Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 51473
تاریخ انتشار : 14 اردیبهشت 1393 0:0
تعداد بازدید : 1678

رویکردی نظری بر سیاست های موجود در برابر ماهواره

سید علی محمد آذربخش دانشجوی دکترای جامعه شناسی و مدیر خدمات پژوهشی و مدرس ارتباطات دانشکده صدا و سیما قم، در مقاله ای به" رویکردی نظری بر سیاست های موجود در برابر ماهواره" پرداخته است.


سید علی محمد آذربخش دانشجوی دکترای جامعه شناسی و مدیر خدمات پژوهشی و مدرس ارتباطات دانشکده صدا و سیما قم، در مقاله ای به رویکردی نظری بر سیاست های موجود در برابر ماهواره پرداخته است.

ماهواره وسيله ارتباطي قوي، فعال و با اثربخشي فوق العاده، براي شکل دهي به افکار عمومي، با زير پوشش قرار دادن اين وسايل درعرصه هاي مختلف، نقش خود را ايفا مي کند. تعدد و کثرت کانال هاي ارتباطي ماهواره اي، در گزينش اطلاعات و اخبار و دريافت برنامه هاي تفريحي و آموزشي مشکل ايجاد کرده است. همچنين تنوع محتوا در برنامه هاي شبکه اي ماهواره اي، به شدت محتواي برنامه هاي صوتي و تصويري را در کشورهاي مختلف تهديد مي کند و به دليل گستره وسيع نفوذ اين ابزار ارتباطي، سياست ها، اصول و دستورالعمل هاي سازماني رسانه هاي کشورها را به شدت آسيب پذير ساخته است. به هر حال، فن آوري ماهواره با توجه به روند نفوذي شتابان آن در ميان ملل مختلف، خواه ناخواه چتري از امواج را براي هر کشوري باز مي کند؛ زيرا اگر با استقبال يا مقاومت روبه رو شود، ديدگاه غالب در پذيرش يا ردّ امواج ماهواره اي، آن است که کشورهايي که از موضع انفعالي يا مقاومت صرف با اين پديده برخورد مي کنند، نمي توانند همواره چنين اعمالي را به عنوان اهرم هاي مستحکم و تثبيت شده در برابر پيشرفت و توسعه فن آوري اطلاعات و ارتباطات، داشته باشند.
در واقع، با توجه به ويژگي هاي عمده اطلاعات ارائه شده به واسطه فن آوري ماهواره اي، چنين اشکالي را نمي توان براي مقاومت يا انفعال متصور شد. اين ويژگي ها عبارتند از:
1. غير ارادي بودن آن از سوي مخاطب و گيرنده؛ به شکل جبري و قهري مطرح شده و بدون اينکه امکان جدي در توسعه آن براي ملت ها باشد، رشد کرده است؛
2. فراگيري آن؛
3. جالب و جذاب بودن محتواي آن؛
4. دعوت به يکساني فرهنگي و رفتاري.  
بدين ترتيب، کشورهاي جهان سوم در برخورد با ماهواره، با چند مسئله روبه رو هستند:
با توجه به ويژگي هاي جذاب بودن محتواي برنامه هاي ماهواره، تنوع برنامه ها و مخاطب پسند بودن آنها، جريان سازي از طريق ابزار ماهواره، نسبت به ديگر فن آوري هاي ارتباطات تا حد زيادي کارسازتر و اثرگذار است.
دستکاري فرهنگي، ظهور فرهنگ جديد، هضم خرده فرهنگ ها و نيز يکسان سازي فرهنگي، از طريق ماهواره، به مراتب زودتر از ديگر فن آوري هاي نوين ارتباطات، چهره مي نماياند.
طبيعي است، چنين نگرشي در عرصه فرهنگ که با جريان سازي خواسته يا ناخواسته ابزار ماهواره صورت مي گيرد، مولّد گونه اي از خودباختگي ارادي يا غير ارادي در بيان مخاطبان داخلي کشورهاي جهان سوم است.

دو رويکرد؛ طرد و مقاومت يا هدايت

ماهواره بيش از ديگر ابزارهاي ارتباطي، توانايي اخلال در رشد هماهنگ توسعه در زمينه هاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي را در ميان اين ملل دارد.
به باور کارشناسان، مقاومت سياست گذاران فرهنگي در برابر پديده ماهواره، دير يا زود شکسته خواهد شد. اين بدان معناست که مسير شتابان ظهور وسايل ارتباطي به ناچار بر مخاطبان محلي و ملي اثر خواهد گذاشت و آنها را با اين وسيله جذاب و با کارکردهاي متعدد همراه خواهد کرد. سياست گذاران فرهنگي ملل جهان سوم به جاي مقاومت صرف در اين زمينه بايد بيش از هر چيز درصدد باشند تا اين ابزار تعريف و فرهنگ کاربردي و استفاده آن معين شود، و به صورت موجز براي استفاده آن فرهنگ سازي کرد، به گونه اي که درصد تخريب فرهنگي اين ابزار با رويکرد نامناسب در استفاده از آن با اين فرهنگ سازي کاهش بيابد. بي توجهي به اين موضوع، در نهايت سبب مي شود اين ابزار جاي خود را در ميان مخاطبانش باز کند و مخاطبان محلي و ملي را به جمع مخاطبان جهاني خود بيفزايد. همچنين سليقه ها، گرايش ها، نگرش ها، طرز تفکرات و حتي اعتقادات آنها را تحت تأثير قرار مي دهد، در حالي که هنوز سياست گذاران ملل جهان سوم به انديشه مقاومتي خود وفا دارند و هيچ سياست مشخصي براي کاربرد و چگونگي استفاده از اين ابزار ارتباطي را فراهم نکرده اند.
به همان اندازه که موضع مقاومتي تهديدآميز است، موضع سکوت و انفعال، صدها برابر خطرناک تر است. موضع سکوت همه مرزهاي خودساخته فرهنگي ملي را به راحتي مي پيمايد و از مجاري انديشه مخاطبان مي گذرد و اين انديشه را به تصرف خود در مي آورد، به گونه اي که سلطه همه جانبه اي را طراحي و آماده مي کند.
مخاطب امروزي، ديگر مخاطب وسايل ارتباط سنتي و محدود نيست. فراواني منابع و وسايل ارتباطي و ايجاد جوّ رقابتي ميان آنها، جذابيت هاي سمعي و بصري را در برنامه هايشان تقويت کرده و بهبود بخشيده و مخاطبان را با زيباترين، اثرگذارترين و جذاب ترين جلوه هاي محصولات فرهنگي اين ابزار روبه رو ساخته است. از اين رو، مخاطب مجبور نيست منابع اطلاعاتي، آموزشي و تفريح و سرگرمي خود را به چند ابزار خاص محدود کند. شعور اطلاعاتي و خبري مخاطب، در اين عرصه افزايش يافته است. از يک سو مخاطب، براي پذيرش هر مفهوم اقناعي ابزارهاي ارتباطي مخاطب، سرسخت است و از سوي ديگر، مخاطب، آگاه است و مي کوشد نيازمندي ها و سليقه هاي خويش را به گونه اي دلخواه و مناسب، از رسانه اي که به اثرگذارترين و جذاب ترين شکل، پيام را در اختيارش مي گذارد، برآورده سازد.
با اين اوصاف، روش ها و محتوايي که برنامه سازان و سياست گذاران شبکه هاي مختلف راديو ـ تلويزيوني از طريق ماهواره به نقاط مختلف دنيا مي فرستند، نشاندهنده مجموعه اي از اصول و گرايش هاي ايدئولوژيک رسانه اي فرستنده امواج هستند که بيشترشان کشورهاي غربي اند. به عبارت ديگر، مبين اصولي براي تصميم گيران رسانه ها در زمينه ايدئولوژي خاصي است که طبقه حاکم براي رسانه ها تعيين مي کنند. در واقع، اين ايدئولوژي ها يا بازتاب دهنده وضع ملي، فرهنگي و سياسي شبکه هاي دولتي تلويزيوني است يا نوعي جريان سازي و جوّسازي عليه نظام هاي مختلف دنيا با هدف براندازي و تخريب طراحي شده است.
سخني به گزاف نگفته ايم، اگر بگوييم وسايل ارتباط جمعي و به ويژه قدرت امواج ماهواره، با کارکردهاي آموزشي و تفريحي خود، نوعي «جنگ پنهان ايدئولوژي» را دنبال مي کنند. وسعت قلمرو ارائه برنامه هاي صوتي ـ تصويري از طريق ماهواره، فرهنگ هاي جهاني را با خطر نابودي روبه رو ساخته است.
به تعبير ديگر، آسان سازي دسترسي به اطلاعات و اخبار دستکاري و تحريف شده و برنامه هاي تفريحي و آموزشي هدفمند که از طريق وسيله اي ارتباطي، مانند ماهواره به دورترين نقاط جهان نيز فرستاده مي شوند، افکار عمومي را وادار مي کند که بر اساس نوع بينش و شناخت «ما» از قضايا، «شما» با پديده ها و امور پيرامون برخورد کنيد.
در واقع «ما» تعيين کننده ايم که چه توليد کنيم، چگونه توليد کنيم، چه پخش کنيم و در مجموع نياز شما را هم مي شناسيم و «شما» که مخاطب ما هستيد، خواه يا ناخواه در برابر امواج، سر تعظيم فرود خواهيد آورد. کشور ما از اين وسيله ارتباطي نيز در امان نيست؛ زيرا امپرياليسم رسانه اي غرب در ارائه برنامه هاي تصويري و هدفمند، بيش از ديگر کشورها به برخورد با نظام سياسي ما توجه دارد.
راهکارهايي که در پيش گرفته شد
در سال هاي اخير و با ورود اين وسيله ارتباطي، سياست گذاران دولتي و رسانه اي ما تلاش زيادي داشتند تا مانع از همه گير شدن و نفوذ مخرب فرهنگي آن در سطح جامعه شوند، اما حقيقت آن است که برخوردهاي نابجا در برخي امور و عدم تصميم گيري، برنامه ريزي و کنترل دقيق در اين زمينه باعث شد که اين تلاش ها چندان کارساز نباشد، به گونه اي که حوزه نفوذ ماهواره نه تنها به راحتي محيط شهري را در  نورديد، بلکه به روستا هاي دورافتاده و مناطق محروم کشور نيز گسترش پيدا کرد.
سياست جمع آوري گيرنده هاي امواج ماهواره اي (ديش و رسيور) و جلوگيري از ورود آنها از مرزها به صورت قاچاق يا ساخت آن در داخل نيز به دليل نظارت ناکافي و برخي موارد ديگر، اثرگذار نيست. اين امر نشان داد که روش هاي سلبي و ممنوع کردن بهره وري از آنتن هاي ماهواره اي و بشقاب هاي گيرنده، به تنهايي فايده اي ندارد. به هر حال، در اين شرايط برخي کارشناسان در حوزه صدا و سيما معتقدند که صدا و سيما با مشابه سازي برنامه هاي ماهواره، توانايي دفع ماهواره را براي مخاطبان داخلي دارد.

بر اين اساس، کارشناسان پيشنهاد مي کنند:
 از برنامه هاي تفريحي خارجي، مانند سريال و فيلم بيشتر استفاده شود. البته جنبه هاي خشونت و بدآموزي، سکس و تصاوير نامتعارف را تا حد امکان سانسور کنيد.
 نمونه برداري از برنامه هاي سرگرم کننده، مانند مسابقات تلويزيوني خارج از کشور را در دستور کار قرار دهد، ولي به جاي شرکت کنندگان sexual از افرادي با وجهه اسلامي ـ شرعي مانند برادر و خواهر، زن و شوهر و... دعوت شود.
 نوآوري هايي در برنامه هاي صدا و سيما ايجاد شود که از نظر سبک و قالب، مانند برنامه هاي ماهواره اي باشند، ولي محتوا همخوان با فرهنگ داخلي باشد.
 در برنامه هاي صدا و سيما از موسيقي پاپ با رقص نور و خوانندگان جوان، به جاي شو هاي تلويزيوني ماهواره اي غرب استفاده شود.
ارائه دهندگان اين پيشنهادها عقيده دارند که مزيت چنين برنامه هايي بر برنامه هاي ماهواره اي، زبان ارائه آنهاست و بيشتر مخاطبان، برنامه هايي را که به زبان مادري آنها پخش مي شود، بر برنامه هايي با زبان بيگانه ترجيح مي دهند. بر اين اساس، طي چند سال اخير برنامه هاي صدا و سيما به اين سمت و سو سوق پيدا کرد تا جايي که:
 موسيقي کوچه و بازار (نه پاپ که موسيقي مورد پسند عامه است) با ضرب آهنگ تند و بيشتر حاوي محتواي غمگين و افسرده و با درون مايه عشق هاي زميني يا حتي آسماني رواج يافت.
 مسابقاتي با گرته برداري از ماهواره ها در صدا و سيما برگزار و راه اندازي شد.
 ميزان استفاده از فيلم هاي سينمايي و سريال هاي خارجي در صدا و سيما افزايش يافت.
 ناخواسته از ميزان حساسيت ها در سانسور صحنه هاي خشونت، قتل، کلمات و تصاوير جنسی کاسته شد.
 به مانند برنامه هاي راديو و تلويزيوني ماهواره اي، برنامه هايي هم براي مخاطبان به منظور پخش ترانه هاي در  خواستي براي آنها تدارک ديده شد.
 برنامه هاي علمي و آموزشي مانند برنامه هاي مستند «لذت زيبايي نقاشي»، «آموزش آشپزي» و «مستند حيوانات» دوبله و پخش شد.
نکته تأمل برانگيز اين است که آيا واقعاً چنين اقدام هايي موجب شد مخاطب داخلي ما از تماشاي ماهواره صرف نظر کند؟ آيا ميزان اعتماد مخاطب به صدا و سيما افزايش يافت؟ آيا توانستيم از اين راه، فرهنگ ايراني را با هويت ملي خود تقويت کنيم؟
همان گونه که اشاره شد، هر برنامه اي که در کشوري توليد مي شود، مي کوشد منطبق با فرهنگ و ايدئولوژي آن جامعه براي جذب مخاطب بيشتر، تهيه و توليد و اصول و ارزش هاي موجود آن جامعه در بخش محتوايي برنامه گنجانده شود. حال اين برنامه مي تواند فيلم و سريال يا شيوه تهيه نوعي خوراکي باشد.
بديهي است تهيه و توليد محتواي فيلم و سريال ها در کشورهاي غربي با سليقه و فرهنگ مخاطبان آن کشورها همخواني دارد و متناسب با عادت هاي زندگي و رسوم اجتماعي آنهاست. آيا به نمايش گذاشتن چنين برنامه هاي تفريحي و سرگرمي با محتواي کاملاً هدفمند آنها (به ويژه فيلم ها و سريال ها) در بهترين زمان ها که بيست تا سي ميليون مخاطب ايراني از طريق تبليغ مداوم آن از چند روز پيش از پخش، قشرهاي مختلف سني ـ جنسي را تشويق مي کند که پاي گيرنده هاي خود بنشيند، مي تواند سبب رشد هويت فرهنگي ـ اجتماعي ما شود يا مشتري هاي ماهواره را به رسانه ملي جذب کند؟
طبيعي است، نه تنها مخاطبان برنامه هاي ماهواره اي، به رسانه اعتماد نمي کنند، بلکه زيباشناسي و سليقه مخاطب شبکه داخلي را نيز به نوعي تغيير مي دهيم و مناسب برنامه هاي ماهواره مي سازيم.
به تدريج اعمال اين سياست ها، زمينه تشويق به سوي رسانه هاي بيگانه را در آنها تقويت مي کند. وقتي مخاطب رسانه اي ما به برنامه اي در سبک و سياق ماهواره معتاد شد، زمينه ميل به تماشاي برنامه هاي ماهواره به صورت مستقيم و بدون واسطه در فراهم مي شود؛ يعني ما عملاً نه تنها مخاطب خود را از ماهواره منع نکرديم، بلکه حرکت به سوي آن را در فرآيندي با پيش زمينه هاي متعدد که برايش فرهنگ سازي کرديم، فراهم مي کنيم؛ يعني جريان سازي تمام عيار رسانه اي مدون شده به وسيله سياست گذار فرهنگي داخلي براي رغبت تماشاي ماهواره و جذابيت هاي خودساخته براي مخاطب.
در اين راستا، «ايجاد ناموزوني فرهنگي» مهم ترين پي آمد راه اندازي و پخش چنين برنامه هايي براي مخاطب داخلي است. در واقع رسانه از طريق کارکردهاي پنهان خود به ترويج تجانس فرهنگي ميان مخاطب و برنامه شبيه سازي شده مي پروازد و با تقويت آن و در نهايت ميل به دسترسي مستقيم به برنامه هاي ماهواره اي، به تدريج فرهنگ جديد با ايدئولوژي و طرز تلقي متفاوت از فرهنگ داخلي، ايجاد مي شود و در پايان به چشم پوشي از فرهنگ ديرينه خود يا دستکم به صرف نظر کردن از برخي ارزش ها و هنجارهاي فرهنگي مخاطب خود مي انجامد. به عبارت ديگر، ما به ميل سازي براي مخاطب در برخورد و دور نگه داشتن او از ماهواره پرداخته ايم. همان گونه که اشاره شد، در اين سياست متعارض رسانه، مخاطب به اين شناخت جديد مي رسد که سياست گذاران رسانه ها دچار شکست ضوابط شده اند؛ يعني ميزان حساسيت ها و مقررات در توليد و پخش برنامه هاي تصويري، به مرور زمان کاهش يافته است و اين عمل را ناشي از شکست سياست هاي «رسانه» اي مي داند که از عملي کردن تصميم هاي خود در امور مختلف سر باز زده است. اين مقررات گريزي، براي مخاطب کافي است تا به رسانه داخلي بي اعتماد شود.
با اين مطالب، مشخص شد گزينش و پخش اين گونه برنامه هاي ماهواره اي توفيق چنداني در دفع مخاطبان ماهواره اي نمي يابد و حتي گاهي زمينه ساز گرايش مخاطب به سوي برنامه هاي ماهواره اي است. بنابراين، روش هاي سلبي راهکار مؤثر و مناسبي در اين زمينه نيست و گزينش و برخي برنامه هاي ماهواره هم توانايي دفع مخاطب را از جذابيت هاي برنامه هاي ماهواره اي ندارد.

چه بايد کرد؟
پس بايد چه اصول و سياست هايي را طراحي و سازماندهي کنيم که هم بتوانيم مخاطبان داخلي ماهواره اي را به سوي خود بکشانيم و هم از گرايش مخاطبان رسانه اي خود به ماهواره جلوگيري کنيم. در اين زمينه، پيشنهادهايي داده شده است که برخي از آنها عبارتند از:
 ارائه دادن آگاهي و شناخت به مخاطب، براي فهم هويت اسلامي ـ ايراني؛
 ارائه دادن آگاهي و شناخت به مخاطب، براي شناسايي و فهم فرهنگ پيام و سياست هاي جهاني؛
 ارائه دادن آگاهي و شناخت به مخاطب، براي فراهم آوردن سازوکارهاي لازم براي مبارزه با فرهنگ مهاجم؛
 لزوم شناخت جنبه هاي زيباشناختي رسانه صدا و سيما به وسيله برنامه ريزان و تهيه کنندگان و استفاده از اين مؤلفه هاي زيباشناختي و برنامه ها به بهترين شکل؛
 لزوم رعايت ايجاب هاي ساختاري در برنامه هاي صدا و سيما؛
 لزوم شناخت و رعايت هماهنگي صحنه با پيام در برنامه هاي صدا و سيما؛
 ايجاد و تقويت هويت مذهبي در قالب هاي جذاب؛
 گسترش و جذابيت هويت مذهبي از طريق قرار دادن آن در کنار هنر و عرفان و تحليل آن در کنار علم و فلسفه؛
 نقد و ارزيابي سريال ها و فيلم ها از نگاه کارشناس و مخاطب؛
 ضرورت آگاهي دهي به مردم براي درک برنامه هاي مخرب ماهواره و اثرگذاري آن بر روان آدمي به زبان هنري، فني و مستدل؛
 اگر از برنامه هاي ماهواره اي (تفريحي و سرگرمي) استفاده مي کنيم، لزومي ندارد از يک هفته قبل از پخش، نگاه مخاطبان را به سمت جلوه هاي جذاب و بصيري آن جلب کنيم که بيشتر حاوي صحنه هاي سکس و خشونت تقليل يافته است؛
 براي استفاده از اين برنامه ها، زمان پخش آنها را بهترين وقت قرار ندهيم، يعني زماني که بيشترين مخاطب ها پاي گيرنده ها هستند؛
 به شکل زيرکانه و پنهاني، محتواي اين برنامه ها و مخاطب آن ها را تحقير کنيم تا ميزان گرايش به اين نوع برنامه ها نه تنها در تلويزيون، حتي در کانال هاي ماهواره اي نيز افزايش نيابد؛
 مخاطبان اين گونه برنامه ها را مشخص کنيم، يعني در برنامه هاي صدا و سيما مخاطب برنامه را معرفي، و به اهداف و رسالت پخش آن اشاره کنيم؛
 خواسته ها، سليقه ها و علاقه هاي مخاطبان را بشناسيم و آنها را از طريق پژوهش هاي کاربردي و بنيادين شناسايي کنيم و آن را مبناي سياست گذاري و تدوين برنامه خاص براي هر قشر از مخاطبان قرار دهيم.
با اين همه، يادآور مي شوم ماهواره يکي از ابزارهاي جديد فن آوري ارتباطي، خواه ناخواه اثرگذاري خود را از راه افزودن بر ضريب دسترسي به آن در همه نقاط جهان، ايفا مي کند و فرهنگ سازي براي استفاده از اين ابزار جريان ساز، ضرورت امروز و فرداي جامعه است.
به هر حال اگر تيموتي گرين، به نقل از پروفسور جامعه شناسي که در کتاب چشم جهاني خود گفته بود: «بعد از بمب هيدروژني، تلويزيون خطرناک ترين چيز در جهان امروز است.» و اگر پل لازارسفلد، انديشمند برزيلي، راديو را همسان «بمب اتم» پنداشته است، درباره ماهواره چه بايد گفت؟

منابع:
[1]. تقي آزاد ارمكي، «تبادل و تقابل فرهنگي در عصر ماهواره»، مجموعه مقالات رسانه ها و فرهنگ، ص4.

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.