Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 41167
تاریخ انتشار : 6 دی 1392 20:44
تعداد بازدید : 1961

حكمت، هنر، زيبايي و عناصر نمايشي قصه يوسف(ع) در قرآن كريم

کتاب"حكمت، هنر، زيبايي و عناصر نمايشي قصه يوسف(ع) در قرآن كريم" دکتر محمد علی خبری استاد دانشکده صدا و سیما قم در سال 1387 توسط نشر سوره مهر منتشر شده است

 کتاب"حكمت، هنر، زيبايي و عناصر نمايشي قصه يوسف(ع) در قرآن كريم" دکتر محمد علی خبری استاد دانشکده صدا و سیما قم در سال 1387 توسط نشر سوره مهر منتشر شده است.

قرآن كريم كتاب آسماني و مقدس مسلمانان و از جمله اعجازهاي خداوند متعال است. كه به وسيله وحي الهي بر حضرت محمد(ص) نازل و بدون هيچ نقص و ايرادي و به دور از تحريف از پيامبر اكرم(ص) به يادگار مانده است.

قرآن حاوي گفتارهاي ارزنده‌اي است كه برخي از آنان در قالب داستان‌ها و سرگذشت‌هاي اقوام پيشين براي عبرت‌آموزي و تفهيم رساتر آيات بيان شده است. از قرآن همواره به عنوان محور و تكيه‌گاه اصلي هنرمندان مسلمان در خلق آثار زيبا و ماندگار در حوزه‌هاي مختلف هنر استفاده مي‌شود.

در حوزه هنرهاي نمايشي و در ارتباط آشنايي هنرمندان ايراني با هنر تئاتر و رشد و گسترش آن موضوعات، مضامين و داستان‌هاي قرآن نيز دستمايه اين هنر قرار گرفته است ولي از آنجا كه هنر تئاتر يك هنر غربي است كه با انديشه و هستي‌شناسي غرب‌ بنا گرديده است. بعضي از نظريه‌پردازان و نمايشنامه‌نويسان، داستان‌ها و مضامين قرآن كريم را به دور از معجزه و كلام الهي در رديف ديگر متون انساني نظير متون اساطيري، حماسي و داستاني، مورد توجه قرار داده‌اند. در صورتي كه قرآن كريم در بيان مفاهيم الهي و در لايه‌ لايه‌هاي متن خود داراي ويژگي‌ و جايگاه خاصي است كه مورد توجه و تأكيد بسياري از مفسران بزرگ، علما و هنرمندان بوده كه به نام حكمت و حكمت هنر اسلامي از آن ياد مي‌شود.

كتاب حاضر تلاش كرده است تا با اين رويكرد يعني از منظر حكمت، هنر و زيبايي به قرآن كريم پرداخته و عناصر نمايشي قصه حضرت يوسف(ع) را از اين ديدگاه مورد بررسي و توجه قرار دهد.

نويسنده براي تقريب ذهن مخاطبان خود به موضوع در فصل اول كتاب انواع رويكردهاي هنري قرآن را مورد توجه قرار داده است.

او در آغاز به نقد نگاه انساني به جاي نگاه الهي به قرآن مي‌پردازد و مي‌نويسد «در اين نوع برخورد با قرآن كه به منظورهاي متفاوت صورت مي‌گيرد حرف انسان به جاي حرف خدا گرفته مي‌شود و نگاه انساني، جايگاه نگاه الهي را غصب مي‌كند. قرآن كريم با اين گونه موارد به شدت مخالف و برخورد مي‌كند.»

او سپس مي‌نويسد كه «در رويكرد هنري مي‌توان فقط به ساختار هنري توجه كرد ولي دل در گرو معني و پيام قرآن نداشت. هنرمند تصور مي‌كند چون ساختار هنر را خوب مي‌شناسد، دچار اين توهم مي‌شود كه اشكال ندارد كه پيام، قرباني ساختار شود. آنچه مهم است ساختار اثر هنري است.» مؤلف آنگاه با انتقاد از اين ديدگاه مي‌گويد كه اين نوع نگاه هنرمندانه ناشي از سطحي‌نگري و برخوردي سطحي با قرآن كريم است. قرآن كتاب تأمل و انديشه است. و طبعاً بايد اين جنبه از اين كتاب آسماني مورد توجه ويژه قرار گيرد.

آنگاه نويسنده نوع ديگري از رويكرد هنري را با عنوان سوء استفاده از قرآن كريم مطرح مي‌كند و به نقد كساني مي‌پردازد كه اين كتاب مقدس را وسيله كسب معاش و زندگي و نوع نگاه معاش‌انديش و مال‌انديش خود قرار مي‌دهند.

نگارنده در ادامه آورده است كه در رويكرد هنري به قرآن مي‌توان فقط زبان هنر را شناخت و چندان به زبان قرآن آشنا نبود. در اين صورت شكل زيبا و خوب اما محتوي ضعيف خواهد بود و طبيعي است كه محتواي ضعيف در محور هنر ديني و قرآني نيست.

او سپس به شكل مطلوب رويكرد هنري اشاره مي‌كند و مي‌نويسد: در رويكرد هنري به قرآن كريم مي‌توان خود را واسطه فيض الهي و رساندن پيام معنوي قرآن كريم به مخاطبان دانست. وي ادامه مي‌دهد: قرآن به عنوان يك معجزه و كلام الهي در صورتي مي‌تواند دستمايه قرار بگيرد كه علاوه بر ايمان قلبي و واقعي هنرمند به قرآن، نگاه خود را از قلمرو مفاهيم و معاني ظاهري به بنيادهاي باطني و دروني كه به عرفان و مذهب و حكمت هنر اسلامي ارتباط تنگاتنگ دارد بيندازد.

سپس نويسنده كتاب در فصل دوم به موضوع برخورد روشمند با قرآن كريم مي‌پردازد. وي در اين مسير توجه به تفسير قرآن كريم را مورد بررسي قرار داده و معتقد است انسان كامل به همه مراتب وجودي قرآن آگاه است. او سپس مي‌نويسد انسان با بهره‌گيري از حاصل زحمت و تلاش مفسران بزرگ و با تكيه بر دانش ايشان، از آيات قرآن در فرازهاي متفاوت زندگي بهره‌مند مي‌شود. مؤلف كتاب بر اين باور است كه هنرمندان به شرط آنكه بتوانند با روشي درست از قرآن و تفاسير آن بهر‌ه‌مند شوند مي‌توانند پاسخگوي موضوعات مرتبط با نيازهاي زندگي انسان در همه زمان‌ها باشند.

نگارنده سپس از ايمان به عنوان مسئله‌اي كه بيش از تمام اصول ساختاري در روش برخورد با قرآن شكل مي‌دهد نام برده و مي‌نويسد «در مطالعه كتاب‌هاي ديگر آنچه اتفاق مي‌افتد، بعد از مطالعه است در حالي كه اصلي‌ترين اتفاق در ارتباط با قرآن هنگام شروع مطالعه آن است.»

كيفيت معلومات برآمده از آيات الهي اصل ديگري است كه در روش برخورد با قرآن كريم و بهره‌گيري از آيات الهي آن بايد منظور شود. مؤلف كتاب مي‌نويسد: خصوصيات معلومات قرآن، همراهي هميشگي انسان مؤمن در برخوردها گوناگون است.

نگارنده در ادامه پس از ارائه روش‌هاي ديگري به كيفيت قصه در قرآن كريم مي‌پردازد. و از ويژگي‌هاي اين قصه‌ها به مواردي همچون 1- پيچيدگي‌هاي روح و روان انسان 2- پژواك زندگي عيني انسان 3- كشمكش بين ارزش و سود 4- حياط طيبه انسان در معرض آسيب 5- شناخت ذات هستي و 6 - مقصود بالاتر اشاره مي‌كند.

و در انتهاي اين فصل نتيجه مي‌گيرد بهره‌گيري از قصه‌هاي قرآن نيز مانند بهره‌گيري از آيات ديگر بايد از سر علم و آگاهي‌هاي زمان باشد تا با توجه به ره‌آوردهاي علم و انديشه و هنر امروز از اين بخش آيات الهي و اقيانوس معرفت قرآني سود برد.

فصل سوم كتاب به موضوع حكمت در قرآن كريم مي‌پردازد و ضمن تعريف حكمت و حكمت قرآني از مناظر مختلف قصه حضرت يوسف را به عنوان قصه‌اي حكمت محور مورد توجه و بررسي قرار مي‌دهد.

نويسنده آنگاه در فصل چهارم كتاب حكمت هنر اسلامي را مورد بررسي و تدقيق قرار مي‌دهد. و ضمن تعريف هنر و ماهيت آن به حكمت هنر و هنرمند از ديدگاه اسلام و قرآن مي‌پردازد. وي مي‌نويسد: در حكمت هنر اسلامي، رازي عميق ميان اثر هنري و هستي وجود دارد. اين راز، انديشه هنرمند به گوهر اثر هنري است. گوهري كه جدا از انديشه و نياز او در ارتباط با آفرينش و اصل بنيان هستي نيست.

فصل پنجم كتاب حاضر ابعاد مختلف موضوع زيبايي و زيبايي‌شناسي را در قرآن كريم مورد تعريف، تحليل و بررسي قرار داده است.

نويسنده در اين فصل ضمن ارائه معناي زيبايي،‌ انواع زيبايي، درك زيبايي و بررسي ابعاد گوناگون و مصداقي زيبايي در قرآن كريم به زيبايي‌شناسي حاكم بر داستان حضرت يوسف(ع) پرداخت است. و تحت عناويني همچون 1- حكمت زيبايي حاكم بر كل داستان 2- تجلي حقيقت معني در رويا 3- توجه به واقعيت و حقيقت زيبايي 4- سيرت زيبا در مقابل سيرت زشت 5- زيبايي در رويا 6- زيبايي انديشي 7- زيبايي معني‌دار 8- زيبايي ملاك داوري و 9- زيبايي در عرصه نگرش‌ها. جنبه‌هاي گوناگون و دقيقي را در بررسي زيبايي‌شناسانه اين داستان مورد توجه قرار داده است.

فصل ششم اثر حاضر به تحليل عناصر نمايشي قصه حضرت يوسف(ع) در قرآن كريم اختصاص دارد. نويسنده در اين فصل تلاش مي‌كند تا به اين سؤال پاسخ دهد كه «آيا داستان حضرت يوسف(ع) داراي ظرفيت‌ها، جنبه‌ها و عناصر نمايشي لازم هست يا خير؟»

در اين مسير نگارنده ضمن بررسي كليت و موضوع داستان حضرت يوسف(ع) اين داستان را از نقطه‌نظر زاويه ديد داستاني، نقش راوي، طرح داستان، ساختمان و ساختار اثر، انديشه و محتوا، انطباق با نقشه داستاني اوجگاهي، كشمكش، شخصيت‌پردازي، مكان وقوع و تمامي جنبه‌هاي ديگر داستان‌نويسي مدرن مورد تحليل و بررسي قرار داده است.

و در اين مسير با دقت در اجزاي قصه و انطباق آن با ظرفيت‌ها و امكانات داستاني جديد نشان داده است كه اين قصه چه توان و امكاناتي براي تبديل شدن به يك اثر نمايشي را دارا مي‌باشد.

كتاب «حكمت، هنر، زيبايي و عناصر نمايشي قصه يوسف(ع) در قرآن كريم» پژوهشي گسترده و كاربردي در حوزه هنر معناگرا است كه پژوهشگر و نويسنده اثر تلاش كرده تا از منظري تفضيلي و تحقيقي راهكارهاي روبه‌رو شدن با قصه‌هاي قرآني را براي تبديل آ‌ن‌ها به آثار نمايشي ضمن حفظ حكمت و انديشه متعالي آن مورد دقت و تحقيق قرار دهد.

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.