Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 67923
تاریخ انتشار : 14 بهمن 1393 12:33
تعداد بازدید : 891

جشنواره فجر سی و سوم

گزارش اجمالی از فیلم های اکران شده در روز دوم سی و سومین جشنواره فیلم فجر

روز دوم جشنواره به مراتب بسیار بهتر از روز اول بود سه فیلم با قصه های خوب و وپرداختهای هنرمندانه از امتیازات روز دوم بود.

فیلم اول «خداحافظی طولانی»
ساخته فرزاد موتمن
بخش سودای سیمرغ



قصه ای پرکشش که اطلاعات خود را قطره چکانی و بسیار سخت به مخاطب میدهد. داستان عاشقانه پر رنگ و لعاب با تصویربرداری اصولی و دقیق که باروایت هوشمندانه خود مخاطب را همراه می کند.
خوش ذوقی فیلمساز در چیدمان طرح و توطئه ستودنی است، مخاطب وقتی ماجرای مرگ همسر را می فهمد خود را فریب خورده نمی یابد چرا کد گذاریها بجا و درست است و مخاطب به خوبی در بازنگری ذهنی چیدمان دقیق پلان ها را میفهمد؛
*زن در هیچ پلانی کنش گر نیست.
*ورود و خروج مرد به خانه با سلام و خداحافظی همراه نیست چرا که این ارتباط در ذهن او هرگز قطع نمی شود.
*حضور زن همیشه در پس زمینه است و گاهی ندیدن او کدهایی به مخاطب می دهد.
درخواستهای مکرر برادر زن برای آلبوم عکس و وسایل خانه یکی دیگر از نشانه های پنهان فیلم است
رنگ گرم و عاشقانه سکانسهای آغازین درمقابل رنگهای سرد پس از نبود همسر بخوبی در روایت فیلم کارکرد می یابد.
موتمن از مشکلات طبقه کارگر می گوید اما بدون سیاهنمایی و ناامیدی .

فیلم دوم «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت»
ساخته وحید جلیل وند
بخش نگاه نو



فیلم سه ایپزودی دقیق خوش ساخت با قصه ای محکم و روایت زیبا هرچند تلخ و اشک انگیز است اما سیاه نیست و فیلم رویه ای امیدوار کننده را درپیش می گیرد.
ایپزود اول قصه زن درمانده و شوهر علیل، بهانه ورود به جهان داستان است و ایپزود سوم بستر شکل گیری داستان اما ایپزود دوم مغز داستان و مسئله اصلیست؛ دختری که خانواده اش را از دست داده و در خانه تنها بزرگتر یعنی عمه اش زندگی می کند، پنهانی با خواستگاری که چندین بار توسط عمه رد شده ازدواج کرده است.
قضاوت نکردن، خواست خود را برخواست خدا ترجیح ندادن و بفکر مشکلات مردم بودن موضوعاتی است که فیلم به خوبی از پس بیان آن برمی آید. هرچند نیاز دختر جوان به پول مسئله بغرنجی بنظر نمی رسد و انتخاب او از بین آنهمه متقاضی ببیننده را راضی نمی کند، می شد با راهکارهای دیگری مثل طلاق سوری حل شود. شاید بهتر بود فیلمساز مسئله را بغرنج تر می کرد به نوعی که تنها راه حل پرداخت پول باشد.
بهرحال وحید جلیلوند با اولین کارش نوید دهنده یک کارگردان خوش آتیه برای سینمای ایران است.


فیلم سوم "حکایت عاشقی"

ساخته احمد رمضان زاده


فیلم با داستان یک عکاس و ورود او به  حلبچه آغاز می شود داستانی که با تصاویر مستند از بمباران حلبچه جان می  گیرد و می تواند فیلم خوبی باشد اما دقایقی بعد داستان به سمت یک مثلث عشقی سخیف و سطحی سقوط می کند. پرداخت الکن روایت نمیتواند ادامه درستی داشته باشد. و بازی تصنعی بهرام رادان به بدتر شدن آن بیشتر کمک می کند. فیلم از یک مسئله مهم و حادثه غم بار به یک درگیری عشقی سطحی می رسد چیزی که فیلم را به مرز نابودی می کشاند. هرچند فیلم در مقام سینمای استراتیژیک قرار نمی گیرد اما باید مراقب برداشتهای مفهومی به آن باشیم؛ مرد ایرانی زن کرد عراقی را از مرگ نجات می دهد، عاشق او می شود و سپس با او ازدواج می کند هرچند پس از مدتی او را طلاق می دهد اما پس از گذشت۱۵ سال هنوز هم عاشقش است حتی بیشتر از عشق هم وطنش و هنوز هم به آن چشم دارد!.

فیلم چهارم«خانه دختر»
شهرام شاه حسینی
بخش سودای سیمرغ



خانه دختر فیلم خوش ساخت و خوبی است که قصه اش مخاطب را تا انتها هم پای خود می کشاند.
مرگ مشکوک دختری در شب عروسی موقعیت معما گونه ای را بوجود می ٱورد که مخاطب خود را تا پلان آخر پر از تعلیق و ابهام نگه می دارد.
فیلم بیش از هرچیز مدیون فیلمنامه دقیق پرویز شهبازی است. روایت روان و گام به گام پیش می رود تا به اوج خود و مسئله اصلی برسد مسئله ای که معمای مرگ دختر را حل می کند. مسئله ای که به رسمی سنتی در جامعه برمی گردد؛ "ازمایش دوشیزگی دختر"، اما طرح این مسئله با میزانسنی پر از اضطراب و وحشت خود غلط بودنش را فریاد می زند و جایی برای قضاوت نمی ماند.
مخاطب پس از اینکه علت مرگ را درمی یابد متوجه فریب بزرگ فیلمساز می شود فریبی که او را تا انتهای فیلم بی دلیل می کشاند.

فیلم پنجم «موقت»
ساخته امیر عزیزی
بخش هنر و تجربه



فیلم روایتی ضد پیرنگ دارد، ریتم بسیار کند و آرام است و عجله ای برای رسیدن به مسئله ندارد.
ماجرای شلیک ناخواسته گلوله از اسلحه یک سرباز که برای خانواده دردسرساز می شود با این شکل پرداخت نهایتا ایده یک فیلم کوتاه است و کشش فیلم بلند را ندارد.
قاب بندی ها بسیار ساده و شلخته است و فیلمساز به عمد زاویه دوربین را تغییر چندانی نمی دهد تا روح کسالت بیشتر و بیشتر شود در پلانهای نهایی نیز با چرخ های ۱۸۰ درجه ای بی خود دوربین پز مفهومی بودن به کار می دهد.
فیلمنامه ضد پیرنگ معمولا با جزئیات مهم و شخصیت پردازیهای دقیق خلا قصه را جبران می کند اما فیلم موقت از آن نیز کاملا بی بهره است.
فیلم نهایتا با دم دستی ترین شکل و با گفتن یک جمله گره گشایی می شود البته اگر آن اتفاق تبدیل به مسئله یا گره شده باشد.

ثبت شده توسط : مصطفی سیدآبادی

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.