Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 44388
تاریخ انتشار : 14 بهمن 1392 17:2
تعداد بازدید : 1296

تحلیل دین و ارتباطات از آیندۀ جهان (قسمت اول)

حجت الاسلام دکتر يحيى صالح نيا مدرس حوزه و دانشگاه و امام جمعه کن در مقاله"تحلیل دين و علم ارتباطات از آيندة جهان" به بررسی و تحلیل دین و علوم ارتباطات از آینده جهان پرداخته است.

حجت الاسلام دکتر يحيى صالح نيا مدرس حوزه و دانشگاه و امام جمعه کن در مقاله" تحلیل دين و علم ارتباطات ازآيندة جهان" به بررسی و تحلیل دین و علوم ارتباطات از آینده جهان پرداخته است. مقاله فوق توسط دکتر امیرکاوه مدیرگروه فرهنگ و ارتباطات اسلامی دانشکده ارزیابی شده است. (قسمت دوم مقاله)

مقدّمه

الف) تبيين موضوع

تحقيق حاضر با رويکردى کلامى وفلسفى به ترابط وتعارض بين آموزه هاى دين وعلم ارتباطات در ارتباط با آیندۀ جهان مى پردازد و درصدد توضيح وتبيين آسيب هاى احتمالى متوجّه دين مدارى از ناحية تحليل ها وفرايندهاى مورد بحث در علم ارتباطات پیرامون آینده مى باشد.

لازم به ذکر است که مراد از دين در پژوهش حاضردين اسلام است که شامل مجموعة حقايق وارزش هايى است که از طرق قطعى براى هدايت وسعادت انسان ها بر خاتم پيامبران الهى نازل گشته است .

مراد از علم ارتباطات در عنوان موضوع اصطلاح موجود در مجامع علمى وپژوهشى جهان است که به طور ويژه در صد سال اخير مورد تأکيد قرار گرفته است وتعاريف تخصّصى درمورد آن در بخش اوّل(کلّيات)مورد بررسى قرار گرفته است. به صورت پيش فرض ميتوان گفت علم ارتباطات دانش انتقال معانی در شعور عامّه مى باشد.

همچنين آيندة مورد اشاره در عنوان تحقيق به قسمتى از زمان نزدیک وپیش روی بشريت که هنوز به فعليت نرسيده تعریف شده وبا فرجام جهان که بیشترگزاره های دینی در ارتباط با آینده ناظر به آن است نسبت سنجی شده است.

با عنايت به مطالب فوق مى توان نتيجه گرفت که پژوهش حاضر به تعامل ها وچالش ها ودر نتيجه رهيافتهاى تحليلى ومقايسه اى بين نظريات مطرح دربارة تحوّلات آينده در هريک از دو عنصر دين وارتباطات مى پردازد.

ب ) انگيزة انتخاب موضوع و ضرورت بحث در مورد آن

اهتمام اديان مقدس الهى به ويژه دين اسلام به تربيت انسان هاى سالم وصالح وتأکيد برمسئوليت نسلهاى حاضر در هر دوره بر پى ريزى سامانه هاى تربيت سالم والهى براى نسل هاى آينده بر هيچ کس پوشيده نيست. اديان الهى با ترسيم مقابلة واقعى موجود بين حقّ وباطل در همة زمانها وتوصيه به پيروى ازفرستادگان الهى ودر عين حال توجّه دادن به پايه واساس باطل که همانا شيطان وجنود او باشند وتشويق به دورى و دشمنى با آنان سعى در پرورش عناصر سالم و خدامحور در جوامع انسانى داشته اند.

روند مبارزة حقّ وباطل با ورود به بطن آخرالزمان تشديد مى گردد و طرفداران جبهة حق با نزديک شدن وعدة نصرت الهى مشتاقانه تلاش کرده وبراى ظهور منجى وموعود آخر الزمان زمينه سازى مى کنند ودر مقابل  شياطين وجنود آنها و مترفان و مستکبران که زوال خود را نزديک مى بيينند ازهيچ کوششى براى سست کردن جبهة حق وبه تأخير انداختن زوال دائمى خود فروگذارى نمى کنند و مسألة اساسى در اين میان گسترده تر وپيچيده تر شدن ابزارهاى موجود در دست طرفداران باطل است که آنها را در صحنه هاى بيشتر ومعرکه هاى خطرناکتر رو در روى صالحان قرار می دهد. يکى از ابزارهاى پيچيدة فوق الذکر، علم ارتباطات است.

لذا در پژوهش حاضر سعى بر اين است که از منظر کلامى در مورد نظرات مطرح درعلم ارتباطات وتأثير گذارى آنها برآيندة جوامع انسانى ونيز شيوة نگرش دين به آینده وچالش های آخرالزمانى این دو پدیده تحقيق شود.

ج)  پيشينة تحقيق

دربين تحقيقات فراوان مراجعه شده در خصوص موضوع مورد بحث، تحقيقى اعم از کتاب يا مقاله  که به طور مشخّص به تحليل و مقايسة آينده از منظر دين وعلم ارتباطات بپردازد يافت نشد. ولى تحقيقات فراوانى هستند که آينده را از نگاه دين به صورت مستقل و ازنگاه علم ارتباطات به صورت جداگانه مورد تحليل وبررسى قرار داده اند.

اگرچه آينده پژوهى امروزه خود به يک شاخة علمى مستقل تبديل شده است وانديشمندان مختلفى با رويکردهاى متفاوت وحتّى متناقضى به سراغ آن رفته و اين رشته را بيش از پيش پربارتر کرده اند با اين حال هنوز هم آينده شناسى از منظر دين وعلم ارتباطات به همراه مقايسه و تحليل تنها با مراجعه به بطن ومتن خود اين دو عنصر ممکن خواهد بود. لذا تاريخچة اين بحث رابايد به عنوان زير شاخه اى از دين وعلم ارتباطات مورد مطالعه قرار داد.

در خصوص آينده پژوهى دينى بايد گفت اين بحث قدمتى به اندازة بقية مباحث دينى دارد چرا که نگاه به آينده وتلاش براى بهتر شناختن و بهتر ساختن آن جزو فصول مشترک همة اديان الهى و حتّى بسيارى از مکاتب بشرى بوده است.

البتّه دين اسلام به طور روشن و مذهب شيعة اثنا عشرى به طور روشن تر آينده پژوهى را در متن خود قرار داده وشاخه هاى مختلفى از قبيل : ويژگى هاى آخرالزمان،رويدادهاى واقع در آن ،آمادگى براى ورود به آن و سرنوشت مسائل مختلفى از قبيل سياست ،حکومت وقدرت در آن را مورد بحث و بررسى قرار داده اند. انديشمندان ونويسندگان دين باور نيز به تبع متون اصيل دينى همين روند را تا امروز ادامه داده اند.

امّا در خصوص تاريخچة آينده پژوهى در علم ارتباطات،امر تقريباً برعکس است.  چرا که انديشه هاى آينده نگر درعلم ارتباطات بيشتر در قرن بيستم ميلادى رشد و پرورش يافتند. با اين حال مى توان گفت: تفکرات اجتماعى، فيلسوفانه و حتى تفکرات زيبايى شناسانه و هنرى انديشمندان هزاره هاى اخير همگى درخدمت تدوين وترکيب نظريه هاى ارتباطات اخير بوده اند. در واقع پويايى علم ارتباطات نيز مانند بسيارى علوم ديگر از انديشه ايرانيان، روميان و يونانيان پيش از ميلاد مسيح، آغاز شده است. ويلبر شرام در کتاب زندگى و انديشه پيشتازان علم ارتباطات تأکيد مى کند:

رومى ها کلمۀ ارتباط [1]را به کار بردند و يونانى ها داراى ريشه سخنورى و بلاغت بوده اند. در يونان به تحليل و آموزش علم معانى بيان مى پرداختند که در مفاهيم  اقناع و تبيين معنا مى يافتند. افلاطون يکى از کتب کلاسيک تاريخ مطالعه ارتباطات را به صورت تمثيل در غار تأليف نمود. در اين رابطه شرام[2] فعاليت هاى فکرى ارسطو، سقراط، افلاطون، سفسطه گرايان، کنفسيوس و سزار را يادآورى مى کند.[3]

با اين حال تا قبل از شروع قرن بيستم عليرغم گسترش ابزارهاى ارتباطات،تحقيقات بنيادين ارتباطى از جمله پيرامون آينده به ندرت به چشم مى خورد. امّا درسالهاى بين 1910تا1930ميلادى دنياى ارتباطات محققان بزرگى را تجربه مى نمايد. کولى[4]، ديويى[5]، پارک[6]، ساپیر[7]، لاسول[8]، ليپمن[9]، لوين[10] محققين بزرگى بودند که آثارى در حوزه ارتباطات داشتند. در دهه 1930 پيشرفت هاى تدريجى خصوصاً توسط لازارسفلد[11]، لوين، لاسول و هاولند[12] انجام شد. سال هاى قبل از دهه چهل سال هاى بسترسازى مطالعات ارتباط و سال هاى دهه 40 و 50 سال هاى رشد متفکران اين حوزه بود. به مرور شمار محققان اين حوزه افزايش يافت. آموزش و تحقيق گسترش يافت. و واحد هاى دانشگاهى و موسسات پژوهش تأسيس شدند.

دامنه اين علم هم به علت مطالعات ارتباطى و هم به علت بحث تبليغات سياسى و تجارى که در اين علم مى گنجند به شدت وسعت يافت. دليل ديگر نيز وقوع جنگ هاى پى در پى و مسايل ناشى از آن بود که خبر نگارى و نيز تأثيرگذارى بر افکار عمومى و ... را به شدت با اهميت نمود. فعاليت هاى سياسى سياستمداران بايد به گونه اى انسان دوستانه بر کام افکار عمومى مى نشست، اين شرايط به علاوه پاره اى علل ديگر منجر به رشد علم ارتباطات و تئورى هاى آن از جمله در زمينة آينده پژوهى شد.[13]

 د) سؤال اصلى تحقيق

از مباحث مذکور در رابطه با انگيزة انتخاب موضوع روشن شد که يک سؤال اساسى تحقيق حاضر را تحت الشعاع خود قرار داده است وآن اين است که آيا نظریات مطرح در علم ارتباطات دیدگاه مشترکی با دین راجع به آینده دارنديا خير ؟

س)  سؤالات فرعى تحقيق

 در راستاى سؤال اصلى تحقيق، سؤالات فرعى فراوانى وجود دارند که پاسخ مناسب ودقيق به هريک از آنها پاسخ سؤال اصلى را روشنتر خواهد ساخت. از جملة اين سؤالات مى توان به موارد ذيل اشاره کرد:

1.      منظور از علم ارتباطات چيست؟

2.      چه تعريفى از دين در تحقيق حاضر، مورد نظر مى باشد؟

3.      جهت گيرى رشد علم ارتباطات  با جهت گيرى هاى دينى چه نسبتى دارد؟

4.      نقش علم ارتباطات در تعجيل يا تأخير پديده هاى دينى وضدّ دينى چيست؟

5.      نگاه دين به بهره گيرى از دستاوردهاى علم ارتباطات چگونه است؟

6.      آثار مثبت ومنفى علم ارتباطات در حوزة دين ودين مدارى چه بوده است؟

7.      آيا در متون دينى مباحثى پيرامون ارتباطات وعلوم مربوط به آن وجود دارد يا خير؟

8.      آيا دستاوردهاى علم ارتباطات صرفاً بشرى وعرفى است يا جنبة دينى نيز دارد؟

9.      آرمانشهر دینی چه تفاوتها واشتراکاتی با آرمانشهر ارتباطات دارد؟

ل) فرضية تحقيق

رسالۀ حاضر براین فرض استوار است که آرمان شهر دینی لزوماَ آنجایی نیست که ارتباطات جدید وعلوم وابزارهای مربوط به آن مارابدانجا می برند.

ى) روش تحقيق

روش هاى متعددی در آينده پژوهى مورد بهره گیری قرار می گیرند. برخی از این روشها عبارتند از:

الف.ديده بانى: پايش مستمر تغييرات جهانى در زمينه هاى مختلف، بر پايه بررسى نظام مند محتواى مطالب روزنامه ها، مجلات، پايگاه هاى اينترنتى و ديگر رسانه ها، به منظور کشف "سيگنال هاى تغيير". ديده بانان به جاى پايش رويدادها بر پايش روندها يعنى تغييرات مستمر در طول زمان تمرکز مى کنند (ديده بان فرهنگى اجتماعى، ديده بان فناورى، و ....).

1.   تحليل روند: مطالعه يک روند مشخص به منظور کشف ماهيت، علت هاى بروز، سرعت توسعه و پيامدهاى بالقوه؛ (مثل تحليل روند تغيير شکل عزادارى هاى مذهبى در ايران)

2.   پايش روند: روندى که در يک بخش خاص اهميت دارد مثل پايش روندهاى مد (براى مصرف کنندگان مدگرا / براى طراحان لباس/ براى نخبگان فرهنگ ساز جامعه و ...)

3.   برون يابى روندها: با داشتن اطلاعات آمارى مى توان نمودار تغييرات روندها را ترسيم نمود و با ادامه دادن نمودار مى توان آن را برون يابى کرد.

ب. توسعه و تحليل سناريو: سناريو نويسى تلاشى است براى تجسم رويدادهاى ممکن آينده بر پايه آن چه که مى دانيم. سناريوها به ما کمک مى کنند تا بفهميم که نتايج و پيامدهاى احتمالى تصميمى که  اتخاذ مى کنيم چه خواهد بود.

ج. تحليل تاريخى: به منظور پيش بينى نتايج و پيامدهاى آتى رخدادهاى کنونى؛ با اين پيش فرض که گاهى تاريخ تکرار مى شود. (طرح ديدگاه دينى شيعه پيرامون سنتهاى الهى)

    د.چشم انداز پردازى: با مرور رويدادهاى گذشته، و موقعيت کنونى، مى توان چشم اندازى از آينده هاى مطلوب ايجاد کرد و کوشش نمود تا راه هاى مشخص و خلاقانه اى را براى شکل بخشيدن به چنين آينده هائى يافت.

درآینده پژوهی دینی نیز روشهای متعددی را می توان پیش گرفت. ازجمله این روشها، مطالعه وتحلیل فلسفۀ دینی تاریخ است. براى پيش بينى حرکت تاريخ، ديدگاه‏ها و چشم اندازهاى مختلفى وجود دارد؛ مانند: پيش گويى و پيش بينى کاهنانه، مديريتى، علمى  تجربى ، فلسفى و وحياني. به نظر مى‏رسد کامل‏ترين و دقيق‏ترين ديدگاه را مى‏توان ذيل گزينه فلسفۀ تاريخ ارائه داد.

فلسفۀ تاریخ،علم به تحوّلات وتطوّرات جوامع ازمرحله ای به مرحلۀ دیگر وشناخت قوانین حاکم بر این تحوّلات وتطوّرات است وبسیاری از اندیشمندان غربی ونیز اسلامی با همین نگاه فلسفۀ تاریخی به تحلیل آینده پرداخته اند.[14] این نوع نگاه با تحلیل وبررسی ونیز اثبات تکاملی بودن یا نبودن حرکت تاریخی بشر دقیقترین وشفّافترین تحلیل را از آینده ارائه می دهد.البتّه فلسفۀتاریخ اسلامی با نوع غربی آن تفاوتهای عمده ای دارد. چراکه فلسفۀ تاریخ به روایت غرب در تحلیل اصل حرکت ونیز برایندآن وهمچنین در مکانیسم وابزارهای حرکت تاریخ به حس وتجربه ودانش نسبی خود متّکی است ولذا در برهه ای از زمان به نفی اصل حرکت در تاریخ پرداخته ودربرهه ای دیگر برایند حرکت تاریخ را تاریک ورو به زوال تصوّرکرده ودر برهه ای دیگردرتحلیل مکانیسمهای حرکت به اصول ومبادی مادّه گرایانه همچون اصول دیالکتیک تز،آنتی تز وسنتزروی آورده است.[15]  امّا درفلسفۀ تاریخ اسلامی يافته‏هاى تجربى و فلسفى تبیین کنندۀ همه چیز نیستند بلکه فقط، به کمک تحليل‏هاى وحيانى و دينى مى‏آيند تا سير حرکت تاريخ را به روشنى بيان ‏کنند.[16]

روش دینی دیگر مطالعه وتحلیل مفاد پاره اى از آيات و روايات معطوف به آينده است که مى توان آنها را در دو سطح کلان و خرد دسته بندى نمود:

الف. سطح کلان

1.     فرجام هستى و انديشه سراى ديگر.

2.     فرجام بشر.

انديشه تحقق جامعه آرماني.

ب. سطح خرد: سنت  هاى الهى و اجتماعى

آينده نگرى دينى از ویژگی های خاصی برخوردار است. ازجملۀ این ویژگی ها می توان به، تعامل دو سطح کلان و خرد آينده نگرى دينى؛ قطعيت آينده نگرى کلان دينى، عدم نفى اراده و ختيار انسان، ارزش شناخت شناسى، برخوردارى از گزاره هاى آگاهى بخش و گزاره هاى هنجارى،استفاده از روش هاى متعارف و عصرى و وجه هدايتى آينده نگرى در بستر دين اشاره کرد.

يک نکتۀ مهم درآینده نگری دینی بهره گیری از متون ماورایی است. بهره گيرى از آيات و روايات مى تواند ما را به سوى نوعى آينده پژوهى مترقى، بالنده و متعالى سوق دهد که مى توان آن را آينده پژوهى قدسى ناميد. و در اين راستا با فرموله کردن "انتظار فرج" در معناى صحيح و سازنده آن، مى توان آينده پژوهى قدسى رابه مثابه علم الانتظار دانست.[17]

 در مجموع باید گفت: روش تحقيق در اين رساله، مطالعۀ گذاره های دینی اعم ازآیات ،روایات ونظرات علمای دینی درارتباط با آیندۀ جهان ونیز مطالعۀ نظریات مطرح ارتباطی درزمینۀ آینده و توصیف نتایج این مطالعات و تحليل مقایسه ای  محتوای نتایج خواهدبود. روش گردآوری مطالب نیز کتابخانه اى است.

بخش اوّل :کليات ومفاهیم

فصل اوّل: تعریف دين

 گفتار اوّل: تعريف لغوى و تعاريف اصطلاحی دین

دين در لغت به معناى اطاعت،جزا ، خضوع تسليم و است .[18] این واژه بيش از نود بار در قران به کار رفته است و بر معانى جزا وپاداش[19]، اطاعت وبندگى[20]،شريعت وقانون[21]،ملّت[22] ، تسليم[23] واعتقادات[24] دلالت دارد. واژۀ دین در روايات نيز به معناى ايمان،يقين، حبّ وبغض قلبى ، عزّت ، نور، حيات، اخلاق وغيره به کار رفته است که در واقع بسيارى از اين معانى بايد مصاديق دين تلقى شوند.[25] متفکران اسلامى با توجّه به آیات وروایات مذکور درتعريف دين به عقايد ،اخلاق واحکام توجه نموده اند.[26] علّامۀ طباطبایی ازدین به سنّتی اجتماعی که شامل عقاید، قوانین ، آداب ورسوم خاصّی می گردد تعبیر کرده است.[27]  آیت الله سبحانی ازمتکلّمان معاصر نیزدر تعریفی مشابه دین را مجموعۀ عقاید، قوانین وآدابی می داندکه هدف آن پرورش جامعۀ انسانی باشد.[28] آیت الله مصباح یزدی نیز دین را به اعتقادبه آفریینده ای برای جهان وانسان ودستورات عملی متناسب با این عقاید تعریف کرده است.[29]برخی از متفکّران معاصر نیز باتکیه بر نظام مندی دین آن رابه مجموعه ای از نظامها، عقاید، معارف واحکام تعریف کرده است.[30]

بعضی از معاصرین نیز دین رابه متون دينى [31]تفسير و دين رابامتون دينى خلط کرده است. چرا که متون دينى مجموعة منابعى است که از حقايق دينى حکايت مى کند؛ بنابراين در تعريف دين بايد به مدلول توجه شود؛ يعنى حقايق دينى در تعريف اخذ گردد.

امّا در بین متفکران مغرب زمين اتّفاق موجود دربین اندیشمندان مسلمان به چشم نمی خورد. غربیان  با رويکردهاى مختلف جامعه شناختى، روان شناختى، پديدار شناختى، کارکرد گرايى ويا به عبارت ديگر با روش مفهومى، اخلاقى، شهودى، عاطفى ويا مختلط ومرکب به تعريف دين پرداخته اند. براى نمونه:

ويليام جيمز[32] با تعريف روان شناسانه مى گويد : دين عبارت است از احساسات ، اعمال وتجربياتى که افراد به تنهايى و درپيشگاه خداوند مى يابند.[33]                                                 

ماکس پلانک[34] نيز شبيه همين تعريف را ارائه مى نمايد.[35]

پارسونز[36] جامعه شناس معروف دين را مجموعه اى از باورها، اعمال ، شعايرونهادهاى دينى معرفى مى کندکه افراد بشر در جوامع مختلف بنا کرده اند.[37]

فردريش شلاير ماخر[38] ،دين را احساس اتکاى مطلق مى داند.[39]

هربرت اسپنسر[40]و براولى[41] نيز بر تعاريف معرفتى واعتقادى تأکيد ورزيده اند.[42]

برخى از نويسندگان غربى مانند اس ديناخ[43] با رويکردى طبيعت گرايانه وملحدانه ، دين را مجموعه اى از اوامر ونواهى دانسته اند که مانع  عمل کرد آزاد استعدادهاى انسان مى گردند.[44]

در دهه های اخیر شمول‏گرایانی [45]مثل کارل کاونر[46] متالّه و متکلّم نامدار کاتولیک [47]در غرب معتقد ند دین ،همان حق مطلق است لذا همة ادیان به شرط آن که به ضوابط آن گردن بنهند می بتوانند به آن حقیقت و سعادت دست‏یابند.[48]

در مقابل این نظریّه کثرت گرایانی [49] مثل  جان هیک[50] قرار دارند که دین را به حقّ متکثّر تعریف کرده اند . [51]

برخى از اندیشمندان مثل شلایر ماخر و رودلف اتو ، نیز  تجربه دینى را مبنا و پایه تعریف دین قرار داده اند. فردریک شلایرماخر (1768- 1634) با تاکید بر «احساس اتکاى مطلق‏» به عنوان گوهر دین، سعى کرد دین را که توسط غالب روشنفکران رد شده بود، به میان آنها باز گرادند و دین را از دست اندازى‏ها و انتقادات مصون سازد .[52]

شایدیکی از بهترین وجامعترین نظریّات در این زمینه نظریّۀ نینیان اسمارت[53] باشد. او دین را به ماهیّتی که شش خصیصۀ عقیدتی، اسطوره ای، اخلاقی، تجربی، اجتماعی وعبادی دارد تعریف کرده است.[54]

 گفتار دوّم : جمع بندی این فصل وبیان تعريف برگزيده

 غالب تعاريف نقل شده ار اندیشمندان غربی دچار اشکالات مشترکى هستنداز جمله اينکه بر اساس پيش فرضهاى خود به تعريف دين پرداخته اند. مثلاً دايناخ با پيش فرض ملحدانه و سکولاريستى  و نفى هرگونه نياز بشر به دين ، آن را مانع رشد استعدادهاى انسان معرفى مى کند.

 

هم چنين اين پژوهشگران تنها به يک بعد از ابعاد دين توجه نموده اند،مثلاً تنها به اخلاق يا احساس يا اعتقاد ويا کارکردهاى روان شناختى وجامعه شناختى عنايت داشته اند واز ساحتهاى ديگر دين غفلت يا تغافل ورزيده اند.

به هر حال در پژوهش حاضرمراد از دین ،دین خاتم یعنی اسلام است .یعنی مجموعة عقاید، نظامها، معارف واحکامی که براى هدايت انسانها بر خاتم پيامبران نازل گشته است. این تعریف هماهنگ با مفهوم قرانی وروایی دین ونیز تعاریف منقول از اندیشمندان مسلمان بوده واشکالات موجود در تعاریف غربی بر آن وارد نیست.

فصل دوّم: تعریف علم ارتباطات

« آقاى ادوين امرى[60] ارتباطات رادرمعنى عام عبارت ازفن انتقال اطلاعات،افکارورفتارهاى  انسانى ازيک شخص به شخص ديگر دانسته است .»[61]

«انجمن بين المللى تحقيقات ارتباط جمعى اين واژه رابا ابزارهاى آن تعريف کرده ومنظوراز آن را روزنامه ها، نشريات، مجلات، کتب، راديو، تلويزيون وسايروسايل ارتباطى همانند تلگراف و کابلهاى زيردريايى شمرده است .ازنظراينان ارتباط، چگونگى توليدوتوزيع کالاها وخدمات مختلفى را که وسايل و فعاليت هاى فوق به عهده دارند بيان مى نمايد .»[62]

«چالزکولى[63]ارتباط راسازوکارى دانسته که درخلال آن روابط انسانهابرقرارشده وبسط مى يابدوتمامى مظاهرفکرى ووسايل انتقال وحذف آنهادرمکان وزمان برپايه اين سازوکارتوسعه مى يابد.

از نظرميکى اسميت[64] نيزارتباط يعنى فراگردانتقال اطلاعات ،احساسات ،حافظه وافکاردرميان مردم .

لاندبرگ[65]، شراگ[66] ولارسن[67] نیز درتعریفی بسیارموجزارتباط راانتقال معانی یا پیام ازطریق نمادهایی چند می دانند.»[68]

«عقيده جورگن[69] درباره ارتباط از زاوية تبليغى قابل توجه است.او معتقد است ارتباط عبارت است از فراگردهايى که بر مبناى آن انسانها همديگر را تحت نفوذ قرار مى‌دهند.

عقيده کارل هاولندنت[70] درباره ارتباط تقريباً مانند عقيده جورگن است.

او مى‌گويد: ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال يک محرک  معمولا علامت بيانى  از يک فرد  ارتباط گر  به فردى ديگر  پيام گير  به منظور تغيير رفتار او.

  مانيوس اسميت[71]  نيز درباره ارتباط معتقد است: هر نوع عملى که بوسيله فردى انجام شود که طى آن فرد ديگرى بتواند آنرا درک کند ارتباط ناميده مى‌شود. خواه اين عمل با استفاده از يک وسيله انجام شود يا بدون وسيله.

به عقيده آرانگارن[72] ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات در محدوده سه چيز انتشار، انتقال ودريافت پيام. »[73]

از نوشته ها وسخنرانیهای اخیر پروفسور مولانا استاد رشتۀ ارتباطات بین الملل در دانشگاه آن آمریکن[74] آمریکا چنین بر می آید که وی با تأثّر از افکار توماس رايد[75] فیلسوف اسکاتلندی [76]  ارتباطات راانتقال معانی در شعور عامّه می داند.[77]

پروفسور سیّدحمید مولانا دراین باره تصریح می کند «باآنکه رايد، يک فيلسوف بود وپژوهش‌هاى خودرابه بررسى  ذهن بشر و فلسفه اختصاص داده بود، مى‌‌توانيم مفاهيم مفيدى را که مى‌‌تواند در زمينة علوم ارتباطات و اطلاعات به کار آيند، از آثار او استخراج کنيم. هدف اصلى انتقاد «رايد» چيزى است که خودش،‌ آن را «نظرية معانى» مى‌‌خواند.اين ديدگاه که مشترکاتى با افکار دکارت[78]، لاک[79]، برکلى[80] و هيوم[81] دارد، مى‌‌گويد: چيزى که مسقيماً مورد ادراک واقع مى‌‌شود. «معانى» هستند و نه اشياء واقعي. اگر چه ممکن است فلسفه شعور عامه «رايد»، - همانطور که توسط بسيارى از منتقدينش اشاره شده است – پاسخ بسيارى از پرسشهاى فلسفى نباشد، ولى اين مسأله نبايد باعث شود که خود را از حق اخذ برخى از اين مفاهيم و ساختارهاى عقلى و به کار بردن آن‌ها در زمينه علوم ارتباطات، محروم سازيم.»[82]

گفتار دوّم: جمع بندی این فصل وبیان تعريف مختار

عليرغم دقّتى که در تعاريف علم ارتباطات به کار رفته است  تاکنون تعريف واحدى از ارتباطات که همه را قانع کند وبه اصطلاح پيش گفته حدّ تامّ باشد ارائه نشده است. بسيارى از اين تعاريف بر مفاهيم متفاوت ، و گاهى متضاد دلالت دارد.  دريک تعريف، معنى آن تبادل متفکرانه ديدگاه ها از طريق يک مکالمه معنادار بين دو انسان مى باشد؛ در حالى که از نظر يک تعريف کنندة ديگر، مى شود آن را به پيام ساده ارسال شده، بدون تفکر يا درخواست بازخورد، اطلاق کرد. با اين تعريف اخير، مى توان گفت ماشين ها و جانوران پائين تر نيز ارتباط برقرار مى کنند در حالى که بنا بر تعريف اوّل ارتباطات منحصر در انسانها بود.

درتحقيق حاضرمراد از علم ارتباطات به صورت پیش فرض دانش انتقال معانی در شعور عامّه البتّه بیشترباتکیه بروسایل ارتباط جمعی مى باشد .این تعریف در عین سادگی وروشنی ازپشتوانة فلسفی واعتبار علمی بر خوردار است.

دومفهوم دیگر نیزدرعلوم ارتباطات مطرح اند و در ضمن تحقیق ازآنها استفاده خواهد شد بنابراین به صورت اختصار این واژه ها را مورد بررسی قرار می دهیم:

«الف: مخاطب

اثر گذارى بر مخاطب و ذهن واحساس وديدگاه او هدف اصلى در علم ارتباطات شمرده مى شود.  به عبارت ديگر مخاطب هدف اصلى آموزه هاى علم ارتباطات و وسايل ارتباط جمعى در جهت انتقال پيام محسوب مى شود. و مخاطب کسى است که محتواى پيام به او مربوط مى شود يا سهمى از پيام داشته و پيام به منافع و مصالح وى مرتبط مى باشد .

 ج: رسانه

رسانه  ابزار انتقال پیام در فرایند ارتباطات شمرده می شوند. علم ارتباطات با تسلط بر رسانه ها حرف اوّل را در کميت وکيفيت تبليغ مى زند. واين مطلب به قدرى ملموس بوده که برخى مدّ عى اند هر چه رسانه بگويد همان مى شود چراکه رسانه به رفتار مخاطب شکل داده و رفتارهاى همگانى و کليشه اى پديد مى آورد . البته امر هميشه به اين راحتى نيست چرا که  مخاطب موجودى سرسخت و فعال است و خود را در معرض هرپيامى قرار نمى دهد و پيامى را بر مى گزيند که با ذهنيت هايش همخوانى داشته باشد . لذارسانه هاى همگانى در جهتى حرکت مى کنند و مسيرى را براى فعاليت بر مى گزينند که با گزينش مخاطب تناسب داشته باشد .»[83]

 مقدّمه

در طی تاریخ بشریت همواره انسان ها در تلاش بوده اند که روشهایی برای پیش گویی آینده پیدا کنند؛ مانند نگاه کردن به ستاره ها و گوی کریستالی و غیره. اما در سالهای اخیر خصوصا" بعد از جنگ جهانی دوم، دانشمندان و محققان بسیاری که خود را آینده پژوه می نامند، روشهای کمی و کیفی متعددی را تهیه کرده اند که مبنای آنها آینده پژوهی بر مبنای عقلانیت است. آنچه که این آینده پژوهان را با غیب گوها و رمالان جدا می سازد ، عقلانیت حاکم بر روشها و نیز آگاهی از این واقعیت مهم است که آینده به هیچ وجه به طور مطلق و صد در صد قابل شناخت نیست.

به هر حال رشته جدید علمی که هدفش مطالعه منظم آینده است معروف به آینده پژوهی، آینده نگری و یا تحقیقات پیرامون آینده نامیده می شود و متخصصان آن آینده پژوه نام دارند.

آینده پژوهان به دنبال کشف، ابداع، ارائه، آزمون و ارزیابی آینده های ممکن، محتمل و بهترند. آنان انتخابهای مختلفی را راجع به آینده فرا روی انسانها قرار می دهند و در انتخاب و پی ریزی مطلوب ترین آینده به آنان کمک می کنند.

 گفتار اوّل: تعريف آينده وبیان ویژگی های آن

ازآینده می توان دوتعریف ارائه داد که درنگاه اوّل متفاوت به نظر می رسند. یکی از این تعاریف که بیشتر در علم ارتباطات ازآن یاد می شود در واقع قسمتى از زمان نزدیک وپیش روی  بشريت است که هنوز تحقّق پيدا نکرده وانسانها در کيفيت تحقق آن مى توانند نقش ايفا کنند. تعریف دوّم که بیشتر در متون دینی از آن بهره گرفته می شود، قسمت نهایی تاریخ بشرو به عبارت دیگر فرجام جهان است. اگرچه این دو تعریف همانگونه که گذشت متفاوت به نظر می رسند امّا باتوجّه به نامعلوم بودن پایان تاریخ وبه اصطلاح غیبی بودن آن، نمی توان این دو تعریف را درجهان عینی ودر عالم واقع جدای از هم دانست وفرض عینیت آنها را هرچند به صورت احتمال نداد. علاوه بر اینکه مفاد آیات وروایات متعددی از قریب الوقوع دانستن فرجام بشر برای فردفرد انسانها وبویژه منتظران منجی حکایت دارد که قسمتی از آنها در بخش دوّم درفصل تحلیل دین ازآینده مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

به هر حال «مفهوم آينده سه ويژگى مهم دارد:

1.      قابل فهم بودن آينده

يک حقيقت مهم در مورد آينده عبارتست از اينکه ما همه چيز را درباره آينده نمى توانيم بفهميم زيرا جهان توسط يک سيستم بسيار پيچيده اى رو به جلو حرکت مى کند اما جزئى ترين دانشى که مى توانيم درباره آينده کسب کنيم براى بهبود آينده هاى شخصى و جمعى خودمان بسيار ارزشمند است. از جملة دانشهاى که در مورد آينده می توانيم به آن برسيم درسهايى است که از گذشته گرفته ايم چرا که يک نوع ارتباط و يکپارچگى بين گذشته و آينده وجود دارد. در حقيقت اگر هيچ ارتباطى بين گذشته و آينده وجود نداشت اصلاً ما قادر به تفکر درباره آينده و شناخت اتفاقات محتمل نبوديم. در چنين حالتى فقط مى توانستيم به حوادث در زمان به وقوع پيوستن آنها عکس العمل نشان دهيم.

 2.      قابل بهبود بودن آينده

انسانها اگر چه قدرت چندانى براى تصرّف در کائنات ندارند اما قدرت خارق العاده اى در بهبود آينده شخصى  و جمعى خودشان دارند همانطور که اشخاص گوناگونى اين موضوع را اثبات کرده اند. انسانها در حقيقت با نيروهاى طبيعى و اجتماعى به مسيرهاى مختلف هل داده نمى شوند. ما قدرت قابل توجهى در ارزيابى حوادث گذشته و احتمالات آينده داريم تا با اقدامات حساب شده ، آينده خود را بهبود بخشيم. يعنى ما زندانى تقدير وسرنوشت نيستيم بلکه قدرت قابل توجهى براى شکل دادن به آينده داريم.

3.      فوريت وقوع درآينده

  انسانها چه بخواهند وچه نخواهند آيندة شخصى ونوعى آنها دم به دم به حقيقت مى پيوندد وآنان که تسليم حوادث روزمرّه ومشغول دم غنيمت شمرى شوند بهرة وافرى از زندگى نخواهند برد. چرا که روح انسانى براى جهانى عالى تر وزندگى روح افزاترى خلق شده است وعدم برنامه اى جامع در زندگى که کتب آسمانى از آن تعبير به آينده مى کنند همة هستى انسان غافل را به باد خواهد داد.  لذا صحيح نيست که تفکر درباره مشکلات فورى و ضرورى ما را نسبت به تفکر درباره آينده باز دارد. با توجه به ادامه داشتن و يکپارچگى حوادث از گذشته به آينده، آينده پژوهى يک کار شدنى است.  از سوى ديگر تغييرات بسيار سريع جامعه کنونى که در آن زندگى مى کنيم آينده پژوهى را به يک اضطرار و فوريت تبديل مى کند. امروزه تغييرات تکنولوژيکى و اجتماعى ، با سرعت بالائى که قبلا" وجود نداشت، در حال رخ دادن است. اگر  آينده پژوهى بيشترى انجام ندهيم، با مشکلات روزافزونى در تصميم گيريها مواجه خواهيم شد. تصميم هاى خوب بستگى کامل به دورنگرى خوب دارد.

بنابراين آينده پژوهى نبايد بخاطر مشغله زياد و در گير شدن با بحرانها و مسائل جارى فراموش شود. ما نبايد  اعتقاد داشته باشيم که " چرا نگران آينده باشيم. بالاخره آينده خواهد آمد و آنگاه ما مى توانيم به آن فکر کنيم و راه حلى پيدا کنيم".  آينده  و آينده پژوهى بسيار مهم و ضرورى است چون نميتوانيم به وقوع پيوست آنرا به تعويق بياندازيم. فرصت ها، تهديدها و ريسک ها در اتاق انتظار نمى نشينند تا ببينند ما آماده ايم يا نه و بعد به وقوع پيوندند. بلکه کاملا" برعکس، در بيشتر اوقات زمانى که ما کمترين آمادگى را داريم آنها اتفاق مى افتند. تنها پاسخى که ما نسبت به اين حوادث داريم همان تفکر روبه جلو و آماده بودن در بهترين حالت ممکن براى مواجهه با آنهاست.»[84]

 گفتار دوّم : انواع آینده نگری

 بطورکلی روشهای تحقیقی در آینده پژوهی به دو دسته کلی تقسیم بندی می شوند:

               - روش های توصیفی یا استتناجی

               - روش های تجویزی یا هنجاری

    در روش های توصیفی یا استتناجی، سعی بر این است که با مطالعه حوادث گذشته و حال و با توجه به روندهای حاکم در زمینه های مختلف، آینده یا آینده های مختلفی راکه احتمال بوقوع پیوستن آنها وجود دارد، تشریح و توصیف شوند. یعنی این روش ها هر آنچه را که در آینده می تواند بوجود آید، توصیف می نمایند. بدین ترتیب تصویر یا تصویرهائی از آینده بدست می آید که هرکدام برنامه ریزی خاصی را نیاز دارد. در این حالت محققان شرایط محتمل و ممکن را شرح می دهند. 

 در روش تجویزی یا هنجاری، بیشتر تمرکز بر روی شرایطی است که آینده "باید" حاوی آن باشد. یعنی با توجه به ارزش ها و ترجیحات فردی یا اجتماعی می توان تصویر یا تصویرهائی از آینده مطلوب به دست آورد و سپس با برنامه ریزی گام به گام رسیدن به آن آینده مطلوب را کشف و مورد بررسی قرار داد.

 البته لازم به ذکر است که روشهای آینده نگری یا آینده پژوهی از ساختاری غیر قابل انعطاف پیروی نمی کنند یعنی هر آینده پژوهی می تواند با توجه به تخصص خود در زمینه های مختلف روشهای مختلفی را استفاده نمایند. [85]

 گفتار سوّم: پنج دیدگاه کلی آینده نگری

دیدگاه های آینده نگری متنوع و متعدد بوده و به همان نسبت می توان آنها را به گروه ها و دسته های مختلف تقسیم بندی کرد. ولی پنج دیدگاه کلی در آینده پژوهی مورد قبول بیشتر آینده پژوهان قرار گرفته است که بطور مختصر در اینجا شرح داده می شود. روشن و واضح است که دیدگاه های آینده نگری ماهیت کمی و کیفی داشته و لذا هر کدام معایب و مزایای به خصوص خود را داراست. برای رسیدن به آینده پژوهی بهتر همانطور که قبلا" اشاره شد استفاده از چندین روش متعدد و مختلف الزامی است.

دیدگاه استتناجی : پیروان این دسته از روشها، معتقدند که آینده در حقیقت ادامه منطقی گذشته است. به اعتقاد این افراد نیروهای غیر قابل تغییر و بزرگی آینده را به صورت یکپارچه و قابل پیش بینی بوجود می آورند. بنابراین هر کسی که روندهای گذشته را بخوبی شناسائی کند می تواند با استفاده از منطق حاکم بر روندهای گذشته آنها را به سمت آینده گسترش داده و بهترین پیش بینی ممکن را بدست آورد. روشهای تحلیل روندهای فنآوری به این دیدگاه تعلق دارند.

دیدگاه تحلیل الگوها: در این دسته از روشها اعتقاد بر این است که تاریخ تکرار خواهد شد. ساز و کار های باز خورد قوی در جامعه به همراه محرکهای انسانی باعث تکرار روندها و حوادث گذشته در الگوهای قابل پیش بینی و ادواری خواهد شد. بنابراین بهترین پیش بینی در این حالت با شناسائی و تحلیل مقایسه ای موقعیت های گذشته و ارتباط دادن آنها با آینده های محتمل بدست می آید.

دیدگاه تحلیل هدف: پیروان این دسته از روشها معتقدند که آینده توسط باورها و اقدامات افراد، سازمانها و ارگانهای مهم و کلیدی بوجود می آید و شرایط آینده می تواند با تغییر این افراد، سازمان ها و ارگانها بهبود یابد. بنابراین آینده را می توان با آزمایش و بررسی اهداف گوناگون تصمیم سازان و افراد موثر پیش بینی کرد و اهداف دراز مدت این افراد ، سازمانها و ارگانها و اقدامات برنامه ریزی شده آنها در حقیقت تصویر و نمای کلی و دراز مدت آینده را مشخص می کند.

دیدگاه آینده های متعدد: پیروان این دسته از روشها معتقدند که آینده نتیجه دسته ای از حوادث و عواملی است که غیر قابل پیش بینی، تصادفی و بدون ترتیب و گسترده می باشد. بنابراین آینده نگری بهتر زمانی خواهد بود که گستره وسیعی از روندها و حوادث ممکن شناسائی شده و آینده های متعدد و مختلفی را با جمع آوری اطلاعات از محیط های مختلف فعالیت افراد و سازمانها چه بصورت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تکنولوژیکی و زیست محیطی در یک فرایند برنامه ریزی انعطاف پذیر تصویر کنیم. نمونه بارز این دسته از روشها تکنیک برنامه ریزی بر پایه سناریوهاست.

دیدگاه مکاشفه ای: اساس اعتقادی این دسته از روشها بر این پایه استوار است که آینده توسط مخلوط پیچیده ای از روندهای غیر قابل تغییر، حوادث تصادفی، و اقدامات افراد و موسسات کلیدی شکل می گیرد. در نتیجه به دلیل این پیچیدگی بهترین روش برای آینده پژوهی، جمع آوری هر چه بیشتر اطلاعات و استفاده از فرآیندهای نیمه خود آگاه اطلاعاتی و کشف و مکاشفه شخصی برای بدست آوردن دانش و بینش کافی و مفید باشد. روش معروف در این دسته همان تکنیک دلفی است.[86]

    جمع بندی این فصل

 دراین فصل تعریف آینده بیان شدو ویژگی های آیندۀ مورد بحث ونیز انواع آینده نگری ودیدگاههای متفاوت آینده پژوهان نیز به صورت خلاصه تبیین گردید. دراین فصل مشخص شد که از منظر آزادی انسان، تصور آینده های گوناگون و سپس انتخاب میان آنها موضوع بسیار حائز اهمیتی است. در این راستا لازم است بصیرت افراد نسبت به آینده به دانشی فراتر از اینکه "آینده چه هست؟" و حتی فراتر از اینکه "چه می تواند باشد؟" مجهز شود. این بصیرت باید به احساسی از اینکه "آینده چه باید باشد؟"مسلح گردد. حرف آخر اینکه " آینده را ما از کسی به ارث نمی بریم و کسی آنرا به ما نمی بخشد بلکه آینده آن چیزی است که باید تصور کنیم و بسازیم."

ادامه دارد ...

منابع این بخش:

  Communication.. 1

 W. Schramm.. [2]

 [3] . ر.ک:ویلبر، شرام،زندگی واندیشۀ پیشتازان علم ارتباطات، ترجمۀ آذری، غلامرضا، صص  36-33 .

 Charls Couli. [4]

 Jann Diouvi. [5]

 [6].Carl Park

 Sapier. [7]

 Lasol. [8]

 Lipman. [9]

 Louvin. [10]

 Lazaresfeld. [11]

  Houvland. [12]

 [13] .همان.

 [14] .ر.ک: مطهّری، مرتضی، جامعه وتاریخ، صص 70.77.

 [15] .ر.ک: مهتا، ود، فیلسوفان ومورّخان، ترجمۀ عزّت الله فولادوند، صص151.159.

 [16] .ر.ک: صفایی حائری، علی، بررسی، صص 70.80.

 [17] .ر.ک: قانع، حمیدرضا، مقالۀ آینده پژوهی دینی، سایت اینترنتی : http://www.tebyan.com/Science_Technology/Hi_Tech_Managment/2007/12/10/54567.html

1. اصفهانی ، راغب ، مفردات القران ، واژۀ دین ؛ فیّومی ، مصباح المنیر،ص205؛  طبرسی،مجمع البیان، ج1،ص420.

 [19]. فاتحه:.4

 [20] . ذاريات:6.

 [21] . زمر:11.

 [22] . بقره :19 .

 [23] . انفال: 39.             

 [24] . کافرون: 6.

 8. محمدى ري شهرى، محمد، ميزان الحکمه، ج  3، صص  372.  395.

 9. طباطبایی، سیّدمحمّدحسین، شيعه دراسلام ،ص  3.

 [27].ر.ک: طباطبایی، سیّدمحمّدحسین، المیزان، ج10، صص18 و19.

 [28] .سبحانی ، جعفر، منشور جاوید، ج3،ص156.

 [29] .مصباح یزدی ، محمّد تقی، آموزش عقاید، ج1، ص28.

  [30] . صفایی حائری ، علی، از معرفت دینی تا حکومت دینی، ص112.

 1.ر.ک:سروش ، عبد الکریم ،قبض وبسط تئوريک شريعت ص255.

 Wiliam Jeimz.. [32]

 3.ر.ک: هیک ، جان ، فلسفۀ دین ،ترجمۀ، بهرام راد، ص119.

 Max Planck. [34]

 5. ر.ک: پلانک ،ماکس ، علم به کجا مى رود،ترجمة احمد آرام، ص225

 Parsonz. [36]

 7 . ر.ک:هیک ، جان ، فلسفۀ دین ،ترجمۀ بهرام راد، ص129.

   .Fredrish Shlaier Makher8

 9. ر.ک:الياده ،ميرچا ، دين پژوهى ، ترجمة بهاء الدين خرّم شاهى ، ص85.

Herbert Spenser. [40]

 Braovly. [41]

 [42].ر.ک:هیک ، جان ، فلسفۀ دین ،ترجمۀ بهرام راد، ص133.

 Es Dainakh.. [43]

 2. همان، ص142.

 [45]  ر.ک: پترسون، مایکل ودیگران، عقل و اعتقاد دینى: درآمدى بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقى و ابراهیم سلطانى، ص‏414.

 Karl Kauvter.. [46]

 Nclusivists..[47]    

 [48] ر.ک: همان، ص‏407.

  [49]. Pluralists.

 John Hick,op.cit. [50]

 [51] .ر.ک: همان.

 [52] ویلیام هوردرن، راهنماى الهیات پروتستان، ترجمه طاطه‏وس میکایلیان، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، صص 41. 40 .

 .Ninian Smar. [53]

 [54] . ر.ک: پترسون، مایکل ودیگران، عقل و اعتقاد دینى: درآمدى بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقى و ابراهیم سلطانى، ص‏20.

 1. Communications.

  Webster Dictionery, Communications..[56]

 [57] .عمید، فرهنگ فارسی، واژۀ ارتباط.

  Arasttou..[58]

 [59] . آذری، غلامرضا ، مقدّمه ای بر اصول ومبانی ارتباطات،صص 45.49.

 [60]. Edvin Emry.

 [61] . معتمدنژاد، کاظم، وسایل ارتباط جمعی، ص36.

 [62]. آذری، غلامرضا ، مقدّمه ای بر اصول ومبانی ارتباطات،صص 45.49.

 Charlz Cooli. [63]

 Mici Smit..[64]

 [65].G. A. Lundberg.

 [66]. C. C. S. Chrag.

 [67]. O. N. Larsen.

 [68] . ر.ک: رشیدپور، ابراهیم، وسایل ارتباط جمعی ورشد ملّی، ص3.

 Jourgan .[69]

 Karl Hovlendent. [70]

 . Maniuos Smit. [71]

 . Aran Garen. [72]

 [73] . آذری، غلامرضا ، مقدّمه ای بر اصول ومبانی ارتباطات،صص 45.49.

 On Amerikan University..[74]

 Thomas Reid.،.[75]

 [76] .فيلسوف اسکاتلندى، توماس رايد  ( Thomas Reid)  1910.1976 مؤسس «مکتب شعور عامه»  بود. او فرزند يک وزير بود که موفق شد به تدريس در کالج king در Aberdeen بپردازد و در نهايت توانست بعد از آدام اسميت (Adam Smith)، کرسى فلسفه اخلاق را در گلاسکو، تصاحب کند. مهمترين آثار او عبارتند از: پژوهشى در باب ذهن انسانى در مورد اصول شعور عامه (1764)، مقالاتى در مورد نيروهاى عقلانى بشر (1785)، و مقالاتى در مورد نيروى فعال بشر (1788).

 [77] مولانا ،حميد ،مقالۀ شعور عامه ارتباطات و ارتباطات شعور عامه، ارائه شده دربیست ویکمین کنفرانس سالانة انجمن بین المللی پژوهش وارتباطات، سپتامبر 2006 میلادی ،اسکاتلند، مترجم: سيد احمد حسيني.

 Decart.. [78]

 [79]. Jon Luck.

 [80]. Breckli.

 [81].David Hioum.

  [82] . مولانا ،حميد ،مقالۀ شعور عامه ارتباطات و ارتباطات شعور عامه، ارائه شده دربیست ویکمین کنفرانس سالانة انجمن بین المللی پژوهش وارتباطات، سپتامبر 2006 میلادی ،اسکاتلند، مترجم: سيد احمد حسيني.

  [83] . ر.ک: دادگران، سیّد محمّد، افکارعمومی ومعیارهای سنجش آن، ص11- 12.

 [84] .اقتباس وتلخیص از مجلّۀ الکترونیکی . اینترنتی آینده پژوهی ایرانیان به نشانی  اینترنتی: www.Iranian.futurist.com

  [85]. ر. ک: ملکی فر، عقیل وهمکاران، الفبای آینده پژوهی، صص12-16.

 [86] .ر.ک: همان ونیز به مجلّۀ الکترونیکی . اینترنتی آینده پژوهی ایرانیان به نشانی  اینترنتی : www.Iranian.futurist.com

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.