Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 48855
تاریخ انتشار : 10 فروردین 1393 0:0
تعداد بازدید : 2689

بررسی تطبیقی خیال در اندیشه ی ابن عربی و ملاّصدرا

دکتر احمد پهلوانیان رییس دانشکده صدا و سیما قم در مقاله "بررسی تطبیقی خیال در اندیشه ی ابن عربی و ملاّصدرا" به بررسی جایگاه خیال در عرفان، شاهراه کشف و شهود پرداخته است.

دکتر احمد پهلوانیان رییس دانشکده صدا و سیما قم در مقاله "بررسی تطبیقی خیال در اندیشه ­ی ابن عربی و ملاّصدرا" به بررسی جایگاه خیال در عرفان، شاهراه کشف و شهود پرداخته است.                           
چکیده
قوّه­ ی خيال و عالم صور خيالى، حلقه­ی واسط ميان عالم عقلى و عالم جسمانى است. در تاريخ فلسفه­ ی اسلامى، از زمان فارابى تا عصر حاضر، بحث از خيال از مباحث بسيار مهمّ بوده و در حلّ بسيارى از مسائل، مانند مسأله­ ی شناخت، شرط حادث به قديم و حيات اخروى مدد برساند. بعضى ازصاحب­ نظران، اين توجّه را از مميّزات فلسفه­ ی اسلامى دانسته ­اند. در حوزه ­ی عرفان مسأله­ ی خيال يکي از مهم­ّترين مسائل به شمار می­رود. زيرا عالم خيال در عرفان، شاهراه کشف و شهود است؛ به گونه ­ای که اگر چه عارفان حقيقي معرفت واقعي را در سايه­ ی شهودِ بر این اساس و با توجّه به این­که اهمّیّت خیال همواره مورد غفلت واقع می­شود، نوشتار پیش رو سعی دارد آشنایی مختصری پیرامون عرصه­ ی خیال در فلسفه و عرفان برای خوانندگان فراهم کند و دیدگاه­ های مختلف را در این زمینه بیان نماید. در اين راستا ضمن بیان اجمالی دیدگاه ابن سينا و سهروردى، به نحو مشخّص به تبیین رویکرد ابن عربى و ملاّصدرا در خصوص خیال و مباحث مرتبط با آن خواهیم پرداخت.
 کلیدواژگان: خیال، عالم خیال، قوّه­ی خیال، خیال متّصل، خیال منفصل، قوس صعود، قوس نزول، تجرّد خیال، ادراک خیالی

مقدّمه 
تحقيق در مفهوم و جايگاه خيال مستلزم تفكيك معاني و كاربردهاي مختلف اين كلمه در مباحث هستي ­شناسي ، معرفت شناسي و نفس شناسي است . از نظر عامه مردم، خيال به معناي يك سلسله تصوّرات آزاد و گاهي بي­اساس است كه سهمي از حقيقت ندارد. روان­شناسان، خيال را پديده يا نيرويي در انسان مي­دانند كه مي­تواند اشياء و يا مناظري را آزادانه خلق و انسان را مانند رؤيا به خود مشغول سازد.
 معنای اصطلاحي خيال همراه با مشتقّات آن در فلسفه مورد تحليل و تحقيق قرار گرفته است ، براي اوّلين بار كلمه ­ی مُثُل در فلسفه ­ی افلاطون مطرح و به عالم واقعي و ثابتي كه اصل عالم طبيعت است اطلاق شد. بعدها در فلسفه ارسطو اين نظريّه به شدّت مورد انتقاد قرار گرفت .
 
در فلسفه­ ی اسلامي در بين فيلسوفان مسلمان ، اين كلمه به طور متفاوت به كار برده شده است . برخي از انديشمندان ، عالم مُثُل را همان عالم خيال و برزخ دانسته اند و برخي ديگر هم­چون صدرا عالم مُثُل را در مرتبه اي بالاتر از عالم خيال قرار داده اند. در بین حكيمان مشّائيِ عالم اسلام مانند ابن سينا و شارحان ِ انديشه هاي او، اشارات روشن و واضحي نسبت به چنين عالمي وجود ندارد.
 
در فلسفه ­ی اشراق، شيخ شهاب الدّين سهروردي به طور جدّي وجود عالم خيال را مطرح و بسياري از مباحث ديني همانند عالم برزخ و معاد جسماني را با اثبات چنين عالمي قابل دفاع مي داند و صدرالمتألّهين با الهام از آراء عرفان نظري ابن عربي و به شكل مبسوط تر از ديدگاه شيخ اشراق، با دلايل متعدّدي به اثبات چنين عالمي مي پردازد، و از باب اعتقاد به تطابق مراتب نفس انساني با مراتب عالم هستي ، عالم خيال را در نفس انساني با اوصاف خاصي اثبات مي كند. در قوس صعود نيز عالم برزخ با ويژگي­ هاي مشابه ي مورد توجّه انديشمندان مسلمان بوده است و اصطلاح برزخ ، نام ديگري بر عالم خيال و مثال منفصل است.
 
اصطلاح خيال گاهی به عنوان يكي از مراتب و قواي نفس انساني به كار برده می­شود که از يك طرف به عنوان خيال متّصل و مقيّد مطرح است و از طرف ديگر به عنوان يكي از قواي ادراكي نفس كه به عنوان حواسّ باطني معروف هستند، جايگاه و نقش ويژه اي در ارتباط دادن با عالم حسّ از يك طرف و با عالم عقل از طرف ديگر دارد.
 
در تعریف خیال به عنوان قوّه­ای از قوا اختلاف نظر وجود ندارد؛ مقصود از «قوّه»، مرتبه­ اي از مراتب نفس است که می­تواند به علّت تنزّل از مرتبه­ی اصلی نفس، منشأ صدور افعال نازل نفس شود (مصباح یزدي، 1380، ص 328). خيال به قوّه­اي گفته مي­شود كه صور محسوسات پس از ادراكات حسّي در آن باقي مي­ماند. به عبارت ديگر، پس از ناپديد شدن محسوسات از حسّ، اين قوّه قادر به احضار صور محسوسات است. براي مثال، درخت مشخّص و معيّني را كه در خارج وجود دارد، اگر با شكل و شبح و همه ­ی ويژگي­ هاي اختصاصي آن تصوّر كنيم، اين تصوّر، همان تخيّل است. اگر درخت را با همه­ ی خصوصيّات خارجي، با اندام­ هاي حسّي به صورت مستقيم مشاهده و ادراك كنيم، اين ادراك، ادراك حسّي است. بنابراين، درخت موجود در خارج "درخت طبيعي و خارجی" و صورت ذهني درخت، "صورت خيالی" و حقيقت كلي درخت، "صورت عقلي" درخت است. (يزداني، 1390، ص 96 و 97)
 بنابراین خیال مرتبه ­ای از وجود و علم نفس است که بین روح یا عقل و بدن قرار گرفته است و مُثُل را به شکل صور محسوسه ادراک می­کند. (پروین پیروانی، 1381، ص 88)
 امّا عالم خیال غیر از قوّه­ی خیال است؛ خیال واسطه­ی ميان عالم جبروت و عالم  مُلك و شهادت است. عالم خیال يك عالم روحاني است كه از طرفي به لحاظ داشتن مقدار و به دليل محسوس بودن، شبيه جوهر جسماني  است و از طرف ديگر، به دليل نورانيّت شبيه جوهر مجرّد عقلي است. در تعریف آن، بین فلاسفه و عرفا به ویژه مشّائیان و اشراقیان اختلاف نظر وجود دارد....

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.