Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 56116
تاریخ انتشار : 31 تیر 1393 10:53
تعداد بازدید : 1291

سطوح روایت در قصه های قرآن

كتاب "سطوح روايت در قصه هاي قرآن" به قلم حجت الاسلام دکتر غلامرضا يوسف زاده توسط پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما منتشر شده است.


كتاب "سطوح روايت در قصه هاي قرآن" به قلم حجت الاسلام دکتر غلامرضا يوسف زاده توسط پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما منتشر شده است.

در دیباچه این کتاب آمده است: قصه هاي قرآني، بخش زيادي از حجم قرآن كريم را به خود اختصاص داده است. اين حجم، گوياي آن است كه قسمتي از معارف اصيل ديني از اين طريق عرضه شده است. بر اين اساس كاوش در قصه هاي قرآني، جست‏وجو در بخشي از معارف الهي است. از طرفي قصه هاي قرآني نوعي «روايت» به شمار مي‏روند؛ چرا كه روايت را «بازنمايي رخدادها» تعريف كرده اند. بر اين اساس قصه هاي قرآني را با توجه به سطوحي كه در «متن روايت‏ شده» مطرح گرديده، شامل: سبك، طرح، داستان، معاني و مباني، بررسي مي‏كنيم.
بحث «سبك» در قصه هاي قرآني، جدا از بحث سبك در قرآن نيست و دامنه اي وسيع دارد كه در اين پژوهش، تنها به سه عنوان از اين بحث پرداخته شده است: ايجاز معجزه ‏آسا، دقت و ظرافت در به ‏كارگيري الفاظ، و هماهنگي معنوي و موسيقي كلمات.
بحث «داستان در قصه هاي قرآني»، ذيل چهار عنصر داستاني است: رويداد، شخصيت، زمان و مكان. در بحث «طرح در قصه هاي قرآني» با توجه به اينكه طرح، چگونگي ارائه داستان است، به تناسب چهار عنوان پيش گفته، ذيل چهار عنوان بحث شده است: 1. چگونگي ارائه رويدادها از طريق طرح؛ 2. چگونگي ارائه شخصيت از طريق طرح؛ 3. چگونگي ارائه زمان از طريق طرح؛ 4. چگونگي ارائه مكان از طريق طرح. البته در ذيل اولين عنوان، يعني چگونگي ارائه رويداد، سه بحث مطرح است: نظم، سرعت روايي و تكرار در قصه‏ هاي قرآني.
در بحث «معاني (درون‏مايه ‏هاي) قصه هاي قرآني»، درون‏مايه هاي اصلي تر در اين قصه‏ ها شمرده و بررسي مي‏شود. آخرين بحث در اين پژوهش، بحث «مباني قصه هاي قرآني» است كه در اين زمينه، مباني هستي ‏شناختي انسان‏ شناختي و ارزش شناختي اين قصه ها مروري كوتاه شده است.
كليدواژه‏ ها: روايت‏ شناسي، قصه، قصه ديني، قصص قرآن، سطوح روايت، روايت ديني.

روايت در لغت و اصطلاح
منطق زندگي بشر ، بيشتر به منطق داستاني نزديك است . رخدادها به زندگي ، نقش مي دهند و هر داستاني ، توالي رخدادها در بستر زمان است و هر داستاني ، روايت است . روايتي از رخدادها ، روايت ها به انسان ها كمك مي كنند كه تجربه هاي خود را در قالب رخدادها سامان دهند انسان براي بيان نظر خود دو راه دارد : توصيف و روايت .
تفاوت اساسي بين اين دو گونه ، آن است كه در توصيف، زمان وجود ندارد، ولي در روايت، زمان وجود دارد .

قصه در اصطلاح
در قرآن، علاوه بر رويدادهاي گذشته، از وقايع حاضر و رويدادهاي آينده نيز سخن رفته است، وقايع حاضر مانند حديث اِنك، واقعه بدر، احد، حنين، بيعت رضوان و صلح حديبيه؛ رويدادهاي آينده مانند نبرد آينده ميان ايران و روم، خبر از فتح مكه و اما قران اين گونه خبرها را قصه گويي نناميده است؛ زيرا در اصطلاح قران ، قصه گفتن، يعني پي گرفتن اخبار گذشتگان.

تاريخچه روايت شناسي
پيشينه مطالعه روايت و شناسايي عناصر آن، به بيش از چند دهه نمي رسد ولي به طور عمده، مي توان تاريخ روايت شناسي را به سه دهه پيش ساختارگرا (1960)، دوره ساختارگرا (1960-1980)و دوره پاساختارگرا تقسيم كرد.

اهداف قصه هاي قرآن
مي دانيم كه هر بياني براي تاثير بر مخاطب است. از اين رو قصه هاي قرآني نيز با توجه به مخاطب خاص قرآن (كه در جه اول، شخص پيامبر گرامي اسلام و در درجه دوم، مومنان و در درجه سوم ، همه مردمند) در پي هدايت مردم، تثبيت قلب پيامبر، اثبات صدق پيامبر و تاييد رسالت او ، انذار و هشدار، معرفي اسوه و در آخر تبيبن وحدت دين (سير اديان در قالب اسلام ) بيان شده اند.

الگوي ارتباطي در قرآن
بر اساس اين الگو، فرستنده يا پديد آورنده قصه هاي قرآني، خداوند متعال است كه از طريق جبرئيل (عليه السلام) آن را به پيامبر اسلام نازل مي كند . متن روايت شده قرآن، قصه هاي قرآني است و مخاطب ، تمام كساني اند كه قرآن را درك مي كنند. كه البته در درجه اول، وجود نازنين رسول گرامي اسلام است و در  درجه  بعد، خطاب با مسلمانان همان عصر است، و در آخر مخاطب سوم ، همه مردم و همه عصرها و زمان هايند. چرا كه قرآن براي هدايت همه بشريت نازل شده است و به زمان خاصي اختصاص ندارد .

داستان در قصه هاي قرآن
معمولاً چهار عنصر اساسي را براي داستان بر مي شمرند: رويداد؛ شخصيت؛ زمان؛ مكان .

رويداد در قصه هاي قرآني
دو نوع رويداد در قصه هاي قرآني وجود دارد كه عبارتند از:
رويدادهاي عادي: بسياري از رويدادهايي كه در قصه هاي قرآني آمده، رويدادهاي عادي است كه در هر قصه ممكن است رخ دهد ؛ مانند بيشتر رويدادهاي قصه يوسف، جريان بزرگ شدن حضرت موسي در مصر، ارتكاب وي به قتل و فرار به مدين ، ازدواج با يكي از دختران شعيب ؛ و نيز مانند رفتاري كه اقوام مختلف با پيامبران داشته اند؛ از جمله كفر ، تكذيب و آزار دادن آنها .

شخصيت در قصه هاي قرآني:
يكي از ويژگي ها و برجستگي هاي قصه هاي قرآني، حضور گروه هاي مختلف شخصيت در اين قصه هاست كه به اجمال مرور مي شود: خداوند متعال (جل جلاله): شكي نيست كه راوي قصه هاي قرآني خداوند متعال است، ولي خداوند متعال به عنوان كنش­گر هم در داستان حضور دارد كه در جاي جاي قصص قرآني مشاهده مي شود .
ديگر شخصيت هاي قصه هاي قرآني عبارتند از: انسان (پيامبران الهي، طاغوت ها، ساير مردم ، اقوام و زنان)، ملائك، جن و حيوانات در متن پژوهش به هر يك به طور اجمال پرداخته شده است .

زمان در قصه هاي قرآني
از جهت روايت شناسي سه نوع روايت در قرآن تشخيص داده اند: 1. حوادثي كه در گذشته رخ داده 2. حوادثي كه هم زمان با نزول وحي رخ مي دهد و قرآن آن را گزارش مي كند؛ 3. حوادثي كه قرآن پيش گويي مي كند كه در آينده رخ خواهد داد (مانند غلبه رم بر ايران ).
از اين سه گونه روايت، تنها گونه اول را خداوند متعال قصه ناميده و از اين جهت مدار بحث و گفت و گوي اين پژوهش همين نوع اخير است.

مكان در قصه هاي قرآني
مكان وقوع قصص قرآني بيشتر در خاورميانه است ؛ چرا كه زيست گاه پيامبران الهي كه گزارش آن در قرآن آمده ، اين منطقه بوده است. اين كه قرآن كريم چقدر به محل دقيق وقوع حوادث اشاره مي كند، در بحث طرح خواهد آمد .

اهميت و دستاورد نظريه سطوح متن
نكته در خور توجه درباره «نظريه سطوح متن »، آن است كه بيشتر كساني كه درباره قصه هاي قرآني ، مطلب نوشته اند، گويا به اين نظريه توجه نداشته اند . از اين رو ، در بحث درباره ويژگي ها و عناصر قصه هاي قرآني نتوانسته اند اين ويژگي ها را به درستي بر شمارند .
براي مثال، به دليل تفكيك نكردن هر سطح طرح و داستان، تمام ويژگي هاي اين دو سطح را با هم ذكر كرده اند. همچنين به دليل تفكيك نكردن مباحث سبكي از ديگر مباحث، ظرايف بي شمار در اين سطح به خوبي شناخته نشده و به طور منسجم مطرح نگرديده است .

البته درباره «معاني» و درون مايه هاي قصه هاي قرآني، كمابيش كار شده، ولي در مقابل، به دليل نبود شناخت و طرح نشدن سطحي به نام «مباني»، كمتركسي به اين سطح توجه كرده است .
از ديگر پيامد هاي تفكيك نكردن سطوح متن در قصه هاي قرآني، ابهام در اين مسئله است كه آيا ما در زمينه داستان گويي و روايتگري مي توانيم از قصه هاي قرآني پيروي كنيم يا نه ؟

به نظر مي رسد با توجه به نظريه سطوح متن و اينكه اشاره شد هويت يك متن به ژرف ساخت آن (مباني) است ، مي توان به اين پرسش چنين پاسخ داد چون آنچه هويت يك روايتي را مي سازد، «مباني» است، اگر بخواهيم در قصه نويسي و روايتگري از قرآن پيروي كنيم، بايد به زيرين ترين لايه ، يعني «مباني» بپردازيم ، در واقع ، قصه اي از قرآن پيروي كرده است كه در مباني (ژرف ساخت) از اين قصه ها پيروي كند، در غير اين صورت الگو برداري از سطوح رويين (سبك، طرح، داستان) لزوماً به ديني تر شدن قصه كمك نمي كند .

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.