بودكه:

« أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ عَنِ النَّبِيِّ (ص‏):

أَنَّ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ حِلْيَةً وَ حِلْيَةُ الْقُرْآنِ الصَّوْتُ الْحَسَن ‏ ؛

 هر چيزي يك آرايه دارد و آرایه و زینت قرآن كريم  صوت زيباي آن است.»

اين بود پيشنهاد اوليه اسلام در جايگزيني  موسيقي ملكوتي قرآن به جاي  موسيقي لهوي قيان و موسيقي  شرك آلود بتان  موسيقي قرآن موجب  هدايت و سعادت انسان  مي شود و موسيقي قيان انسان را در گرداب گمراهي و فساد غرق مي كند موسيقي قرآن، جان را به سراپردة اسرار سوق مي دهد و موسيقي قيان شهوات نفساني را بر مي انگيزد و انسان را به جرگه ی اشرار مي برد.  

بررسی هنجاری موسیقی (نظریات فقهی موسیقی در اسلام)

بررسی دلائل قرآنی و روائی مساله ی غنا در دیدگاه فقهای شیعه

پس از بخش توصیفی-سیر اجتماعی، تاریخی و سیاسی- با بیان هر مبحث فقهی به طور استدلالی و نیمه اجتهادی، همراه با بیان صاحب نظران هر اندیشه و استدلالات ایشان به ظور موجز و گویا و وافی،در هر بخش نیز در حد وسع مقاله ی خود، جایگاه رسانه ای آن را نیز تبیین و تشریح نماییم.

    دقت و تأمل در مفهوم موسيقي و كاربردهاي گوناگون در کتاب هاي معتبر لغت، بيانگر آن است که واژه موسيقي اعم از غناست، غنا به خوانندگي موزون و لذت بخش اطلاق مي شود. درحالي که موسيقي اعم از خوانندگي و نوازندگي است.

 در این جایگاه سعی بر آنست که پس از بیان هر مبحث فقهی –به اختصار و گذرا – جایگاه رسانه ای آن نیز تبیین و تشریح  شود.

همچنان که پیشتر گفته شد دقت و تأمل در مفهوم موسيقي و كاربردهاي گوناگون در کتاب هاي معتبر لغت، بيانگر آن است که واژه موسيقي اعم از غناست، غنا به خوانندگي موزون و لذت بخش اطلاق مي شود. درحالي که موسيقي اعم از خوانندگي و نوازندگي است.

از این رو در این بخش ما نیز مباحث و نظرات فقهی موسیقی را ، از دو منظر بررسی می کنیم:

اول بررسی دلائل قرآنی و روائی موسیقی آوازی ؛(غنا)در دیدگاه فقها

دوم بررسی دلائل قرآنی و روائی مساله ی موسیقی سازی در دیدگاه فقها

در دیدگاه فقهای شیعه درباره غنا دو دیدگاه در میان فقهای شیعه وجود دارد:

  1.حرمت ذاتی غنا

  2. حلیت ذاتی غنا 

اول : حرمت ذاتی غنا

برخی از فقها بر این اعتقادند که غنا حرمت ذاتی دارد ، یعنی بدون در نظر گرفتن ملزومات و ضمائمی از قبیل اختلاط زن و مرد و یا شراب خواری و یا اشعاری با مفاهیم کفرآمیز یا شهوت انگیز ، غنا – به خودی خود–حرام به شمار می رود .

نتیجه بحث در شاخه های متنوعِ فقهی-رسانه ایِ این پژوهش به این شرح است:

 

جمع بندی نظریه های اندیشمندان در سه حوزه ی فقه غنا، موسیقی و رسانه ای:

مبحث اول موسیقی آوازی یعنی غنا است که دارای دو دسته اندیشمند و نظریه پرداز است :

اول: معتقدان به حرمت ذاتی غنا هستند که جمع بندی نهایی نظرات آنان چنین است :

در حرمت ذاتی غنا، اجمالاً بین فقهای شیعه اختلاف نمی باشد .

دلالت روایات بر حرمت غنا: به معنای شرعی ، و فقهی اش ، تمام می باشد .

دلائل قرآنی و روائی معتقدان به حلیّت ذاتی غنا تمام نیست.

در حرمت ذاتی غنا بین علمای اهل سنت اختلافات زیادی ، وجود دارد ، ولی غالباً قائل به       حرمت می باشند.

در بین آیات استدلال شده ، بر حرمت غنا، تنها دلالت آیه شریفه « لهو الحدیث » و آیه ی « قول الزور» بر اثبات مدعی ، تمام می باشد .

دلالت روایات بر اثبات حرمت مطلق غنا تمام بوده و ضعف سندی ، برخی از آن ها مانع آن نمی باشد ؛ چون روایات حرمت غنا به حد تواتر است .

تمسک به دلیل اجماع بر حرت غنا ، به جهت مدرکی ، بودن یا احتمال مدرکی بودن ، تمام نیست.

تمسک به دلیل عقل بر حرمت غنا، تمام می باشد .

مقتضای اصل عملی در مساله غنا عبارت است از :

الف ) احتیاط عقلی و برائت شرعی در شبهه حکمیه تحریمیه

ب ) احتیاط عقلی نسبت به قدر متقین و برائت شرعی ، در بقیه موارد در شبهه موضوعیه مفهومیه

ج ) برائت شرعی در شبهه ی موضوعیه مصداقیه .

و نتیجه مباحث فوق چنین است که بدون شک غنایی که به نحو لهوی و همراهی با محرمات و منهیات است حرام بوده و در غیر ویژگی های مزبور-لهوی، همراهی بامحرمات- بر اساس اجماع فقها چنین غنایی بلا اشکال و جائز است و اگر اجماع نیز ثابت نشد بنابر اصاله الاباحه عمل می نماییم ، همچنان که جایگاه اصل احتیاط نیز مشخص و معلوم است 

دوم: نظرات معتقدان حلیت ذاتی غنا :

1 ـ دلائل قرآنی و روایی معتقدان به حلیت ذاتی غنا تمام نیست .

2 ـ بعد از تبیین گفتار محقق سبزواری ، ثابت شده آنچه به ایشان نسبت داده شد در خصوص حلیت ذاتی غنا به معنای الصوت اللهوی ، المضل؛(نوای آوازی محرک و منحرف کننده) در قرآن تمام نمی باشد .

3- نظر محقّق سبزواری (ره) :

در گفتار محقّق سبزواری (ره) نظیر گفتار فیض (ره) بین مفهوم لغوی غنا « حسن الصّوت » و مفهوم فقهی و شرعی آن در« الصوت اللهوی  المضلّ » خلط شده است .

دقت در گفتار ایشان مبیّن این است که غنا به معنای « صوت لهوی مضلّ » حرام بوده و غنا به معنای حسن الصّوت در صورتی که غیر لهوی باشد ، جایز می باشد . بنابراین ، مراد ایشان از استحباب غنا در قرآن ، زیبا خواندن آن می باشد . نه لهوی خواندن آن و این أمری است که در روایات فراوان ، بدان توصیه شده است .

4- تبیین سخنان فیض کاشانی (ره) و محقّق سبزواری (ره) ورد اتهام حلیّت ذاتی غنا به ایشان.

موارد خارج شده (مستثنیات) از حکم حرمت غنا:مواردی، از قبیل غنا در عروسی، مراثی ذاتا غنا هستند و تخصیصا خارج می گردند أمّا فقط مورد “حُدا”، تخصصاً از موضوع غنای فقهی و شرعی خارج است و مستثنی از حکم حرمت ، ذاتی غنا نیست .  

غنا (آواز)در رسانه

موسیقی آوازی ای که دارای اقتضا و شأنیت اطراب است ولی به واسطه ی حسن انتخاب تصاویر و امور جنبی رسانه ای، اطراب آن تحت الشعاع قرارگرفته، بر اساس نظر فقها هر جا موانع چهارگانه(نقصان شنونده، خواننده، وسائل پخش و رسانه ی تعدیل کننده) وجود نداشتند و در عین حال تأثیر اطرابي نبود، در اثر وجود یکی از این موانع اطراب شاني وجود ندارد و مشكلي در پخش، آموزش، خريد و فروش، گوش دادن و... وجود نخواهد داشت. به عبارت ديگر اگر بخواهيم بگوييم اطراب شأني شرط است، در رسانه نیز اطراب شأني شرط است. رسانه تلویزیون می تواند در اقتضایی شدن اطراب نقش داشته باشد.

 

موسیقی سازی ؛ نوازندگی

 درباره موسیقی سازی دو دیدگاه قائل به حرمت و قائل به حلیت وجود دارد.

مجموع برخی آیات شریفه و روایات عدیده ای که نقل شد بر حرمت لهویاتی دلالت می کند که سبب گمراهی انسان از مسیر حق شود و منزلت دین را خدشه دار نماید . از جمله ی این نوع لهویات استعمال آلات موسیقی است که اشتغال به آن ها به تدریج انسان را از مسیر حقیقت دور خواهد ساخت . از طرفی به مرتکبین چنین لهویاتی وعده ی عذاب داده شده ، در نتیجه اجتناب از آن ها – که یکی از مصادیقش نوازندگی است – واجب خواهد بود.

همچنان که روایات حرمت در باب غنا و نوازندگی، مقید به لهو و اضلال است؛ بنابراین، تنها آن نوازندگی و خوانندگی حرام است که در جهت معصیت و اضلال باشد. یعنی من حیث المجموع آنچه از ادله بر می آید ما را به این نتیجه منتهی می نماید که نوازندگی فی الجمله حرام است نه بالجمله؛ یعنی نوع خاصی از نوازندگی حرام است و آن نوعی است که جنبه ی معصیت و گمراهی داشته باشد نه آن که جنبه ی کارکرد های مثبت و محتوای هدایت به نیکی و نیکویی.

همچنین دلیل عقلی، حد دلالتش تنها شامل نوازندگی می شود که مناسب مجالس لهو و لعب باشد و سبب تهییج شهوت های حیوانی و انحراف انسان از مسیر الهی گردد. بنابراین، حرمت مطلق نوازندگی، از این دلیل به دست نمی آید.و درباب سیره نیز باید اذعان داشت که حدّ دلالتش آن است که تنها می توان به قدر متیقنّ آن اخذ نمود و نسبت به مقدار بیشتر از آن، لازم است به ادله دیگر رجوع گردد و همان طور که در بحث آیات و روایات، دلالت اینها بر حرمت فی الجمله نوازندگی تمام بوده و اثبات حرمت مطلق نوازندگی از آن ها بسیار مشکل است. بنابراین قدر متیقن آن است که نوازندگی مضل حرام می باشد.

 

موسيقي سازی در رسانه

گفته مي شود نبايست مناسب مجالس لهو و لعب باشد،ما از عنوان مجلس به رسانه رسیدیم؛ما به این نتیجه رسیدیم که بر اساس آن چه در زبان روایات به مجلس لهو و لعب و مناسب مجالس لهو ولعب مطرح است به مثابه آن در یک مقیاس عریض و طویل تر؛ رسانه همان مجلس است. در وسايل ارتباط جمعي بايد ببينيم كجا برنامه اجرا مي كند، گرداننده اش كيست؟ چه برنامه اي و با چه هدفي پخش مي شود. مانند همان مجلس كه پاسخ اين پرسش ها تعيين كننده خصوصيت لهوي يا غيرلهوي مجلس بود. اگر به اين صورت نگاه كنيم مرز بين موسيقي هايي که مختص مجالس لهو و لعب هستند و موسيقي هايي که اين مختصات را ندارند، مشخص مي شود.

در مبحث ما نیز یعنی پخش انواع موسیقی در محیط رسانه همین ملاک مطرح است: یعنی فضايي که رسانه مي سازد، ساختاري كه رسانه در چهارچوب آن حركت مي كند در تعيين لهوي بودن يا لهوي شدن يك موسيقي موثر است.

البته ما بحث را در سه شاخه ی صوتی محض، صوتی، تصویری و موسیقی متن فیلم تقسیم نمودیم و نتیجه بحث چنان شد که رادیو چون امانت دارترین رسانه است پس موسیقی مطرب در او هم مطرب است و ... اما در رسانه ی تصویری در ظرف کلیپ و نماهنگ و سرود و ... تصویر تاثیر به سزایی در محتوای آن موسیقی دارد و همان بحث حرمت اقتضایی و شانی مطرح می شود اما در مجموع اگر محتوا سالم، رسانه ی پخش کننده هم سالم باشد، اکثر موارد موسیقی های سازی که حالت وجد و رقص و طرب ایجاد نکنند بلامانع می شوند. در مورد موسیقی متن هم کاملا محتوا متحول و ذوب در تصویر و در خدمت حرکت درام قرار می گیرد. پس آن هایی که در خدمت یک سکاندار صالح باشد حتی موسیقی مبتذل تند در مواردی مجوز می یابد اما چه بسا یک صوت قرآن در دست یک فیلم ساز مریض الفکر تبدیل شود به قرآنی بر سر نیزه ها در برابر ولی زمان. پس باید در مورد موسیقی فیلم با یک نگاه کاملا استراتژیک نگاه نمود.

 

جمع بندی کلی و نتیجه ی نهایی موسیقی در رسانه

ابتدا باید به این کارکرد های ویژه ی موسیقی در رسانه دقت کرد:

موسیقی به طور ویژه و خاصی مد نظر اصحاب رسانه است و کارکردها و جلوه های سمعی حتی بصری زیبایی را در ذهن خلاق انسان می افریند :

اول: افزایش جلوه ها و جذابیت های سمعی، بصری

دوم: قابلیت پخش فراوان

سوم: قابلیت در بهره برداری در امورسیاسی، فرهنگی و اجتماعی

وقتی شارع مقدس تا بدان حد ارزش برای بندگانش قائل است و موسیقی آن چنان بر عواطف انسان موثر است که خود در جای جای قرآنش مستقیم و غیر مستقیم و در کلام رسولان و اوصیای رسولانش به تبیین و تدقیق حدود حلال و حرام آن می پردازد بر ما جمع روشنفکر دینی است که با راهکار های ارائه شده در زیر به این رسالت الهی خود بپردازیم و قلب و دل جوان خود را از این خانه های شیطانی صوتی و تصویری نجات دهیم و با دادن ملاک های صحیح و به روز به موسیقی ساز و فیلم ساز و نوازنده و خواننده و... اجازه دهیم در برابر هجمه ی تمدن بیگانه ، نسل جدید را بیمه سازد.

 وکم نیستند متفکرین پرشوری که اگر عرصه مناسب باشد با عرض اندام مقابل فرهنگ بیگانه عرصه را بر آن ها تنگ کند نه مانند اکنون که برعکس عرصه بر ما و اصحاب رسانه ما و موسیقی دان و نوازنده و خواننده و فیلم ساز ما تنگ شده است

 

 منابع و مآخذ

الف: (کتاب نامه)

* قرآن کریم.

ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا علیه السلام، تصحیح: حسن اعلمی، لبنان، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1984 م، 1404 هـ. ق.

ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم.

ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، حوزه علمیه قم، 1405 هـ .ق.

ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی ، الخصال، تصحیح: علی اکبر غفاری، 1389 هـ .ق.

ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی ، علل الشرایع، تحقیق: محمد صادق بحرالعلوم، نجف، المکتبة الحیدریة، 1966 م، 1385 هـ . ق.

ابن منظور مصری، جمال الدین محمد بن مکرم، لسان العرب، قم، نشر ادب، الحوزه، چاپ اول، 1405 هـ . ق.

ابی حسن علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تصحیح: سید طبیب جزایری، قم، مؤسسة دارالکتاب للطباعة و النشر، چاپ سوم، 1404 هـ . ق.

اصفهانی، راغب ابی القاسم حسین بن مفضل، مفردات الفاظ قرآن، قم، ذوی القربی، چاپ سوم، 1382.

انصاری، مرتضی، المکاسب، مجمع الفکر اسلامی، چاپ سوم، 1420 هـ . ق.

ایرانی، اکبر، حال دوران، نگرشی جامعه شناختی به موسیقی از جاهلیت تا دوران عباسیان، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، 1386.

بغدادی (معروف به شیخ)، ابی عبدالله محمد بن محمد بن نعمان، المقنعه، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه 1410 هـ . ق.

مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1387.

تمیمی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج 2.

فرهنگ جامع عربي ـ فارسي، تهران، دانشگاه تهران ، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ هفتم،1389

عصر عمر ابن ابی ربیع،، قم، مؤسسة آل البیت، چاپ اول، 1412 هـ. ق.

مروج الذهب، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ دوم، 1388 هـ . ق.

شامي عاملي، زين الدين بن علي بن احمد ، الروضه البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه،، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ پنجم، 1420 هـ . ق.

عاملي، سيد محمدجواد، مفتاح الکرامة، تحقيق: شيخ محمدباقر خالصي، ، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیة، چاپ چهاردهم، 1381.

فيروزآبادي، يعقوب ،القاموس المحيط ، تهران، دانشگاه تهران ، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ سوم،1370.

 

فيومي، احمد بن محمد ، المصباح المنير،، قم، نشر ادب، الحوزه، چاپ ششم، 1410 هـ . ق.

هنری لانک ،«تمثیل و نمادپردازی در موسیقی»ترجمه : آزیتا افراش ،نشریه بینات،ش1، دانشگاه تهران ، سازمان چاپ و انتشارات،1365.

 

بروجردي، حسين و منتظري ،حسين علي ، البدر الزاهر في صلوه الجمعه و المسافر،، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1379.

حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة آل البیت، چاپ سوم، 1416 هـ . ق.

حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، تحقیق و نشر: مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، چاپ اول، 1413 هـ . ق.

دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، دانشگاه تهران، 1377.

سبزواری، محمدباقر، کفایة الاحکام، ایران، الطبعة الجعدیّة، 1269 هـ . ق.

سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر، درالمنثور، بیروت، دارالفکر.

طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن بن فضل، مجمع البیان، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1415 هـ . ق.

طوسی، ابی جعفر شیخ الطائفه محمد بن حسن طوسی، الخلاف، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، 1417 هـ . ق.

طوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن بن علی، المبسوط، تصحیح: سید محمدتقی الکشفی، تهران، المکتبة المرتضویة لاحیاء آثار الجعفریة، 1387.

طوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن بن علی ، تهذیب الاحکام، تحقیق: سید حسن خراسانی، تصحیح: شیخ محمد آخوندی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیة، چاپ چهارم، 1365.

طوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن بن علی ، مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام، قم، تحقیق و نشر: مؤسسة المعارف الاسلامیه، چاپ اول، 1413 هـ . ق.

عاملی، سید جواد، مفتاح الکرامه، تحقیق: شیخ محمدباقر خالصی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1425 هـ . ق.

کاشاني، فيض ، الوافی، اصفهان، مکتبة الامام امیرالمؤمنین علیه السلام، 1412 هـ . ق.

کاشاني، فيض ، مفاتیح الشرایع، تحقیق: سید مهدی رجایی، قم، مجمع الذخایر الاسلامیة، 1410 هـ . ق.

فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی.

کلینی رازی، ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، تحقیق: علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سوم، 1388 هـ . ق.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، لبنان، موسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403 هـ . ق.

خامنه ای، سیدعلی ، مجموعه درس های فقهی مقام آیت الله العظمی خامنه ای پیرامون غنا سال 87 و 1388.

محقق حلی، نجم الدین جعفر بن حسن، شرایع الاسلام فی رسایل الحلال و الحرام، قم، انتشارات استقلال، چاپ دوم، 1409 هـ . ق.

مختاری، رضا و محسن صادقی، غنا، موسیقی، قم، نشر مرصاد، چاپ اول.

مراغه ای، عبدالقادر، مقاصد الالحان و جامع الالحان، به اهتمام: تقی بینش، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم، 2536 شاهنشاهی.

ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، المقنع ، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1404 هـ. ق.

حلی، محمد بن حسن بن یوسف، تذکرة الفقها، مکتبة الرضویة لاحیاء الآثار الجعفریه.

موسوی خمینی، روح الله، المکاسب المحرمة، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ سوم، 1410 هـ . ق.

موسوی خویی، سید ابوالقاسم، مصباح الفقاهة، نجف، مطبعة الحیدریه، چاپ اول.

نجفی، محمد حسن، جواهرالکلام، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، 1367.

میرخندان (مشکات)، حمید، تأملی در فقه موسیقی، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، چاپ اول، 1383

نوری، میرزا حسین (محدث نوری)، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، چاپ اول، 1408 هـ . ق.

ب: مقالات

سرابی، پویا، «بررسی جایگاه مطالعات زیباشناختی موسیقی ایران در دوره اسلامی»، فصلنامه       هنر، شماره 75.

میرخندان (مشکات)، حمید، «ابهام و ایهام موسیقی در رسانه»، (گفتگو) رواق هنر و اندیشه، شماره 34، اردیبهشت 1388.

میرخندان (مشکات)، حمید ، «فقه موسیقی در رسانه»، فصلنامه دین و رسانه، شماره 2، سال 1390.

 

ج: سایت ها

 ماسالی، کیاوش، «هنر و موسیقی از دیدگاه شوپنهاور»، به نقل از سایت تاریخ فلسفه:

http://philosophers.atspace.com/art_schopen.htm  بازیابی در تاریخ 9/9/91.

سعید مهدی، «مفهوم شناسی غنا در فقه شیعه»، سایت باشگاه اندیشه؛ به نقل از: http//www.isv.ac.ir.

ثبت شده توسط : پژوهش

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.