Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 40508
تاریخ انتشار : 25 آذر 1392 14:18
تعداد بازدید : 1251

خطابه و منبر در عصر ارتباطات

دکتر مهدی محسنیان راد در گفت‏ وگويي قدیمی با پگاه حوزه به آسيب‏ شناسي خطابه و منبر در عصر رسانه ه‏اي مدرن مي‏ پردازد. که قابل بازخوانی مجدد است

دکتر مهدی محسنیان راد در گفت‏ وگويي قدیمی با پگاه حوزه به آسيب‏ شناسي خطابه و منبر در عصر رسانه ه‏اي مدرن مي‏ پردازد. که قابل بازخوانی مجدد است.

حوزه و حكومت ديني ايران اگرچه مايل است، جايگاه منبر به عنوان وسيله‏ ي ارتباطي روحانيت با مردم محفوظ بماند، ولي خطابه در اين زمان كه عصر ارتباطات خوانده مي‏ شود، با مشكلات مهمي براي دستيابي به اين هدف روبرو شده است.

اين مشكلات عمدتا ناشي از عدم شناخت برخي متوليان، از كاركرد و جايگاه منبر در ميان ساير رسانه ‏ها است. از اين‏رو، خطابه و منبر آنطور كه از آنها انتظار است، نمي‏توانند پيام‏ هاي‏ خود را به مخاطبان انبوه برسانند.

دكتر مهدي محسنيان راد، استاد دانشگاه‏ هاي علامه‏ ي طباطبائي و امام صادق عليه ‏السلام در گفت‏وگويي به آسيب‏ شناسي خطابه و منبر در عصر رسانه ه‏اي مدرن مي‏ پردازد.
«پگاه» قبل از ورود به بحث خطابه و منبر و كاركرد ارتباطي آن لطفا بفرمائيد كه در صدر اسلام، ارتباطات داراي چه ابعادي بود؟ آيا دعوت مردم به دين اسلام با استفاده از شيوه‏هاي ارتباطي صورت مي‏گرفت يا اينكه عاري از هرگونه پيچيدگي ارتباطي بود؟ لازم است براي فهميدن بهتر اين مسأله كه ارتباطات در صدر اسلام چه جايگاه ويژه‏اي داشت، كمي ساده‏تر صحبت كنم. وقتي من سيزده يا چهارده ساله بودم، هنگامي كه مي‏شنيدم يا مي‏ خواندم، معجزه‏ي پيامبر ما قرآن و معجزه‏ي حضرت موسي و حضرت عيسي تبديل عصا به مار و زنده كردن مردگان است، احساس مي‏كردم نمره‏ ي ما مسلمانان در كنكور «معجزه» از ديگران كمتر است.

اين احساس در ميانسالي تغيير كرد. در اين سن، من حدود بيست و پنج سال در مورد علم ارتباطات، تحقيق و مطالعه كرده بودم، هنگامي كه من مي‏انديشيدم، پيامبري 1400 سال پيش فقط با استفاده از «كلام» و «پيام»، دعوت خود را جهاني كرد، با اطمينان كامل دريافتم كه نمره‏ي معجزه‏ي پيامبر اسلام، بسيار بهتر و بيشتر از ساير معجزات است.
اكنون اين معجزه با گذشت 14 قرن همچنان با صلابت پابرجاست و شما مي‏ توانيد، آثار جهاني شدن آن را با ديدن مسجدي بزرگ در كوالالامپور (مالزي) و يا ساير نقاط جهان ببينيد.

بنابراين، ما در صدر اسلام «پيام»هايي داشته‏ ايم كه علي‏ رغم سادگي، تأثيرات زيادي در دل «مخاطبان» داشت؛ اين مسأله گوياي اين است كه «اعتبار و ارزش منبع» اين پيام‏ها يعني حضرت محمد صلي‏ الله‏ عليه ‏و‏آله بسيار بالا بوده است.

آيا در صدر اسلام از منبر به عنوان وسيله‏ ي ارتباطي استفاده مي‏شد؟ و آيا منبر و خصلت ارتباطي آن مربوط به دين اسلام است يا در ساير اديان هم وجود داشته است؟ فكر نمي كنم كه خطابه و منبر مخصوص دين اسلام باشد. در مسيحيت نيز مي‏توان خطابه و منبر را با نام محراب‏ديد و شكل و صورت آن مهم نيست، مثلاً ممكن است منبر يك مجموعه ‏ي پله‏ دار نباشد. به طور كلي بايد توجه داشت كه همه‏ ي اديان به ابزار ارتباط نيازمند بوده ‏اند، در اين ميان وسيله‏ اي به نام منبر بسيار مورد استفاده قرار مي‏گرفت؛ چون منبر اولاً، از سطحي كه مخاطبان ايستاده و يا نشسته ‏اند مرتفع ‏تر است و بنابراين صوت مي‏ تواند مسافت بيش‏تري را طي كند.

دوم اينكه، شخصي كه روي منبر نشسته است، مي‏تواند با مخاطبان خود ارتباط غيركلامي برقرار كند. همين الان نيز اگر به مسجدي برويد، خواهيد ديد كه مخاطبان علاوه بر اينكه صداي خطيب را مي‏ شنوند، با او ارتباط غيركلامي هم برقرار مي‏كنند.

مرتفع بودن، ذاتي منبر است و اگرچه عاملي براي رساندن بهتر پيام به مخاطب است اما همه ‏ي ماجرا نيست. قطعا كسي كه براي ايراد خطابه روي منبر مي‏نشيند، بايد خصلت‏ هايي از ديدگاه «ارتباطات» داشته باشد. اين خصلت ‏ها چيست ؟ اول اينكه، بر راز و رمز ارتباطات آگاه باشد. براي اينكه با راز و رمز ارتباطات در منبر آگاه شويد، به كتاب «آيين منبرداري» كه در نشريه‏ ي مسجد منتشر شد، مراجعه كنيد آيين منبرداري يك مجموعه ‏اي است با چاپ سنگي كه يكي از دانشجويان دوره‏ي كارشناسي ارشد آن را بدست آورد. در اين مجموعه، با نثري كهن شيوه و آيين منبرداري توضيح داده شده است.
دوم اينكه، «خطيب» يا «منبري» از «اعتبار منبع» برخوردار باشد. «اعتبار منبع» يك پديده‏ي سه وجهي است و يكي از وجوه آن بهره مندي از دانش و علم در حوزه‏اي است كه «منبري» وارد آن مي شود.

آقاي دكتر، اينها شروط معمول و سنتي ‏يي است كه درباره‏ي منبر حاكم است. لطفا با در نظر گرفتن شرايط جديد و عصر ارتباطات بفرماييد كه آيين منبرداري در دنياي مدرن چگونه است؟ براي پاسخ به اين سؤال، ابتدا بايد روشن كنيم كه منبر در عصر ارتباطات دچار چه مشكلات و بَد فهمي‏ هايي شده و سپس بگوييم كه آيين منبرداري با چه «بايدها و نبايدهايي» مواجه است.

بنابراين، ابتدا دوره‏ي مشروطه را مورد بررسي قرار مي‏دهيم؛ زماني كه جدال سنگيني ميان روحانيت و مطبوعات به وجود آمد. در آن دوره منبر با رقيب جديدي به نام مطبوعات روبرو شد كه قواعد سنتي مورد نظرِ منبر را رعايت نمي‏كرد. به همين دليل، اشخاصي كه از منبر صحبت مي‏كردند، عليه آنچه كه از طريق مطبوعات منتشر مي شد، به شدت موضع مي‏گرفتند. آنها انتظار داشتند كه مطبوعات كاركردي شبيهِ منبر داشته باشد. اين نخستين سوء تفاهم در حوزه‏ي ارتباطات در ايران بود.

اين سوء تفاهم در مورد راديو نيز به وجود آمد. به ويژه اينكه، راديو با به كارگيري چند عنصر از عناصر پيام از جمله موسيقي، به حد كافي مورد نفي بود.

اما براي تلويزيون، مجوز نفي محكم‏تر بود؛ چون اولاً، آيات 30 و 31 سوره‏ ي نور مردم را از نگريستن به كساني كه حجاب خود را رعايت نمي‏ كردند، نهي كرده بود و ثانيا، تلويزيون به وسيله و با سرمايه‏ي كسي بنيان گذاشته شد كه به فرقه‏اي طرد شده، ايمان داشت.

بنابراين، نگاه منبر به رسانه ‏هاي مدرن، از «رقيب» شروع شد و به «ضالّه» منتهي گرديد. اما اتفاق مهم، هنگامي روي داد كه انقلاب اسلامي پيروز شد. حالا منبر، اين «رقيب» و عامل «ضالّه» را در اختيار داشت. عده اي گمان مي كردند كه منبر بايد هر سه‏ ي اينها، «مطبوعات، راديو وتلويزيون» را تعطيل كند، اما چنين وضعي حاكم نشد. چون اولاً، نوع نگاه رهبر انقلاب با نظر آنها متفاوت بود و ثانيا يكي از خواستگاه ‏هاي مهم و اساسي انقلاب، آزادي بود. مي دانيد كه رابطه‏ي تنگاتنگ و محكمي بين آزادي و آزادي رسانه ‏ها وجود دارد و وجود آزادي با آزادي رسانه ‏ها آشكار مي‏شود. اما آنچه كه اتفاق افتاد اين بود كه منبر، تلويزيون را به راديو و راديو را به منبر تبديل كرد، يعني تلويزيون به يك رسانه (تصوير ثابت كلامي) تبديل شد و راديو هم به يك «رسانه‏ ي كلامي بدون موسيقي» مبدل گرديد.

پس به اين ترتيب، هم منبر و هم رسانه ‏هاي مدرن آسيب ديدند.
بله. علاوه بر اين، شباهت موجود ميان منبر و رسانه ‏هاي مدرن ما را فريب داد؛ يعني ما فكر كرديم، چون هر دو پيام مي‏فرستند و هر دو مخاطب دارند، پس حتما از يك جنس هستند. ولي اين شبيه‏ خواني به اختلال شديدي منجر شد و همانطور كه گفتيد هم منبر و هم رسانه‏هاي مدرن آسيب ديدند.

ادعاي عدم تجانس منبر و رسانه‏ هاي مدرن بر چه پايه يا پايه ‏هايي استوار است؟ عدم تجانس اين دو در اين نهفته است كه ارتباط يك فراگرد است. وقتي مي‏گوييم يك فراگرد است، يعني چهار خصلت هر فراگردي بر ارتباط حاكم است. يكي از اين خصلت‏ها، كنش متقابل عناصر تشكيل دهنده‏ ي هر فراگرد مي‏باشد، بنابراين نمي‏توان گفت كه عنصري هميشه بر عنصر ديگر برتري دارد. بلكه ممكن است، هريك از عناصر در شرايط خاص بر عناصر ديگر برتري يابند. براي مثال: در يك محله ي ثابت با درجه‏اي ثابت از مؤمنان و وجود يك امام جماعت ثابت براي مسجد آن محله با توانايي‏ هايي ارتباطي و اعتبار منع ثابت، اما در دو عيد فطر باراني و غيرباراني، دو شراط ارتباطي متفاوت به وجود مي‏آيد. يعني تعداد مخاطبين، محتوا و مدت خطبه و.... از باراني يا غير باراني بودن هوا تاثير مي گيرد.

پس، ارتباط يك فراگرد است و همكاري عناصر مختلف بر آن تأثير مي‏گذارد. حال، يك مقطع از تاريخ جامعه كه منبر تنها رسانه است، با مقطع ديگري از تاريخ كه مخاطبين در پيام‏هاي متنوع از تلويزيون‏هاي ماهواره اي، مطبوعات متكثر داخلي، نوارهاي زيرزميني ويديويي، راديوهاي رقومي و..... را دريافت مي‏كنند، متفاوت است.

آقاي دكتر شما فرموديد كه منبر اشتياق زيادي براي تسلط بر رسانه‏ هاي مدرن و شبيه كردن آنها با خود داشته است. شايد يك دليل مهم اين انگيزه، خصوصيات اغوا كننده‏ي اين رسانه‏ها بوده است. يعني منبر فكر مي‏كرد، با تسلط بر تلويزيون و امكاناتي كه اين رسانه دارد، مي تواند پيام خود را به صورت وسيع‏تر و عميق‏تر به مخاطبان برساند. من فكر مي كنم، اين مسأله ناشي از عدم اعتماد به نفس باشد. شايد اگر منبر از تمام توانايي‏ هاي خود استفاده مي‏كرد، همچنان مي‏توانست مخاطبان انبوه خود را در اختيار داشته باشد. حال سؤال اين است كه آيا در عصر ارتباطات، منبر چنان توانايي‏ هايي دارد كه بتواند به عنوان يك رسانه، شأن ارتباطي خود را حفظ كند و يا اينكه ناچار است منبر را به رسانه‏هاي مدرن تبديل كند؟ منبرشدن تلويزيون، راديو و مطبوعات هيچ سودي ندارد. چون هرسه‏ي اين رسانه ‏ها مخاطبان آگاهي دارند و به درستي مي دانند كه اگر تلويزيون به منبر تبديل شود، نمي‏ توانند نيازهايي را كه از تلويزيون انتظار دارند، تامين كند؛ بنابراين، يا تلويزيون را خاموش مي كنند و يا سراغ ابزارهاي ارتباطي ديگر، از قبيل ماهواره، اينترنت و..... مي روند.

اما نكته‏ي مهم اين است كه در عصر ارتباطات نيز خطابه و منبر خصايلي دارد كه ساير رسانه‏ ها ندارند و اگر از اين خصايل پاسداري و محافظت شود، همچنان پراهميت خواهد ماند.

خصلت اول اين است كه، مخاطب منبر، داراي الگويي محتوايي است كه خاص منبر است. مخاطب بر حسب تجربه مي داند كه در پاي منبر بايد انتظار محدوده اي مشخص از پيام را داشته باشد و اتفاقا آنچه كه از سوي خطيب در اين محدوده بيان مي‏شود، براي مخاطب معتبر است. هيچ رسانه‏اي نمي‏تواند در اين محدوده به اندازه‏ي منبر اعتبار داشته باشد.

خصلت ديگر اين است كه مخاطب منبر خيلي كم اين ارتباط را قطع مي‏كند. به ندرت ممكن است كه مخاطب منبر در نيمه‏ ي راه مجلس خطابه را ترك كند. در حالي كه هر لحظه ممكن است مخاطب ساير رسانه‏ ها، راديو يا تلويزيون خود را خاموش كند يا روزنامه را كنار بگذارد.
خصلت سوم، نبودن اختيار انتخاب در مخاطب منبر است. مخاطب منبر اگرچه از نظر محتوايي محدوده‏ي مشخصي براي خود معين مي‏كند، اما وقتي پاي منبر خطابه مي‏نشيند، نمي‏خواهد حرف‏ه اي خطيب را گزينش كند. حال آنكه مخاطب تلويزيون چنين نيست و هرگاه كه بخواهد كانال تلويزيوني را عوض مي‏كند. اين اختيار انتخاب در مورد ساير رسانه‏ها نيز ديده مي‏شود.

مسأله‏ ي ديگر اينكه، مقدار پارازيت در منبر فوق‏ العاده كم است. در ساير رسانه ‏ها احتمال وقوع انواع پارازيت‏ ها كه ارتباط را مختل مي كند، فراوان است. (از تلفني كه وسط تماشاي يك برنامه تلويزيوني زنگ مي‏زند گرفته تا مهمان ناخوانده اي كه موقع ديدن يك برنامه‏ي دلخواه وارد منزل مي‏شود.) در جلسه‏ي منبر و خطابه احتمال وقوع چنين پارازيت‏هايي بسيار كم است.

خصلت ديگر منبر كه در ميان تمام رسانه‏ ها منحصر به فرد است اين كه هميشه در جلسه‏ي خطابه و منبر بازخورد به صورت دايمي كنترل مي‏شود و حتي هنگامي كه خطيب احساس مي‏كند شرايط يكنواخت حاكم شده، مي‏تواند با طلب يك صلوات از مخاطبينش فرصت بگيرد. بنابراين، منبر تنها رسانه ‏اي است كه كنترل دريافت بازخورد در اختيار خود او است، نه در اختيار مخاطب.

اگرچه همه‏ي اين موارد بسيار مهم است، اما چون دسته بندي شده نيست، نمي‏ توان گفت، كدام يك از اهميت بيشتري برخوردار است. خلاصه ‏ي كلام آنكه، منبر بايد به اين خصايل خود ببالد و نبايد به تقليد از ساير رسانه‏ها وارد حوزه‏ هايي شود كه از محدوده ‏ي تعريف شده‏ي مخاطب خاص منبر، خارج است. در غير اين صورت منبرلطمات فراواني خواهد ديد.

منبع: کتابخانه دیجیتالی تبیان

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.