Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 57931
تاریخ انتشار : 3 شهریور 1393 9:4
تعداد بازدید : 1750

بررسی نسبت نقاشی دوره رئالیسم با مضامین دینی

وحید حیاتی؛ منتقد و کارشناس رسانه مدیر خدمات آموزشی دانشکده صدا و سیما قم در مقاله ای به بررسی نسبت نقاشی دوره رئالیسم با مضامین دینی پرداخته است


آقای وحید حیاتی؛  منتقد و کارشناس رسانه مدیر خدمات آموزشی دانشکده صدا و سیما قم در مقاله ای  به" بررسی نسبت نقاشی دوره رئالیسم با مضامین دینی" در دومین مقاله از مقالات زمانبندی شده کادر علمی دانشکده پرداخته است

مقدمه
روش هنری رئالیسم که در دهه 1840 میلادی به عنوان واکنشی در مقابل نئوکلاسیک­ ها و رمانتیست­ ها رخ ­نمود، به نوعی با اکراه و احتیاط در ابتدا توسط جامعه هنری رسمی آن دوران پذیرفته شد. این پدیده هنری در آن دوران معنای نو ، تازه و آوانگارد بودن به هر عنوان و از همه جهت را یدک نمی­ کشید؛ چنانکه چنین دیدگاهی را می­توان در قرن هفدهم و در آثار کارواجّو[1] نیز دید، بلکه این حرکت هنری به جهت تقابل با هنر رسمی و پرطمطراق دوران خود ـ رمانتیسم ـ متفاوت می­نمود و به نوعی ساختارشکن تلقی گردید. از این رو در مواجهه با آن در ابتدا واکنش منفی جامعه هنری رسمی را به همراه داشت و پس از مدتی بعنوان دیدگاهی هنری به مرور پذیرفته شد.

از آنجا که در دیدگاه رئالیست­ ها توجه به رنگ­های شفاف و پرطمطراق و حرکت­ های متعدد تجملی و خیال پردازی­ ها کم ­اهمیت و یا به نوعی بی­ اهمیت بودند، هنری فارغ از زمانه رایج خود قلمداد شدند. زیرا رئالیست­ ها مایل بودند که زندگی واقعی را از دریچه ­ای نو بنگرند. بنابراین نقاشی­ های خویش را جدا از خیال پردازی­ های رایج ترسیم می­نمودند و به نوعی در آثار خویش زمین را به رنگ قهوه ­ای، آسمان را آبی و برگ درختان را به رنگ سبز می­کشیدند و یا به تعبیر صحیح­تر همه چیز را با همه ابعاد و ویژگی­ها و شمایل واقعی آن و به تعبیری با همه ملال­آوری­اش ترسیم می­نمودند.

گروه موسوم به رئالیست هر چند در فضای آزاد سیاسی و تحولات اجتماعی آن دوران فرانسه می­زیستند اما به جهت درگیری­ های متعددی که اغلب بواسطه دیدگاه شان با مقام­ه ای رسمی و دولتی وجود داشت و به دشمنی نیز می­ انجامید از آکادمی­ های هنری و سالن­ه ای نمایش آثار هنری کنارگذاشته شدند. هرچند این دشمنی و اختلاف نظرها میان خود نقاشان و هنرمندان نیز به چشم می­خورد. به گونه ­ای که ژان لئون ژروم[2] با عقاید گوستاو کوربه[3] مخالف بود و وی و آثارش را با آثار پیش پاافتاده واقع­ گرایانه مقایسه می­کرد و حتی بسیاری دیگر از هنرمندان کوربه را هنرمندی ارتجاعی و طرفدار دولت می­خواندند. با اینحال همه این کشمکش­ها منجر به شکل­ گیری جریان و جنبشی با نام رئالیسم گردید که هر چند عمر کوتاهی داشت اما ملهَم بسیاری از جریانات هنری پس از خویش از جمله امپرسیونیسم گردید و به نوعی جریان هنری را از تجملات و تخیلات رمانتیک­ ها رهایی بخشید.  گوستاو کوربه  بعنوان حامی اصلی این جنبش می­گفت: « رئالیسم نوعی دستاورد بشری است که نیروهای بشری را علیه بت پرستی، هنر یونانی ـ رومی، هنر رنسانس، تعصب کاتولیکی، اعتقاد به خدایان و شبه خدایان، و کوتاه سخن علیه هر نوع آرمان معهود به کار انداخته است».[4] با این توصیف رویکرد ضد اجتماعی رایج آن دوران را در چشم­ انداز و عملکرد واقع­گرایان می­توان دید، چرا که طرفداران این رویکرد معتقد بودند که هر هنری که در آن هنرمند مشارکت واقعی نداشته باشد به نحوی مردود است و عمدتاً در جریان رایج و رمانتیسم جاری نوعی آرمان­گرایی موجود است که با تخیل هنرمند در ارتباط است و در واقع این هنرمند نیست که آن را به وجود می­آورد. از دید واقع­گرایان هنرمند متاثر از فضای طبیعی اطرافش با همه ویژگی­های غیر آرمانگرایانه و تخیل و تجملات ذهنی است و کنش و واکنش هنرمند با مناظر و اتفاقات اطرافش است که اثر وی را پدید می آورد.
در این میان می­توان رویکرد رئالیست­ ها را نیز به مقوله انعکاس مضامین دینی در آثارشان نیز مورد توجه قرار داد و دریافت که سخن نظریه پرداز این جنبش، به نوعی عملاً دیدگاه ارزش مدار این جنبش را نسبت به مفاهیم دینی کلیسا و اعتقاد به خدایان معهود را به چالش می­کشد و با تاکید بر دستاورد بشری به طریقی­ داشته ­های انسانی فارغ از ماوراء طبیعت را محوری اساسی برای اندیشه هنری خویش قرار می­دهد. این مقاله تلاش می­کند با بررسی آثار هنرمندان آن دوره مباحثی راجع به رویکرد واقع گرایی به مقوله مذهب و انعکاس مضامین دینی در آثارشان را مورد کنکاش قرار دهد و به نوعی چشم انداز این جنبش به این مقوله را با بررسی موردپژوهانه آثار ایشان مورد مداقه قرار دهد.
در اين نگاشته مختصر، همت بر آن است که نحوه تعامل و تاثير نگره­ هاي ديني و نقاشی بویژه در دوره رئالیسم هنری مورد بررسي قرار گيرد. چون اين نوشته به عنوان مقدمه ­اي براي تحقيقات بعدي درباره نسبت مفاهیم دینی در دوره تاریخی شکل­ گیری جریان رئالیسم و توجه به پدیده­ های اجتماعی، فرهنگی و جامعه شناختی آن دوران در دست تهيه است، نگاه ما بيشتر متوجه تجربه هنرمندان و بررسی برخی آثار ایشان در این دوره مي­باشد. سعي بر آن است که توصيف اجمالي ولي دقيق از نحوه حضور و تاثيرگذاري یا عدم حضور آموزه ­هاي ديني در نقاشی دوره رئالیسم، داشته باشيم.
اميد است که صاحب ­نظران با تذکر سستي­ ها ­و تاکید بر نقاط قوت، ما را در رسيدن به شناخت جامع­تر ياري رسانند تا اين قبيل نوشته ­ها، روزنه ­اي هر چند کوچک، براي جامعه علمي هنري کشورمان در تبيين و تحليل دقيق­تر هنر و به نوعی در راستای درک رسانه­ هاي امروزين باشد.

 انسان و مقوله ­ای به نام دین
دين از بدو پيدايش انسان، همراه او بوده است و همواره نقش مهمي در حیات فردی و اجتماعی آدمي داشته است. حتي در عصر مدرن، که سکولاريسم و لائيسم، عملاً عنان جوامع غربي را در دست داشته است، باز هم تاثير دين در جامعه انساني، قابل توجه بوده است  .... ادامه دارد

 tik ادامه مقاله در فایل PDF

(بدلیل حجم بالای نمودار و عکس مقاله بصورت PDF ارائه می شود)

[1]) میکل آنجلومری سیدا کاراواجو یکی از هنرمندان ایتالیایی فعال در رم، ناپل، مالت وسیسیل در میان سال های ۱۵۹۳ و ۱۶۱۰ میلادی بود. وی چهره شاخص سبک باروک است که درنوع نقاشی وتکنیک های استفاده ازعوامل رنگ وفرم تحولاتی ایجادکرد. موضوعات مورد نقاشی او را عمدتا مسایل مذهبی تشکیل می دادند. او در آثارش سبک رئالیسم عاری از انعطاف وتغییرشکل را ایجادکرد.او هنرمندی بودکه آرمان های کلاسیک را رد می کرد.

[2]) ژان-لئون ژروم (به فرانسوی: Jean-Léon Gérôme)‏،(1824-1904)نقاش وتندیس گر مشهور فرانسوی است.

[3]) نقاش فرانسوی(1817-۱۸۷۷) بودکه رهبرجنبش رئالیسم یا واقعگرایی درنقاشی قرن نوزدهم فرانسه به شمار می آمد.

[4]) هارت، فردریک، ص 902

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.