Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 50740
تاریخ انتشار : 6 اردیبهشت 1393 0:0
تعداد بازدید : 3854

جامعه شناسی هنر بوردیو

آقای عادل صادقی دهلان دانشجو دکترای حکمت هنر دینی دانشگاه ادیان در مقاله" جامعه شناسی هنر( بوردیو)" نگاهی به جامعه شناسی هنر از دیدگاه بودریو دارد
آقای عادل صادقی دهلان دانشجو دکترای حکمت هنر دینی دانشگاه ادیان و مذاهب در مقاله" جامعه شناسی هنر(بوردیو)" نگاهی به جامعه شناسی هنر از دیدگاه بودریو دارد.

جامعه شناسی هنر یکی از شاخه های علوم اجتماعی است که از دو رکن هنر و جامعه شناسی تشکیل یافته است. جامعه شناسی هنر عمر کوتاهی در عرصه حیات معرفتی و اجتماعی دارد. متفکران این رشته درباره علمی بودن این رشته توافق ندارند و برخی این رشته را یک رشته علمی نمی دانند بنابراین هنوز موضوع مشخص و واحدی برای آن در نظر گرفته نشده است (زکریایی ،15: 1378)
ولی به طور اجمالی جامعه شناسی هنر را می توان  اینگونه تعریف کرد: جامعه شناسی هنر، بررسی می کند که چگونه گروه های مختلف انسانی برای پدید آمدن هنر با همدیگر همکاری و کنش متقابل برقرار می کنند و چگونه یک جامعه هنر را بکار می برند و هنر در زندگی آن ها چه نقش و جایگاهی دارد (شیروانلو، 4 : 1355 )

تاریخچه جامعه شناسی هنر

نسل اول
بنیان گزاران جامعه شناسی  به هنر و زیبا شناسی در حاشیه توجه می کردند و به مسأله هنر و زیباشناسی نیم نگاهی داشته اند درکیم 1902 به هنر تنها از لحاظ رابطه ای که با دین دارد نگاه کرده است و یا ماکس و بر 1921 متن هایی که در مورد موسیقی نوشته است سبک های موسیقی را به فرایند عقلانی شدن غرب ربط می دهد و موسیقی را از لحاظ پیوند با عقلانیت در غرب بررسی میکند.

نسل دوم
مربوط به جریان فکری تاریخ فرهنگی است این جریان فکری در قرن نوزدهم ظاهر شد که بررسی سیر تاریخی فرهنگ و تحولات آن پرداخته است. به عنوان نمونه در اثر ((تمدن نوزایش در ایتالیا )) اثر یاکوب بورکهارت 1860 به همان اندازه که به سیاست و فرهنگ پرداخته شد به هنر نیز پرداخته شد. و یا در فرانسه گوستاو لانسون 1904 به تاریخ ادبیات سمت و سوی جامعه شناسی داد....

اثر بعدی که به نوعی در حوزه جامعه شناسی هنر جای می گیرد اثراروین پانوفسکی 1951 مورخ آلمانی قرن بیستم به نام معماری گوتیک و تفکر اسکولاستیکی بود در این اثر پانوفسکی شباهت ساختاری میان صورت های معماری و سازمان گفتارهای سده های میانی را آشکار می کند. همچنین یکی از بزرگترین دستاوردهای وی، افتراق سه گانه تحلیل در تفسیر تصویر ها بوده است:

شمایلی (بعد اختصاصا تجسمی)، شمایل نگاری (قراردادهای تصویری برای شناسایی)، شمایل شناختی(مبنای جهان بینی تصویر)، این سطح سوم تصویر به گونه ای است که میان آثار هنری و صورت های نمادین یک جامعه ارتباط برقرار می کند. درآثار مانوفسکی می توان به وجود روابط متقابل میان سطح کلی یک فرهنگ وسطج جزیی یک اثر هنری پی برد.

نسل سوم
در این نسل ما شاهد شکل گیری جامعه شناسی هنر در معنای خاص آن هستیم. این نسل در بین متحصصان زیبایی شناسی و تاریخ هنر شکل گرفته است. این افراد دغدغه داشته اند که رابطه شان را با تمرکز دو کانونی هنر و آثار هنری قطع کنند و یک عنصر سومی را به نام جامعه در مطالعات خود در باره هنر یک چشم انداز نوینی را در مطالعات خود در نظر بگیرند که با این کار آن ها رشته جدید جامعه شناسی هنر متولد می شود. افرادی مثل ورازولبرگ 1990 (جامعه شناسی هنرها) و انریکوکاستل نوو(گزارش تاریخ اجتماعی هنر) و ... نام برد بنابراین نخستین جامعه شناسان هنر از بین متخصصان زیبایی شناسی و تاریخ هنر بوجود آمدند نه جامعه شناسان و تاریخ فرهنگی. بنابراین خاستگاه رشته جامعه شناسی هنر در بیرون از حوزه جامعه شناسی بوده است (نیک گهر، 1384: 23)

پیر بوردیو (1930-2002)
پیر بوردیو از مهم ترین جامعه شناسان معاصر به شمار می آید.
پیربوردیو جامعه شناس و مردم شناس سرشناس فرانسوی تأثیر عمیقی بر حیات فکری و فرهنگی فرانسه معاصر بر جای گذاشته است، نو آوری های بوردیو در جامعه شناسی، چهره او را پس از دورکیم به عنوان یکی از بزرگترین اندیشمندان حوزه اندیشه اجتماعی و فرهنگی ، از نسل اندیشمندانی چون فوکو، دریدا، لاکان و ... ثبت کرد.
بوردیو توانست با مجموعه نوشته ها و کتاب های خود که به بیش از 30 جلد بالغ می شوند جان تازه ای به جامعه شناسی انتقادی بدهد. آن را به صورتی واقعی درگیر مسائل حیاتی جوامع کنونی انسانی کند.
بوردیو روز اول ماه اوت سال 1930 در دهکده کوهستانی دنگن در منطقه پیرنه آتلانتیک در جنوب غربی فرانسه چشم به جهان گشود. پدرش کارمند و خانواده اش جزو طبقات متوسط روبه پایین بودند در اوایل دهه 1950 به پاریس رفت تا در دانشگاه معتبر اکول نرمال سوپریور به تحصیل فلسفه بپردازد او از سال 1955 به عنوان دبیر در دبیرستان له مولن مشغول به کار شد.

وی در سال 1968 وقتی مرکز جامعه شناسی اروپایی تأسیس شد به پاریس آن برگزیده شد.
بوردیو در سال 1993 مدال طلای مرکز پژوهش های علمی فرانسه را کسب کرد. در سال 2002 مدال هاکسلی را به خاطر تحقیقات گسترده و مفیدش دریافت کرد.
تمامی فعالیت های علمی بوردیو به لحاظ روش شناختی نوعا مبتنی بر روش های آماری و ترک آنها با مشاهده مستقیم و تفسیر تعاملی، گفتمانی و استادی بود. وی در مرحله تدوین وساخت موضوع مورد تحقیق، معتقد به چندگانه انگاری روش شناختی است. یعنی به کارگیری روشی که با موضوع مطالعه بهتر سازگاری داشته و مقابله مستمر و پیوسته نتایجی که به واسطه روش های متفاوت بدست می آید.
بوردیو در کلوژ دوفرانس سال 2002 در پی بیماری طولانی و جانفرسای بیماری سرطان در سن 71 سالگی در گذشت. (فصلنامه هنر، شماره 78 )
در میان بیش از سیصد اثری که مروز در کتابشناسی بوردیو از آن نام می برند، هنر یکی از مسائلی است که بوردیو بسیار بدان پرداخته و آثاری چون قواعد هنر ( تاملی درخصوص تفسیر امور هنری 1992 )، عکاسی هنر میان مایه ( دو پژوهش میدانی به سفارش کداک در باره" کاربرد های اجتماعی عکاسی و عشق هنر"و "موزه های هنر اروپایی و مخاطبانش به سفارش موزه اروپا " 1996 )، تمایز ( سخنرانی ها و مقالاتی در خصوص ادبیات هنرمند- تلوزیون....) بخشی از میراثی است که بوردیو برای جامعه شناسی هنر به جا گذاشته است.

نتیحه این تحقیقات در یک کلام این بود:
توزیع نا برابر سرمایه های فرهنگی در جامعه و تملک این سرمایه ها به دست وارثان. آنها که در خانواده و محیطی فرهنگی رشد کرده اند. به شکل طبیعی سرمایه های فرهنگی ، اجتماعی و نمادین را به ارث برده اند، با این حوزه خویشاوندی دارند، زبانش را می دانند و رفتن به موزه، شرکت در کنسرت موسیقی، تئاتر و گالری نقاشی ... در آن ها عادتی ثانویه است. (شریعتی، 1388 : 9 )

نسبت جامعه شناسی با هنر
بوردیو معتقد است جامعه شناسی  و هنر به هیچ عنوان زوج موفقی نبوده اند . چون تجربه زیست مشترک آنها تجربه ای شکست خورده است و در نتیجه یک خانواده پرتنش و پر مسئله اند. البته این زیست مشترک و همزیستی ناموفق و پرتنش را بایستی به حساب هر دو بگذاریم ، هم به حساب هنر و هم به حساب جامعه شناسی. از سویی باید آن را باید به حساب هنر گذاشت چون هنر به دلیل ادعایی که دارد " یعنی خاص و متفاوت بودن " حساب ویژه ای برای خود باز نموده است و خود را متفاوت می داند. هنر تمایز خود را در زیباشناسی و احساس موجود در هنر می داند. نکته مهم این است که که قضاوتی که مربوط به زیبایی شناسی می شود خارج از حوزه مفاهیم اجتماعی و تجزیه و تحلیل اجتماعی است  و دیگ ادعای "جهانی " بودن هنر است. هنر مدعی است که در همه جا زیباست و همیشه باقی می ماند، در نتیجه این دو ادعا همیشه در برابر جامعه شناسی مقاومت کرده است و سعی کرده خارج از تجزیه و تحلیل جامعه شناسانه قرار بگیرد . اما تقصیر جامعه شناسی هم هست . جامعه شناسی تحت تاثیر سنت دورکیمی است و همواره سعی می کند برای همه چیز توضیح و توجیه جامعه شناسی پیدا کند و آن ها را به وضعیت اجتماعی فرد، فرآیند اجتماعی شدن ، نهادی که فرد در آن پرورش یافته و محیط اجتماعی برگرداند. و سعی می کند هنر را به عنوان یک پدیده بنگرد  و تجزیه و تحلیل کند، در نتیجه هیچ گونه استقلال و موفقیت خاصی  برایش قائل نیست. (شریعتی، 1384، ش.38)

بوردیو مفاهیمی را وارد حوزه جامعه شناسی و جامعه شناسی هنر کرده است که توسط جامعه شناسان پیشین توجه چندانی به آنها نشده بود یا به طور کلی از طرف آنها نادیده گرفته شده بود. واژگانی مثل تحلیل اجتماعی، خشونت نمادین، سبک زندگی – سرمایه نمادین – نظام تحصیلی (نکوهی، 56: 1388)
تشخیص، هنر – بازتاب – خود مختاری میدان هنر – سرمایه فرهنگی در برابر سرمایه اقتصادی مشروعیت در برابر استعمار – بازتولید تولید مثل وارثین – سرمایه فرهنگی و اموال سمبلیک – تشخیص و عادتواده و ...
مطالعه آثار نقاشی هایی مانند پرستش مگی گیرلاندیو و کاسه توالت دوشان مکرر مورد استناد بوردیو برای دعوت به اندیشیدن به فرایند تاریخی ای  می کنند که طی آن هنرمندان توانسته اند نیروی آفریننده خود را مستقل از عوامل خارجی چون کلیسا، دولت یا هر نهاد دیگری به کار گیرند و امروز، ثمره های کار آنها ، آثار هنری خود سالار هستند، اشیایی در خود زیبا که هیچ کارکرد اجتماعی یا مذهبی از پیش تعیین شده ای ندارند.

بنابراین اعتراض دوشان به هنر به مثابه نهاد، اکنون به عنوان هنر پذیرفته مشود...
بوردیو میدان های خود سالار تولید و دریافت هنری را میدانی می داند که از منتقدان، مبادله کنندگان، دلالان، گالری داران و خریدارانی تشکیل شده است که به محصولات میدان تولید ارزش می بخشند. در چنین میدانی است که حتی یک کاسه توالت به گفته بوردیو در یک استحاله از کالای کاربردی محصول تولید انبوه به اثری هنری تبدیل می شود. (بوردیو، 258،1993)

بوردیو میگوید: در جهانی که روز به روز بیشتر تحت تأثیر قوانین بازار قرار میگیرد، اوقات فراغتی برای برخورداری از لذتی که میدان هنری خود سالار فراهم میکند، تنها در یک زندگی مرفه یافت میشود. و اینگونه است که آشنایی با هنر و فرهنگ عالی، ملک طلق بورژوای مرفه میشود و فاصله طبقاتی عینی و احساس ذهنی تمایز از قلمرو و عقل معاش طبقات مسلط را نشان می دهند.

آفرینندگان یا خالقان هنر را چه کسی خلق می کند این عنوان یکی از سخنرانی های بوردیو است. این سوالی است که در متن خود پاسخی را نیز القا می کند و خود را از آنچه ویژگی خاص هنرمند و هنر می نامند جدا می سازد. اگر هنرمند خالق است، مگر نه اینکه خود مخلوق فرایندی است؟ بوردیو سوژه خلاق را توهم می خواند و به نقد نبوغ هنرمند  می پردازد که افلاطون معتقد است خدا دادی است و کانت آنرا متعالی می خواند. بوردیو در کتاب تمایز سومین نقد کانت را به پرسش می کشد. نقد توهم استعداد ذاتی، هوش خدادادی، باور به جهانی بودن، داوری زیباشناسانه و سلیقه و نبوغ هنرمند که از نظر اجتماعی متعین نیست و فقط از منظر زیبا شناسانه تحلیل می شود.

بوردیو نشان می دهد که سلائق، قضاوت ها و استعداد های افراد نیز امری اجتماعی اند و در نتیجه فرایند اجتماعی شدن و عاداتی حاصل میشوند که در طول زندگی کسب کرده اند و در نتیجه حصول جایگاه هر فرد در جامعه هستند.

هنر بازتاب
بوردیو تعلقات فرهنگی و آثار هنری را فقط بازتاب انعکاسی از پایگاه طبقاتی می خواند و در خلاقیت  هنری فقط منافع طبقاتی را جستجو میکند.
ایشان بازتولید ساخت توزیع سرمایه فرهنگی را توسط نهاد های آموزشی نقد می کند و از توزیع نابرابر سرمایه فرهنگی سخن می گوید از نظر او سیاست دمکراتیزاسیون نهادهای آموزشی، مدرسه یا دانشگاه با هدف تخفیف نا برابری ها و در دسترس قراردادن فرهنگ و دانش شکست خورده است و نهاد های آموزشی عملا همان ساخت سنتی توزیع سرمایه فرهنگی را رعایت کرده و نظم پیشین را باز تولید می کنند و در نتیجه باز همان وارثان اند که با موفقیت سیر آموزشی خود را طی می کنند

میزان تحصیل فرد و خانواده اش و امکان دسترسی به اموال نمادین (فرهنگ – زبان – درک زیبا شناختی) فقط به امکانات مالی ارتباطی ندارد بلکه مشخصات به عادتواره، خصلت یا عادت ثانویه و منش او بستگی دارد.

منش حاصل ترتیب و فرایند اجتماعی شدن است که در رفتار به صورت نا خودآگاه درآمده و سپس به شکل استعداد طبیعی ، سلیقه و ذوق نمود می یابد و در نتیجه برخورداری از این استعداد ها یا محروم بودن از آن ذاتی نیست بلکه به فرایند اجتماعی شدن (خانواده ، مدرسه، دانشگاه) بستگی دارد.

تمایز چیست؟
تمایز نوعی استراتژی برای متمایز کردن خود در متن زندگی اجتماعی است متداولترین ابزار تمایز فرهنگ و هنر است و نشان دهنده فرهنگ پنهانی است که اقشار مرفه اجتماعی و وارثان به شکلی طبیعی در نحوی داوری و در رفتار فرهنگی خود بکار میبرند تا خود را از عاله مردم  جدا نمایند ( نقل از شریعتی، 1388)
بوردیو در کتاب تمایز با فلسفه زیبایی شناختی کانت و این ادعای وی که ذائقه های ما ذاتی و ناب و خالص هستند به مخالفت می پردازد و نشان می دهد که ذوق و سلیقه افراد شدیدا به موقعیت فرد در فضای اجتماعی که در آن قرار گرفته است بستگی دارد. و طبقات مختلف جامعه، ذائقه ها و سلایق فرهنگی مختلفی دارند.

بوردیو در این کتاب به تجزیه و تحلیل ذائقه در بین طبقات برتر، متوسط و کارگر می پردازد و به طور کلی سه نوع ذائقه را تشخیص می دهد که به سطوح آموزشی و طبقاتی افراد بستگی دارد.

1- اولین نوع ذائقه، ذائقه  ناب یا اصیل است . یعنی ذائقه کسانی که محصولات فرهنگی آن ها مشروعیت دارد که به اصطلاح  فرهنگ متعالی گفته می شود. این نوع ذائقه در بین گروه های طبقات برتری که سرمایه فرهنگی زیادی دارند یافت می شود.
2- دومین ذائقه متوسط یا معمولی است که ذائقه طبقات متوسط یا خرده بورژوا را تشکیل میدهد
3- سومین ذائقه: ذائقه عامیه است که ذات طبقات کارگر را تشکیل می دهد. برای بوردیو ، ذائقه یکی از مهمترین میدان های مبارزه در باز تولید تولید فرهنگی و مشروعیت قدرت است و ذائقه علاوه بر ابزار قدرت، یک ابزار سلطه نیز برای طبقات برتر می باشد. طبقات برتر جامعه از ذائقه فرهنگی متمایز، هم برای نشان دادن پایگاه اجتماعی شان و هم برای حفظ منافع و امتیازاتشان. در جوزه های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی استفاده می کنند در  نتیجه ذائقه آنهایی را که دارای ذائقه های مشابه هستند به هم نزدیک و اینها را از کسانی که ذائقه متضاتی دارند متمایز می سازد (موسوی،49،1377)

از دیدگاه بوردیو ذائقه ها و ترجیحات زیبا شناختی گوناگون، سبک های زندگی متفاوتی را ایجاد می کنند، سبک زندگی محصول نظام مند منش هایی است که از خلال رابطه دو جانبه با رویه های منش درک می شود و تبدیل به نظام نشانه هایی می گردد که به گونه ای جامع مورد ارزیابی واقع می شود. مصرف تنها پاسخ به نیاز هایی زیستی نیست بلکه به عنوان مکانیسمی از نشانه ها و نماد ها است تمایزاتی که سبک زندگی را فراهم می کند در ذوق و سلیقه افراد نهفته است (فکوهی 1382)

تشخیص distinction چیست.
یک استراتژی برای متمایز کردن خود در متن زندگی اجتماعی است و فرهنگ و هنر متداولترین ابزاری برای مشخص ساختن خود هستند. این استراتژی با کالا های فرهنگی که مصرف و تملک می کنیم (مثلا خرید تابلوهای هنری، رفتن به اماکن فرهنگی...) قضاوت های که در مورد دیگران به کار می بریم، رفتاری که در پیش میگیریم تا خود را از عامه مردم جدا کنیم ( نحوه غذاخوردن، حرف زدن، لباس پوشیدن و یا مثلا به موسیقی کلاسیک، نقاشی ابستره یا تئاتر پیشگام علاقه نشان دادن یا به آن تظاهر کردن به دلیل اعتباری که این رفتار در جامع ایجاد می کند ) نمود می یابد و نمایانگر فرهنگ پنهانی است که اقشار مرفه اجتماعی و وارثین به طور طبیعی در نحوه داوری و در رفتار فرهنگی خود به کار میگیرند تا خود را از عامه مردم جدا سازند. و اما دیگران چه؟ آن ها نیز در تحلیل بوردیو با پذیرش این فرهنگ و درونی کردنش، عملا بدان مشروعیت می بخشند و از آن منظر به خود می نگرند و در نتیجه یا می کوشند با تملک این سرمایه ها و تظاهر بدان از جانب وارثین به رسمیت شناخته شوند و یا اصولا از ورود به میدان فرهنگ و هنر سرباز می زنند. (شریعتی، 1384 )

بوردیو در عشق هنر که پژوهش آماری در باره حضور مردم در گالری های هنری اروپاست عوامل تاریخی و اجتماعی که در پس تمایلات کاملا متفاوت طبقات اجتماعی مختلف برای تماشای گالری های هنری و در پی آن، تحسین هنر و فرهنگ عالی وجود دارد را تحلیل می کند. او می گوید طبق نتایج این پژوهش، افراد طبقه کارگر یا طبقات پایین جامعه رغبت کمتری برای تماشای گالری های هنری دارند بوردیو آثار هنری را پیام هایی می داند که برای رمز گشایی از آنها و یا تفسیرشان باید از پیش  با رمزهایشان آشنا باشیم و این به دلیل نا آشنایی آن ها با رمز های لازم آثار هنری است. بوردیو در پژوهش عکاسی هنری مردم پسند نشان می دهد که حتی فعالیت فرهنگی ای مانند عکاسی که به لطف دوربین های عکاسی ارزان و فراوان تقریبا برای همه امکان پذیر و فاقد معیار های کاملا رمز گذاری شده قضاوت زیبایی شناسانه است می تواند قلمرویی برای تشخص و فاصله ای اجتماعی باشد و طبقات مختلف اجتماعی چگونه نماها یا  سوژه های مناسب عکاسی را انتخاب میکنند (رضوی ش 78 )

منابع
-         زکریایی، محمد علی، جامعه شناسی هنرمندان، آزریدن 15،1378
-         شیروانل، فیروزه، گستره و محدوده جامعه شناسی هنر، تهران، توس ، 4،1355
-         نیک گه، عبد الحسین، جامعه شناسی هنر، تمدن، آگه ، 23،1384
-         جرمی اف لین، بررسی نظریه میدان های هنری بوردیو، مترجم رضوی ، هنرش 78
-         رامین علی، مبانی جامعه شناسی هنر، تهران ، نی ، 9،1387
-         شریعتی سارا، تأملی در موانع پنهان آموزش جامعه شناسی هنر در ایران با تءکید بر جامعه شناسی هنر بوردیو، 1388
-         شریعتی سارا، روزنامه شرق شماره  380، 1384
-         بوردیو، واژگان بوردیو ، مترجم مرتضی کتبی ، نشرنی 1385

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.