Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 68123
تاریخ انتشار : 17 بهمن 1393 22:8
تعداد بازدید : 1124

جشنواره 33- روز پنجم

گزارش اجمالی از فیلم های اکران شده در روز پنجم سی و سومین جشنواره فیلم فجر

فیلم اول « رخ دیوانه»
ساخته ابولحسن داوودی
بخش سودای سیمرغ



چند دختر و پسر بی پدر و مادر بازی خطرناکی را شروع می کنند.
رخ دیوانه فیلمی جوان پسند و امروزی با نگاهی به شبکه های اجتماعی. فیلمی درباره جوانان از زبان جوانان
فیلمنامه در هفت ایپزود یک داستان را با ساختاری غیر خطی از نگاه هر یک از شخصیت ها روایت می کند. داستانی درباره بازیها و کل کلهای جوانان که تبدیل به بازی خطرناکی می شود.
ریتم تند فیلم ، ماجراهای بهم پیوسته و بازیهای روان و یکدست از امتیازات مهم فیلم است.
اما آخرین سکانس فیلم پس از لو رفتن کامل بازی و جایی که راوی وارد ساختمان دوستش می شود کاملا اضافه و خارج از داستان است، و هیچ کارکردی در داستان بازی روایت شده ندارد جز پایان بندی غیر منطقی فیلم که رد پای نویسنده در آن مشخص است، پایان بندی از دل قصه در نمی آید.
بدترین نکته فیلم اما کشته شدن آدم خوب داستان است، تنها شخصیت مثبت که رگه های انسانیت در او یافت می شود در انتهای فیلم از بین می رود و همه آدم بدهای قصه بدون تقاص به زندگی خود ادامه می دهند. یعنی جهان قصه ما سیاه و کثیف است و آدم خوب در آن جایی ندارد. گفتن این جمله توسط پیروز که اینها همه دروغهایی بود که در فیس بوک گذاشتم، هیچ چیزی را درست نمی کند و فقط داستان را خراب تر می کند.


فیلم دوم « دو»
به کارگردانی سهیلا گلستانی
بخش نگاه نو



دو مثل خیلی از فیلمهای جشنواره ای، جشنواره زده است. ریتم کند، فیلمنامه زد پیرنگ، پرداخت به جزئیات بی اهمیت و تصویر روز مرگی کسل کننده جزء مولفه های لاینفک این فیلمهاست که انگار در سینمای ایران تبدیل به یک مرض فراگیر شده است.
شخصیت پردازیها ناقص، بی هدف است و خیلی دیر اطلاعات به مخاطب داده می شود. 


فیلم سوم « بهمن»
به کارگردانی مرتضی فرشباف
بخش سودای سیمرغ



فیلمی زنانه، سرد و برفی پر از لانگ شاتهای مسحور کننده زمستانی، طراحی صحنه و فضاسازی فوق العاده و تصویربرداری خوب از نکات قوت فیلم است. شخصیت زن فیلم با بازی خوب فاطمه معتمد آریا شبیه شخصیت فیلم بی خوابی کریستوفر نولان است، او یک کار شبانه ده روزه دارد و شبها نمی تواند بخوابد. همین بی خوابی ها باعث مشکلاتی در زندگیش می شود.
اما فیلمنامه زد پیرنگ، ریتم کند و شخصیت های بی روح و روابط سرد و یخ زده است باعث کسالت بار شدن فیلم شده است.
داستان بسیار گنگ است و معرفی شخصیتها بدرستی شکل نمی گیرد، رفتار و انگیزه شخصیتها نامفهوم است. شاید تنها نکته مثبت محتویی این است که گاهی باید برخی چیزها را ندید و نشنید.


فیلم چهارم «اعترافات ذهن خطرناک من»
به کارگردانی هومن سیدی
بخش سودای سیمرغ



فیلمی کاملا متفاوت برای سینمای ایران در این وانفسای فیلمهای ژانر اجتماعی که زندگی روزمره کسالت بار را به نمایش می گذارند دیدن این فیلم عجیب و غریب احساس متفاوتی را ایجاد می کند.
شاید نمونه های خارجی زیادی درباره شخصیتهای روانپریش و بدون حافظه دیده باشیم اما در سینمای ایران کمتر چنین اتفاقی می افتد این فیلم بیشترین شباهت را به فیلم ممنتو کریستوفر نولان دارد.
فرم فیلم در راستای مضمون است و همین بزرگترین نقطه قوت فیلم است فروشنده بزرگ مواد ال اس دی خود در دام تزریق این مواد افتاده و این پریشان ذهنی در فرم رسوخ نموده و به مخاطب احساسی از تاثیرات این مواد بر ذهن نشان داده می شود.
(یاد فیلم "شبانه " کیوان علی محمدی و امید بنکدار افتادم که برای بیان تاثیرات قرص اکس از فرمی بسیار عجیب و پیچیده و کاملا منطبق با آن بهره جسته بودند که به مخاطب حسی شبیه کسی که اکس مصرف کرده می داد) .
هرچند هومن سیدی انگار از گیج کردن زیادی مخاطب ترسیده و برای روایت ساختار پیچیده ای در نظر نگرفته و اولین  داستان که به ذهن نزدیک است را انتخاب نموده، بسیاری از گره های داستان لاینحل می ماند و مخاطب درک درستی از داستان پیدا نمی کند.


فیلم پنجم «یحیی سکوت نکرد»
به کارگردانی
بخش هنر و تجربه



فیلمی در ژانر کودک اما مخاطب بزرگسال  فیلم یحیی کارگردانی خوبی دارد هرچند فیلمنامه از ضعفهای اساسی رنج می برد. انتخاب بازیگر نقش کودک و بازی روان او نیز نکته قابل توجهی است.
"قصه" اصل اساسی در ژانر کودک است،  اما فیلم یحیی فیلمنامه قصه محور نیست و بسیار سخت قصه می گوید؛
قصه های مربوط به عمه و دختر همسایه قصه های بزرگسال است که صرفا از دید بچه روایت می شود.
سقط جنین، دختران فراری،ازدواج اجباری و خودکشی مسئله ای نیست که بتوان در ژانر کودک به آن پرداخت، هرچند در فیلم وجود پسرک تلخی داستان اجتماعی را تلطیف کرده و در انتها نیز روابط او بر عمه تأثیر مثبت دارد.اما فیلمساز فقط کودک را بهانه روایت های خود ساخته. جهان فیلم کثیف و تلخ و رعب آور است تمام شخصیتها حتی بچه ها بد و منفی اند، یحیی تنها شخصیت خوب فیلم است. شخصیت خوبی که در پایان تنها می مانداز کارخودش پشیمان است.
هرچند فیلم با میزانسن ها و مناسبات خود سقط جنین را کاری غیر انسانی و بد عنوان می کند اما از طرف دیگر عاقبت خوبی را نیز برای بچه ها در نظر نمی گیرد و بیانیه بد انتهای فیلم از زبان کودک همه چیز را خراب می کند او می گوید که فهمیده که اشتباه می کرده و عمه اش گناهی ندارد. یعنی کار عمه گاهی لازم و درست است! جمله ای که با آنچه فیلم ارائه می دهد در تضاد است اما تأثیر منفی خود را می گذارد.

ثبت شده توسط : مصطفی سیدآبادی

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.