Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 45575
تاریخ انتشار : 26 بهمن 1392 11:57
تعداد بازدید : 2181

نقدی بر فیلم «چ» ساخته ابراهیم حاتمی کیا

چ مثل چگوارا یا چ مثل چمران

مصطفی سیدآبادی منتقد سینما و دانش آموخته تهیه کنندگی سیما دانشکده صدا و سیما قم در یاداشتی به نقد فیلم سینمایی" چ" پرداخته است

مصطفی سیدآبادی منتقد سینما و دانش آموخته تهیه کنندگی سیما دانشکده صدا و سیما قم در یاداشتی به نقد  فیلم سینمایی " چ " پرداخته است.

انتخاب نام چ برای فیلمی درباره اسطوره سال های جنگ کشورمان یعنی چمران، درحالی که چند سال پیش فیلمی با همین نام در سینمای هالیوود درباره زندگی چگوارا ساخته شده بود، ذکاوت ابراهیم حاتمی کیا را نشان می دهد. ذکاوتی که مخاطب ایرانی را به الگوها و اسطوره های کشور خودش ارجاع می دهد.

فیلم با چند لانگ شات قوی و محکم از دشتها و کوههای پاوه آغاز می گردد و پرواز هلیکوپترها به مدد جلوه های ویژه در همان نماهای اول قدرت فیلمساز را به رخ مخاطب می کشد و به او می فهماند که با فیلمی در حد استانداردهای جهانی روبرو است. و فیلم در صحنه سقوط هلیکوپتر به اوج این قدرت می رسد، صحنه ای که جدا ی از جلوه های ویژه خارق العاده، قدرت صحنه پردازی و کارگردانی حاتمی کیا را نشان می دهد، صحنه ای محکم و تاثیرگذار .
 شاید در مقایسه اولیه، این فیلم یک سر و گردن بالاتر از تمامی فیلمهای ژانر دفاع مقدس به نظر آید اما با نگاهی به فیلمهای ابراهیم حاتمی کیا به نظر می رسد فیلم چ پله ی رو به بالایی برای او نیست، گویی فیلمنامه و به خصوص شخصیت پردازی فدای جلوه های ویژه شده، نکته ای که همیشه در فیلمهای حاتمی کیا نقطه قوت بوده در این فیلم نقطه ضعف است، شخصیت اصلی این فیلم اصلاً به قدرت شخصیت حاج کاظم و بقیه شخصیت های فیلمهای حاتمی کیا نیست،
 گذشته از اینکه فیلم درباره یک قهرمان ملی و درباره چمران است، همان طور که از عنوان فیلم نیز مشخص است، فیلمی شخصیت محور است و مهم ترین نکته باید شخصیت اصلی و قهرمان فیلم باشد،اما انگار حاتمی کیا به کل از یاد برده که اصل اساسی درام، کنش گر بودن قهرمان است.

ما در فیلم با چمرانی خنثی روبرو هستیم، چمرانی که نه از چریک بودن او چیزی می بینیم، نه از فرمانده بودنش نه جلوه روحانی اش و نه از هوش، ذکاوت و نقش هدایتگرش.
چمران در هیچ جای فیلم تصمیم گیرنده و پیش برنده داستان نیست، در چند موقعیت مهم فیلم مثل صحنه بیمارستان که اصغر وصالی و تیمسار فلاحی درمورد چگونگی دفاع از بیمارستان بحث می کنند، هیچ نظری نمی دهد و فقط نگاه می کند یا در انتهای قیلم و وقتی که برای دفاع از قلعه برنامه ریزی میکنند باز هم هیچ نظری از طرف چمران صادر نمی گردد. ما هیچ اقدام مثبت و هیچ واکنشی از چمران نمی بینیم حتی یک گزارش یا یک درخواست نیرو، هیچ چیز...
درانتهای فیلم وقتی که تونل فرار از قلعه را پیرمردی به چمران نشان می دهد، مخاطب به امید عمل قهرمانانه چمران در صندلی نیم خیز می شود تا با دقت از عملیات چریکی و هوش و ذکاوت چمران چیزی ببیند، اما در نهایت کارگردان بشدت مخاطب را سرخورده می کند و هیچ عملکرد مثبتی از چمران نشان نمی دهد، شخصیت چمران حتی به اندازه سرتیپ فلاحی نگران مردم نشان نمی دهد، هرچند این گمان به ذهن می رسد که کارگردان به قدرت ایمان و جلوه عرفانی چمران نظر داشته اما در چشم مخاطب این بی خیالی و بی تفاوتی تعبیر می شود.
توضیح این حرف که در واقعیت نیز اینگونه بوده اصلا توجیه قانع کننده ای برای ضعف درام نیست، کارگردان می توانست قسمتهای دیگری از واقعیت زندگی چمران را انتخاب کند که کنش بیشتری داشت.
حاتمی کیا در مصاحبه هایش می گوید می خواسته از شخصیت چمران تقدس زدایی کند و او را زمینی معرفی کند، اما انگار در این کار زیاده روی نموده وآنقدر شخصیت را خاکی نموده که دیگر از زمین بلند نمی شود.
دقت کنید به انتهای فیلم صحنه ای که اصغر وصالی با یارانش در بالای قلعه رودر روی دشمن ایستاده اند و چمران با عده ای از مردم در زیرزمین پشت سنگر موضع می گیرد، آیا این صلح طلب نشان دادن چمران است!!!
صحنه هایی که خانواده شهید چمران در آمریکا را نشان می دهد نیز بگونه ای است هیچ کمکی به وجهه زمینی چمران نمی کند و نمی گوید عاشق خانواده است و از آنها گذشته تا به کشورش خدمت کند بلکه نشان می دهد که او حتی در حفظ کانون خانواده اش ناموفق بوده، مخصوصا صحنه پاره کردن نوار فیلم او را مردی رها شده و سرخورده معرفی می کند، مردی که خانواده از هم پاشیده ای دارد.
کاش کارگردان به جای چ عنوان فیلم را «واو» می گذاشت؛ شخصیت اصغر وصالی کنش گر و تاثیرگذارتر از چمران بود. حتی شخصیت منفی داستان یعنی دکتر توکلی هم شخصیتی قوی ، با بیانی منطقی تر و مستدل تر از چمران است.
البته با نگاهی به سابقه فیلمسازی حاتمی کیا و قدرت فیلمنامه های او این اشتباهات فیلمنامه ای بعید به نظر می رسد، و فکر خطرناک دوم به ذهن می رسد که این نکات عمدی بوده!. شاید دیالوگ اصغر واصلی حرف اصلی حاتمی کیا باشد؛ این چمران بازرگان است نه چمران خمینی و البته استنباط های دیگری که بنده جرات نوشتنش را ندارم.
 
بازی های بازیگران نیز از حد معمول فراتر نمی رود؛ فریبرز عرب نیا به مدد گریم خیلی به شخصیت چمران نزدیک شده اما صدا که مهمترین عنصر شناخته شده چمران است هم از طرف کارگردان و هم از طرف بازیگر مورد غفلت واقع می شود، اکت های عرب نیا هنوز در مختار مانده و علی رغم سعی بسیار او به اصطلاح بازی در نیامده،
بازی مهدی سلطانی و سعید راد تکرار بازی های قبل است و هیچ فرقی بین بازی سلطانی مثلا در سریال مادرانه با این فیلم و یا بازی سعید راد در دوئل با این فیلم نیست. البته میزانسن ها و نوع دیالوگ های سعید راد در مقابل اصغر وصالی آنقدر شبیه فیلم دوئل ساخته احمدرضا درویش است، که اگر نگوییم وام گرفته از آن فیلم بوده بی شک تاثیر زیادی هم بر سعید راد و هم بر حاتمی کیا داشته است.
 
البته مریلا زارعی و بابک حمیدیان بازی های خوبی آفریدند که قابل تقدیر است.
در انتها باز هم انتخاب نام چ را برای فیلم، انتخاب درست و هوشمندانه ای می دانم، اما این بار به این جهت که حتی نام چمران از قد و قواره این فیلم خیلی بزرگتر است، و این فیلم درحدی نیست که نام چمران را یدک بکشد. چ حتی به اندازه یکی از حروف نام چمران نتوانسته لااقل یک پنجم از ابعاد شخصیتی چمران را نشان دهد.

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.