Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 56216
تاریخ انتشار : 1 مرداد 1393 12:21
تعداد بازدید : 3843

انواع ارتباطات در کتاب تاريخ گزيده

دکتر ابراهيم فتحي عضو گروه علوم اجتماعي دانشگاه باقرالعلوم(ع) و استاد دانشکده صدا و سیما قم در مقاله ای به" انواع ارتباطات در کتاب تاريخ گزيده" پرداخته است.


دکتر ابراهيم فتحي عضو گروه علوم اجتماعي دانشگاه باقرالعلوم(ع) و استاد دانشکده صدا و سیما قم در مقاله ای به "انواع ارتباطات درکتاب تاريخ گزيده" پرداخته است.

مقدمه:
تاریخ گزیده، کتابی تاریخی، سیاسی واجتماعی به زبان فارسی است که در سال730 هجری قمری  توسط حمداللّه مستوفی قزوینی به رشته تحریر درآمده است(مستوفی، 364 :4-7). مؤلف هدف از تألیف کتاب را فراهم آوردن «کتابی فشرده و خلاصه و پیوسته و نظم تاریخی» و «اصلاح تاریخ اختلاف اعتقادات علما در باره آفرینش دربازه زمانی از ابتدا تا زمان تحریر کتاب مانند تاریخ انبیاء وسایر حوادث همچون طوفان نوح، آتش ابراهیم، پادشاهی اسکندر، غلبة بخت النصر بر مصر، واقعة اصحاب فیل در مکه و...» بیان نموده است. مستوفی علاوه بر آنها به اهداف تألیف کتاب «بررسی مدت دولت هر قوم براساس اقوال مورخین متفق القول» را نیز می افزاید(مستوفی،1364 :3- 9).
نخستین بار باربیه دومنار در سال 1857 بخشی از باب ششم تاریخ گزیده را به زبان  فرانسوی  ترجمه ودر  مجلة آسیایی  منتشر کرد. پس از گذشت حدود نیم قرن از انتشار باب ششم درمجله آسیایی (1900ـ1901) ادوارد براون ترجمة انگلیسی فصل ششم از باب پنجم (درباره ایران) را درمجلة انجمن سلطنتی آسیایی در لندن به چاپ رساند. درسال1903 ژول گانتن باب چهارم را همراه با ترجمة فرانسوی آن در پاریس چاپ کرد. درسال1910 ادوارد براون نسخة خطی کامل تاریخ گزیده (تحریر در 857) را به صورت عکسی در لیدن به چاپ رساند. وی در سال 1913 با همکاری نیکلسون خلاصه ای از این کتاب را به انگلیسی ترجمه و با حواشی و توضیحات چاپ کرد (براون ، ج 3، : 137). تاریخ گزیده از روی نسخه خطی مورخ 857 به اهتمام‏ ادوارد براون در سلسله انتشارات اوقاف گیب در لندن چاپ شده و سپس نخستین بار به اهتمام عبدالحسین نوائی درسال 1339شمسی به همراه با فهارس و حواشی درتهران منتشر شد.

تاریخ گزیده بعدازکتاب های مشهور مانند کتاب «تاريخ جهانگشاى تاليف علاء الدين ابو المظفر عطاملك جوينى»، کتاب «نظام التواريخ تاليف قاضى ناصر الدين ابو سعيد عبد اللّه البيضاوى كه يادداشت مانندى است در خصوص طبقات مختلف سلاطين ايران»،  کتاب «جامع التواريخ اثر عظيم و بسيار نفيس و كم نظيرى كه به همت وزير مشهور خواجه رشيد الدين فضل اللّه وزير غازان و اولجايتو تهيه شده است»، کتاب«تاريخ بناكتى كه اصلا روضة اولى الالباب فى تواريخ الاكابر و الانساب نام دارد و در مقام اختصار آن را بنام مؤلفش، ابو سليمان فخرالدين داود بن ابو الفضل محمد بناكتى، تاريخ بناكتى يا تاريخ فخر بناكتى خوانند»، کتاب« تجزيه الامصار و تزجيه الاعصار تأليف عبد اللّه بن فضل اللّه شيرازى معروف به وصاف الحضره كه اختصارا بتاريخ وصاف شهرت يافته است»، کتاب« شاهنشاه نامه يا چنگيز نامه احمد تبريزى كه منظومه‏ايست تاريخى مبتنى بر وقايع سنوات و مشتمل بر حوادث تاريخ مغول تا سال 738 بنام سلطان ابو سعيد» وکتاب «غازان نامه تأليف نورالدين بن شمس الدين محمد» به رشته تحریر درآمده است اما بنظر نگارنده تاريخ گزيده از چند لحاظ  نسبت به آنها جالب توجه است. نخست اينكه عبارتى بسيار روان و دلنشين دارد و به هيچ وجه در آن از انشاء مطنطن و سنگين كتبى مانند وصاف يا جهانگشاى جوينى ديده نمى‏شود. ثانيا اينكه  نسبت به حجم خود مطالب بسيار پر ارزشى دارد و بقول براون، با اينكه از صد وهفتاد هزار كلمه تجاوز نمى‏كند،اما  يك دوره از تاريخ عمومى جهان را تا سال تحرير نشان می دهد.
تاریخ گزیده مشتمل است بر یک مقدمه، یک فاتحه، شش باب ویک خاتمه می باشد. در فاتحه به آفرینش عالم پرداخته شده است. باب ها به ترتیب در بارة پیامبران اولوالعزم ، برخی از حکیمان و فلاسفه، پادشاهان ایرانی پیش از اسلام، ظهور حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم و آغاز اسلام تا پایان حکومت عباسیان ، تاریخ ایران از صفاریان تا اواخر سلطنت سلطان ابوسعید بهادر (716ـ736)،  باره ائمه و بزرگان اهل سنّت، وتاریخ و جغرافیای شهر قزوین می باشند. باب ششم در واقع تلخیص کتاب التدوین فی تاریخ قزوین تألیف امام رافعی است و مطالبی نیز به آن افزوده شده است . در خاتمه مؤلف، همانند خواجه رشیدالدین فضل اللّه در جامع التواریخ، شجره انساب پیامبران و ائمه و پادشاهان و حکما را ذکر کرده است (مستوفی،1364: 9ـ14، مقدمة نوائی، :ه؛ براون ، ج 3، :136). حمداللّه مستوفی درتدوین کتاب تاریخ گزیده، افزون برکتب فوق ، از منابع دیگری نیز مانند: تاریخ طبری ، الکامل ابن اثیر، تجارب الامم مسکویه، سلجوق نامة ظهیری نیشابوری و جامع التواریخ رشیدالدین فضل اللّه بویژه در فصل راجع به مغول استفاده کرده است (حمداللّه مستوفی، 1364 : 6ـ7)

ارتباطات
ذات ارتباط، فرآیندی است که به موجب آن  پیام مد نظر بین فرستنده و گیرنده به طور مستقیم یا غیر مستقیم در زمان و مکان خاص متبادل می شود. عمدتا ارتباطات انسانی مورد مطالعات قرار گرفته است، اما فرآیند ارتباط در بین تمام موجودات زنده وجود دارد. به عبارت دیگرارتباط امری بنیادین و جهانی است.
ارتباطات معادلی فارسی کلمه انگلیسی« communications»  است که از نظر معنا بیشتر جهت گیری تکنولوژیک دارد.(محسنیان راد، 1383 ج5) براساس این گزاره ارتباطات به مجموعه ای از نهادها، سازمانها و تکنولوژی هایی اطلاق می شود که جریانهای اطلاعاتی را در یک جامعه مفروض ایجاد و میسر می کنند.
ارتباطات، فرآيندي است آگاهانه يا ناآگاهانه، خواسته يا ناخواسته كه از طريق آن احساسات و نظرات، به شكل پيام هايي كلامي و يا غيركلامي بيان گرديده، سپس ارسال، دريافت و ادراك مي شوند. اين فرايند ممكن است ناگهاني، عاطفي، و يا بيانگر اهداف خاص باشد(دادگرا، 1387 :27). ارتباطات فراگردي است که طي آن افراد از طريق انتقال علايم پيام به ار سال ودريا فت معني مبادرت مي کنند(رضائيان،1387 : 424)
كلمه ارتباط، معرف تمام جريان هاي است كه به وسيله آن، يك انديشه مي تواند انديشه ديگر را تحت تأثير قرار دهد. به عبارت ديگر، ارتباط سبب مي شود كه وجدان انسان دروجدان ديگران، تصاوير و مفاهيم، تمايلات و رفتارها و آثار رواني گوناگوني پديد آورد(زورق، :1386 : 319).

تعاریف ارتباط:
تاریخ اندیشه های ‏ارتباطاتی تعاریف متعدد و مختلفی را از‏‎ ‎سوی صاحب نظران، پژوهشگران و نویسندگان ارتباطات در خود جای داده است. هر یک از اندیشمندان با توجه به زاویه دید و اهمیتی که برای عناصر ‏ارتباطات قائل هستند آن را‎ ‎تعریف کرده اند. در این میان دو تعریف از مقبولیت خاصی برخوردار است.
تعریف اول؛ ارتباط را فرایندی می داند که به واسطه ی آن ارتباط گر یا فرستنده از طریق یک رسانه یا مجرا پیامی را با تاثیراتی معین به گیرنده می رساند.
تعریف دوم؛ ارتباط را کنشی اجتماعی می داندکه افرادی از یک فرهنگ مشخص در واکنش به تجربه خود از واقعیت به مبادله ِ معانی می پردازد.
با این وجود نمی توان تعریف واحدی از ارتباط که همه افراد را قانع کند، ارائه داد. شاید هم اصلا ‏چنین تعریفی وجود نداشته باشد. بنابراین سعی بر این است، اندیشه و نظریات ‏گوناگون را تا حد امکان جمع آوری تا بتوان آنها را به یک مرز مشترک نزدیک ساخت.
«ارتباطات» از دیدگاه عده ایی بر مفاهیم متفاوت و گاهی متضاد گفته می شود. از طرفی ‏هم ارتباط را تبادل متفکرانه دیدگاه ها از طریق یک مکالمه معنادار بین‎ ‎دو انسان که به نوعی ارسال ‎پیام‎ ‎ساده و بدون تفکر است، می دانند. با این تعریف می ‏توان گفت‎ ، ‎ماشین‎ ‎ها و‎ ‎جانوران‎ ‎نیز ارتباط برقرار می‎ ‎کنند.‏
از طرف دیگر می توان ارتباطات را‎ ‎یک‎ ‎فرایند‎ ‎سازمان یافته برای تبادل‎ ‎اطلاعات‎ ‎بین بخش ها ‏که معمولا بواسطه یک‎ ‎رشته علائم انجام می گیرد، تعریف کرد.‏ گروهی در تعریف خود بر ترغیب و اقناع یا همانندی و اشتراک اندیشه با ابعاد گسترده تر و تاثیرگذار قلمداد کرده اند. عده ای بر پاسخ و بازتاب تاکید بیشتری کرده اند. و برخی دیگر از اندیشمندان بر عنصر ‏پیام تاکید دارند.
حتی لاسول در سال 1948 یک مدل ارتباط کلامی ارائه می دهد. این مدل یکی از اولین  نمونه های مدل ارتباط همانند یک فرایند است:«چه کسی چه چیزی را از چه مجرایی به چه کسی و با چه تاثیری می گوید».
لاسول بر مفهوم«تاثیر»ارتباط تاکید داشت. از نظر متفکران دیگر مفاهیم «قصد» و «بافت»ارتباط اهمیت اساسی دارند. زیرا بیشتر ارتباط گران از ایجاد ارتباط هدفی دارند و نیز شرایط اجتماعی ارتباط لزوما بر نحوه ی بیان و فهم پیام ها تاثیر می گذارد.

ارسطو:
فیلسوف یونانی اولین دانشمندی است که 2300  سال پیش در باره ارتباطات ‏سخن گفته است. او در تعریف ارتباط در کتاب «علم معانی بیان» که آن را مترادف ارتباط می ‏دانند، می نویسد: ارتباط عبارت است از جستجو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات ‏موجود برای ترغیب و اقناع دیگران است. به این صورت که برقرار کننده ارتباط از هرراه و‎ ‎روش ممکن، طرف مقابل یا مخاطب خود را تحت تاثیر و نفوذ خود در آورده‎ ‎و نظر و ‏عقیده خود را به او بقبولاند.
‏ویلبر شرام در کتاب«زندگی و اندیشه پیشتازان علم ارتباطات» می نویسد:‏ اولین بار رومی ها کلمه ارتباط یعنی ‏Comunicare‏ را به کار بردند. یونانی ها پیشینه طولانی در ‏‏«سخنوری و بلاغت» دارند. ارتباط ترجمه لغت‏‎ Communication ‎است. ریشه این لغت از کلمه ‏لاتین‎ Communis ‎است که می توان آنرا به‎ ‎تفاهم و اشتراک فکر نیز ترجمه کرد. یعنی اینکه وقتی که با ‏شخصی ارتباط برقرار می کنیم کار ما در‎ ‎حقیقت برقراری یک نوع اشتراک فکر و تفاهم ‏اندیشه با اوست.
مفهوم واقعی ارتباط با‎ ‎توجه به ریشه لاتین آن (در میان گذاشتن و تقسیم ‏کردن) است. یعنی اینکه فقط‎ ‎یک فرستنده فعال و یک گیرنده انفعالی صرف نیست، بلکه ‏بازخورد یا فید بکFeed back‎‏ دومی را‎ ‎که تغییر دهنده طرز تلقی اولی است، هم به حساب ‏می آید. از آن مهمتر مستلزم شرکت‎ ‎فعال تمام افراد ذی نفع در این روند ارتباطات نیاز است. ‏ارتباط در این حالت به صورت یک‎ ‎چند بعدی با فیدبک در می آید‎.ارتباط را می توان جریانی چند سویه دانست که طی آن دو یا چند‎ ‎نفر به تبادل افکار، نظریات، ‏احساسات و... می پردازند. از طریق بکاربردن‎علاتمی و پیام هایی که معنایش برای آنها قابل درک است، اقدام به برقراری ارتباط می کنند‎‏ اگر ما ارتباط را نوعی تلاش آگاهانه ‏ فرستنده پیام برای سهیم ساختن گیرنده در‎ ‎اطلاعات، عقاید و اندیشه اش بد انیم،‎ ‎مسئله تفاهم و هماهنگی فرستنده و گیرنده اهمیت اصلی و اساسی پیدا می کند. ‎

بنابراین، هرگونه انتقال پیام بین فرستنده و گیرنده ارتباط محسوب‎ ‎می شود‎. حال این فرستنده انسان باشد یا اینکه یک دستگاه مکانیکی فرقی نمی کند.‏
دایره المعارف ویکی پدیا
ارتباط معادل (communication) و فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده به شرط همسان بودن معانی بین آنها است.
 فرهنگ لغات «وبستر»
رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه و مراوده داشتن، معنا شده است.
 فرهنگ لغات فارسی معین:
ارتباط را به معنی ربط دادن، بستن، پیوند و ... آورده است.‏
دکتر کاظم معتمد نژاد:
 ارتباطات همیشه بر ارادة قانع کردن، انتظار توزیع یا تقسیم داشتن و ضرورت با هم زندگی کردن، استوار است و به همین لحاظ، سه بعد خاص، شامل انتقال، اشتراک و تبادل نظر را در بر دارد. باید در نظر داشت که در عصر حاضر، اطلاع دادن برای ارتباط داشتن کافی نیست. زیرا استفاده از اطلاعات و به عبارت دیگر، درک پیام های ارتباطی، از شناخت ارتباطات، که ضرورتاً وجود رابطه با دیگری، یعنی دریافت کننده پیام را ایجاب می کند، آسان تر است. در حال حاضر، «ارتباطات» زمینه ساز فعالیت های بسیار پر اهمیتی است که همراه با پیشرفت های فنی ابزارهای ارتباطی و گسترش محتواهای اطلاعاتی ، بیش از پیش جنبة تجارتی پیدا کرده است.
دکتر کاظم معتمد نژاد می گوید:  واقعیت آن است که جهان بدون برخوردار شدن از شناخت مفهوم ها و نظریه های مربوط به ارتباطات در جوامع باز و دموکراتیک، ناگهان تغییر کرده است.  بنابراین ضرورت ایجاب می کند که برای تدارک تعریف دقیق علمی از اطلاعات و ارتباطات، بیشتر فکر و کوشش شود و در مورد جایگاه های آن در جوامع معاصر، یک نظریة جامع ارائه گردد. برای نیل به این هدف باید سه بعد خاص ارتباطات، شامل جنبه های اجتماعی، جنبه های فرهنگی، جنبه های اقتصادی آن، طرف توجه قرار گیرند.
ادوین امری ‏‎(Edwin Emery)
ارتباط عبارت از فن انتقال اطلاعات‎، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر ‏است. برای نمونه انسان وقتی‏‎ ‎می خندد نشاط و شادی خود را با لبخند نشان می دهد. یا ‏اگر فردی به فرد دیگر‎ ‎سلام‎ ‎می دهد یا‎ ‎عصر به خیر‎ ‎می گوید با بیان‎ ‎شفاهی دوستی و ‏صمیمیت خود را به او ابراز می دارد و در واقع به گونه ای احساس خود‎ ‎را نشان می دهد. همچنین ‏زمانی که شخصی به شخص دیگر‎ ‎کارت تبریک‎ ‎یا نامه ای ارسال می کند هدف و‎ ‎منظور خود را ‏به شکل علائم نوشتاری ارائه می دهد و به این شکل ارتباط برقرار می کند‎.
لی جان ای. آ ر‎(Lee john A.R)
ارتباط را به‎ ‎مفهوم فراگیر ارسال ها و دریافت ها میان محلها و مردم می داند. در نظر ‏مسئولان‎ ‎برنامه ریزی، ارتباط معمولا به معنای حمل و‎ ‎نقل مردم و کالا از راه زمینی، دریایی‏، هوایی و ارسال پیامها از طریق تکنولوژی مخابراتی‎ ‎است.  ولی مفهوم ارتباطات با توجه به ظرفیت اطلاعاتی لازم ‎به منظور عملکرد مؤثر جریان ارتباطات در جامعه ‏معنا پیدا می کند. در نتیجه نمی تواند با معنای‎ ‎محدود فوق همخوانی داشته باشد.
گورگن (‏Gorgan‏)
او معتقد است ارتباطات یعنی فراگردهایی‎ ‎که بر مبنای آن انسانها همدیگر را تحت ‏نفوذ قرار می دهند.
کارل هاولند (Hovland) 
معتقد است؛ ارتباط یعنی از فراگرد انتقال یک‎ ‎محرک (معمولا علامت بیانی) از یک فرد ‏‏(ارتباط گر) به فردی دیگر (پیام گیر) به منظور‎ ‎تغییر رفتار او است.
مانیوس اسمیت‎ (smith.M) ‎
هر نوع عملی که بوسیله فردی‎ ‎انجام شود که طی آن فرد دیگری بتواند آنرا درک کند ارتباط ‏نامیده می شود. خواه این‎ ‎عمل با استفاده از یک وسیله یا بدون آن انجام شود.
آرانگارن‎ (Aranguren ) ‎
ارتباط عبارت است از‎ ‎انتقال اطلاعات در محدوده سه چیز؛ انتشار / emission، انتقال‎ ‎‎(Conduction) ‎‏ و دریافت‎ ‎پیام‎ (message) ‎
چارلز کولی ‏‎(Charles Coolly)‎
ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی بر‎ ‎اساس و بوسیله آن شکل می گیرد.تمامی مظاهر ‏فکری، ابزار انتقال و حفظ آنها در‎ ‎مکان و زمان بر پایه ارتباط توسعه پیدا می کند. ارتباط و ارتباطات تمامی حالات ‏چهره، رفتار، حرکات، طنین صدا، کلمه ها، نوشته ها،‎ ‎چاپ،‎ ‎راه آهن،خطوط هوایی، دریایی، تلگراف،‎ ‎تلفن‎ ‎و انواع ‏وسایلی که‎ ‎اخیرا در سهولت روابط انسانی در مکان و زمان ساخته شده است را در بر ‏می گیرد.
کلود شانون و وارن ویور (‏‏ & Warren Weaver‏ Claude Shannon)
ارتباط معرف تمام جریانهایی است که بوسیله آن یک اندیشه می تواند اندیشه دیگری ‏را تحت تأثیر قرار دهد به عبارت دیگر ارتباط سبب می شود که تفکر و احساس انسان در ‏تصاویر، مفاهیم، تمایلات و رفتارها و آثار روانی حالات گوناگونی بوجود آورد.
انجمن بین المللی تحقیقات ارتباط جمعی
وقتی بحث ارتباط می شود منظور روزنامه ها، نشریه ها، مجله ها، رادیو و تلویزیون ها، ‏ارتباطات دور تلفن، تلگراف  و پست است. همچنین ارتباط، چگونگی تولید و توزیع کالا و ‏خدمات مختلفی را که فعالیتهای فوق را به عهده دارند، است. و مطالعات و تحقیقات مربوط به ‏محتوای پیام ها و نتایج آنها را نیز در بر می گیرد
ریموند ویلیامز (‏Riemond Williams‏)‏
ریموند ویلیامز می گوید کلمه ارتباط در زبان انگلیسی نسل کهن به معنای انتقال افکار، اطلاعات و رفتارها از شخصی ‏به شخص دیگر گفته می شد. اما اکنون این کلمه به معنای راه و وسیله حمل و نقل از ‏مکانی به مکان دیگر نیز استعمال می شود.  البته بهتر است وسایلی را که جهت انتقال افکار ‏و اخبار و رفتارهای انسانی از شخصی به شخص دیگر استفاده می شود، ارتباطات نامید. از ‏جمله دستگاههای چاپ، تلفن، رادیو و تلویزیون.‏
‏ لاندبرگ، شراگ و لارسن (Laurence&,Sherag  Lundberg)
این دانشمندان در تعریفی بسیار کوتاه، ارتباط را انتقال معانی یا پیام از طریق نمادها می ‏دانند. به نظر آنها زمانی که انسانها از طریق نمادها به تأثیرگذاری بر یکدیگر مشغولند یعنی اینکه در ‏ارتباط با یکدیگر هستند.

اهميت ارتباطات

انسان با استفاده از ارتباطات، توانايي هاي جديدي را براي خود به وجود آورده است. مثلا با بهره گيري از علائم و نشانه هاي ارتباطي، رفتاري اجتماعي خود را در شهرها و اجتماعات بزرگ و كوچك كنترل مي كند. با استفاده از زبان و خط، فرهنگ، علوم، تاريخ و تجربيات خود گذشتگان را به آينده منتقل مي سازد. و از همه مهم تر با استفاده از وسايل ارتباطي، جامعه را براي توسعه يافتن و بهتر زندگي كردن آماده مي سازد.از آنجايي كه ارتباطات يكي از اهرم ها و وسايل مؤثر در زندگي اجتماعي انسان به شمار مي رود، نقش ارتباطات را در جريان توسعه جوامع بشري نمي توان امري ساده تلقي كرد. آنچه در حال حاضر به صورت يك پديده متحول و مهم در جوامع مختلف نمود عيني يافته و همه كنش هاي اجتماعي را تحت تأثير قرار داده، پديده اي است كه بايد آن را شكل تكامل يافته و شبكه هاي ارتباطي بشر نخستين تا به امروز دانست، يعني در همه زمينه ها شبكه هاي ارتباطي نقش دارند ( اشرفي ريزي،1386).

اهداف ارتباطات
به طور کلی ارتباط براي دستيابي به يكي از اهداف زير است:
1-      فهماندن (خبر دادن، آموزش دادن).
2-      تغيير عقيده دادن یا ترویج عقیده
3-      گسترش و توسعه رابطه موجود. یا تقویت عقیده
4-       تفريح و سرگرمي
5-      ايجاد رفتار مورد نظر.
البته اين نكته نبايد مورد غفلت قرار بگيرد كه  گاهي براي فرستنده پيام، رسيدن به چند هدف همزمان نيز مي تواند مد نظر باشد كه اين امر بستگي به طراحي پيام و رعايت مسائل جزئي تر دارد. ارسطو هدف از ارتباط را اقناع ديگران مي داند و معتقد است كه برقرار كننده ارتباط از هر راه با هر وسيله اي كه امكان داشته باشد مايل است طرف مقابل ارتباط يا مخاطب خود را تحت تأثير و نفوذ خود درآورد و نظر و انديشه خود را به او بقبولاند. (اشرفي ريزي، 1386 :42)

خصوصيات و ويژگى هاى فرستنده و گيرنده پيام
به طور کلى درجريان برقرارى ارتباط بايستى به عوامل متعدد توجه نمود که يکى از آنها خصوصيات و ويژگى هاى فرستنده و گيرنده پيام است. برلو (Berlo) چهار خصوصيت را براى اين دو در نظر مى گيرد که عبارتند از:
1-    مهارت لغوی
2-    طرز فکر و گرایش
3-    معلومات و اطلاعات
4-    خصوصیات اجتماعی و فرهنگ

مهارت لغوى
مهارت هاى لغوى که در برقرارى ارتباط مورد استفاده قرار مى گيرند عبارتند از نوشتن، صحبت کردن، خواندن و گوش دادن و تعقل که دو مهارت اول بيشتر مورد استفاده فرستنده پيام و دو مهارت بعدى مورد استفاده گيرنده پيام و مهارت تعقل مورد استفاده  هردو قرارمى گيرد. وقتى گيرندگان پيام در برقرارى ارتباط هاى کلامى فاقد مهارت گوش دادن و قدرت کافى براى خواندن و دريافت مفاهيم موجود در پيام باشند، نمى توان انتظار برقرارى يک ارتباط موفق را داشت. متأسفانه، در موارد بسيارى اين هدف فراموش شده و برعکس از لغاتى بيشتر استفاده مى شود که حاکى از وسعت و معلومات لغوى فرستنده پيام است. مهارت فرستنده در ارسال پيام و مهارت گيرنده در دريافت آن در برقرارى يک ارتباط موفق بيش از اندازه حائز اهميت است و بعيد نيست که شکست ناشى از برقرارى ارتباط ناشى از عدم توجه به اين فاکتور مهم باشد. در کتاب مهمترين مهارت ، مهارت نوشتن است در کتاب هاي حمد الله مستوفي وتاريخ گزيده مهارت نوشتن از درجه بالايي برخوردار است.  
طرز فکر و گرايش
 نقش و تأثير طرز فکر و گرايش در شکل دادن رفتارهاى فردى و اجتماعى از ديرباز مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است. طرز فکر و گرايش هر فرد مى تواند در نوع و نحوه  ارسال پيامى که قصد انتقال آن را دارد تأثير فراوان بگذارد. از طرف ديگر طرز فکر و گرايش گيرنده  پيام نيز در دريافت پيام مؤثر است. وقتى فرستنده پيام به خود و مهارتش و به تأثير پيام خود اعتماد داشته باشد و يا گيرنده  پيام، پيام را درخور توجه نبيند، برقرارى ارتباط موفقى را نمى توان انتظار داشت.
معلومات و اطلاعات
مسلما مقدار اطلاعاتى که شخص فرستنده  پيام درباره  پيام موردنظر دارد مى تواند در نحوه برقرارى ارتباط و تأثير و نتيجه  آن بسيار مؤثر باشد. طبيعى است که شخص فرستنده  پيام نمى تواند درباره  چيزى که راجع به آن نمى داند پيام مؤثرى را منتقل کند. در عين حال دراينجا تذکر اين نکته ضرورى است که نه دانستن اطلاعات و معلومات وسيع و نه داشتن قدرت کامل برقرارى ارتباط به تنهايى نمى تواند يک ارتباط خوب و مؤثر را تضمين نمايد. با اندکى دقت مى توان افرادى را يافت که عليرغم داشتن اطلاعات تخصصى قابل توجه افراد موفقى در ارسال پيام خويش نيستند و برعکس. ازطرف ديگر ميزان اطلاعات و پيش دانسته هاى گيرندگان پيام نيز در ثمربخشى فرايند ارتباط مؤثر است.

خصوصيات اجتماعى و فرهنگى

درباره خصوصيات اجتماعى و فرهنگى فرستنده و گيرنده پيام روانشناسان اجتماعى و جامعه شناسان روشن ساخته اند که مردم با توجه به طبقات اجتماعى و زمينه هاى فرهنگى خود به طرق گوناگون ارتباط برقرار مى سازند. طبيعى است که اعتقادات و ارزش هايى که هريک از افراد به دليل عضويت در گروه هاى خاصى دارا هستند، رفتار ارتباطى آنان را به مقدار زيادى تحت تأثير قرار مى دهد. به عنوان مثال، تعلق به گروه خاصى باعث مى شود که فرد لغات، جملات و عبارات خاصى را در برقرارى ارتباط مورد استفاده قرار دهد که با گروه هاى ديگر کاملاً متفاوت است. طبقه و موقعيت اجتماعى در انتخاب نوع حامل هاى ارتباطى نيز مؤثر است. به عنوان مثال، درحالى که تئاتر در ممالک درحال توسعه به عنوان يک وسيله ارتباطى خاص طبقه  بالاى اجتماعى به شمار مى رود، سينما دراکثر ممالک مورد توجه و استفاده  کليه طبقات اجتماعى است.

معيار کارايى ارتباط

يکى از معيارهاى قابل اعتيار سنجش ميزان موفقيت هر ارتباط رودررو پاسخ حضار است. بنابراين پس از برقرارى ارتباط چنانچه شنوندگان چيزى را مى گويند و يا احساسى را دارند که موردنظر فرستنده  بوده است  نشان دهنده  موفقیت کارفرماست. اگرچه موفقيت کامل بسيار نادر به دست مى آيد، ولى ضابطه  نسبتاً عملى پاسخ  مخاطبین  مى تواند يکى از معيارهاى کارايى در ارسال پیام باشد. بنابراين يکى از مسؤوليت هاى مهم شخص فرستنده پيام تعيين اهداف ارزشمندى براى برقرارى ارتباط مى باشد. بدون چنين احساس مسؤوليتي، امکان برقرارى ارتباط مؤثر تقريباً مشکل و گاهى غيرممکن خواهد بود. چنانچه ما به پاسخ حضار به عنوان يکى از معيارهاى کارايى ارتباط رودررو اعتقاد داشته باشيم، مى توانيم جنبه هاى مختلف سخنرانى خود را در اينکه آيا پاسخ مطلوب را ايجاد کرده است يا نه، اندازه گيرى کنيم. بنابراين چنانچه شکلى از گفتار، حضار را به عکس العمل مطلوبى وامى دارد، خوب است که آن را ازياد نبريم. برعکس چنانچه شکل موردنظر کمکى به بروز عکس العمل مطلوب نکرده بلکه مثلاً مانع از بروز آن مى شود بايستى آن را فراموش کرده و از آن اجتناب کنيم. مسلماً، درنظر گرفتن چنين معيارى درباره  ارتباط هاى ديدارى نيز صادق است. هرجنبه از شکل ظاهرى و يا رفتار غيرکلامى که کمک به بروز پاسخ حضار آن طور که موردنظر ما است مى نمايد، مطلوب خواهد بود. برعکس، هرنوع رفتارى که به بروز پاسخ حضار آن طور که موردنظر است نمى نمايد نظير حالت چهره، حرکات و اشارات، وضعيت بدن، راه رفتن و حتى نوع پوشيدن لباس نامطلوب بوده و مى تواند به عنوان يکى از جنبه هاى منفى ديدارى موردنظر قرارگيرد. اين موارد مى تواند شامل رفتارهايى که توجه را از افکار و احساس موردنظر دور مى کند، نيز بشود. درحقيقت، از لحظه اى که گيرندگان پيام آماده  گرفتن پيام مى شوند اين گونه حرکات نامطلوب موجب انحراف از هدف و مقصود فرستنده  پيام خواهند شد. تکنيک هاى سخنورى و ارتباط هنوز نبايستى توجه را به خودشان جلب نمايد..

اجزا وعناصرفرايند ارتباط

براى برقرارى ساده ترين نوع ارتباط حضور سه عنصر فرستنده  پيام، پيام و گيرنده  پيام به شکل زير ضرورى است:

ولى هميشه، بخصوص درجريان تدريس مطالب آموزشى نمى توان انتظار داشت که محتواى پيام به راحتى و به طور کامل از فرستنده به گيرنده منتقل شود، بنابراين در چنين مواقعى حضور عنصر چهارمى به عنوان کانال و يا وسيله  ارتباطى لازم به نظر مى رسد و چون معمولاً تنها فرستنده  پيام از وسيله استفاده مى کند بنابراين بازخورد به شکل مستقيم، عنصر پنجم را تشکيل مى دهد. در چنين حالتى طرح زير درمورد اجزاى فرايند ارتباط صادق است:


و اما پاره اى از متخصصان گنجانيدن عنصرى ديگر را درميان اجزاى فرايند ارتباط تحت عنوان پارازيت يا عامل مخل پيشنهاد مى کنند. طرح زير اجزاى فرايند ارتباط را با شش عنصر نشان مى دهد:


و سرانجام، نظر به اينکه پيام بصورتى که در ذهن فرستنده پيام مطرح است بدون آنکه به صورت رمز درآيد قابل انتقال نيست، بنابراين لازم است که منبع فرستنده  پيام ابتدا محتواى پيام خويش را بصورت رمز درآورد که همان کلمات، سمبل ها، علامات و نظاير اينها هستند، سپس آن را به سوى گيرنده پيام ارسال کند. در سوى ديگر خط برقرارى ارتباط، منبع گيرنده نيز بايستى رمز دريافت شده را ازطريق حواس و سلسله اعصاب به مغز برده و اصطلاحاً آن را خوانده و يا از رمز خارج کند، سپس به درک مفهوم موردنظر بپردازد. بنابراين بعضى از صاحبنظران عقيده دارند که کامل ترين طرح فرايند ارتباط بايستى با هشت عنصر به شکل زير مطرح شود:



عناصر ارتباطات
1. فرستنده پيام
فرستنده پيام، منبع اطلاعات و منشأ ارتباطات است. فرستنده، نوع و كانال ارتباطات را معين مي كند. معمولا فرستنده پیام در صورت داشتن تخصص لازم بهتر از سایر افراد کانال ارتباط موثرتر وبانفوذتر را تشخیص می دهد. برخی موارد برای فرستنده سرعت اهمیت دارد و دربرخی موارد ماندگاری پیام دارای اهمیت است. اگر هدف فرستنده پیام گستردگی مخاطبین مد نظر باشد از کانال های مانند انترنت، تلویزیون وماهواره استفاده می کند و درصورتی ماندگار پیام مهم باشد از کانال های مانند کتب ومجلات استفاده می کند. 
ويژگي هاي فرستنده
الف) مهارت هاي علمي ودانشی: يكي از عواملي كه اعتبار فرستنده پيام را افزايش مي دهد، مهارت هاي علمي و دانشی او است.  این نوع مهارت مولف در کانال ارتباطی کتاب وپیام های آن بیش از سایر کنال های ارتباطی نقش ایفا می کند.دراثر گذاری پیام وجلب وجذب پیام یک رکن بحساب می آید. کتاب تاریخ گزیده در مهارت سجع ادبی وکلمات در خبر رسانی پیام در بین کتب زمان خود از برجستگی های برخوردار است. نثر شیوا تاریخ گزیده ، برخلاف نثر متکلف و مصنوع تاریخ وصاف و تاریخ جهانگشای، بسیار روان است (بهار،ج 3، : 6).
ب) قدرت بيان: معمولا كساني كه در ارائه و پرورش موضوع و متقاعد ساختن ديگران تبحر دارند، در ايجاد ارتباط مؤثر و مفيد وموفق ترهستند. حمد الله مستوفی در زمان خود به ادبیات عصر خود مسلط بوده است. از قدرت بیان وفنون ادبی برخوردار بود.
ج) نرم خوئي: سومين ويژگي برای ارسال پیام چهره به چهره است كه براي فرستنده پيام لازم است نرم خو باشد، داشتن اخلاق انساني دربرخوردهاي اجتماعي است كسي كه مي خواهد پيامي را به ديگران برساند، به گونه اي كه در آنها ايجاد علاقه و انگيزه ایجاد كند، بايد خوش اخلاق باشد و به خصوص، كلامش نرم و دلنشين باشد، در اين صورت مي تواند به اهداف خود برسد.
2-گيرنده پيام
 گيرنده پيام دو مین عنصر ارتباطی است، گیرنده فردي است كه پيام را دريافت و رمزگشايي مي كند، رمزگشايي، فرايندي است كه پيام گيرنده با تغيير و تفسير خود به پيام، شكل معني دار مي دهد. يكي از عوامل مهم درباره گيرنده پيام را توانايي گوش دادن، توجه كردن، و پاسخ گويي مناسب و معنا گذاري است(صادق پور، 1382) در رمز گشایی پیام های  مکتوب علی الخصوص کتاب مهارت دانشی گیرنده پیام هم اهمیت دارد وموجب تقویت ارتباط ومیزان انتقال پیام خواهد بود. کتاب تاریخ گزیده دارای مهارت سجع ادبی وکلمات ویژه در خبر رسانی پیام هستند اهمیت مهارت دانشی گیرنده پیام دو چندان می شود.
3-پيام
 عنصر مهم ارتباطات، پيام است علائم كتبي، شفاهي و اشارات را در برمي گيرد. در رمز و علامت گذاري پيام كه از طرف فرستنده پيام انجام مي گيرد و رمز گشايي آن كه از طرف گيرنده پيام صورت مي پذيرد، ممكن است اختلافاتي به وجود آيد. اين اختلافات به خاطر سوابق و ديدگاه هاي هر يك از دو طرف صورت مي پذيرد.ممکن است پيام به دو صورت جا به جا شود:
الف) پيام شفاهي: كاركنان به صورت شفاهي با يكديگر در ارتباط اند. ارتباط شفاهي ممكن است به شكل رو در رو يا از راه دور با وسايل الكترونيكي مانند كامپيوتر و تلفن انجام گيرد.
ب) پيام كتبي: اگر چه ارتباطات شفاهي سريع تر از ارتباطات كتبي است و اين امكان را در خود دارد كه فرستنده و گيرنده پيام در مورد ديگر، عكس العمل لازم را نشان دهند امّا سازمان ها وافراد از انواع مختلف پيام كتبي مانند کتاب، گزارش، يادداشت، نامه گزارش هاي خبري و نامه از طريق پست الكترونيكي استفاده مي كنند. پيام كتبي علاوه بر وضعيتي است كه يك پيام مي بايستي به افراد بسيار و به نقاط مختلف ارسال گردد و نسخه اي از آن نيز در بايگاني نگهداري شود(صادق پور، 1382). علاوه برآن دارای بقاء وماندگاری بیشتری است کتاب تاریخ گزیده به صورت فعلی بیش از نیم قرن است نوشته شده هنوز هم  مانند سایر کتب مرجع به عنوان یک کتاب مرجع مورد استفاده اندیشمندان تاریخی می باشد این گویای ماندگاری پیام های این کتاب است.

ويژگي هاي پيام
الف) مفيد بودن پيام: برخي فكر مي كنند همان طور كه خودشان چيزي را مي دانند، ديگران هم اطلاع دارند، لذا در ارسال پيام از آگاهي دادن در حد ضرورت، غفلت مي كنند، و بعضي برعكس زياد توضيح مي دهد، بلكه در حد اطلاعات ارائه دهد كه ارتباط مستقيم با موضوع داشته باشد.
ب) روشن بودن پيام: گاهي به دليل پيچيدگي و مشکل بودن الفاظ پيام، به كار بردن اصطلاحات فني و سخت سؤتفاهم و سوء برداشتهايي به وجود مي آيد، بنابراين براي فاصله گرفتن از اين مشكل، بايد در تنظيم پيام، حتي المقدور از عبارتهاي ساده و روان استفاده كرد.
ج) متانت پيام: پيام هاي كه در سازمان ، بين مدير و كاركنان رد و بدل مي شود، بايد از هر گونه تند زباني يا بدزباني عاري باشد.
4- مجاري پيام
 مسيري كه پيام از فرستنده تا گيرنده طي مي كند مجرا يا كانال ناميده مي شود. مجاري انتقال پیام ظرفيت برابر برای انتقال اطلاعات نيستند، حتی كانال ارتباطي رو در رو ظرفيت انتقال برابر ندارد. كانال ارتباطي رو در رو داراي بيشترين ظرفيت است و از اين كانال همزمان پيام هاي مختلف قابل انتقال است و هم چنين از اين كانال مي توان كلمات، نحوه بيان حركات بدن را مورد استفاده قرار داد، بازخوردي فوري دريافت نمود و سوء تفاهمات برطرف شود.
انواع كانال
الف) مجاري از بالا به پائين: مديران از اين كانال براي ارسال پيام و دستورات خود استفاده مي كنند.
ب) مجاري از پائين به بالا: اين نوع مجرا در واقع تنها مسير ارسال پيام از پائين به بالا دست مثل گزارشها.
ج) مجاري افقي: مديران و ديگر كاركنان براي ارسال و دريافت پيام با ارباب رجوع و كاركناني كه از نظر سلسله مراتب، زيردست و بالا دست آنان نيستند از كانال افقي استفاده مي كنند.
د) مجاري غيررسمي و نيمه رسمي:گرچه مجاري ارتباطي، دقيقاً از قبل معرّفي نشده باشند غيررسمي خواهند بود. ارتباطات غير رسمي و بسياري از سازمان ها شناسايي مي كنند و در تقويت آن كوشش مي نمايد.( صادق پور،1382) کتاب هم جز کانال ها ومجاری غیر رسمی است فرستنده پیام از قبل مشخص نکرده بود که پیام خود را از طریق سخنرانی یا کتاب می خواهد بیان کند.
5- بازخورد:
 بازخورد عبارت از پاسخ و عكس العمل گيرنده پيام به فر ستنده. بازخورد برای فرستنده بهترين راه است تا اينكه مطمئن شود که پيام خود به گیرنده مورد نظر رسيده و او پيام را فهميده است يا نه؟  فرستنده باید مطمئن شود آنچه مي گوید و يا مي نويسد طرف مقابل دقيقاً آن را فهميده است.
البته بازخوردی، چنین کمکی به فرستنده پیام خواهد کرد که دارای ويژگي هاي از قبیل« دقيق بودن»، «مفيد بودن و اطلاعاتي به فرستنده دادن»، «جنبه ارزشي و قضاوت نداشتن»، «به موقع بودن» و«به اندازه بودن» باشد.
6- موانع ارتباطات
 هردو مجراي ارتباط رسمي و غير رسمي در معرض پارازيت است كه محدود كننده نهايي انتقال مؤثر پيام است. پارازيت های ارتباطی دو نوع است. پارازيت مجرا (حامل) و پارازيت معني، در هر دو مورد پارازيت يكي است كه همانا از دست رفتن معني در طول انتقال پيام است(اوحدي، 1381).

پارازيت هاى ارتباطى
فرستنده پيام بايستى از محدوديت هايى که در جريان انتقال پيام با آن روبرو مى شود آگاه بوده و در صورت امکان در جهت از ميان بردن آنها تلاش کند. پارازيت ها يا عوامل مخل از اين گونه محدوديت ها به شمار مى روند. پارازيت به هر عامل مخلى اطلاق مى شود که مانع از برقرارى کامل ارتباط گردد. از يک ديدگاه اين گونه عوامل را به دو نوع به شرح زير تقسيم مى کنند:

پارازيت هاى استنباطى
پارازيت هاى استنباطى زمانى رخ مى دهند که سوء تعبير درمورد پيام پيش بيايد ولو اينکه پيام همان گونه که فرستاده شده دريافت شده باشد، نظير زمانى که فرستنده پيام از کلماتى که درک آنها براى گيرنده  پيام مشکل است براى انتقال پيام استفاده کرده باشد و يا کلمات بکار گرفته شده براى فرستنده و گيرنده  پيام معانى متفاوتى داشته باشند. پارازيت هاى استنباطى را مى توان با تعريف لغات و اصطلاحات ناآشنا و کاربرد لغات و اصطلاحات آشنا و مطابق با علايق و توانايى هاى گيرندگان پيام کاهش داد. پارازيت هاى استنباطى ممکن است به خاطر مشکل و يا پيچيده بودن محتواى پيام نيز رخ دهند.

پارازيت هاى فيزيکى
پارازيت هاى فيزيکى همان گونه که از نام آنها پيدا است مانع از انتقال فيزيکى پيام مى شوند نظير سروصدا، گرما و سرماى بيش از حد، نور بسيار زياد و يا نور بسيار کم. متخصصان حرفه اى ارتباط کاهش تأثيرات پارازيت هاى فيزيکى را با استفاده از وسايل جلب توجه و تکرار مجدد مطالب و کاربرد مجدد مهارت ها توصيه مى کنند.

ارتباط کلامى
 برقرارى ارتباط کلامى نيز در سخنراني، آموزش و تدريس لزوم و اهميت خاص خود را دارا است. نکته اى که هر فرستنده آگاه را نسبت به مطالعه  ارتباط کلامى وادار مى کند، ميزان استفاده از اين نوع ارتباط در سخنراني، آموزش و تدريس است. اگرچه در اين جريان سخنران ومدرس بيشترين نقش انتقال دهنده  پيام را دارا است، ولى به راحتى مى توان دريافت که فراگيران نيز بايستى درجريان ارتباط کلامى فعال بوده و به موقع خود، انتقال دهنده  پيام باشند.

انواع ارتباطات کلامی
ما در مطالعه ارتباطات، با انواع پيوند هاي اجتماعي در جامعه سر و كار داريم. در اينجا مي كوشيم ضمن تقسيم بندي ارتباطات از لحاظ محتوا و كاركرد، هر يك از آنها را بطور جداگانه بررسي كنيم.
1)ارتباط با خود: عبارت است از اينكه جريان تفهيم و تفاهم را در درون خود انجام مي دهيم، كه يك نوع ارتباط دروني است. ارتباط با خود دربرگيرنده مشكلات دروني، يا حل وتعارضات دروني فرد است. اين ارتباط علاوه بر برنامه ريزي براي آينده، عملكرد عاطفي و ارزيابي خود و ديگران و روابط ميان خود و ديگران را مورد توجه قرار مي دهد. اين ارتباط كاملا بايد شناخته شود. زيرا، مبناي براي ارتباطات بعدي است، ارتباط با خود عمل مداوم و پيوسته و فراگير در زندگي روزمرّه همة انسانها است.
2)ارتباط خصوصي و بدون واسطه: ارتباطي است فوري رو در رو كه طي آن، پيام مستقيماً ميان پيام دهنده و پيام گيرنده (يا دو گروه كوچك) رد و بدل مي شود.
3)ارتباط جمعي يا عمومي: ارتباط جمعي، نوعي از ارتباط است كه براساس آن فرد با تعداد كثيري از انسانهاي ديگر ارتباط برقرار مي كند. اين ارتباط فراگرد تفهيم و نفاهم و تسهيم معني با شماركثيري از انسانهاي ديگر است. امروزه به اين ارتباط توجه زيادي مبذول مي شود و دست اندركاران سياست، تجارت و غيره كم و بيش، بيشترين تلاش خود را در جهت بهبود آن مبذول داشته و خود را ملزم و مكلّف به شناخت بهتر آن و فراگيري نكات ظريف آن مي دانند. اين ارتباط از طريق ( روزنامه كتاب، امواج راديو، و غيره ) براي گروه غيرمحدودي از مردم  وگاها با سرعت زيادي انجام مي گيرد(دادگران، ). پیام گیران کتاب گزیده افراد ناآشنا، پراکنده، نامحدود وگستره در کره خاکی است.
4) ارتباط نوشتاري: ارتباطي است كه در آن، اصطلاحات از طريق قلم بر كاغذ نقش مي بندد (مانند روزنامه، نامه، كتاب، و غيره)
5) ارتباط غير نوشتاري: ارتباطي است كه اطلاعات و افكار از طريق امواج ( مانند راديو، تلويزيون، تلفن و تلگراف و غيره)
6) ارتباط ملّي: ارتباطي است كه پيام ها، اطلاعات و مفاهيم، از طريق وسايل ارتباطي جمعي (مانند راديو، تلويزيونو مطبوعات )در چارچوب جغرافيايي يك كشور منتشر مي شود.
7) ارتباط فرا ملّي: پيام ها و اطلاعاتي كه از طريق ماهواره ها مرزهاي جغرافيايي را در مي نوردد و موجبات نزديكي ميان انسانها بر روي كره زمين مي شود.
8) ارتباط كلامي: در اين نوع ارتباط، اصطلاحات و افكار از طريق غير زباني و گفتار منتقل مي شود
9) ارتباط غير كلامي: ارتباطي است كه مفاهيم و معاني غير زباني و گفتاري ميان انسانها منتقل مي شود  . (مانند عكس، تصوير، فيلم و غيره )
10) ارتباط ابزاري يا ماشين: در اين نوع ارتباط، گردش اطلاعات ميان دو ابزار يا ماشين رد و بدل مي شود ( مانند انتقال اطلاعات مخزن با بلندگو و صفحه تلويزيون)
11) ارتباط زماني: ارتباطي است، كه انتقال اطلاعات بايد در زمان معين انجام گيرد در غير اين صورت، ارزش چنداني ندارد، (مانند گزارش هاي خبري)
12) ارتباط غير زماني: برعكس ارتباط زماني مانند كتابخانه
13) ارتباط سازماني: در اين نوع ارتباط، انتقال اطلاعات و دريافت پيام امكانات گسترده فني و برنامه ريزي و سازماندهي و نيز بودجه و پرسنل و ... نياز دارد.
14) ارتباط نمادين: ارتباطي است كه طي آن، در قالب علائم و نشانه ها از طريق حواس فرد و دريافت مي شود (مانند حالات چهره پيام دهنده، حركات و ژستهاي او، لحن صحت او و ...) اين عوامل و بسياري عوامل ديگر، بخش از پيام هستند كه پيام گيرنده، آنها را نشانه خواني مي كند، اين حالات و حركات مي تواند از فرهنگ به فرهنگ ديگر متفاوت باشد ((اشرفی، 1382)]

ارتباط غيرکلامى
اگرچه امروزه عقيده بر اين است که ارتباط از آنچه که در گذشته تصور مى شده پيچيده تر است، معهذا، متخصصان بيشتر توجه خود را به رفتار کلامى معطوف داشته و رفتارهاى غيرکلامى را مکمل رفتارهاى کلامى مى دانند. با اين وجود شاخه اى از دانش امروز بشر تحت عنوان حرکت شناسي زمينه  اصلى بحث خود را به ارتباط هاى غيرکلامى اختصاص مى دهد. حرکت شناسي، دانشى است که رفتارهاى ديدارى بدن انسان را مورد تجزيه و تحليل قرارداده و در جستجوى تشخيص حرکات ارتباطى بدن و تعيين معانى آنها است. اين علم کل بدن انسان را بالقوه قادر به برقرارى ارتباط دانسته و مشخص مى کند که حرکات دست ها، سر، شانه ها، تنه، چشم ها، ابروها، تغييرات کلى چهره و نظاير اينها داراى مفاهيم و معانى خاص خود هستند که البته پاره اى از آنها از جامعه اى به جامعه  ديگر تفاوت داشته و گاهى مغاير يکديگر است. اگرچه اين علم تاکنون پيشرفت هاى قابل توجهى داشته است ولى اينکه روزى خواهد توانست کمک هاى شايان توجه بيشترى به هنر و مهارت برقرارى ارتباط بنمايد، در حال حاضر بر کسى مشخص نيست.

انواع ارتباطات غیر کلامی
تعامل احساسى
به زبان ساده، تعامل احساسي يعنى بروز يک رفتار با حالت خاص توسط يک فرد يا منبع و تکرار آن توسط فرد يا منبع ديگر. شايد نمايش ساده  تعامل احساسى زمانى رخ مى دهد که شما به کودکى لبخند مى زنيد و او نيز شما را با لبخند پاسخ مى دهد. نمونه  ديگر زمانى است که فردى در يک جمع خميازه مى کشد، سرفه مى زند و يا استشمام مى کند و بقيه رفتار او را تکرار مى کنند. گاهى اوقات ما از فردى خوشمان مى آيد صرفاً به دليل اينکه رفتار او سبب مى شود ما کارى را که دوست داريم انجام دهيم. گاهى ظاهر شخصى افراد چنين نقشى را ايفا مى کند. يک شخص باشخصيت باعث مى شود که دوستان و يا کسانى که با او در تماس هستند احساس قدرت و شخصيت کرده و از وجود او احساس افتخار نمايند.

حرکات و اشارات (Movements & Hints)
ما در برقرارى ارتباط از حرکات و اشارات فراوانى استفاده مى کنيم و از آنها درجهت انتقال بهتر پيام خود درکنار ارتباط کلامى استفاده مى کنيم. حرکات و اشارات را عمدتاً به سه نوع: توصيفى (Descriptive) تلويحى (Implicit) و تعاملى (Interactive) تقسيم بندى کرده اند.
نوع توصيفى حرکات و اشارات براى مشخص کردن حالات فيزيکي، نسبت ها، اندازه ها و جهات بکار مى رود. ما از حرکات دست براى نشان دادن جايى که چيزى در آن هست استفاده مى کنيم. در اين حالت ممکن است ما از حرکات چشم، سر، شانه ها و يا همه  آنها استفاده کنيم و يا براى مشخص کردن نسبت اندازه ها بکار ببريم.
دومين نوع حرکات و اشارات نوع تلويحى آن است. اين نوع از اشارات شباهت زيادى به نوع توصيفى آن داشته با اين تفاوت که جنبه  ظاهرى و عينى آنها کمتر است. بعلاوه در موقعيت هايى بکار گرفته مى شوند که جنبه  عاطفى و احساسى آنها نسبت به نوع توصيفى بيشتر است. نظير بلند کردن دست ها رو به آسمان و بالابردن چشم ها هنگام دعا و نيايش.
نوع سوم حرکات و اشارات نوع تعاملى آنها است که نسبت به حرکات و اشارات تلويحى آميخته با حالت عاطفى و احساسى بيشترى است. تکان دادن شديد دست و انگشت سبابه به علامت تهديد، تکان دادن سر و حتى کوبيدن پاى بر زمين هنگام خشم و عصبانيت از اين گونه علامات و اشارت به شمار مى روند.
ازجهتى ديگر ما مى توانيم از دو طبقه از حرکات و اشارات صحبت کنيم که عبارت از انواع غريزى (Instinctive) و اکتسابى (Acquired) آنها است.
نوع غريزى حرکات و اشارات شامل رفتارهاى غيرکلامى ما است که ذاتى بوده و بدون شرطى شدن فرهنگى به وسيله افراد بکار مى رود. اينگونه رفتارها شامل بازکردن بيشتر چشم ها براى ديدن بهتر چيزي، گرفتن سر با دست ها زمانى که به درد مى آيد، تحرک بدنى درموقع بى قراري، حبس کردن تنفس هنگام ترس و نمونه هاى مشابه ازاين قبيل مى شود.
حرکات اکتسابى شامل حرکات و اشاراتى است که مربوط به فرهنگ بوده و يا به طور قراردادى بکار مى روند. بديهى است که آنها شکل و معناى خاص خود را از فرهنگ مى گيرند، اگرچه افراد آنها را به طور ناخودآگاه بکار مى برند. طرح زير تفاوت ميان سه نوع حرکات و اشارات توصيفي، تلويحى و تعاملى را نشان مى دهد:

معمولاً دو متغير بر ميزان استفاده از حرکات و اشارات تأثير مى گذارد. آنها عبارتند از:
1-    ويژگى هاى شخصيتى فرستنده پيام
2-    ماهيت محتواى پيام
طبيعى است که شخصى که کلاً در زندگى خود از تحرک بيشترى برخوردار است، در برقرارى ارتباط خود از حرکات و اشارات بيشترى استفاده کند و نيز پيام هايى که مثلاً دراثناى خشم و عصبانيت منتقل مى شوند همراه با حرکات و اشارات بيشترى باشند.

ظاهر شخصى (Personal appearance)
امروزه علاوه بر ظاهر شخصى مانند درنظر گرفتن سر و وضع و نحوه لباس پوشيدن شخص فرستنده پيام، گرايش ها، طرز فکر و رفتارهاى او نيز موردنظر قرار مى گيرد. زیرا که ذهنيات فرستنده پيام بر ظواهر او که همان رفتارها و نحوه لباس پوشيدن او است تأثير مى گذارد.
از لحظه اى که گيرنده پيام از وجود فيزيکى فرستنده پيام مطلع مى شود، اين گونه ظواهر شروع به انتقال معنى خواهند نمود. روانشناسان عقيده دارند که فرستنده  پيام قادر است به وسيله ظاهر خود بيش از آنچه که به زبان مى آورد به گيرندگان پيام منتقل نمايد. ومعتقدند فرستنده  پيام با ظاهر شخصى خود در حال انتقال شخصيت خود به گيرندگان است.
بنابراين هرچه درجه  پذيرش گيرندگان پيام نسبت به فرستنده پيام بيشتر باشد، برقرارى ارتباط موفق تر وقویتر خواهد بود. وقتى که فردی در حضور عده اى براى صحبت کردن قرار مى گيريد، او مى تواند گيرندگان پيام را در پذيرش خود با رفتار و نوع لباس پوشيدن خود به طريقى که ارزش ها و ضوابط گروهى حکم مى کند، کمک نمايد. اين واقعيتى است که گيرندگان پيام هميشه آن دسته از فرستندگان پيام را که به موقعيت و شرايط حاضر به عنوان امر مهمى توجه مى کنند، دوست دارند.
گرايش و طرز فکر فرستنده پيام نيز به عنوان قسمتى از ظاهر شخصى او به حساب مى آيد.  در اين رابطه چون حالات درونى بر ظاهر فيزيکى شخص اثر مى گذارد، فرستنده پیام به وسيله حالات چهره و حرکات مختلف بدن خود، ناراحتي، عدم اطمينان، اعتماد، دلواپسى و نظاير اينها را به گيرندگان پيام منتقل می نمايد. بدون شک فرستنده پیام تمايل دارد به گيرندگان پيام خود اين ايده را منتقل کنيد که چيز ارزشمندى براى انتقال دارد، مى خواهد آن را منتقل کند، آماده  ارائه  آن می باشد و به گروه گيرنده  پيام به چشم اشخاصى آماده و قادر به گرفتن پيام نگاه مى کند.

کليت پاسخ ها (Totality of Responses)
امروزه متخصصان ارتباط، بر اين عقيده هستند که حرکات و اشارات به کل بدن  مربوط بوده و به عبارت ديگر متأثر از فکر محسوب شده و از آن سرچشمه می گيرد. روانشناسان نيز عقيده دارند که کل وجودانسان در تفکر او شرکت مى کند. بدين ترتيب ذهن را نمى توان قسمت جدا از بدن به حساب آورد. آنان عقيده دارند که ما براى تفکر از مغز و سيستم عصبى به تنهايى استفاده نمى کنيم بلکه مغز، اعصاب، غدد و عضلات به عنوان يک کل به کار مشغول مى باشند که قطعاً از ويژگى هاى سيستم هاى ارگانيسمى است.
متخصصان حرکت شناسى عقيده دارند که وقتى از حرکات و اشارات صحبت می شود، نمى توان آنها را به عنوان يک کل و جدا از متغيرهاى ديگر درنظر گرفت. به عنوان مثال حرکت سر هنگام کردن ممکن است چيزى را که قبلاً مورد توافق طرفین قرار گرفته است منتقل نمايد و يا در تأکيد حرفى که در همان لحظه زده شده است بکار رود. یا يک تبسم ممکن است با يک حرکت در معناى منفى و با حرکت ديگر در معناى مثبت بکار رود.

وضعيت بدن (Position)
يکى ديگر از جنبه هاى ديدارى در برقرارى ارتباط، حالت، چگونگى و کيفيتي است که بدن فرستنده  پيام به خود مى گيرد. به صورت ساده، منظور چگونگى و ترتيب قرارگرفتن استخوان ها، عضلات و به طور کلى فيزيک بدن هنگام برقرارى ارتباط است. چنانچه حالت بدن، راحت ترين نوع بهره گيرى از آن را دارا باشد، وضعيت بدن در کيفيت مطلوبى قرار دارد. به عنوان مثال اگر فرستنده پیام بتواند به راحتى و آزادانه و به طور عميق نفس بکشيد، قادر باشد با قدرت سخن بگويد،  قادر به استفاده از دست ها و بازوها، شانه ها، تنه و سر خود به آسانى حالت بدنى او براى صحبت کردن و ايراد سخنرانى رضايتبخش است. يک وضعيت خوب يک آمادگى فيزيکى مناسب است.

 یافته های تحقیق
کتاب تاریخ گزیده مشتمل یر یک فاتحه ویک خاتمه وشش باب می باشد. می توان به این نکته اشاره کرد كه تاريخ گزيده همه وقت مورد توجه اهل فضل از متقدمين و فضلا بوده است و فى المثل قاضى نور اللّه شوشترى مؤلف فاضل مجالس المؤمنين در تهيه كتاب خود بتاريخ گزيده نظر داشته و از آن مطالبى نقل نموده  يا آخوند مير صاحب حبيب السير كه تقريبا رجال ادبى قرن مغول را از روى گزيده بتمامها نقل نموده است. اما در قرون اخير  با توجه به متن قدیمی داشتن بنظر نمى‏آيد اين كتاب چندان مورد توجه ادباى ايران بوده بلكه ميتوان گفت كه اگر مستشرقين توجهى بدين تأليف ارزنده نمى‏نمودند هموطنان ما نيز همچنان از وجود اين كتاب غافل مى‏ماندند.
 در فاتحه پس از حمد وثنای الهی به مطالب درون کتاب ومقایسه متن ومحتویی کتاب با سایر کتب تاریخی زمان تألیف وقبل از آن پرداخته است وعلاوه بر آن نامه گذاری کتاب نیز از ذهن محقق مغفول نمانده است. در این باره چنین می گوید «مجموع مصنفات اين صناعت است گزين كرده، در سلك كتابت منتظم گردانيد و اين كتاب را گزيده نام كرده، مبنى گردانيد بر ذكر انبياء و اولياء و پادشاهان و وزراء ايران زمين و آثارى كه از يشان بازمانده از عهد آدم عليه السلام تا زمان تأليف اين مختصر كه سنه ثلثين و سبعمائة هجرى مصطفوى است و بحكم آنكه گفته‏اند خير الكلام ما لم يكن عاميا سوقيا و لا غريبا وحشيا در سخن آرائى به مستشهدات آيات و اخبار و امثال و اشعار، زيادت شروع نرفت، تا سخن دراز نكشد و مقصود محجوب نشود و عموم خوانندگان را از آن حظى باشد و بواجبى ادراك كنند» (مستوفی، 1364 : 8).
 ازمجموع شش باب سه باب  بیش از یک سوم کتاب (9/36 درصد) محتوای کلی کتاب درباره « ذكر پيغمبران و كسانى كه پيش از دعوت حضرت خاتم النبيين «ص» در كار دين سعى كرده‏اند»، «در ذكر خاتم النبيين و سيد المرسلين و حبيب رب العالمين‏ محمد مصطفى (ص) و خلفا و اصحاب و احفاد او» و«در ذكر ائمه سنت و قراء و مشايخ و علماء دين، رضوان اللّه عليهم اجمعين» وسه باب دیگر (1/63درصد) به ترتیب «درذكر پادشاهان كه پيش از اسلام  بودند »، «در ذكر پادشاهان كه در صدر اسلام بودند» و باب آخر «در ذكر احوال شهر باب الجنة قزوين كه مولد و منشأ و مقام مؤلف است» بوده است. از مجموع 270 هزار کلمه کتاب حدود 2 هزار کلمه به مفاهیم ارتباطی اختصاص یافته است.

نشانه ها یا راهنمایی های بیانی (Vocalcues) کتاب تاریخ گزيده
بنظر نگارنده تاريخ گزيده داراي عبارتى بسيار روان و دلنشين است  و به هيچوجه در آن از انشاء مطنطن و سنگين كتبى مانند وصاف يا جهانگشاى جوينى ديده نمى‏شود. ثانيا اينكه نسبت به حجم خود مطالب بسيار پر ارزشى دارد و بقول مرحوم براون، با اينكه از صد وهفتاد هزار كلمه تجاوز نمى‏كند، اما يك دوره از تاريخ عمومى جهان را تا سال تحرير شامل مى‏شود.(مستوفي،1364 :5-6)

انواع ارتباطات کلامی مطرح شده در کتاب تاریخ گزیده
با توجه به دوعنصر ومتغير اساسي گيرنده وفرستنده پيام ومقولات آنها (خدا، موجودات ماورائي، انسان، حيوان واشيا) مي توان يک ماتريس 5در5 تشکيل داد. براساس همين ماتريس در مجموع 25 نوع ارتباط قابل تشخيص است، به طوريکه فرستنده پيام خداوند باشد وگيرنده هاي پيام خود خدا، موجودات ماورائي، انسان، حيوان واشيا،  باشد 5 نوع ارتباط تعيين مي شود. در جدول ذيل اين ارتباطات تشريح شده است.



از مجموع 25  ارتباط فوق 8 ارتباط در کتاب تاريخ گزيده پيدا نشد 17 نوع ارتباط ديگر به شرح زير مي باشد:
1- ارتباط خدا (فرستنده پيام) با خدا (گيرنده پيام): در اين ارتباط خداوند به خالق هستي تبارک مي گويد. در سوره مومنون آيه 14 « فتبارك الله احسن الخالقين» ويا در سوره غافر آيه 64 « فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» ارتباط خالق با خداوند است.
2- ارتباط خدا (فرستنده پيام) با موجودات ماورائي (گيرنده پيام): برخي پيام هاي خداوند خاص برخي موجودات است. دراين نوع ارتباط خداوند پيام را خاص موجودات ماورائي ارسال مي نمايد. در کتاب تاريخ گزيده چنين آمده است. « چون حق تعالى خواست او را آفريدن، جبرئيل را بفرستاد تا خاك از زمين جهت خمير  طينت آدم بردارد » به اين نوع ارتباط، ارتباط خدا با موجودات ماورائي اطلاق مي شود. (مستوفي، 1364: 20)
3-ارتباط خدا (فرستنده پيام) با انسان (گيرنده پيام): ارتباط خدا و انسان: یک نوع ارتباطی است که پیام بین خالق ومخلوق رد وبدل می شود «و حق تعالى او را بى واسطه قال تمامت اسماء در آموخت قوله تعالى و علم آدم الاسماء كلها  تا چون پرسند، از جواب در نماند. و ملائكه بعلم او مقر شدند و بفرمان خداى تعالى او را سجده كردند»(مستوفي، 1364: 20) يا «گويند حق تعالى ابراهيم را گفت چرا از من چنين سخت ترسانى؟ گفت چون از تو نترسم كه پدرم آدم را با وجود آنكه در حضرت تو قرب مرتبه‏اى بود كه گل او را بدست خود سرشتى و روح خود در او دميدى و ملائكه را بسجده او فرمودى، و در بهشت جاى دادى، بگناهى مختصر از بهشت براندى و برو خشم گرفتى و ببلاى دنيا گرفتار كردى.خطاب آمد كه اى ابراهيم نميدانى كه مخالفت دوست بر دوست سخت باشد.» (مستوفي،1364 :32)
4- ارتباط خدا (فرستنده پيام) با حيوان(گيرنده پيام): یک نوع ارتباطی است که پیام بین خالق ومخلوق او (حيوان) رد وبدل می شود. حضرت صالح دعوت به امر خدا کرد «ايشان را بخدا دعوت كرد. اجابت نمى‏كردند و بمعجزه، شترى ماده با بچه خواستند كه از سنگ بيرون آيد. صالح عليه السلام دعا كرد و مستجاب شد. آن شتر با بچه سى سال در ميان ايشان بود». (مستوفي، 1364: 32)  در آيه 68  سوره نحل  ارتباط خدا با زنبور عسل بيان شده است . «وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ﴿۶۸﴾
5-  ارتباط خدا (فرستنده پيام) با اشيا بي جان(گيرنده پيام): یک نوع ارتباطی است که پیام بین خالق ومخلوق او (شئي بي جان) رد وبدل می شود. حضرت ابراهيم دعوت به امر خدا کرد. «ابراهيم بآتش نرسيده، جبرئيل بر او آمد و گفت حاجتى هست؟ ابراهيم گفت بتو نى. چون چنين صادق بود، بفرمان خداى تعالى آتش بر او سرد و سلامت گشت و در آنجا گلستان [شكفت‏] ، ابراهيم از آن ميان بيرون آمد و در اين وقت شصت ساله بود.» آتش يک شئي بي جان است به امر خدا سرد وخنک براي حضرت ابراهيم مي شود که نوع ارتباط است.
6- ارتباط موجودات ماورائي(فرستنده پيام) با خدا (گيرنده پيام):  یک نوع ارتباطی است که پیام بین موجودات ماورائي با خدا  رد وبدل می شود. مثل آيه 1 سوره جن:  قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا دراين باره در کتاب تاريخ گزيده مطلبي پيدا نشد
7- ارتباط موجودات ماورائي(فرستنده پيام) با موجودات ماورائي (گيرنده پيام):  یک نوع ارتباطی است که پیام بین موجودات ماورائي رد وبدل می شود. «چون حق تعالى خواست او را آفريدن، جبرئيل را بفرستاد تا خاك از زمين جهت خمير  طينت آدم بردارد، زمين او را سوگند داد كه خاك از من بر مدار كه خلقى كه از خاك خلقت  يابند از ايشان ناشايست آيد و مبادا كه من بدان واسطه در معرض سخط حق تعالى آيم. جبرئيل بازگشت. ميكائيل را بفرستاد. او را نيز سوگند داد تا بازگشت. عزرائيل را بفرستاد. او را نيز سوگند داد. نپذيرفت و گفت امر حق تعالى بالاتر از سوگندتست و از آن زمين كه خانه كعبه  است خاك را برداشت.چون بى آزرم بود، قبض ارواح بدو حوالت رفت. حق تعالى، بدست قدرت، آدم را از آن‏ خاك بيافريد و بعد از چهل روز روح بكالبد او پيوست. (مستوفي، 1364: 21)
8- ارتباط موجودات ماورائي(فرستنده پيام) با انسان(گيرنده پيام): یک نوع ارتباطی است که پیام بین موجودات ماورائي  وانسان رد وبدل می شود. کليه وحي ها وارتباط جبرائيل با پيامبران از اين قسم هستند. در کتاب تاريخ گزيده چنين آمده است« وحى بزكريا منزل شد و اجازت فرمود كه مريم مجاور گردد و زكريا مريم را چون فرزند محافظت كردى. ............بعد از نه ماه يحيى متولد شد. چون مريم هيجده ساله شد، در خامس عشرين ماه آذار در حالت غسل كردن مريم، جبرئيل خود را بصورت يوسف نجار كه وكيل [در صومعه‏] بود بمريم نمود و او را بعيسى مژده داد و بفرمان خداى تعالى باد در او دميد، بقولى بعد از نه ساعت و بقولى بعد از نه ماه عيسى متولد شد. بنى اسرائيل مريم را نكوهش كردند.» (مستوفي،364 : 56)
9- ارتباط موجودات ماورائي(فرستنده پيام) با حيوان(گيرنده پيام):  در اين نوع ارتباط موجودات ماورائي با  پرندگان ابابيل مشهود است در سوره فيل آيه 3 آمده است «وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ » اين ارتباط هم در تاريخ گزيده وجود ندارد.
10- ارتباط موجودات ماورائي(فرستنده پيام) با اشياء(گيرنده پيام):  در اين نوع ارتباط موجودات ماورائي با  سنگ هاي ابابيل مشهود است در سوره فيل آيه 4 آمده است « تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ » اين ارتباط هم در تاريخ گزيده وجود ندارد.
11- ارتباط انسان (فرستنده پيام) با خدا(گيرنده پيام): یک نوع ارتباطی است که پیام بین خالق ومخلوق رد وبدل می شود به طوريکه مخلوق خالق خود را صدا مي زند. «خداى تعالى كتاب تورات بر الواح ياقوت‏ نوشته بود، منزل كرد و با موسى سخن گفت چنانكه آن هفتاد مرد بشنيدند گفت خدايا از كه ترسم و با كه باشم و از كه خواهم و كرا دوست بگيرم؟ خطاب آمد كه از من ترس كه ايمن كننده منم و از من خواه كه بى‏انباز منم و با من باش كه باقى منم و مرا بدوست گير كه وفادار منم. گفت خداوندا دورى تا با تو ندا كنم يا نزديكى كه‏ مناجات كنم. خطاب آمد كه بى‏جا و مكانم و از نزديكى و دورى و هر چه در عقل و فهم و فكر و نطق گنجد بر كرانم، ليكن بهمه جا فرا رسم. موسى عليه السلام از مكالمه گستاخ‏تر شد، از حق تعالى ديدار خواست. جواب لن ترانى  بيافت.خداى تعالى علم كيميا، موسى را كرامت فرمود» (مستوفي، 1364: 72) یا « سليمان از حق تعالى درخواست پندى كرد. خطاب آمد كه شش چيز بتو آموزم آن را بكار دار: غيبت بندگان من مكن و در نعمت ايشان حسد مبر. سليمان گفت يا رب العزة مرا اين دو نصيحت كافيست كه بدين نيز چنانكه حق آنست قيام نتوانم نمود.سليمان خواست كه تخت بلقيس پيش از وصول او بحضرت سليمان باشد. آصف بن برخيا كه وزير سليمان بود، دعا كرد. خداى تعالى تخت بلقيس در مجلس سليمان حاضر كرد.»(مستوفي، 1364: 82)  این فرازی است بین موسی وخداوند، سلیمان وحق تعالی و آصف بن برخیا با ایزد منان  که اینها را یک نوع ارتباط انسان با خدا وخدا با انسان می توان یاد کرد. در جاي ديگر ارتباط صميمي حضرت ابراهيم با خدا است در اين باره در کتاب تاريخ گزيده چنين آمده است « نمرود ابراهيم را بارشاد ابليس بمنجنيق در آتش انداخت. ابراهيم بآتش نرسيده، جبرئيل بر او آمد و گفت حاجتى هست؟ ابراهيم گفت بتو نى. چون چنين صادق بود، بفرمان خداى تعالى آتش بر او سرد و سلامت بيرون آمد ودر اين وقت شصت ساله بود.» يا زكريا از خداى فرزند خواست. دعاى او اجابت شد. و وحى آمد او را بيحيى خداى تعالى مژده داد. بر لفظ او رفت كه‏ زنم پيرست يعنى از زن پير فرزند نيايد. بدين سبب سه روز زبان او بسته شد. بعد از نه ماه يحيى متولد شد.
12-ارتباط انسان (فرستنده پيام) با موجودات ماورائي(گيرنده پيام): يک نوع ارتباطي بين انسان و موجود ماوارائي است «پس خداى تعالى طوفان آب بفرستاد و نخستين از تنور سراى نوح بكوفه سر بر آورد كه اكنون داخل مسجد جامع است و آن تنورى بود از آهن كه جبرئيل عليه السلام از بهشت بآدم آورده بود و فرزند بفرزند مى‏رسيد» (مستوفي،1364 :53)  يا ارتباط حضرت ابراهيم با جبرائيل « ابراهيم بآتش نرسيده، جبرئيل بر او آمد و گفت حاجتى هست‏؟ ابراهيم گفت بتو نى‏. چون چنين صادق بود، بفرمان خداى تعالى آتش بر او سرد و سلامت گشت و در آنجا گلستان شكفت» (مستوفي، 1364 :30)
13- ارتباط انسان (فرستنده پيام) با انسان(گيرنده پيام): يک نوع ارتباطي است که بين انسان ها پيام رد وبدل مي شود. دعوت همه پيامبران از اين سنخ هستند. به عنوان مثال دعوت حضرت عيسي « چون سى ساله شد بفرمان خداى تعالى از ولايت دمشق با بيت المقدس رفت و انجيل بدو منزل شد. خلق را بخدا مى‏خواند » ودعوت پيامبراعظيم الشان « بخانه پيغمبر را عليه السلام، سرما در وجود مبارك اثر كرده بود و جامه بسر در كشيده جبرئيل آمد و آيت «يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ‏ » بياورد و امر دعوت فرمود.» (مستوفي،1364 : 137) بيان مي شود.
14- ارتباط انسان (فرستنده پيام) با حيوان(گيرنده پيام): يک نوع ارتباطي است که بين انسان  و حيوانات پيام رد وبدل مي شود. داستان هاي پيامبران مانند ارتباط حضرت ابراهيم با 4 پرنده، حضرت صالح با شتر وبچه شتر وداستان حضرت سليمان با هدوهد همه بيانگر ارتباط انسان با حيوانات است. يا حضرت موسي با هدهد وعوج ابن عناق در کتاب گزيده چنين آمده است « عوج بن عنق از آمدن او آگاه شد و كوه پاره‏اى بر سر گرفت تا بر موسى زند. بفرمان خداى تعالى هدهد آن كوه پاره سوراخ كرد تا در گردن عوج بن عنق افتاد. عوج مضطرب شد و موسى بدو رسيد. موسى را چهل گز بالا بود و چهل گز عصا بوده و چهل گز برجست و بر كعب او زد. عوج بن عنق بيفتاد و بمرد و موسى با پيش قوم آمد و در شهر جباران، بلعم باعور كه برادرزاده شعيب پيغمبر بود، دعا كرد تا بنى اسرائيل در بيابان راه گم كردند و سرگردان شدند و بدعاى او چهل سال دربيابان‏ دوازده فرسنگ بماندند و راه بيرون نبردند و آن بيابان به تيه موسى منسوبست.» (مستوفي، 1364: 44)
15- ارتباط انسان (فرستنده پيام) با اشياء(گيرنده پيام): يک نوع ارتباطي است که پيام بين انسان  و اشياء رد وبدل مي شود. در تاريخ گزيده صفحه 30 چنين آمده است « چون چنين صادق بود، بفرمان خداى تعالى آتش بر او سرد و سلامت گشت و در آنجا گلستان شكفت‏» (مستوفي،1364 :30)
16- ارتباط حيوان (فرستنده پيام) با خدا (گيرنده پيام): اين نوع ارتباط را در طبيعت وغير طبيعت پيدا نکردم.
17-  ارتباط حيوان (فرستنده پيام) با موجودات ماورائي (گيرنده پيام): اين نوع ارتباط را در طبيعت وغير طبيعت پيدا نکردم.
18- ارتباط حيوان (فرستنده پيام) با انسان (گيرنده پيام): يک نوع ارتباطي است که پيام بين حيوانات و انسان رد وبدل مي شود. مثل جانشيني ديو به جاي سليمان « تقدير حق تعالى اقتضا كرد كه بمكافات آن‏  چهل روز ديوى بر جاى سليمان نشست و حال چنان بود كه ديو در مبارز خود را بر شكل معتمد سليمان، بسليمان نمود و انگشترى بستد و خود را بصورت سليمان بمردم نمود و پادشاه شد. بعد از چهل روز انگشترى از دست ديو در دريا افتاد.» (مستوفي،1364 :50)
19- ارتباط حيوان (فرستنده پيام) با حيوان (گيرنده پيام): يک نوع ارتباطي است که پيام بين حيوانات رد وبدل مي شود. در تاريخ گزيده صفحه 28  چنين آمده است « صالح عليه السلام دعا كرد و مستجاب شد. آن شتر با بچه سى سال در ميان ايشان بود.» (مستوفي، 1364: 28)
20- ارتباط حيوان (فرستنده پيام) با اشيا (گيرنده پيام): اين نوع ارتباط را در طبيعت وغير طبيعت پيدا نکردم.
21- ارتباط اشياء (فرستنده پيام) با خدا (گيرنده پيام): اين نوع ارتباط را در طبيعت وغير طبيعت پيدا نکردم.
22- ارتباط اشياء (فرستنده پيام) با موجودات ماورائي (گيرنده پيام): يک نوع ارتباطي است که پيام بين اشيا و موجودات ماورائي رد وبدل مي شود. در صفحه 21 کتاب تاريخ گزيده چنين آمده است « چون حق تعالى خواست او را آفريدن، جبرئيل را بفرستاد تا خاك از زمين جهت خمير  طينت آدم بردارد، زمين او را سوگند داد كه خاك از من بر مدار كه خلقى كه از خاك خلقت  يابند از ايشان ناشايست آيد و مبادا كه من بدان واسطه در معرض سخط حق تعالى آيم. جبرئيل بازگشت. ميكائيل را بفرستاد. او را نيز سوگند داد تا بازگشت. عزرائيل را بفرستاد. او را نيز سوگند داد. نپذيرفت» سوگند خاک به جبرائيل از اين نوع ارتباط مي باشد.
23- ارتباط اشياء (فرستنده پيام) با انسان (گيرنده پيام): يک نوع ارتباطي است که پيام بين اشيا و انسان رد وبدل مي شود. ارتباط سنگ قاتل جالوت با حضرت داود از اين نوع ارتباط مي باشد. « پيغمبر عليه السلام با طالوت بود و هنوز وحى بدو منزل نشده بود. زره بر تن او راست آمد. داود آن را بپوشيد و بجنگ جالوت رفت. سنگى در راه با او بسخن آمد كه مرا برگير كه قاتل جالوتم» (مستوفي،1364 :47)
24- ارتباط اشياء (فرستنده پيام) با حيوان (گيرنده پيام): يک نوع ارتباطي است که پيام بين اشيا و حيوانات رد وبدل مي شود. ارتباط آب وشکم ماهي حضرت يونس از اين نوع ارتباط مي باشد. « چهل روز در شكم ماهى بود، در ميانه سه تاريكى: تاريكى شب و آب و شكم ماهى. توبه كرد و با استغفار باز در حق رفت و گفت لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين، خداى تعالى توبه او را قبول كرد و او را از شكم ماهى‏ بيرون آورد» 0مستوفي،1364 : 53)  ارتباط آب وشکم ماهي از نوع ارتباط اشيا با حيوان است.
25- ارتباط اشياء (فرستنده پيام) با اشيا (گيرنده پيام): يک نوع ارتباطي است که پيام بين اشيا رد وبدل مي شود. در کتاب گزيده چنين آمده است «خداى تعالى ايشان را روز بروز، رزق من و سلوى فرستادى و از آن سنگ كه سجاده موسى بود، آب روان گردانيدى. چون سنگ بار كردندى، آب بايستادى و چون بنهادندى، دوازده چشمه از آن روان شدى. هر سبطى چشمه‏اى. و جامه‏اى كه داشتند، دريده و خشن نشدى و فرزندى كه آمدى با جامه آمدى [و با فرزند]  بباليدى (مستوفي، 364 :44) ارتباط سنگ با آب نوع ارتباط اشيا است

انواع ارتباطات انساني در کتاب تاريخ گزيده
  1-- ارتباط با خود: حضرت ایوب جريان صبر وتجمل  را در درون خود انجام مي داد، كه يك نوع ارتباط دروني است به آن ارتباط با خود گویند در کتاب گزیده آمده است « هر چه از محنت و سختى كه بدو رسيدى، بدان صبر كردى. حق تعالى او را ببلاها مبتلا گردانيدى و صبر و تحمل او بر ملائكه عرض كردى تا قوت نفس بنى آدم معلوم كنند.» (مستوفی،1364: 37) این عبارت بیانگر یک نوع ارتباط با خود است.  ارتباط با خود دربرگيرنده مشكلات دروني، يا حل وتعارضات دروني فرد است. اين ارتباط علاوه بر برنامه ريزي براي آينده، عملكرد عاطفي و ارزيابي خود و ديگران و روابط ميان خود و ديگران را مورد توجه قرار مي دهد. اين ارتباط كاملا بايد شناخته شود. زيرا، مبناي براي ارتباطات بعدي است، نتیجه «ارتباط با خود» حضرت ایوب این شد که « تا حق تعالى برو ببخشود و چشمه آب زير قدم او زاينده گردانيد تا خود را بدان بشست و صحت يافت و آن چشمه بعين ايوب مشهورست.» (مستوفی،1364: 37) ارتباط با خود عمل مداوم و پيوسته و فراگير در زندگي روزمرّه همة انسانها است.
يا «حضرت هود  عليه السلام در حق كفار دعا كرد. حق تعالى سه سال بارندگى باز گرفت تا زندگانى بر ايشان تلخ شد. بجهت باران خواستن، لقمان حكيم را با دو رفيق بمكه فرستادند. لقمان و يك رفيق او بخدا ايمان داشتند. بضيافت شخصى رفتند. سيم رفيق ايشان كافر بود، دعا كرد.» همه موارد نوعي ارتباط باخود وخداي خود مي باشد
 درجاي ديگر چنين آمده است «چون از وحى، يازده سال و چند ماه بگذشت، معراج اتفاق افتاد، در شب سابع عشرين رجب سنة اثنين و خمسين عام الفيل، و پنج نماز فرض شد.» اين مورد خصوص ترين ارتباط پيامبر با خداست. 
2-- ارتباط خصوصي و بدون واسطه:  دومین ارتباکلامی ارتباطي است فوري رو در رو كه طي آن، پيام مستقيماً ميان پيام دهنده و پيام گيرنده (يا دو گروه كوچك) رد و بدل مي شود. حضرت نوح(ع) « او نهصد و پنجاه سال دعوت كرد. هشتاد تن از زن و مرد بدو ايمان آوردند»،  يا ارتباطات حضرت ابراهيم با خود  «از كتب آسمانى ده صحفه بدو منزل شد و اول كسى كه سپيدى. بموى و ريش او در آمد ابراهيم است. و اول كسى كه مسواك كرد و استنجا بآب كرد و ناخن‏چيد و قصر شوارب كرد و سراويل ساخت و در پاى كشيد و ختنه كرد و مهماندارى و ضيافت كرد و ثريد كرد او بود.» همه موارد نوعي ارتباط خصوصي است.
ارتباط پيامبر اعظم با نزديکان واقوام خود يک نوع ارتباخصوصي است. « جبرئيل آمد و آيت «يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ‏» بياورد و امر دعوت فرمود. خديجه در حال بدو ايمان آورد. پيغمبر و خديجه و جبرئيل عليهم- السلام بهم نماز گزاردند. وقت پيشين بود. بعد از زمانى مرتضى على رضى اللّه عنه مسلمان شد و او در آن وقت يازده ساله بود. باز نماز كردند، وقت عصر بود. جبرئيل ع غيبت كرد. پس ازين، زيد بن حارثه مولى رسول اللّه مسلمان شد. باز نماز كردند، وقت شام بود. [پيغمبر را صلى اللّه عليه و سلم، دل باسلام زنى و كودكى و غلامى خرسند نبود] بشبگير  امير المؤمنين ابو بكر مسلمان شد. پيغمبر (ص) با سلام هيچكس چنان خرم نشد كه با سلام صديق رضي اللّه عنه. اول كسى كه از مردان مسلمان شد، ابو بكر است و از زنان خديجه و از كودكان مرتضى على و از بندگان زيد بن حارثه. بسخن ابو بكر رضي اللّه عنه بعضى از اكابر ايمانآوردند، چون: عثمان بن عفان و طلحه و زبير عوام و سعد وقاص و عبد الرحمن عوف رضى اللّه عنهم اجمعين. پس ازيشان ابو عبيده جراح مسلمان شد و اين هفت مرد، در مسلمانى، سابق‏اند. چون از مبعث، بيست روز گذشت،  تا سه سال، دعوت دين، آشكارا نبود و مسلمانان بمسجد نمى‏يارستند.  پنجاه آدمى مسلمان شده بودند: يازده زن و سى و نه مرد.» کل اين عبارت ارتباط خصوصي حضرت مي باشد.
3-- ارتباط جمعي يا عمومي: ارتباط جمعي، نوعي از ارتباط است كه براساس آن فرد با تعداد كثيري از انسانهاي ديگر ارتباط برقرار مي كند. اکثر پیامبران تبلیغشان از نوع ارتباط جمعی است که در کتاب گزیده چنین آمده است «حضرت نوح نهصد و پنجاه سال دعوت كرد. هشتاد تن از زن و مرد بدو ايمان آوردند»  وجای دیگر بیان می کند «ايشان (حضرت صالح) را بخدا دعوت كرد. اجابت نمى‏كردند و بمعجزه، شترى ماده با بچه خواستند كه از سنگ بيرون آيد. صالح عليه السلام دعا كرد و مستجاب شد»، « لوط آن قوم را براه خداى دعوت مى‏كرد. اجابت نمى‏كردند و در مباشرت با امردان مبالغه مى‏نمودند» و...
ارتباط جمعی فراگرد تفهيم و تفاهم و تسهيم معني با شماركثيري از انسانهاي ديگر است. پیامبران برای انجام رسالت خود سال ها مردم کثیری ارشاد وراهنمایی می کردند. امروزه به اين ارتباط توجه زيادي مبذول مي شود و دست اندركاران سياست، تجارت و غيره كم و بيش، بيشترين تلاش خود را در جهت بهبود آن مبذول داشته و خود را ملزم و مكلّف به شناخت بهترآن و فراگيري نكات ظريف آن مي دانند. امروزه اين ارتباط از طريق ( روزنامه، كتاب، امواج راديو، و غيره ) براي گروه غيرمحدودي از مردم  وگاها با سرعت زيادي انجام مي گيرد. علاوه برآن مطالب وسخنان پیامبران، پیام گیران کتاب گزیده افراد ناآشنا، پراکنده، نامحدود وگستره در کره خاکی است.
4--  ارتباط نوشتاري: ارتباطي است كه در آن، اصطلاحات از طريق قلم بر كاغذ نقش مي بندد (مانند روزنامه، نامه، كتاب، و غيره) درکتاب گزیده به ارتباطات نوشتاری زیاد اشاره شده است در کتاب تاریخ گزیده چنین آمده است « خداى تعالى كتاب تورات بر الواح ياقوت‏ نوشته بود، منزل كرد و با موسى سخن گفت چنانكه آن هفتاد مرد بشنيدند. گفت خدايا از كه ترسم و با كه باشم و از كه خواهم و كرا دوست بگيرم؟ خطاب آمد كه از من ترس كه ايمن كننده منم و از من خواه كه بى‏انباز منم و با من باش كه باقى منم و مرا بدوست گير كه وفادار منم. گفت خداوندا دورى تا با تو ندا كنم يا نزديكى كه‏ مناجات كنم. خطاب آمد كه بى‏جا و مكانم و از نزديكى و دورى و هر چه در عقل و فهم و فكر و نطق گنجد بر كرانم، ليكن بهمه جا فرا رسم. موسى عليه السلام از مكالمه گستاخ‏تر شد، از حق تعالى ديدار خواست. جواب لن ترانى  بيافت.خداى تعالى علم كيميا، موسى را كرامت فرمود» یا «خداى تعالى او (داود) را خلافت داد و زبور بدو فرستاد و او خوش آوازترين بنى آدم بود و چون زبور بآواز خواندى، هر كه بشنيدى مجال گذشتن نيافتى.» یا قرآن یکی از دیگر ارتباطات نوشتاری است در کتاب تاریخ گزیده آمده است.
5-- ارتباط ملّي: ارتباطي است كه پيام ها، اطلاعات و مفاهيم، از طريق وسايل ارتباطي جمعي (مانند اشخاص، راديو، تلويزيونو مطبوعات ) در چارچوب جغرافيايي يك كشور منتشر مي شود. پيامبر اسلام يازده سال در مکه به تبليغ اسلام پرداخت وقتي زمينه هاي تبليغي فراهم شد تصميم ملي کردن دين خود در شبه جزيره عربستان نمود « چون از وحى، يازده سال و چند ماه بگذشت، معراج اتفاق افتاد، در شب سابع عشرين رجب سنة اثنين و خمسين عام الفيل، و پنج نماز فرض شد از بنى خزرج، شش كس دين او پذيرفتند. بمدينه رفتند و سال ديگر، از اهل مدينه، دوازده كس، از اوس و خزرج بيامدند و در عقبه با او بيعت كردند و پيغمبر (ص) مصعب بن عمير را با ايشان بفرستاد تا اهل مدينه بر دست او مسلمان شدند. ازين معنى كفار خبر يافتند، باتفاق ابليس كه بصورت شيخ نجدى پيش ايشان آمد، تدبير كشتن رسول (ص) كردند. رسول بفرمان خداى تعالى، در آخر سال سيزده از وحى كه سنه ثلاث و خمسين عام الفيل بود، بمدينه هجرت فرمود. ابو بكر رضي اللّه عنه و غلامش عامر بن فهير و عبد اللّه اريقط در خدمتش‏ بودند. بمدينه در خانه كلثوم بن الهدم نزول فرمود. تا آدينه آنجا بود. روز آدينه، در بنى سالم، نماز جمعه گزارد و بر ناقه نشست، سرش رها كرد. ناقه بدينجا كه اكنون [روضه مطهر] است فرو آمد. بحدود آن در خانه ابو ايوب خالد بن زيد انصارى نزول كرد و آن زمين پاره بخريد و برو مسجد و خانه ساخت. مدنيان او را نصرت كردند. بدين سبب به «انصار» لقب يافتند. در مدت ده سال كه پيغمبر (ص) در مدينه بود، با كفار، بيست و هشت بار غزا كرد و بروايتى سى و يك بار:
6--  ارتباط فرا ملّي: پيام ها و اطلاعاتي كه از طريق ماهواره ها مرزهاي جغرافيايي را در مي نوردد و موجبات نزديكي ميان انسانها بر روي كره زمين مي شود. پيامبر اعظم پس از تبليغ دروني وملي تصميم به تبليغ وارتباط با ساير کشورها وانتشار پيام الهي در سطح فرا ملي گرفت. در سال ششم هجرت حضرت 8 پيک ورسول به 8 کشور پهناور جهت انتشار پيام ديني ارسال کرد. در کتاب تاريخ گزيده چنين آمده است «ديگر در ذى قعده، هشت رسول به پادشاهان اطراف فرستاد و دعوت دين اسلام‏ کرد:
1-    حاطب بن ابى بلتعه را به مقوقس ملك قبط فرستاد. مسلمان نشد، اما نامه را جواب نوشت و تحفه فرستاد. استر دلدل و دو كنيزك با آن تحفها بود: يك كنيزك ماريه نام را پيغمبر (ص) تصرف نمود و ابراهيم ازو تولد نمود. كنيزك ديگر شيرين نام را به حسان بن ثابت بخشيد و استر دلدل را بمرتضى على (ع) داد.
2-    شجاع بن وهب  را به حارث غسانى پادشاه شام فرستاد. مسلمان نشد و نامه را نيز جواب ننوشت.
3-    سليط بن عمرو را به هوذة بن على حنفى پادشاه يمامه فرستاد. مسلمان نشد [و جواب نامه ننوشت‏] .
4-    عمرو عاص را به جيفر بن جلندى ملك عمان فرستاد. مسلمان شد و جواب نامه نيز نيكو بنوشت.
5-    علاء حضرمى را به منذر بن ساوى ملك بحرين فرستاد. مسلمان شد و پاسخ نامه باز فرستاد.
6-    عمرو اميه ضمرى را به اصحم  ملك حبشه فرستاد و اصحم معروف است به نجاشى. مسلمان شد و پاسخ نامه نيكو نوشت و تحفها فرستاد.
7-     دحية بن خليفه را به هرقل قيصر روم فرستاد. اسلام [در خفية] قبول كرد و از روميان، نهان داشت و نامه را نيكو جواب نبشت.
8-    عبد اللّه بن حذافة السهمى را به پرويز پادشاه ايران فرستاد و برين صورت نامه نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم من محمد رسول اللّه الى پرويز بن هرمزد. فانى احمد اللّه الذى لا اله الا هو الحق الذى ارسلنى بشيرا و نذيرا الى قوم غلبه السفه و سلب عقولهم و من يهدى اللّه فلا مضل له و من يضلله فلا هادى له و ان اللّه بصير بالعباد. اما بعد فاسلم تسلم او ايذن بحرب من اللّه و رسوله و لم تعجزهما .
پرويز مسلمان نشد و نامه بدريد و در حق رسول ناسزا گفت. چون خبر برسول اللّه‏ بدين سبب ملك او بر افتاد و ديگر تخمه او از پادشاهى تمتع نيافتند.» همه اين 8 ارتباط ، ارتباط فراملي است.
ضمایم:

جدول 2- توزیع فصل های کتاب

فهرست  کتاب

نام باب ها

نام فصل های

تعداد فصول

درصد

فاتحه

در آفرينش كاينات

-

-

 

باب اول

در ذكر پيغمبران و كسانى كه پيش از دعوت حضرت خاتم النبيين «ص» در كار دين سعى كرده‏اند

فصل اول- در ذكر پيغمبران عليه السلام

2

3/5

 فصل دوم: در ذكر حكما و كسانى كه پيغمبر نبوده‏اند اما در كار حق و رواج دين سعى نموده‏اند

باب دوم

در ذكر پادشاهان كه پيش ازاسلام  بودند

فصل اول:درذكر پادشاهان پيشدادى: يازده ن، مدت             ملكشان دو هزار و چهار صد و پنجاه سال [2450]

 فصل دوم: در ذكر پادشاهان كيانيان: ده تن، مدت ملكشان هفتصد و سى و چهار سال.(734 سال)

فصل سوم، در ذكر ملوك طوائف: دو شعبه، بيست و دو تن، مدت ملكشان سيصد و [هجده سال [318 سال]

 فصل چهارم: در ذكر پادشاهان ساسانيان معروف به اكاسره: سى و يك تن مدت ملكشان پانصد و بيست و هفت سال ( 527سال)

4

5/10

بابسوم

در ذكر خاتم النبيين و سيد المرسلين و حبيب رب العالمين‏ محمد مصطفى (ص) و خلفا و اصحاب و احفاد او

 فصل اول: در ذكر كيفيت احوال و شرح غزوات و كميت ازواج و دبيران و اعمام و عمات موالى و مخلفات او

 فصل دوم: در ذكر خلفاء راشدين و امراى مهديين : پنج تن، مدت خلافتشان  از ثالث عشر ربيع الاول سنه احدى عشر تا ثالث عشر ربيع الاول سنه احدى و اربعين، سى سال بوده.

فصل سوم: در ذكر بقيه ائمه [4] [معصوم‏] اثنى عشر [رضوان [5]] اللّه عليهم اجمعين كه حجة الحق على الخلق بودند، ده تن، مدت امامتشان از [رابع صفر [6]] سنه تسع و اربعين تا رمضان سنه اربع و ستين و مأتين، دويست و پانزده سال و هفت ماه

فصل چهارم- در ذكر بعضى از صحابه عظام و جمعى از تابعين گرام

 فصل پنجم- در ذكر پادشاهان بنى اميه: چهارده تن، مدت ملكشان بايران از ثالث عشر ربيع الاول سنه احدى و اربعين تا ثالث عشر [ربيع الاول [7]] سنه اثنى و ثلاثين.و مايه، نود و يك سال.

 فصل ششم- در ذكر خلفاى بنى عباس به ايران   سى و هفت خليفه، مدت دولتشان از ثالث عشر ربيع الاول سنه اثنى و ثلاثين و مايه تا سادس صفر سنه ست و خمسين و ستمائة، پانصد و بيست و سه سال و دو ماه و بيست و سه روز.

6

8/15

باب چهارم

در ذكر پادشاهان كه در صدر اسلام بودند

 فصل اول- در ذكر پادشاهان بنى ليث صفار، در بعضى از ايران: سه تن،

فصل دوم- در ذكر پادشاهان سامانيان: نه تن

فصل سوم- در ذكر پادشاهان [غزنويان سبكتكينى [3]]: [چهارده تن

 فصل چهارم- در ذكر پادشاهان غوريان: پنج تن

 فصل پنجم- در ذكر پادشاهان [ديلمان و آل بويه [6]]: هفده تن

فصل ششم- در ذكر پادشاهان سلجوقيان و آن سه شعبه است:شعبه اول- بعضى در تمامت ايران [و بعضى در اكثر ايران [7]]، چهارده تن  شعبه دوم- بكرمان، يازده تن و  شعبه سوم- بروم، چهارده تن،

فصل هفتم- در ذكر پادشاهان خوارزمشاهيان: نه تن،

فصل هشتم- در ذكر اتابكان و آن دو شعبه است بديار بكر و شام و فارس

فصل نهم- در ذكر اسماعيليان و آن دو مقاله است: مقاله اول- در ذكر اسماعيليان مصر و مغرب: چهارده تن، مقاله دوم- در ذكر اسماعيليان ايران [معروف به ملاحده [3]]، هشت تن

فصل دهم- در ذكر سلاطين قراختاى بكرمان: نه تن،

فصل يازدهم- در ذكر اتابكان [لرستان [4]] و ايشان دو شعبه‏اند:شعبه اول- اتابكان [لر [5]] بزرك: هفت تن،شعبه دوم- اتابكان [لر [6]] كوچك: [يانزده تن 

فصل دوازدهم- در ذكر پادشاهان مغول،

12

6/31

باب پنجم

در ذكر ائمه سنت و قراء و مشايخ و علماء دين، رضوان اللّه عليهم اجمعين

فصل اول- در ذكر [ائمه و مجتهدان [2]]

فصل دوم- در ذكر قراء [كلام اللّه قديم [3]] رحمة اللّه عليهم

 فصل سوم- در ذكر محدثان

 فصل چهارم- در ذكر مشايخ

فصل پنجم- در ذكر علما

فصل ششم- در ذكر 

6

8/15

باب ششم

در ذكر احوال شهر باب الجنة قزوين كه مولد و منشأ و مقام مؤلف است

فصل اول- در ذكر اخبار و آثار كه در شأن آن بقعه واردست

فصل دوم- در [بيان [4]] چگونگى نام آن

فصل سوم- در كيفيت بنا و عمارت آن

فصل چهارم- در ذكر فتح آن و اسلام اهل آن بقعه

فصل پنجم- در ذكر قنوات و رودخانه‏ها و مساجد و مقابر و نواحى آن

فصل ششم- در ذكر صحابه و تابعين و ائمه و خلفا و مشايخ و علما، رضوان اللّه‏ عليهم اجمعين، و پادشاهان و وزرا و امرا كه بدانجا رسيده‏اند [1].

فصل هفتم- در ذكر حكام و عمال آن

فصل هشتم- در ذكر قبايل و اكابر كه [از آنجا خاسته‏اند [2]] و كيفيت احوال ايشان

 

8

1/21

خاتمه

در ذكر انساب انبيا و پادشاهان و حكما و غيرهم بر سبيل شجره

--

-

-

کل

 

 

38

100

 

منابع

- احمد یحیایی ایله ای ومهرداد تاوتلی(1385) « تشریفات هتل » ، انتشارات آذربرزین، چاپ اول.

- اشرفي ريزي، حسن، (1386)، «جغرافياي سياسي اطلاعات»، ، تهران

- صادق پور، ابوالفضل،(1383)، «اصول و مبناي سازماني و مديريت»، تهران،  فرهنگ و انديش

 - فرهنگی، علی اکبر ، (1384)، « ارتباطات انسانی»، تهران: خدمات فرهنگی رسا.

- کارشارما، دیوا، (1384)، «روابط عمومی حرفه ای بالنده»، میتراکیوان مهر، مرکزمطالعات وتحقیقات     رسانه ها ، چاپ اول.

- محسنیان راد، مهدی ( 1384) « ارتباط شناسی » انتشارات سروش، چاپ ششم.

رضائيان،علي، (1387) « مباني سازمان و مديريت»، ، سمت

- مستوفي، حمدالله، (1364)، «تاريخ گزيده»، تهران، سپهر

 - منبع http://www.yahyaee.com/tashrifat/2011/09/post-18.htm


ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.