Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 49781
تاریخ انتشار : 24 فروردین 1393 0:0
تعداد بازدید : 2114

کنترل اجتماعی

دکتر سعيد اميركاوه؛ مدیرگروه فرهنگ و ارتباطات اسلامی دانشکده صدا و سیما قم در مقاله "کنترل اجتماعی" به فرآیند جامعه شناسی «کنترل اجتماعی» social control پرداخته است.

دکتر سعيد اميركاوه؛ مدیرگروه فرهنگ و ارتباطات اسلامی دانشکده صدا و سیما قم در مقاله "کنترل اجتماعی" به فرآیند جامعه شناسی کنترل اجتماعی social control پرداخته است.

 چکیده

هرگاه افراد جامعه رفتار خود را با موازین و الگوهای جامعه تطبیق ندهند، افرادی منحرف (deviant) محسوب می­شوند و جامعه از طریق به کارگیری مکانیزم­های متعددی سعی در کنترل این گونه افراد دارد. این فرآیند در جامعه شناسی «کنترل اجتماعی» (social control) نامیده می­شود. کنترل اجتماعی، مکمل «فرآیند اجتماعی شدن» است. هدف هر دو فرآیند عمل بر طبق الگوهای رفتاری جاری و مطلوب و استمرار نظم اجتماعی است؛ اما عناصر فرهنگی- اجتماعی هر جامعه تعیین کننده نوع و ویژگی­ های این دو فرآیند است.

 (1) جایگاه کنترل اجتماعی

بی تردید انسان­ها در طول حیات خویش همواره دسته جمعی و به صورت­های خانوادگی، عشیره­ای قبیله ای... زندگی می­کردند و با افزایش جمعیت، اجتماعات بزرگتری همچون شهرها شکل گرفته اگرچه در تاریخ زندگی انسان حالاتی نظیر دیرنشینی، غارنشینی، ترک قوم و قبیله مشاهده شده است ولی چنین حالاتی غیر معمول بوده و موارد آن نادر می­باشد. بنابراین، بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی با توجه به ویژگی­های انسان و شواهد تاریخی معتقدند که انسان موجودی اجتماعی است.

از جمله افلاطون1، ارسطو2، فارابی3 ، ابوعلی سینا 4با تصریح به اجتماعی بودن زندگی انسان­ها، نیاز انسان­ها به یکدیگر را عامل اساسی پیدایش جوامع می­دانند.

انسان­ها به دلیل خصلت زندگی جمعی خویش از همان ابتدا شیوه ­هایی از زندگی را بنیان نهادند تا بدین وسیله حیات اجتماعی را ممکن سازند. به مرور زمان و با گسترش جوامع بر حجم قراردادها، شیوه­ها و هنجارها افزوده شد و مجموعه­ ی آنها تحت عنوان فرهنگ مطرح گشت. با تعدد جوامع فرهنگ­ های متعددی شکل گرفت5 عضویت و زندگی در هر یک از این جوامع رعایت فرهنگ خاص آن جامعه را می­ طلبید به طوری که رعایت نکردن قواعد و هنجارهای مربوط به آن جامعه واکنش افراد آن جامعه را به دنبال داشت و اگر کسی با اکثریت قواعد و هنجارها مخالفت می­کرد از آن جامعه طرد می­شد و امکان زندگی در آن جامعه را نداشت از این رو عضویت در هر جامعه­ ای مستلزم فراگردی به نام اجتماعی شدن6 یا جامعه پذیری بود. اجتماعی شدن جریانی است که در پرتو آن شخص عناصر اجتماعی- فرهنگی محیط خود را فراگرفته و درونی می­سازد و با ساخت شخصیت خود تحت تأثیر تجارب و عوامل اجتماعی معنادار یگانه می­سازد تا خود را با محیط اجتماعی که می­بایست در آن زیست کند تطبیق دهد7. فرآیند اجتماعی شدن اگرچه در طول عمر جریان دارد ولی در دو مورد به خوبی احساس می­شود.

 1) کودکان
2) مهاجرت کنندگان

انسان­ها از بدو تولد شروع به یادگیری و درون ریزی فرهنگ جامعه خویش می­کنند و بیشترین عناصر فرهنگ خویش را در دوران کودکی فرا می­گیرند. مهاجران افرادی هستند که از جامعه خود به جوامع دیگر نقل مکان کرده و قصد زندگی در آنجا را دارند. به علت تغایر فرهنگ این افراد با فرهنگ جدید ایشان به طور مستقیم یا غیر مستقیم در فرآیند جامعه پذیری قرار می­گیرند و فرهنگ جامعه جدید را فراگرفته و درون ریزی می­کنند. به واسطه این فرآیند (جامعه پذیری) افراد می­آموزند که کدام الگوی رفتاری نابهنجار است و چه رفتارهایی در جامعه قابل قبول و مطلوب تلقی می­شود.

هرگاه افراد جامعه رفتار خود را با موازین و الگوهای جامعه تطبیق ندهند آنها افرادی منحرف8 محسوب می­شوند و جامعه از طریق به کارگیری مکانیزم­های متعددی سعی در کنترل این گونه افراد دارد. این فرآیند در جامعه شناسی تحت عنوان کنترل اجتماعی9  مطرح است. کنترل اجتماعی به عنوان مکمل فرآیند اجتماعی شدن عمل می­کند و هدف هر دو فرآیند عمل بر طبق الگوهای رفتاری جاری و مطلوب و استمرار نظم اجتماعی است. رابطه بین این دو فرآیند و نیز نتیجه حاصل از آن، این گونه نمایش داده می­شود.

به طور قطع می ­توان ادعا کرد که در هر جامعه­ ای دو فرآیند جامعه پذیری و کنترل اجتماعی در قالب مدل ارائه شده در جریان است اما عناصر فرهنگی – اجتماعی هر جامعه تعیین کننده نوع و ویژگی های این دو فرآیند است.

(
2)کنترل اجتماعی و کنکاشی در لغت و اصطلاح

کنترل از نظر لغت

کنترل معادلControl می­باشد که از فرانسه بدون هیچ تغییری به زبان فارسی رسوخ پیدا کرده است.10 در زبان انگلیسی کنترل(Control)  به معنای رام کردن و تسلط یافتن می­باشد و در زبان فرانسه (Controle) به معنای نظارت کردن و امکان جلوگیری کردن است.11در لغت نامه دهخدا آمده است، کنترل به معنای وارسی و کنترل کردن به معنای نظارت کردن و تفتیش کردن است.12

 کنترل اجتماعی از نظر اصطلاح

اصطلاح کنترل اجتماعی در کاربرد وسیع خود عبارت است از هر گونه تأثیری که جامعه بر افراد می گذارد13 اما جامعه شناسان اصطلاح کنترل اجتماعی را در معنای خاصی به کار می­برند جامعه شناسان آمریکایی که برای نخستین بار اصطلاح کنترل اجتماعی را به کار بردند تحت عنوان کنترل اجتماعی به نیروهایی که در گروه هم چون رسم، باور، عقیده عمومی و تابو وجود دارد و افراد را از انحراف بازداشته و به آنها جهت می­دهد اشاره می­کردند14 اکثر جامعه شناسان در تعریف کنترل اجتماعی ابزار و اهداف کنترل اجتماعی را مطرح کرده­اند و عناصری مانند ثبات15، هم نوایی16، حفظ ارزش­ها17 و رعایت هنجارهای مطلوب18 و قوانین19  را به عنوان اهداف کنترل  در تعاریف خود آورده­اند.

از بین تعاریف متفاوتی که جامعه شناسان برای کنترل اجتماعی ارائه داده­اند. دو تعریف را که نسبت به دیگر تعاریف جامع تر است مطرح می­کنیم:

1) آلن بیدو معتقد است که کنترل اجتماعی (social Control) مجموع وسایل و شیوه­هایی است که با استفاده از آنها یک گروه یا یک واحد اعضای خود را به پذیرش رفتارها، هنجارها، قواعدی در سلوک و حتی آداب و رسومی منطبق با آنچه گروه آن را مطلوب تلقی می­کند سوق می­دهد20

2) پارسونر معتقد است؛ کنترل اجتماعی فراگردی است که به وسیله آن با رفتارهای منحرف مقابله می شود و ثبات اجتماعی حفظ می­گردد.21

از دو تعریف فوق می­توان چند اصل زیر را به دست آورد. این اصول در جریان تحقیق، راه گشا خواهند بود:
1- در صورتی کنترل اجتماعی ممکن است که هنجارها، قواعد و آداب و رسوم جامعه معلوم و معین باشد.
2- کنترل اجتماعی از ناحیه دیگران بر فرد اعمال می­شود.
3- کنترل اجتماعی در مقام مقابله با منحرفان و کسانی است که هنجارها و آداب و رسوم مطلوب را رعایت نمی­کنند.
4- کنترل اجتماعی امری فردی و شخصی نیست و به فرآیند جمعی نظر دارد.
5- ثبات جامعه در گرو کنترل اجتماعی است.
6- کنترل اجتماعی تا آنجا جریان می­یابد که منحرفان را از عمل خود بازدارد.

 با توجه به تعریف کنترل اجتماعی و بیان اصول و ویژگی­ های آن لازم است تفاوت کنترل اجتماعی با جامعه پذیری مطرح شود.

 (
3) تفاوت کنترل اجتماعی با جامعه پذیری

با اینکه جامعه پذیری و کنترل اجتماعی، تطابق با محیط اجتماعی را هدف قرار داده­اند اما از چند جهت با هم تفاوت دارند:
1) جامعه پذیری جریانی است که بیانگر فراگیری و درون ریزی عناصر اجتماعی- فرهنگی است ولی کنترل اجتماعی بر رعایت هنجارها، آداب و رسوم... تأکید می­کند22

2) در فرآیند جامعه پذیری افراد خودآگاهانه یا ناآگاهانه اقدام به پذیرش عناصر فرهنگی – اجتماعی می­کنند. و به دنبال آن غالباً بدون احساس هیچ گونه فشاری از طرف جامعه رفتارهای متناسب با هنجارها و الگوهای معمول جامعه از خود بروز می­دهند. اما کنترل اجتماعی به فرآیند نظارتی گروه بر فرد یا افراد بر یکدیگر تأکید می­کند. فرد در این مرحله تحت تأثیر و فشار کنترل کنندگان، رفتاری متناسب با هنجارهای جامعه از خود بروز می­دهد و معمولاً افراد در این مواقع فشار اجتماعی را حس می­کنند.23

 (
4) هدف کنترل اجتماعی

همان گونه که از تعریف کنترل اجتماعی استنباط می­شود هدف از کنترل اجتماعی، تأمین  ثبات جامعه و از بین بردن کجروی و رعایت آداب، رسوم، هنجارها و قواعدی است که جامعه آن را مطلوب می­داند.

 (5) مخاطبان کنترل اجتماعی

منظور از مخاطبان کنترل اجتماعی افرادی هستند که کنترل اجتماعی در جهت مقابله و اصلاح ایشان به کار می­رود. واژگانی که جامعه شناسان در مورد مخاطبان کنترل اجتماعی به کار می­برند متفاوت است آنها به منحرف، کجرو و مجرم اشاره کرده­اند24 برای توضیح سه مفهوم فوق توضیحاتی چند ضروری است. جامعه شناسان انگلیسی بین کج روی و انحراف تفاوتی نگذاشته­ اند وهر دو مفهوم را با واژه Deviation استعمال می­کنند. و Deviant را به معنای منحرف و کجرو به کار می­برند. اما جامعه شناسان فرانسوی بین منحرف و کجرو تفاوت گذاشته ­اند و به ترتیب برای این دو مفهوم لغاتValiate و Deviante را استعمال کرده ­اند. گی روشه، جامعه شناس فرانسوی معتقد است بین این دو اصطلاح تفاوت وجود دارد او با بیان اینکه هرگاه مدل­ هایی که در جامعه وجود دارند به صورت رسمی و آمرانه خواهان همنوایی نباشند ولی یک مدل بیشتر از مدل­های دیگر در جامعه وجود داشته باشد، در صورتی عنوان انحراف به خود می­گیرند که مدل­ های دیگری که از فراوانی کمتری برخوردار هستند توسط افراد انتخاب و مورد عمل قرار گیرند25 گی روشه در بیان تفاوت بین انحراف  می­گوید:
«انحراف عبارت است از حق انتخابی که اعضای یک جامعه بین مدل­های مجاز دارند و کج روی انتخاب مدل­های است که یا در مورد آنچه که مجاز است می­باشند و یا خارج ازآن26  اما جامعه شناسان فارسی زبان تفاوتی بین منحرف و کج رو نگذاشته­اند به طوری که برخیDeviant را به معنای کجرو و برخی به معنای منحرف گرفته­اند.27 با توجه به مطالب ذکر شده ما کج روی و انحراف را یکی دانسته و از این پس از عناوین انحراف و منحرف استفاده خواهیم کرد.

 (6) هنجار28

یکی از مفاهیمی که جامعه شناسان بدان پرداخته­اند هنجار است و از آنجا که هنجار به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در تعرف منحرف به کار گرفته شده است توضیحاتی چند پیرامون هنجار لازم به نظر می آید.

آلن بیرو هنجار را این گونه تعریف می­کند:
« هنجار قانون یا اصلی است که باید راهبری یا هدایت یک رفتار را موجب شود.»29

آدام کیپر در تعریف هنجار می­گوید:
« هنجارها مدل­ های ذهنی و راهنمایی است که ما در اعمال و رفتار خود آنها را به کار می­گیریم و رفتار خود را به واسطه آن ارزشیابی می­کنیم30 این دو تعریف و مفهوم واحدی از هنجار را ترسیم می­کنند در واقع هر دو هنجار را به عنوان راهنمای رفتار انسان(قاعده رفتار) معرفی می­کنند.

نکاتی چند در مورد هنجار قابل توجه است:
1) هنجارها هم به صورت رسمی (قانون) وجود دارند و هم به صورت غیر رسمی. قوانین راهنمایی و رانندگی از نوع قانون (هنجارهای رسمی) است که افراد به هنگام رانندگی آنها را به کار می­گیرند. روش غذا خوردن مردم یک روستا معرف هنجارهای غیر رسمی است که درآن روستا به کار گرفته می شود.
2) هنجارها دارای مراتب زیادی هستند. بعضی از هنجارها از اهمیت بالایی برخوردارند و بی توجهی و رعایت نکردن آنها عواقب سختی را به دنبال خواهد داشت. در مقابل هنجارهایی هستند که از اهمیت کمی برخوردارند و تخلف از آنها عکس العمل شدیدی را به دنبال نخواهد داشت.
3) هنجارها نسبی هستند و در جوامع مختلف متفاوت است. مثلاً در جامعه مسلمان حجاب و حفظ پوشش اسلامی به عنوان یک هنجار تلقی می­شود در حالی که در جامعه اروپایی حجاب امری نابهنجار و نامطلوب محسوب می­شود.

 (7) تعریف منحرف

منحرف کسی است که رفتاری مغایر با هنجارها و معیارهای پذیرفته شده و مطلوب گروه یا جامعه­ای خاص داشته باشد. در ارتباط با تعریف منحرف یادآوری 3 نکته ضروری است:

1) اگر فردی هنجارهای جامعه را قبول نداشته ولی در عمل از هنجارها تبعیت کند منحرف محسوب نخواهد شد.

2) انحراف اجتماعی نسبی است ( به ویژه با توجه به نسبیت هنجار) از این رو در تعریف منحرف کلمه «خاص» به عنوان صفت  برای گروه و جامعه ذکر گردید بنابراین ممکن است فردی در بین یک جامعه منحرف محسوب شود ولی در جامعه دیگری فردی همنوا و غیر منحرف تلقی گردد.

3) انحراف اجتماعی را نباید با جرم به هم آمیخت چه بسا عملی انحراف اجتماعی به شمار آید ولی آن عمل جرم و مرتکب آن مجرم محسوب نشود برای روشن شدن تفاوت منحرف و مجرم توضیحی فشرده درباره مجرم ضروری است.

 (8) مجرم

دورکیم با اینکه جرم را یک امر عادی می­داند ولی مجرم را فردی نابهنجار تلقی می­کند31 و در تعریف جرم می­گوید: « جرم عبارت از فعلی است که احساسات جمع معینی را که دارای نیرو و صراحت مخصوص است جریحه دار سازد»32

بنابراین می­توان جرم را این گون تعریف کرد: مجرم فردی است که عملی را که توسط دستگاه حاکم رسماً منع شده و دارای ویژگی­ های زیر باشد انجام دهد:
1) عملی است که بیش از حد برای جامعه خطرناک باشد.
2) عملی است که احساسات جمعی را بر علیه خود برانگیزاند.
3) سیستم مجازات ­های غیر رسمی برای کنترل آن کافی نباشد.
4) برای ارتکاب آن عمل، مجازات­ های رسمی در قالب قانون تعیین شده باشد.

با تأمل در تعاریف جرم، مجرم، انحراف و منحرف روشن می­شود که رابطه بین آنها عام و خاص مطلق است. بدین معنا که در همه مواردی که عنوان جرم به کار برده می­شود عنوان انحراف هم اطلاق می­شود ولی در همه مواردی که عنوان انحراف به کار برده می­شود عنوان جرم اطلاق نمی­شود. به بیان دیگر می توان گفت انحراف به 2 نوع تقسیم می­گردد:

1) جرم
2) غیر جرم

با توجه به اینکه مجرم، منحرف محسوب می­شود می­توان گفت مخاطب کنترل اجتماعی منحرفان هستند.

 (9) انواع انحراف

جامعه شناسان برای انحراف چند تقسیم کلی ذکر کرده­اند که مهمترین آنها عبارتند از:
« انحراف اولیه و ثانویه»، « انحراف مثبت و منفی» و « انحراف فردی و گروهی» در اینجا هر یک از این اقسام جداگانه توضیح داده می­شود.

 (9-1) انحراف اولیه و ثانویه

انحراف اولیه یا نخستین به مواردی اطلاق می­شود که افراد دچار انحراف­هایی گذرا و تصادفی شده­اند. در حالی که زندگی آنها تحت تسلط الگوی انحرافی قرار نگرفته باشد. نظیر دانش آموزی که برای یک بار قوانین دبیرستان را زیر پا گذاشته و بدون اینکه تکالیف خود را انجام دهد سر کلاس حاضر شود. اما انحراف ثانویه در مواردی تحقق می­یابد که فرد عنوان منحرف و یا مجرم را پذیرفته و یک تلقی جدید از خود ارائه داده است؛ در این حالت فرد بطور مشخص رفتار انحرافی از خود نشان می­دهد.33 یا مثلاً یک قاچاقچی با اینکه ممکن است چند بار به زندان رفته باشد ولی باز از کار خود دست برنمی­دارد. در این حالت جامعه با او به عنوان قاچاقچی برخورد می­کند و او از آنجا که خود را به عنوان فردی منحرف و قاچاقچی می­شناسد، رفتاری هماهنگ و متناسب با این گروه منحرف از خود نشان می­دهد.

 (9-1) انحراف آگاهانه و نا آگاهانه

انحراف آگاهانه در مواردی رخ می­دهد که فرد با آگاهی از ارزش­ها و هنجارهای موجود به اعمالی دست می­زند که با ارزش­ها و هنجارهای جامعه منافات دارد. اما انحراف ناآگاهانه مربوط به مواردی می شود که فرد از روی ناآگاهی نسبت به ارزش­ها و هنجارهای جامعه دست به اعمالی نابهنجار و انحرافی بزند.33 مثلاً افرادی که از جامعه­ای به جامعه دیگر، که هیچ آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم آنجا ندارند، می­آیند معمولاً در روزهای اول اعمال و رفتار آنها مغایر و ناهماهنگ با اعمال و رفتار افراد آن جامعه است. از آنجا که این گونه اعمال به علت عدم اگاهی از هنجارها و آداب و رسوم جامعه جدید صورت پذیرفته است عنوان انحراف غیرآگاهانه بران اطلاق می­شود.

 (9-1) انحراف مثبت و منفی

انحراف مثبت زمانی رخ می­دهد که فرد از هنجارها و ارزش­های جامعه خویش تخطی کند و ارزش­ها و هنجارهای جدیدی که برتر از ارزش­ها و هنجارهای قبلی است مطرح کند. اما انحراف منفی در مواردی است که فرد با سرپیچی از ارزش­ها و هنجارهای موجود جامعه خویش هنجارها و ارزش­های پست تری را مطرح کند.35 رهنبران مصلح را می­توان از جمله افرادی ذکر کرد که دست به انحراف­های مثبت می زنند. ایشان برای اصلاح جامعه، برخی از هنجارها و آداب و رسوم جاری خویش را زیر سؤال می­برند و الگوها و هنجارهای جدیدی می­برند و الگوها و هنجارهای جدیدی که بدتر از هنجارهای فعلی است ارائه می­دهند. در مقابل افرادی همچون بزهکاران، قاچاقچی­ها دچار انحراف منفی هستند.

(9-1) انحراف فردی و گروهی

انحراف فردی در مورد فرد یا افرادی به کاربرده می­شود که به تنهایی هنجارها و ارزش­های جامعه را زیرپا گذارند. اما انحراف گروهی زمانی است که تعدادی از مردم، به صورت دسته جمعی، هنجارهای جامعه را نادیده گرفته و بر طبق آن عمل نکنند. مثل گروه­های بزهکار یا شبکه­های جاسوسی که به صورت گروهی و با مشارکت همدیگر مرتکب اعمال خلاف و زشت می­گردند.36

 (10) انواع کنترل

جامعه شناسان برای کنترل اجتماعی اقسامی ذکر کرده­اند که مهمترین آنها عبارتند از: « کنترل رسمی و غیر رسمی»، « کنترل اجباری و اقناعی»، « کنترل مستقیم و غیر مستقیم»، « کنترل فردی و جمعی» و «کنترل در گروه­های نخستین و در گروه­های ثانوی» توضیح هر یک از اینها به طور جداگانه در اینجا مطرح می­شود.

 (10-1) کنترل رسمی و غیر رسمی

کنترل رسمی نظارتی است که به صورت رسمی و طبق رویه­ها و قوانین و مقررات تعریف شده صورت گیرد و اغلب توسط افراد یا نهادها و سازمان­هایی که وظیفه آنها کنترل اجتماعی است انجام می­پذیرد. مثلاً مأموران پلیس یا قضات در برخورد با افراد مجرم طبق قواعد تعریف شده­ای عمل می­کنند و اجازه ندارند خارج از چهارچوب قوانین حتی در جهت بازداری و کنترل مجرم دست به اقدامی بزنند. کنترل غیر رسمی نظارتی است که در قالب قوانین و مقررات تعریف شده نباشد و معمولاً همه افراد جامعه در آن مشارکت می­کنند،37 مثل برخورد دانشجویان کلاس با همکلاسی خود هنگامی که وی هنجارهای جاری را زیر پا گذارد. کنترل رسمی و غیر رسمی از جهاتی باهم متفاوت هستند:

1) کنترل رسمی به وسیله­ ی مؤسسات و سازمان­ ها و افرادی مشخص که قانون تعیین کرده اعمال می­شود در حالی که در کنترل غیر رسمی، هر فرد و سازمانی می­تواند مشارکت داشته باشد.

2) در کنترل رسمی تنها تعدادی از مکانیزم­های مشخص و تعریف شده به وسیله قانون به کار گرفته می شوند و افراد مسؤول حق ندارند از هر وسیله­ای و با هر روشی به کنترل جامعه و برخورد با منحرفان بپردازند. در حالی که در کنترل غیر رسمی طیف و سیعی از مکانیزم­ها مثل تمسخر، خندیدن، حرف زدن... برای کنترل در اختیار افراد می­باشد.

3) کنترل غیر رسمی اغلب در گروه­های نخستین( خانواده، گروه همسالان و...) وجود دارد. در حالی که کنترل رسمی بیشتر در گروه­های ثانوی که از روابط عاطفی کمتری برخوردارند جریان می­یابد.38

 (10-2) کنترل اجباری و اقناعی

کنترل از دو طریق عمده به کار گرفته می­شود یا از طریق به کارگیری اجبار یا از طریق استفاده از راه­های اقناعی. درنوع اول( کنترل اجباری) افراد به پذیرش شیوه­های زندگی و مدل­های رفتاری از طریق به کارگیری تنبیه­ها و مجازات­ها مجبور می­شوند. اما در نوع دوم ( کنترل اقناعی) افراد از راه­های تبلیغ و به کارگیری تشویق و پاداش، اعطای اعتبار، مقام و استفاده از ارزش­های اخلاقی به پذیرش هنجارهای مطلوب ترغیب می­شوند39 مثلاً اموزگاری که دائماً از قواعد و مقررات انضباطی مدرسه سخن می­گوید و شاگردان را به جهت متابعت از قوانین مدرسه تنبیه می­کند، از روش کنترل اجباری استفاده می­کند، اما آموزگاری که دست به تنبیه دانش آموزان نمی­زند و از طریق تشویق و بیان عواقب سوء اعمال زشت شان سعی در کنترل آنها دارد از روش دوم یعنی روش اقناعی بهره می­جوید.

 (10-3) کنترل مستقیم و غیر مستقیم

کنترل مستقیم در موردی است که فرد مستقیماً و بدون واسطه، افراد را از کج روی و انحراف باز دارد. مثل پلیس و نیروی انتظامی که به طور مستقیم در فرآیند کنترل اجتماعی شرکت می­جویند. اما کنترل غیر مستقیم به نظارتی گفته می­شود که افراد با واسطه به کنترل جامعه می­پردازند مثل نویسندگان که با نوشتن مقالات در روزنامه­ها و... از طرفی مفاهیم اخلاقی را در جهت ممانعت از منکرات در سطح جامعه مطرح می­سازند و از طرف دیگر با بیان خطرات انحراف­ها و کج روی­ها، منحرفان را تشویق به پرهیز از اعمال زشت و ناپسند می­کنند.40

(10-4) کنترل فردی و جمعی

کنترل فردی در موردی به کار برده می­شود که افراد به تنهایی دست به نظارت و برخورد با افراد خطاکار بزنند اما کنترل جمعی و به صورت گروهی و جمعی اعمال می­شود مثلاً احزاب و گروه­های فشار در برخی از موارد برای از بین بردن انحراف دست به اقدامات دسته جمعی همچون تظاهرات، اعتصاب و... می­زنند.

(10-5) کنترل در گروه ­های نخستین و ثانوی(عاطفی، غیر عاطفی)

کنترل در گروه ­های نخستین کنترلی است که در گروه­های کوچک که دارای روابط رودررو، عاطفی و دوستانه هستند اعمال می­شود. در این نوع کنترل فرد با آگاهی از ویژگی شخصیتی منحرف، به صورت چهره به چهره و عاطفی با او برخورد می­کند و مانع تکرار و شیوع عمل نابهنجار او می­شود مثلاً هنگامی که مادر از رفتار زشت دختر خود آگاهی می­یابد، با بهره جستن از رابطه­ی عاطفی و در نظر گرفتن ویژگی­ های اخلاقی دخترش، وی را از عمل زشتش باز می­دارد. وی مسلماً به خاطر کنترل و اصلاح دختر خود، به مراجع قانونی مراجعه نمی­کند. با تراکم و پیچیده شدن جوامع و شکل گیری تقسیم کار اجتماعی، گروه­ های ثانوی به طور روز افزونی شکل گرفت. در این گروه­ ها روابط چهره به چهره و عاطفی به شدت کم رنگ شده و بیشتر روابط شکل رسمی و قانونی به خود می­گیرد.41 بنابراین کنترل در این گروه­ها بیشتر به صورت غیر عاطفی صورت می­پذیرد. مثلاً فردی که عضو انجمن صنفی خاصی است اگر نسبت به تعهدات خود عمل نکند، معمولاً به صورت رویه­های کاملاً تعریف شده و خارج از روابط دوستانه و عاطفی با او برخورد می­شود.42

 (11) مجریان کنترل اجتماعی

مقصود از مجریان کنترل اجتماعی افرادی هستند که در فرآیند کنترل شرکت می­جویند خواه به طور قانونی و رسمی وظیفه آنها کنترل جامعه و جلوگیری از نابهنجاری ­ها باشد یا اینکه خود به طور غیر رسمی مانع تکرار و شیوع انحراف ­ها در سطح اجتماع باشند. در اینجا به عنوان مجریان کنترل اجتماعی به عواملی اشاره می­شود که بیشترین سهم را در کنترل اجتماعی دارند. آنها عبارتند از:

1) رهبران
2) خانواده
3) عموم مردم
4) دستگاه ­های قضایی و نیروهای انتظامی

 (11-1) رهبران

یکی از عوامل مهم کنترل اجتماعی رهبران جامعه می­باشند. آلن بیرو رهبر را این گونه تعریف می­کند: رهبر فردی است که هدایت یک گروه ( یا جامعه) راهم به جهت ارزش شخصی و هم به خاطر تمایل دیگران به قبول وی به عنوان رهبر ما به دست می­گیرد او دیگران را به دنبال خود می­برد و توان تأثیر بر رفتار جمعی یک گروه و هدایت اعمال و رفتار اجتماعی را داراست43. رهبران سیاسی و مذهبی به عنوان رهبرانی که نقش قابل ملاحظه­ ای در کنترل و اصلاح جوامع دنیا می­کشد، شناخته شده­ اند. در اینجا به طور مختصر به نقش هر کدام در کنترل جامعه اشاره خواهیم کرد:

 1) رهبران سیاسی و کنترل

رهبران سیاسی که در واقع متشکل از افرادی هستند که نقش قابل ملاحظه ­ای در حکومت دارند،44 عمل کرد مدیران و مسؤولات رده بالا را زیر نظر دارند و در صورتی که اعمال و رفتار غیر قانونی از آنها دیدند با تذکر و نهایتا با جایگزینی فرد مناسبی به جای ایشان مشکل را حل خواهند کرد. از طرف دیگر رهبران سیاسی جوامع با دنبال کردن وقایع و حوادث جامعه از انحراف ­هایی که در سطح کلان جامعه به وقوع می ­پیوندد جلوگیری می­نمایند و با توصیه و ارائه راه حل­ ها روند حاکم بر جامعه را به مسیر درست خود هدایت می­نمایند.

رهبران سیاسی جامعه از دو مکانیزم کنترل رسمی و غیررسمی استفاده می ­نمایند.

 2) رهبران مذهبی و کنترل

رهبران مذهبی افرادی هستند که مردم احکام و مسائل دینی خود را از آنها فراگرفته و به نصایح آنها گوش داده و سعی می­کنند دستورات آنها را اطاعت کنند. با پیدایش پدیده­ ی سکولاریسم و جدایی دین از سیاست اغلب رهبران مذهبی به جز تعدادی از رهبران مذهبی مسلمانان تنها در امور مذهبی مردم دخالت می­کنند و در مواردی که احساس کنند شریعت و آداب و رسوم دینی پایمال می­شود با استعانت از مفاهیم دینی و یادآوری مجازات­ ها و پاداش ­های اخروی آنها را به رعایت احکام دینی خود فرا می خوانند. اما برخی از رهبران مذهبی مسلمان با رد سکولاریسم علاوه بر نظارت نسبت به شؤونان مذهبی مردم، حق دخالت در جنبه­ های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را برای خود محفوظ داشته و در مواقع لزوم با نصیحت، امر و نهی و حتی صدور احکام از انحرافات و کجروی­ ها جلوگیری می­نمایند.

مخفی نیست که رهبران مذهبی تنها در جوامع مذهبی به عنوان یکی از عوامل کنترل کننده مهم به حساب می­آیند و در جوامع غیر مذهبی جایگاهی ندارند. رهبران مذهبی در اکثر جوامع به صورت کنترل غیر رسمی به نظارت و اصلاح جوامع دست می­زنند.

 (11-1) خانواده

خانواده یکی از کانون ­های مهم تربیت و کنترل45 است و رفتار و اعمال اعضای خود را زیر نظر دارد و در صورتی که یکی از اعضای خانواده مرتکب اعمال و رفتار انحرافی و مخالف با فرهنگ مورد قبول خانواده شود، دیگر افراد خانواده مخصوصاً اعضای مسن تر در جهت اصلاح فرد منحرف از خود واکنش نشان می­دهند. در جوامع غیر صنعتی خانواده در این ارتباط نقش مهمتر و بیشتری را ایفا می­کند. از طرفی به علت گستردگی خانواده زمانی که فردی از اعضای خانواده دست به انحراف می­زد افراد بیشتری در خانواده با او برخورد می­کردند و از طرف دیگر چون سرپرست خانواده گستره خود را مسؤول اصلاح و کنترل اعضای خانواده خود می­دانست، اصلاح و نظارت بر اعضای خویش را جدی تلقی می­کرد. و از سازمان خاصی انتظار اصلاح و کنترل اعضای خانواده خود را نداشت. بر خلاف خانواده هسته­ای که سازمان­ها و مؤسساتی همچون کودکستان­ها در این کار خانواده یاری می­رسانند.

فرزندان نسبت به دیگر اعضای خانواده بیشتر در کانون تعلیم و تربیت و اصلاح قرار دارند. بنابراین ایشان علاوه بر این که در خانواده ارزش­ها و هنجارهای موجود را فرا می­گیرند. در صورتی که این ارزش­ها و هنجارها را زیر پا گذارند به صورت­ های مختلفی مورد توبیخ و سرزنش پدر، مادر و حتی دیگر اعضای خانواده قرار خواهند گرفت مثلاً در صورتی که دختر یک خانواده متدین، به حجاب اهمیتی ندهد توسط پدر و مادر توبیخ می­گردد و ایشان با به کارگیری انواع مجازات­ ها سعی در اصلاح دختر خود را دارند.

چند ویژگی مجری کنترل خانوادگی باعث گردیده است کنترل­هایی که از ناحیه خانواده به کار برده می­شود از میزان کارایی بالایی نسبت به دیگر کنترل­های اجتماعی برخوردار باشند آن ویژگی­ها عبارت اند از:

1) مجری کنترل در خانواده مخاطب خود را به خوبی می­شناسد و مطابق با ویژگی ­های شخصیت ش، او را از انحراف باز می­دارد.
2) کنترل­هایی که از جانب خانواده اعمال می­گردد، معمولاً حالت عاطفی دارد و از روش­ها و مکانیزم های غیر رسمی که طیف وسیعی را در برمی­گیرد استفاده می­شود.
3) معمولاً اعضای خانواده تا فرد خاطی و منحرف اصلاح نگردد دست بردار نیستند و با پی گیری­ها و نظارت مستمر خود باعث می­گردند تا عضو خاطی خانواده تغییر رفتار دهد و خود را با سایر اعضای خانواده هماهنگ سازد.

 (11-1) عموم مردم

در هر جامعه­ای ارزش­ها، هنجارها و آداب و رسوم خاصی مورد توجه و عمل قرار می­گیرد. الگو اعضای جامعه ارزش­ های دیگری را مبنای عمل خود قرار دهند؛ عموم مردم به صورت ­های متفاوتی مانند بی توجهی، سرزنش، پرخاش کردن و... با او برخورد می­کنند. و حتی ممکن است در مواردی که فرد هنجار مهمی را رعایت نکرده باشد با او برخورد فیزیکی داشته باشند یا به قول دورکیم فرد منحرف با اجبار اجتماعی روبه رو می­شود46 . هرقدر اعضای جامعه التزام عملی بیشتری نسبت به هنجارها و ارزش­های جامعه داشته باشند به هنگام وقوع انحراف، واکنش جامعه قوی تر خواهد بود ولی در صورتی که هنجارهایی که مطلوب تلقی می­شود مبنای عمل اکثریت افراد جامعه نباشد در این صورت نباید انتظار داشت هنگام نقض هنجارهای مطلوب، مردم به عنوان مجریان کنترل نسبت به این انحرافات اقدامی به عمل آورند. روشن است مردم به عنوان مجریان کنترل به طور غیر رسمی به کنترل و اصلاح جامعه خویش می­پردازند. نکته در خور توجه اینکه با تفکیک نظام اجتماعی و تقسیم کار روز افزون در جوامع پیشرفته مردم هنگام مواجه شدن با انحراف و جرم مانند جوامع سنتی با منحرفان برخورد نمی­کنند و اقدام جدی در این ارتباط را به مقامات مسؤول مثل نیروهای انتظامی، مراکز مبارزه با منکرات و... احاطه می­کنند. اگرچه خود اعمال و رفتاری که حاکی از عدم رضایت است از خود بروز می­دهند که همین نیز در کنترل و اصلاح جامعه مؤثر می­باشد.

 (11-1) دستگاه­های قضایی و نیروهای انتظامی

یکی از مراکز مهم جلوگیری و برخورد قانونی و رسمی با افراد خلاف کار دستگاه­های قضایی است. دستگاه­های قضایی با آن دسته از منحرفان برخورد می­کنند که کاری برخلاف قانون و مقررات جامعه انجام داده باشند و در مواردی که فردی هنجار اجتماعی که در قانون برای مخالفت با آن مجازاتی در نظر گرفته نشده رعایت نکند، دخالتی نمی­کنند. نوع کنترل دستگاه­های قضایی کنترل رسمی است و روش­ها و نوع برخورد در قانون مشخص شده است و دستگاه­های قضایی حق ندارند خارج از آن روش ها با مجرمان برخورد می­کنند. نیروهای انتظامی به عنوان مجریان مراکز قضایی با دست گیری و تحویل مجرمان به آن مراکز و مبارزه با فساد و تباهی، در کنترل و اصلاح جامعه نقش مهمی ایفا می کنند.47

دو ویژگی دستگاه ­های قضایی و نیروهای انتظامی موجب شده است مجرمان به هنگام برخورد و مداخله آنها، واکنش منفی از خود نشان نمی­دهند و حداقل در حضور نیروهای قضایی و انتظامی از اعمال و رفتار زشت و ناپسند دوری می­کنند. آن دو ویژگی عبارت­اند از:

1) دستگاه­ های قضایی و نیروهای انتظامی به عنوان دو عامل و مجری کنترل رسمی در جامعه شناخته شده­اند و چه بسا ممکن است در صورتی که مثلاً یک پزشک و یا یک مغازه دار که به عنوان عاملین کنترل رسمی در سطح جامعه شناخته نشده­اند دست به امرونهی و بازداری منحرفان از کارهای زشت و ناپسند بزنند با عکس العمل منفی آنها مواجه شوند و با ابراز اینکه شما حق دخالت و امر و نهی ما را ندارید به کار خود ادامه دهند ویا حتی در مقام مقابله با مجریان غیر رسمی کنترل موجبات هتک حرمت و برخوردهای فیزیکی نسبت به آنها را فراهم سازند. ولی در صورتی که مثلاً پلیس با به صدا در آوردن سوت خود راننده خاطی را توبیخ کند آن فرد فرامین پلیس را اطاعت کرده و مقاومتی از خود نشان نمی دهد.

2) دستگاه ­های قضایی و نیروهای انتظامی از پشتوانه قانونی و ضمانت­های اجرایی مناسب و کافی برخوردارند. مجرمین در مواردی قدرت مقابله و سرپیچی از دستورات و احکام آنها را ندارند مثل فردی که دزدی کرده و دستگیر شده است و امکان هرگونه مقاومتی از او سلب گردیده است. در برخی از موارد فرد قادر به مخالفت و سرپیچی از دستورات مراکز قضایی و نیروهای انتظامی است ولی به جهت ترس از عواقب سوء مخالفت با احکام و دستورات آنها معمولاً در مقابل آنها از خود مقاومتی نشان نمی دهد و فرامین آنها را اطاعت می­کند. زندان­ها و مراکز تأدیب و پرورش نوجوان مراکزی هستند که دادگاه­ها بنا به ویژگی­های مجرم و نوع جرم، مجرمان را به آن مراکز می­فرستند. در ان مراکز مکانیزم های مختلفی برای بازپروری و اصلاح آنها به کار گرفته می­شود. بحث در این ارتباط در حوصله این مقاله نیست.

 (11-1) دیگر مجریان کنترل

البته افراد و نیروهای دیگری در کنترل اجتماعی مؤثر هستند. برخی از آنها همچون قوه مقننه به طور غیرمستقیم با تهیه و تصویب قوانین لازم برای مبارزه با منکرات و جرائم و با نظارت بر اجرای صحیح قوانین در کنترل اجتماعی تأثیر دارند و برخی از آنها با اینکه وظیفه و هدف غیر از کنترل را دنبال می کنند ولی گاهی در فرآیند کنترل  مشارکت می­کنند مثل احزاب و گروه­های فشار با اینکه هدف عمده احزاب سیاسی و گروه­های فشار به ترتیب تلاش برای به دست گرفتن قدرت سیاسی48  و اعمال نفوذ بر مسؤولان حکومت در جهت دفاع از منافع گروه خاصی است.49 ولی در برخی از موارد در فرآیند کنترل اجتماعی شرکت می­جویند مثلاً با ترتیب دادن تظاهرات و اعتراضات فراگیر و مردمی باعث اصلاح و حذف انحراف و کجروی در جامعه و کنترل مراکز قدرت می­شوند. مطبوعات، رادیو و تلویزیون با اینکه قسمتی از فعالیت خود را به تقویت هنجارهای  اجتماعی معطوف می­دارند.50 ولی به علت اینکه از طرفی هویت مستقلی از خود ندارند و به عنوان ابزار و وسایلی در خدمت احزاب و گروه­ها و مؤسسات خصوصی و دولتی می­باشند و از طرف دیگر بیشتر فعالیت­های خود را در خبر رسانی، تحلیل مسائل و بخش­های تفریحی متمرکز کرده­اند51؛ به عنوان مجریان کنترل در سطح جامعه شناخته نشده­اند.

 (12) ضمانت­ های اجرای کنترل اجتماعی

 ضمانت­ های اجرایی به دو صورت مجازات (تنبیه) یا پاداش وجود دارد. افراد به جهت پرهیز از مجازات­هایی که ارتکاب عمل نابهنجار به دنبال دارد یا به خاطر دست یابی به پاداش­های مطلوب از انحراف دست می­کشند. مجازات­ها مراتب فراوانی دارد. از یک نگاه سرد گرفته تا اعدام، همه، مجازات­هایی است که به تناسب انحراف و جرم نسبت به منحرفان به کار برده می­شود. در واقع مجازات­ها نشانگر درجه اهمیت اختلال­هایی است که یک عمل نابهنجار در وجدان عمومی ایجاد می­کند. هرچه هنجارهای مهمتری نقض شود و وجدان عمومی بیشتر جریمه دار شود مجازات شدیدتری در انتظار فرد منحرف می­باشد. پاداش­ها هم از مراتب زیادی برخوردارند که متناسب با اهمیت هنجار و قانونی که فرد منحرف تشویق به رعایت آن می­شود به کار می­رود. ضمانت های اجرایی که مجریان کنترل اجتماعی غالباً از آنها استفاده می­کنند عبارتند از52 :

 (12-1) مجازات­ ها ( تنبیه)

1) بدنی
2) زندان
3) اقتصادی و مالی
4) مذهبی
5) اجتماعی و اخلاقی

(12-1) پاداش­ ها

اخلاقی، اجتماعی، مادی و مذهبی

هرکدام از مجازات­ ها و پاداش ­ها به صورت مختصر توضیح داده می­شود.

 1) مجازات­ های بدنی

مجازات­ های بدنی شامل خشونت های فیزیکی می­شود که نسبت به منحرف به کار برده می­شود. مجازات ­های بدنی طیف وسیعی دارد، به طوری که از سیلی زدن شروع و نهایتاً به اعدام که شدیدترین مرحله مجازات­های بدنی است ختم می­شود. در جوامع سنتی مجازات­ های بدنی شدید حتی در کنترل های غیر رسمی بدون هیچ گونه مانعی توسط افراد و گروه­های متفاوت اجتماعی به کار برده می شد ولی در جوامع جدید مجازات­ های بدنی خصوصاً مجازات­ های شدید بدنی تنها در کنترل ­های رسمی به کار گرفته می­شود و امروزه دیگر کمتر از این گونه مجازات­ها استفاده می­کنند و روش­های دیگری را برای کنترل و اصلاح وجود دارد. بنابراین مجازات ­های بدنی ( خصوصاً مجازات ­های شدید) در جوامع جدید تحت عنوان کنترل رسمی و در قالب قانون به دستور قاضی قابل اجرا است و در صورتی که فردی خود سرانه در سطح جامعه دست به چنینی اعمالی بزند با عکس العمل شدید نیروهای انتظامی و دستگاه­های قضایی روبرو خواهد شد. در مجازات اعدام بر خلاف مجازات ­های دیگر مجرم به واسطه اعدام حیات خود را از دست داده و اصلاح و کنترلی در مورد او متصور نیست بلکه با اعدام مجرم از طرفی منشاء انحراف از بین رفته و از طرف دیگر تا حدودی از تکرار و شیوع این گونه انحراف در سطح جامعه جلوگیری خواهد شد. مجازات ­های بدنی سبک، همچون سیلی و یا پشت گردنی زدن در برخی از جوامع هنوز شایع است مثلاً والدین در این گونه جوامع هنگامی که فرزندانشان دست به اعمال ناشایست ه­ای بزنند با تهدید به زدن سیلی موجب عدم تکرار آن عمل را فراهم می­سازند.

2) زندان

زندان به عنوان معمولی ترین و رایج ترین مجازات­ها مطرح می­باشد. در جوامع سنتی زندان بیشتر برای نگهداری موقت کسانی بود که در انتظار و اجرای حکم اعدام یا انواع مجازات­ های بدنی بسر می­بردند و یا بدون آنکه مدتی برای دوران زندان آنها تعیین شده باشد در دخمه­ های سرد و تاریک تا زمان مرگ رها می­شدند. از نظر دانشمندان حقوق و جرم شناسی زندان به عنوان یکی از مجازات­های مؤثر و نتیجه بخش مطرح می­باشد و معتقدند که زندان کیفری است که می­تواند بسیاری از هدف­های به کار بردن مجازات را برآورده سازد و در واقع مجرم را از گرایش به ارتکاب مجدد جرم بازدارد53. کنگره­ی جهانی سازمان ملل در هشتمین قطعنامه خود زندان را به عنوان راهی برای اصلاح و تربیت مجرمان پیشنهاد کرد.54

برخی از جامعه شناسان معتقدند با زندانی کردن مجرمان و دور نگه داشتن آنها از اجتماع بزهکاری و جرم به طور معناداری کاهش می­یابد55. زندان در قالب کنترل رسمی و توسط دستگاه قضاییه و به جهت توان زدایی، اصلاح مجرمان و جلوگیری از اشاعه جرم و جنایت به کار گرفته می­شود.

3) مجازات­ های مالی و اقتصادی

طیف وسیعی از مجازات­های اقتصادی و مالی وجود دارد که مجریان کنترل به تناسب اهمیت هنجار نقض شده آن را به کار می­برند، برخی از آنها عبارتند از بایکوت کردن، جریمه­های نقدی، قطع کمک های مالی، کاهش حقوق و مزایای کارمندی و...

برخی از مجازات­های مالی جنبه­ی رسمی دارد و در قالب کنترل اجتماعی رسمی به کار برده می­شود. جریمه­های نقدی، کاهش حقوق و مزایای کارمندی از مواردی است که توسط مقامات مسؤول به کار گرفته می­شود مثلاً در صورتی که کارمندی در اداره وظایف خود را انجام ندهد یا از ارباب رجوع رشوه دریافت کند ممکن است علاوه بر مجازات­های غیر رسمی دیگر با کاهش حقوق و مزایا به عنوان یک اقدام رسمی روبه رو گردد.

اما برخی دیگر از مجازات­های مالی تحت عنوان کنترل رسمی اعمال نمی­شود مثلاً ممکن است مردم از مغازه داری که کالا­ها و اجناس خود را به قیمت گران به فروش می­رساند چیزی نخرند. دورکیم معتقد است مجازات­های مالی که به منظور ترمیم و جبران عوارض ناشی از اعمال منحرفان به اجرا در می­آید و تحت عنوان جزای ترمیمی مطرح می­شود، ویژگی جوامع جدید می­باشد56. اما تمام مجازات مالی تحت عنوان جزای ترمیمی قرار نمی­گیرد و برخی از آنها صرفاً برای بازداری فرد منحرف و خطا کار از عمل زشتش اعمال می­شود مثل بایکوت کردن فردی که در مغازه خود لباس ­های نامناسب غربی به معرض فروش گذاشته است. بنابراین نمی­توان ادعا کرد مجازات­های مالی به طور کلی مختص جوامع جدید است بلکه هم در جوامع ابتدایی و هم در جوامع جدید به کار گرفته می­شود.57

   4) مجازات ­های مذهبی

برخی از ضمانت ­های اجرایی مربوط به مجازات­های مذهبی است مثلاً یک روحانی خطاب به افراد منحرف و مجرم می­گوید: در  صورتی که کارهای نابهنجار خود را ادامه دهند عذاب اخروی در انتظار آنهاست. ضمانت­های مذهبی در قالب کنترل ­های غیر رسمی به کار گرفته می­شود و معمولاً به عنوان ضمانت­های پشتیبان و تقویت کننده ضمانت­های اجرایی دیگر به کار گرفته می­شود مثلاً مجریان کنترل به افرادی که قصد گران فروشی دارند علاوه بر یادآوری جریمه نقدی آنها را از عواقب سوء اخروی عملشان برحذر می­دارند. هر چه ایمان و اعتقاد افراد نسبت به دین خود محکم تر باشد نسبت به تهدیدها و مجازات­های مذهبی عکس العمل بیشتری از خود نشان می­دهند از این رو این گونه ضمانت­های اجرایی نسبت به جوامع مذهبی از کارایی بالایی برخوردار است و برعکس در جوامع غیر مذهبی کارایی ندارد.

 5) مجازات­ های اجتماعی و اخلاقی

این گونه مجازات ­ها بسیار زیاد و متنوع هستند. اخم کردن، ریشخند، قطع رابطه، برچسب بد اخلاق و بد زبان زدن و... از جمله مجازات­های اجتماعی و اخلاقی هستند  و از مجازات­ های اجتماعی و اخلاقی متأثر می­شوند و در پی آنند که طوری رفتار کنند تا در عین حفظ اعتبار و احترام اجتماعی خود، روابط خویش را با جامعه تداوم بخشند. از این رو به طور طبیعی از هر رفتار و عملی که به تداوم اعتبار و روابط اجتماعی شان ضرر بزند دوری خواهند جست. این گونه مجازات ­ها اغلب در قالب کنترل­ های غیر رسمی به کار می­رود.

(12-1) پاداش­ های مذهبی اخلاقی، اجتماعی و مادی

در برخی از موارد مجریان کنترل برای اصلاح و تغییر رفتار منحرف جامعه از پاداش ­های گوناگون بهره می­ جویند. پاداش­ ها انواع گوناگونی دارد که عبارت­ اند از پاداش­ های مذهبی، اخلاقی، اجتماعی و مادی.

پاداش­های مذهبی مثل بهشت، درجات اخروی و قرب خدا. از این رو ممکن است مجری کنترل با بیان این که پرهیز از انحراف و اعمال زشت بهشت را به دنبال خواهد داشت افراد جامعه را از طرفی نسبت به تکرار اعمال نابهنجار ی میل سازد از طرف دیگر آنها را به اطاعت از هنجارهای مطلوب وادار سازد.

پاداش­ های اخلاقی و اجتماعی همچون القاب و اوصاف اخلاقی خوب، اعتبار و مقام اجتماعی، رابطه صمیمانه... می­باشد. در کنار این گونه پاداش ­ها، پاداش­های مادی توسط مجریان کنترل در جهت اصلاح افراد جامعه به کار می­رود. پاداش­های مذهبی، اخلاقی و پاداش اجتماعی در اکثر موارد در قالب کنترل غیر رسمی به کار گرفته می­شود اما پاداش ­های مادی در قالب کنترل رسمی و غیر رسمی اعمال می­شود مثلاً رئیس یک اداره طی بخش نامه­ای رسماً اعطای پاداش مادی معینی را به کارمندان سهل انگار و فاقد وجدان کاری در صورت اصلاح و تغییر رفتار خود پیشنهاد می­کند و کارمندان نیز به منظور دستیابی به پاداش مذکور از کارهای گذشته خود دست کشیده و سفارش­ ها و دستورات مطرح شده را به کار می گیرند.

پا نوشت­ها
1- افلاطون، جمهور، فواد روحانی، چاپ پنجم ص114.

2- مایکل ب فاستو، خداوندان اندیشه سیاسی، جواد شیخ الاسلامی، ج/ص3-212
3- فارابی، ابونصر محمد، آراء اهل مدینه الفاضله. ص117
4- ابن سینا، الشفا، دکتر ابراهیم مدکور ص7- 556
5- بروس کوئن در کتاب مبانی جامعه شناسی ترجمه محسن ثلاثی
6- socialization                                      
7- روشه، گی، کنش اجتماعی، هما زنجانی زاده ص148
8- Deviant
9-Social control
10- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه ج40 ( از50 جلدی­ها)ص233
11-Hamilton .P.A critical dictionary of Sociology P.330
12- پیشین، علی دهخدا ج40 ص233
13-Epwin.R.A. Encyclopedia of social iscience VP344
14- Epwin .R.A P.334 پیشین
15- ابرکوامبی، نیکلاس، فرهنگ جامعه شناسی، حسن پویان ص350
16- روسک، جوزف، مقدمه­ای بر جامعه شناسی، بهروز نبوی ص232 و کوئن، بروسريال مبانی جامعه شناسی، غلام عباس توسلی، ص206
17- پیشین نیکلاس ابرکرامبی ص350
18- آلن بیرو، فرهنگ علوم اجتماعی، ساروخانی ص348 و جزوه دکتر صدیق ص25
19- پیشینP. Hamilton P.331
20- پیشین، آلن بیرو ص 348
21- پیشین، نیکلاس ابرکوامبی ص350
22- پیشینEpwin.R.A P.P 334 و پیشین گی روشه ص148
23- رک پیشینPeter Hamilton P.P330-1 و پیشین گی روشه ص148
24- فواد، براین، جامعه شناسی و مددکاری اجتماعی، محمد حسین فرجاد و پیشین غلام عباس توسلی
25- پیشین ماگی روشه ص68 و67
26- همان ص69
27- گیدنز، انتونی، جامعه شناس، منوچهر صبوری ص796 و پیشین غلام عباس توسلی ص237
28- The social science Ehncyclopedia Adam kuper p.560
29- رک پیشین آلن بیرو ص248
30- The social science Encyclopedia Adam kuper P.560
31- دورکیم، امیل، قواعد روشن جامعه شناسی، علی محمد کاردان ص90
32- همان ص90
33- پترورسکی، جامعه شناس مدرن، حسن پویان ج2 ص535 و پیشین غلام عباس توسلی ص27 و پیشین جزوه دکتر صدیق ص7- 106
34- شیخاوندی، داور، جامعه شناسی انحرافات ص39
35- همان، ص40 و نیک گهر عبدالحسین، مبانی جامعه شناسی،ص350
36- پیشین، غلام عباس توسلی، ص216
37- پیشین، جوزف روسک ص233 و پیشین غلام عباس توسلی ص203 و ترابی، علی اکبر، مبانی جامعه شناسی ص3- 122
38- پیشین، آلن بیرو ص348 . پیشین علی اکبر ترابی ص3-122
39-  پیشین، آلن بیرو ص348 و پیشین علی اکبر ترابی ص3-122
40- جاسبی، عبدالله، نظارت و کنترل سازمانی از دیدگاه اسلام ص10-8
41- گیدنز، انتونی، دورکم، یوسف آباذری ص 182
42- پیشین جوزف روسک ص234
43- پیشین ، آلن بیرو ص202
44- پیشین، آلن بیرو ص202
45- پیشین،R.A.Epwin.P347
46- پیشین دورکیم ص9-28
47- به اعتقاد مسؤولان نیروهای انتظامی مهمترین وظایف این نیروها عبارت­اند از:
الف- تحویل مجرمان و بزهکاران به مراجع قضایی
ب- مبارزه با مظاهر خلاف قانون
ج- مبارزه با عوامل فساد و بزهکاری
د- مبارزه با قاچاق( خصوصاً مواد مخدر) نقل از مجله نگهبان ش5 ص16
48- دوورژه، موریس، جامعه شناسی سیاسی، دکتر ابوالفضل قاضی ص247
49- همان، ص248
50- ساروخانی، باقر، جامعه شناسی ارتباطات ص69
51- همان، ص 78- 70
52- پیشین، ماگی روشه ص52
53- صانعی، پرویز، حقوق جزای عمومی ج2 ص132
54- آخوندی، محمود، آیین دادرسی کیفری ج3 ص76
55- پیشین، دکتر صدیق ص32
56- پیشین، درباره تقسیم کار اجتماعی ص132- 128
57- پیشین، ماگی روشه، ص 53.

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.