Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 25928
تاریخ انتشار : 5 اردیبهشت 1392 13:21
تعداد بازدید : 1040

بایسته‎‎‎‎های تمدن‎سازی اسلامی

دکتر صادق آیینه‎وند در"بایسته‎‎‎‎های تمدن‎سازی اسلامی"از طلیعه تمدن جدید اسلامی که سربرآورده است در گفت و گو سمینه نبی با ایشان در پنجره سخن گفته است

دکتر صادق آیینه‎وند در"بایسته‎‎‎‎های تمدن‎سازی اسلامی " از طلیعه تمدن جدید اسلامی که سربرآورده است در گفت و گو سمینه نبی با ایشان در پنجره سخن گفته است.

یکی از نظریه‎های تمدن‎سازی نظریه اخذ و عطاست. طبق این نظریه تمدن‎سازی بدون پشتوانه معرفتی انجام می‎شود. دکتر صادق آیینه‎وند، چهره ماندگار تاریخ اسلام و استاد دانشگاه تربیت مدرس، معتقد است که این نظریه در تمدن‎سازی اسلامی اثری ندارد، چرا که تمدن اسلامی پشتوانه معرفتی دارد. تمدن اسلامی دارای ویژگی‎‎‎‎های معرفتی و جوهر سیالی است که با کمک آن‎‎‎ها می‎توانیم به تمدن‎سازی دست بزنیم. آنچه مسلمان‎‎‎ها پدید آوردند با اتصال به ریشه و انطباق با نیاز بود؛ یعنی از اصل اسلامی برگرفته شده بود و همچنین با نیاز‎‎‎های خودشان انطباق داشت. اگر ما بخواهیم تمدن‎سازی کنیم باید از این ‎روش استفاده کنیم. بدون پشتوانه معرفتی نمی‎توان تمدن اسلامی ساخت. در این گفت‎وگو ابعادی از دیدگاه‎‎‎‎های ایشان در تمدن‎سازی مورد بررسی قرار گرفت که اکنون از نظر شما می‎گذرد.

ویژگی‎‎‎‎های تمدن اسلامی چه بود که آن را از دیگر تمدن‎‎‎‎ها جدا می‎کرد؟
تمدن اسلامی از ویژگی‎‎‎هایی برخوردار بود که هیچ تمدنی نمی‎توانست با آن رقابت کند: بسیار خدوم و انسانی بود، طبیعت و محیط زیست را خراب نمی‎کرد، همواره تحت اختیار انسان بود و نتایج و ثمرات آن به تمام بشریت می‎رسید. همچنین تمدن اسلامی، مدنی و اجتماعی و قدرتمند بود و درحقیقت دارای مجموعه‎ای از دانشمندان، مکتشفان و مخترعان برجسته بود که ثمره زحمات، تلاش‎‎‎‎ها و دستاورد‎‎‎های خویش را به‎راحتی در اختیار دیگران می‎گذاشتند. این ویژگی‎‎‎‎ها در میان هیچ تمدن دیگری یافت نمی‎شد. نکته دیگر اینکه، تمدن اسلامی در سرزمین وسیعی جای داشت که می‎توانست قابل توجه باشد؛ بدین معنا که اگر تمدن اسلامی در شرق در مدیترانه ضعیف می‎شد در غرب عالم اسلامی رشد می‎کرد یا اگر در مصر افول می‎کرد در شیراز و ایران توسط آل‎بویه رشد می‎کرد. از این‎رو تمدن اسلامی وسیع و جامع‎الاطراف بود و جهان اسلام را با هم مرتبط می‎نمود.

تمدن‎‎‎های مهم اسلامی چه بودند و چگونه شکل گرفتند؟
ما تمدن اسلامی را به سرزمین‎‎‎‎های اسلامی تعبیر می‎کنیم؛ اما سه‎ چهار تمدن داریم: از جمله تمدن حمدانی و تمدن آل بویه. تمدن حمدانی تمدن شیعی دوازده امامی است و توسط سیف‎الدوله حمدانی و آل‎حمدان تشکیل شد. تمدن دیگری به‎نام تمدن فاطمی بود که بیش از دو قرن حکومت کرد. تمدن فاطمی، تمدن بزرگ و قوی اسلامی در مصر بود که توسط فاطمیان و شیعیان اسماعیلی شکل گرفت. همچنین تمدن دیگر شیعه، تمدن عباسی بود که به تمدن اسلامی کبیر شهرت گرفت. این تمدن توسط ایرانیان و دانشمندان مسلمان از تمامی ملت‎‎‎‎ها و اقوام تشکیل شد و مرکز آن بغداد بود و توسعه خوبی پیدا کرد. تمدن عباسی که به‎عنوان تمدن اسلامی شناخته می‎شود، از قرن سوم شروع شد و تا پایان قرن پنجم ادامه داشت و درواقع ماقبل از حمله مغول، شاهد اوج تمدن اسلامی هستیم.

چه‎چیزی باعث کمرنگ‎شدن این تمدن و افول آن شد؟ آیا بعد از آن برای رشد و شکوفایی مجدد آن اقدام شد؟
حمله قوم مغول باعث ازبین‎رفتن تمدن اسلامی و تکه‎پاره‎شدن آن شد. بیشتر دانشمندان اسلامی در آن عصر حضور داشتند. جهان اسلام باید تلاش کند این انقطاع را از بین ببرد تا به دوران قبل از حمله مغول بازگردیم. برای ازمیان‎برداشتن این انقطاع، راه‎‎‎‎های مختلفی پیشنهاد می‎شود: یکی آنکه اصل و جوهر تمدن شیعه را با توجه به کیفیت فناوری روز و مقتضیات زمان بسازیم و این بستری است که ما در تمدن اسلامی به آن نیاز داریم.

تمدن اسلامی، ویژگی‎‎‎های جوهر واحد سیال و پشتیبان بسیار قوی‎ای دارد که پشتیبان معرفتی و معنوی تمدن است. تمدن براساس اخذ و عطا شکل نمی‎گیرد و هیچ تمدن جدیدی از روی تمدن دیگری نروییده است، بلکه تمدن به‎واسطه ویژگی خاص خود که با طبیعت معنوی، فکری و فرهنگی خود سازگار است پدید می‎آید. تمدن اسلامی، تمدن جوهرمحور و متعددتکوین است. تمدن جوهرمحور به این معناست که جوهر متعالی، الهی، دینی و معنوی دارد و به‎واسطه این تکوین، بخشی از علوم و تکنولوژی را خود تأسیس کرده و بخش دیگری از آن را نیز اخذ و تملیک کرده است. ازاین‎رو از حیث تکون و پیدایش تمدن‎ها متعددند، اما هر تمدن جوهری دارد که که با تکیه بر آن می‎توان تمدن جدیدی ساخت که به‎نظرم اکنون در نقاطی از جهان اسلام، طلیعه‎ای از این تمدن سر بر آورده است که حکومت‎‎‎‎های اسلامی می‎توانند این طلیعه پدیدآمده را با سیاست و استراتژی روشن و با توجه به امکانات روز قوت ببخشند.

شخصیت‎‎‎هایی که در شکل‎گیری تمدن اسلامی مؤثر بودند و موجب شکوفایی تمدن اسلامی شدند چه کسانی بودند؟
ابن‎رشد، ابن‎سینا، ابوریحان بیرونی، رازی، کندی، خواجه نصیر طوسی ازجمله شخصیت‎‎‎هایی هستند که در روند رشد و تعالی تمدن اسلامی نقش اساسی داشتند.

با توجه به رشد و پیشرفت غرب، تمدن اسلامی امروز به چه مقوم‎‎‎هایی نیاز دارد تا بیش از گذشته شکوفا شود؟
مقوم‎‎‎‎ها که همان مقوم‎‎‎‎های واحدی است که از دین و فرهنگ اصیل معنوی اسلام و شیعه نشأت می‎گیرد و ثمره‎اش نیز به مردم می‎رسد دانشمندان تمدن اسلامی مردمی هستند و از دین به‎عنوان جوهر متعالی بهره می‎برند و روشنایی و معرفت پیدا می‎کنند. دین ‎را زمینه قرار می‎دهند که در علوم از آن استفاده کنند. آنچه در تمدن اسلامی وجود دارد این است که ثمره تمدن اسلامی در اختیار همگان قرار می‎گیرد اما تمدن غرب، ‎تولیدات خود را به دیگران نمی‎دهد. آزادی علم و اعتبار علم سرلوحه کار‎‎‎ها، علم، سلطان است و به‎عنوان مقوم، در رأس تمام فضیلت‎‎‎‎ها قرار دارد. این‎‎‎ها مقوم تمدن اسلامی است. دانشمندانش از ارج و مقام مکانت برخوردارند. تمدن اسلامی می‎تواند با مدیریت مسلمانان و با محور و جوهر اسلام حرکت کند و آغاز شود، همچنان‎که در برخی از نقاط شروع شده است، چراکه جغرافیای خاصی ندارد و در هر جایی که مستعد باشد می‎تواند آغاز شود. تمدن اسلامی که متصل به محور‎‎‎های متعالی است باید منطبق با نیاز‎‎‎ها آغاز شود تا بتوانیم برخی از فاصله‎‎‎‎ها را به‎سرعت طی کنیم. نمی‎توان فاصله 50ساله را 5ساله طی کرد. باید توجه داشت که در این شرایط مسلمانان به کدام بخش از امکانات بیشتر نیاز دارند تا به همان دسترسی پیدا کنیم. البته باید اولویت‎بندی کرد؛ باید بگوییم جهان اسلام مثلا، ایران اسلامی کجاست، غرب مدیترانه در چه جایگاهی قرار گیرد و شرق مدیترانه به کدام جهت باید حرکت کند. باید براساس استراتژی این تمدن را پایه‎ریزی و تعریف کرده و رو به جلو حرکت کرد. به ویژه در حوزه فناوری و تکنولوژی ما باید کارهای اساسی صورت دهیم.
ایران اسلامی محور اتصال است؛ یعنی همان جوهر متعالی است. ما باید منطبق با شرایط و نیاز‎‎‎ها تعریفی منطقی داشته باشیم تا پیش رویم.

ارزیابی شما از روند تمدن اسلامی در جهان اسلام چیست؟ آیا به این لحاظ در جایگاه خوبی قرار داریم؟
این‎گونه نیست که تمدن اسلامی در جهان اسلام، تعریف نشده باشد، بلکه از حیث پیشرفتی که دانشمندان مسلمان، مکتشفان، محققان و پژوهشگران دارند در جایگاه خیلی خوبی قرارداریم. تمدن‎‎‎‎های مسیحی، یهودی، چینی و سایر تمدن‎‎‎‎ها از موقعیت‎‎‎‎های دانشمندان مسلمان بهره می‎برند؛ یعنی امکانات، شرایط و توانمندی های مسلمانان جهان، کمتر در سایر نقاط وجود دارد. ما با سایر تمدن‎‎‎‎ها تنها ارتباط استراتژیک نداریم، بلکه بخشی از تمدن جهان از تمدن و نیروی نخبگان جهان اسلام استفاده می‎کند. بنابراین نخبگان جهان اسلام را باید در جایی اسکان داد و سازمان‎دهی و برنامه‎ریزی خاصی باید دراین باره طراحی کرد تا مشخص شود که مثلا در 20-30 سال آینده به چه جایگاهی باید دست یابیم.

در این زمینه تفاوتی میان کشور‎‎‎ها وجود ندارد. جدا از آنکه آیا در تمدن اسلامی اثرگذار است یا نقش‎آفرینی می‎کند، استراتژی‎‎‎هایی مانند کنفرانس جهانی سران کشور‎‎‎های اسلامی باید وجود داشته باشد. نکته دیگر اینکه خودش مشخص کند که چه جایگاهی برای پیشرفت دارد. مجموع این پیشرفت‎‎‎‎های خاص برای هر کشوری وجود دارد و می‎توانند به این جهت حرکت کنند.

مهم‎ترین بستر‎‎هایی که در دوران معاصر برای شکوفایی و رشد تمدن اسلامی نیاز داریم چیست و ما تا چه اندازه به این پیش‎فرض‎‎‎‎ها دست یافته‎ایم؟
مقدمات تمدن اسلامی باید از سوی دولتمردان و دانشمندان متخصص در هر رشته فراهم شود. آن‎‎‎ها باید استراتژی و خط مشی مناسبی را تعریف کرده و همانند برنامه‎‎‎‎های توسعه پیشرفت، نیاز‎‎‎های مختلف را نیز لحاظ کنند؛ مثلا اگر بخواهیم برنامه‎ای برای جهان اسلام طراحی کنیم ویژگی‎‎‎‎های خاص خودش و اگر بخواهیم برای ایران اسلامی طراحی کنیم نیز ویژگی‎‎‎‎ها و مقتضیات دیگری می‎طلبد. بنابراین باید مشخص شود که ایران اسلامی تا 10 سال آینده از نظر آی‎تی، تکنولوژی سخت‎افزاری فلان رشته، پشتوانه معرفتی و تعالی‎بخشی باید به کجا برسد. تعریف و تبیین این ‎جایگاه در دست برنامه‎نویسان است و آن‎‎‎ها می‎توانند بهترین کار‎‎‎ها و برنامه‎‎‎‎ها را داشته باشند.

انجام برنامه‎ریزی یک بعد از قضیه است اما بخش مهم‎تر آن عملیاتی شدن برنامه‎هاست. این بخش از مسئله تحت اختیار دولت‎هاست که باید بودجه داشته باشند، سرمایه‎گذاری کنند و نیرو‎‎‎ها و کادر‎‎‎های مجرب تربیت کنند، اهداف و دورنمای کوتاه‎مدت، میان‎مدت و بلندمدت برای خود داشته و براساس آن‎‎‎‎ها حرکت کنند. درواقع شرایط و اقتضائات است که نشان می‎دهد به چه‎چیزی نیاز داریم؛ همان‎طور که تشخیص برخی افراد این است که انرژی هسته‎ای، انرژی خورشیدی یا سایر انرژی‎‎‎‎ها اولویت دارد؛ تشخیص این موضوع برعهده دانشمندان و مسئولان است.

به‎نظر شما آیا نوع سیاست‎گذاری دولتمردان در روند پیشرفت و تعالی تمدن اسلامی اثرگذار است؟
بله، ما علوم مختلفی داریم؛ به‎طور مثال کشور هند در بخشی از علوم ورود پیدا می‎کند و ما به بخش دیگری از آن می‎پردازیم. هیچ کشوری این توانایی و فرصت را ندارد که بخواهد به تمامی رشته‎‎‎‎های علمی بپردازد. برخی در زمینه انرژی‎‎‎‎های جدید و برخی دیگر در نانو کار می‎کنند. این به شرایط کشورها بستگی دارد و به‎نظر بنده این موضوع به‎طور کلی در دست دولت‎‎‎‎ها و دانشمندان تصمیم گیراست

بنده معتقدم که جهان اسلام باید تکنولوژی ارتباطی قوی‎ای را به لحاظ فناوری اطلاعات داشته باشد. میان نخبگان باید با هم ارتباط داشته باشند. منظور از نخبگان کسانی هستند که می‎توانند پشتوانه تعالی‎بخشی و معنوی داشته باشند و شامل دانشمندان حوزوی و دانشگاهی و سپس طراحان و اقتصاد دانان می‎شوند. امروز دو عزت و اقتدار می‎آفریند: یکی تکنولوژی‎ برتر و دیگری اقتصاد پویا که ما باید این دو را تولید و ایجاد کنیم تا بتوانیم زمینه تمدن اسلامی را نیز فراهم آوریم. این به شرایط کشورها بستگی دارد.

دولت‎‎‎ها چه اقدامات مؤثری را می‎توانند در این راستا انجام دهند؟
دولت‎‎‎‎ها می‎توانند در برنامه‎‎‎‎های درازمدت توسعه‎ای خود براساس اینکه می‎خواهند از کجا به چه جایگاهی برسند مسیر حرکت خود را مشخص کنند. در هند، مالزی و اندونزی برنامه می‎نویسند. حتی در آمریکا و اروپا نیز متخصصان برجسته بسیاری داریم که مسلمان هستند و نقطه طلیعه تمدن اسلامی را شروع کرده‎اند، چراکه تمدن اسلامی جغرافیا ندارد، بلکه تمدن اسلامی متشکل از نقاطی است که باید با هم اتصال و ارتباط داشته باشند.
طلیعه و مقدمه تمدن اسلامی شروع شده است اما ربط منطقی و استراتژیکی که بهره‎برداری از این امکانات را فراهم می‎کند در دست حکام جهان اسلام است.آن‎ها باید در سازمانی، تمدن جدید اسلامی را طراحی کنند. البته هر یک از آن‎‎‎‎ها می‎تواند برای خود، تعریفی داشته باشد؛ لازم است که هریک از تعاریف جهان اسلام با هم متحد شده و یک تعریف نهایی استراتژیکی را هم تشکل دهند

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.