Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 22886
تاریخ انتشار : 28 بهمن 1391 11:2
تعداد بازدید : 1540

انسان شناسی هنر: زیبایی، قدرت، اساطیر

کتاب انسان شناسی هنر: زیبایی، قدرت، اساطیر دکتر ناصر فکوهی درباره در پی درک زیبایی، قدرت، اساطیر در هنر است

کتاب انسان شناسی هنر: زیبایی، قدرت، اساطیر دکتر ناصر فکوهی درباره در پی درک زیبایی، قدرت، اساطیر در هنر است.که توسط نشر ثالث در سال 1391 به چاپ رسیده است.

انسان‌شناسی به‌دلیل گستردگی زمانی و مکانی و وجود شاخه‌های تخصصی بسیار زیاد در آن امروزه به یکی از پیچیده‌ترین علوم انسانی تبدیل شده که هم‌زمان واجد دو بُعد مثبت و منفی است. انسان‌شناسی علمی به‌دلیل ماهیت بین‌رشته‌‌‌ای‌اش دایرةالمعارفی است که برای درک جهان پیچیده‌ي کنونی بهترین ابزار است.

البته انسان‌شناسی نیازمند تعامل با دیگر رشته‌ها و حوزه‌های تخصصی است. اما بُعد منفی در آن است که همان دلایل می‌توانند پژوهشگر ناآگاه را به‌سوی امور سطحی سوق دهند و مفاهیم پیچیده را به مفاهیم پیش‌ پا افتا‌ده‌ای تقلیل دهند که هیچ سودی نه برای خودش و نه برای دیگران نخواهند داشت.

 

زهرا نبی­ پور در انسان شناسی و فرهنگ در گفت و گو با استاد ناصر فکوهی به بررسی این کتاب پرداخته است.

«انسان­شناسی» و «هنر»؛ این دو چقدر وام­دار یکدیگرند؟ (اینکه مطالعه هنر، چه درکی از انسان­شناسی خواهد داد و بالعکس) آنچه در سنت غربی از سنت یونانی گرفته تا تداوم آن در روم و سنت مسیحی تا رنسانس و در نهایت جهانی شدن و استعمار، art  نامیده می شد ترکیبی بود از دو مفهوم سودمندی و زیبایی که در نهایت در دوران روشنگری و در فلسفه زیباشناسی کانت تعریف و تبیین نهایی یافت.
در این تعبیر «هنر» از یک سو، مهارتی بود که انسان ماهر یا «هنرمند» را در معنای «پیشه ور» (artisan) می ساخت و از طرف دیگر رابطه ای اساسی و ریشه ای با  قابلیت های حسی انسان در ادراک «زیبایی» و لذت بردن در آن (استتسیس) داشت و هنرمند (artist)را به وجود می آورد. هر دو مفهوم در فرایند استعمار به مفاهیمی جهانشمول تبدیل شدند که در زبان های دیگر وارد شدند و دیدگاه اروپا محور به تدریج تبدیل به رویکردی جهانشمول نسبت به «هنر» شد و تنها زمانی شروع به تغییر کرد که اروپا خود نظریه های انتقادی را نسبت به فرایندهای استعماری و پسا استعماری به وجود آورد و از این تحمیل مفاهیم به مثابه امری تقلیل دهنده یاد کرد.

با وصف این، این  انتقاد دیگر نمی توانست چندان بر فرایندهای  بسیار پیچیده ای که در حوزه «هنر» در همه جای دنیا شکل گرفته بود تاثیر بگذارد و امروز نیز اگر از گروهی از متخصصان در حوزه هایی چون نشانه شناسی، زیبا شناسی، انسان شناسی  و ... بگذریم، بسیاری از  افراد عادی جامعه و حتی هنرمندان،  تصوری جهانشمول از آن دارند که  همان تصور غالب در رویکرد کانتی است.

اما ارتباط با علوم اجتماعی از ابتدای این علوم یعنی نیمه قرن نوزدهم آغاز شد ، اما هر اندازه جامعه شناسان و به ویژه انسان شناسان بیشتر با جوامع انسانی آشنا می شدند بهتر و عمیق تر درک می کردند که رویکرد  کانتی  و جهانشمول بودن آن از لحاظ اجتماعی و  فرهنگی قابل دفاع نیست و  با واقعیت های بسیار متفاوت  جوامع انسانی انطباق ندارد. به همین جهت بود که ابتدا جامعه شناسی  هنر به همیت  جامعه شناسان ارزشمندی چون ژان دووینیو و سپس پیر بوردیو، آغاز شد و سپس انسان شناسان ارزنده ای چون کلود لوی استروس به میدان آمدند که سنتی را که فرانتس بوآس، انسان شناس امریکایی ابتدای قرن آغاز کرده بود ، تداوم بخشند و درک نسبت به این پدیده را از درک تقلیل دهنده سنتی اروپایی خارج کنند.  بدین ترتیب بود که دیدگاه های اجتماعی و فرهنگی هر چه بیشتر  به یکی از  مهم ترین ابعاد بررسی هنر تبدیل شدند که تا امروز نیز چنین باقی مانده است.       

ترکیب انسان­شناسی و هنر؛ چه نتایجی برای فرهنگ عمومی جامعه خواهد داشت؟
 مهم ترین تاثیر در آن است که ما لزوما از یک بعدی دیدن  پدیده هایی چون مهارت های  هنری و زیبایی، بیرون می آییم و می توانیم بفهمیم انسان ها دارای سلایق و انتخاب های  بسیار متنوعی هستند و همین نیز  انسان را به یک معجزه عالم هستی تبدیل می کند زیرا به بی نهایت شکل و محتوا می تواند احساسات و ادراک خود را از جهان به پدیده های مادی و غیر مادی از جمله  پدیده های  هنری تبدیل کند. انسان شناسی هنر به ما امکان می دهد هم «خود» را بهتر درک کنیم و هم «دیگران» و  هم  بفهمیم که نه این «خود» ، نه «دیگری» پدیده هایی ثابت و انعطاف ناپذیر و ایستا نیستند و تمام اهمیت و ارزششان در آن است که دائما در حال تغییر و معنا آفرینی  و بیان های جدید هستند و بدین ترتیب می توانند خلاقیت انسانی را تا بی نهایت گسترش داده و در عین حال میان یکدیگر، یعنی میان  فرهنگ های مختلف و میان اجزاء و انسان های تشکیل دهنده این فرهنگ ها رابطه ایجاد کنند. رابطه ای که خود عاملی برای  زیستن بهتر در جهانی با فاصله ای بیشتر از  خشونت و زیبا تر است.

درک انسان­شناسی هنر، چه تأثیراتی بر تحولات هنری جامعه خواهد گذاشت؟ و یا اینکه هنرمندان، چطور می­توانند از طرح چنین موضوعاتی، استفاده کنند؟
 انسان شناسی هنر، تلاش می کند نشان دهد که هنر در معنای متعارفی  که از آن درک می شود و امروز دیگر چندان قابل تغییر نیست چون به شدت جهانشمول شده است، یعنی ترکیبی از زیبایی و سودمندی در زندگی روزمره، می تواند در عین حال  عناصر جدید درک انتقادی از رویکرد جامعه شناسانه و انسان شناسانه را نیز در خود جای دهد.  بنابراین شاید سهم انسان شناسی برای هنرمندان آن باشد که  با درک اهمیت و ارزش های نهفته درون فرهنگ ها و تنوع آنها بتوانند  میان فرایند «تقلید» و «ابداع» هنری  تالیفی  مناسب به وجود بیاورند و ارزش  زیباشناختی و سودمندانه اثر هنری خود را بیشتر و تاثیر گزاری آن را بر نظام های اجتماعی افزایش دهند. البته بحث ما به هیچ عنوان آن نیست که معتقد باشیم هنرمند باید همچون «واقع گرایی سوسیالیستی» به جای آنکه از سلایق و اندیشه درونی خود  در ایجاد زیبایی استفاده کند، به سوی تولید هنر ایدئولوژیک برود، برعکس ما معتقدیم  ایدئولوژی  بزرگترین و مهلک ترین سم برای هنر بوده است. منظور ما آن است که هنرمندان  با درک اینکه خود و هنرشان به هر شکل که به آن نگاه کنند، محصول یک نظام اجتماعی هستند و در همان نظام اجتماعی یا نظام اجتماعی دیگری نیز «مصرف» شده و در مدارهای  تعامل هایش قرار می گیرند، نسبت به این امر آگاهی بیبند که هنرمند همچون همه کنشگران اجتماعی دارای رسالت هایی است که به نظام اجتماعی برمی گردد و اغلب آنچه به مثابه «خود انگیختگی» مطرح می شود، یا شده است (مثلا سوررنالیسم میان دو جنگ جهانی) اشکالی ناخود آگاه از واکنش های اجتماعی نسبت به مسائل اجتماعی هستند. بنابراین هنرمند با آگاهی یافتن از  سازوکارهای اجتماعی می تواند هنری خلق کند که شاید هم برای خودش و هم برای جامعه تاثیر گزار تر باشد. البته این صرفا نظری از سویه علوم اجتماعی است و به هیچ وجه نه یک توصیه به شمار می رود و نه یک اصل آمرانه. ما معتقد به آن نیستیم که  نه هنر نه هیچ پدیده اجتماعی را بتوان واقعا با فرایند های  توصیه ای یا آمرانه مدیریت و هدایت کرد.   
 در حال حاضر، هم از «مردم­ شناسی هنر» صحبت می شود و هم از «انسان شناسی هنر»، جایگاه این دو در پژوهش­های داخل کشور چگونه است؟
 «مردم شناسی» ترجمه ای قدیمی برای واژه آنتروپولوژی است  زیرا در فارسی قدیم به «انسان» ، «مردم» می گفتند،  هفتاد سال پیش که می خواستند این واژه را به فارسی ترجمه کنند به دلیل  باستان گرایی حاکم در آن زمان  تصمیم گرفتند که به جای واژه عربی «انسان» که ترجمه دقیق واژه یونانی «آنتروپوس» است، از واژه فارسی «مردم» استفاده کنند. این امر از آن زمان تا امروز سر منشاء  اشتباهات معنایی بی شماری شد به صورتی که امروز هنوز عده ای اصرار دارند  از «مردم شناسی» استفاده کنند در حالی که هیچ فارسی زبانی امروز از واژه مردم معنی «انسان» را نمی فهمد و افزون بر این  با واژه «مردم» به هیج وجه نمی توان بسیاری از ترکیبات دیگر واژگان این علم را ساخت. از این گذشته مردم شناسی، از جمله مردم شناسی هنر ما را به سنتی اولیه در زبان فارسی در این زمینه می کشانند که عمدتا به وسیله اندیشمندان غیر حرفه ای  نمایندگی می شد و اغلب سنتی در گردآوری  و توصیف هنرهای محلی و غیر شهری است. این در حالی است که انسان شناسی هنر، علم و شاخه ای مدرن است که باید بتواند نظریات و رویکردهای خود را بسازد و می تواند بر همه جوامع اعم از روستایی، عشایری و شهری کار کند. به نظر من یکی از بزرگترین خطراتی که امروز این علم را تهدید می کند، این بازگشت  لغتی است که گروهی تلاش می کنند آن را «اسلامی» و «بومی» نیز بنمایانند در حالی که  مفهمومی کاملا باستان گرایانه است که استفاده از واژه «مردم» را در معنایی مهجور مطرح می کند و یک عقب گرد کامل غلمی نیز به حساب می اید  درست مثل آنکه امروز بعد از هفتاد سال به جای «شهرداری» بگوئیم «بلدیه» ، یا به جای «جامعه شناسی» یگوئیم، «علم الاجتماع». در مردم شناسی هنر نیز چنین روندی انحرافی که ما را به جای تحلیل به سوی  توصیف و سطحی نگری موزه نگارانه می برد اجتناب ناپذیر می نماید. این رویکردی بود که انسان شناسی استعماری و پسا استعماری غربی از جمله در ایران برای ما بر جای گذاشتند که بنا بر آن اگر هنری هم داشته باشیم  فقط و فقط در عشایر و روستا ها دیده می شود و آن را هم باید با روش های توصیفی گرد آوری کرد و در اختیار آنها گداشت تا تحلییل اش کنند که بدیهی است ما در برابر چنین گرایش هایی که تداوم استعمار زدگی در انسان شناسی هستند باید بایستاییم.

 
این مسائل در داخل کشورآیا تنها تئوریک است یا اینکه از این مرحله عبور کرده و کاربردی شده است؟ در این صورت، چه کاربردهایی برای فرهنگ عمومی جامعه داشته است؟
اینکه مسائل نظری کاربردی شوند وظیفه مردم نیست بلکه وظیفه نظریه پردازان است. ما ابتدا باید به مثابه افراد دانشگاهی و نخبگان فکری اهمیت نظریه و تحلیل را درک کنیم و سپس آنها را به حوزه کاربرد ببریم. جامعه ای که این مسئله را نفهمد در سطح تقلید باقی خواهد ماند. کما اینکه ما بیش از صد سال است تلاش می کنیم  با فرایند «تفلید» از غرب ، مدرنیته را در کشورمان ایجاد کنیم، بدون آنکه از لحاظ نظری بفهمیم «مدرنیته» یعنی چه و نتیجه را هم همه شاهدش هستیم  نیازی به توضیح ندارد. البته گروهی تصور می کنند که این تقلیدها بسیار مفید بوده و حتی معتقدند که ما امروز در هنر و ادبیات و علم خود «جهانی» شده ایم. اما به گمان من چنین ادعاهایی  جز آنکه نشا دهد ما واقعا هیچ جیز از جهان نمی دانیم چیزی را نشان نمی دهد. ما تا زمانی که نتوانیم ابزارهای اولیه  ادراک و فهم یعنی  پایه های نظری رابطه با جهان را در هر حوزه ای ایجاد  نکنیم هرگز نمی توانیم وارد بازی جهانی شویم. اینکه این یا آن فیلم یا کتاب  به این یا آن زبان ترجمه می شود و اینجاو آنجا مقاله و  کنفرانسی می دهیم، معنایش جهانی شدن نیست و بهتر است خود را گول نزنیم چون این گول زدن  هر چه بیشتر ما را از غافله عقب نگه می دارد.

 ارتباط فصول کتاب با یکدیگر چگونه است؟ به نظر می­رسد که تعدادی از فصل­ های کتاب، موضوعات کلی را در بر می­گیرد؛ مثل بخش «هنر و هویت» در حالی که بخش­های دیگری مثل «هنر و فاشیسم» جزئی­تر است. این بخش­ها، چطور در کنار هم قرار می­گیرند؟
کتاب همانگونه که در اغلب کشورهای توسعه یافته اروپایی و امریکایی مرسوم است، مجموعه ای از مقالات و نوشته هایی است که نمونه هایی از برخی از آنها  پیشتر به انتشار رسیده اند و در این کتاب به صورت دیگری گرد هم آمده و یک کل را ساخته اند. البته اینجا باز هم باید  به انتقادی که برخی از افراد از جمله در دانشگاه اغلب مطرح می کنند و حاصل بی خبری شان از سیر علمی جهانی و محتوا و شکل آن است، اشاره کنیم. این ها تاکید دارند که کتاب «علمی» نباید مجموعه ای از مقالات باشد. حال ما ناچاریم این نکته بدیهی را در تاریخ علم  تذکر دهیم که بسیاری از مهم ترین آثار جهانی  در حوزه علوم اجتماعی و در سایر شاخه ها چنین بوده و هستند : برای مثال کتاب دو جلدی و بسیار مهم کلود لوی استروس با عنوان «انسان شاسی ساختاری» (که خود من در حال ترجمه آن هستم) مجموعه ای از مقالات و سخنرانی های اوست. کتاب های کلیفورد گیرتز، انسان شناس برجسته امریکایی،  تقریبا همیشه مجموعه مقالات او هستند و  کتاب های پیر بوردیو نیز اغلب پیشتر در  نشریه ای که خود او منتشر می کرد در نمونه ای اولیه منتشر می شدند و سپس  نمونه نهایی خود را در کتاب می یافتند. و البته فهرستی که می توانم در اینجا از بزرگترین متفکران جهان بیاورم بسیار طولانی است و نیازی به این کار  نمی بینم.
در کتاب من نیز این امر را می بینیم، کتاب بر اساس منطقی که  نویسنده مسئولیت آن را بر دوش می گیرد به بخش های مختلفی  تقسیم شده است که اگر فرصت بود به صورت مبسوطی این منطق را تشریح می کردم اما به طور خلاصه کتاب بر آن است که عمدتا هنر را به مثابه امری اجتماعی و حتی بیشتر سیاسی  تعبیر و تفسیر کند و نه امری  زیباشانانه زیرا این تخصص من نیست. در عین حال کتاب تلاش داشته است که همچون بسیاری دیگر از آثار من، پایه های یک رشته علمی را در ایران در قالب اثری ایرانی بریزد  تا بتوانیم از منطق صرفا ترجمه  بیرون بیائیم، هر چند معتقد بوده و هستم که ما  امروز و برای همیشه به ترجمه نیز نیاز داریم و خود در این زمینه هرگز کار را کنار نگذاشته ام.

چرا بخشی از «انسان ­شناسی هنر»، به بررسی «اسطوره شناسی جنگ و انقلاب» می­پردازد؟ این دو مقوله («انسان­شناسی هنر» و «اسطوره شناسی جنگ و انقلاب» ) از چه رو با یکدیگر در ارتباطند؟
 این همان چیزی است که در بالا به آن اشاره کردم و در این گفتگوی کوتاه نمی توانم بیشتر آن را باز کنم. استفاده از هنر و کاربرد آن در مدارهای ایدئولوژیک و خشونت از پرسمان های اصلی کتاب است که در زیر عنوان آن نیز  مشخص است.  جنگ همواره یکی از  موقعیت هایی بوده است که خشونت در جوامع انسانی به اوج خود رسیده است و به صورت متناقضی هنر نیز  در فرایند آن وارد شده هم در جهت تقویت آن و هم در ضدیت با آن. از این گذشته وقتی ما از هنر ایدئولئژیک سخن می گوئیم فرایند های پیش و پس از جنگ را نیز در حوزه سیاسی در نظر می گیریم.
 
فهرست کتاب انسان شناسی هنر

 پیش‌گفتار                                    13   

بخش اول: انسان‌شناسی هنر: مبانی نظری و تاریخی

1. انسان‌شناسی هنر چیست؟                     19

قلمروی موضوعی انسان‌شناسی هنر             22

مشکلات انسان‌شناسی هنر در ایران            24

راه‌ها و پیشنهادها برای توسعه و گسترش تحقیقات و تألیفات این رشته 24

2. نظریه‌های انسان‌شناسی هنر: نقدی تاریخی‌_ تفسیری 27

بنیان‌های نظری مفهوم هنر                  33

تاریخ شکل‌گیری نظریه‌ها                    35

نظریه‌های معاصر انسان‌شناسی هنر            36

شاخه‌های نظری انسان‌شناسی هنر              37

رویکردهای جدید نظری در انسان‌شناسی هنر    39

نتیجه‌گیری                                41

3.  انسان‌شناسی هنر: از بدوی‌گرایی تا هنر مدرن 45

از هنر قومی تا هنر پاپ                   50

هنر و ناهنر                              53

نتیجه‌گیری                                57

4. سوررئالیسم و انسان‌شناسی                  59

تعریف و تاریخچه                          61

چهره‌ها                                   63

روش                                      65

چارچوب‌های تاریخی                         66

پل‌های ارتباطی با انسان‌شناسی              67

هنر «دیگری»                              67

هنر روزمره و مردمی                       69

نتیجه‌گیری                                70

5. ساختارگرایی، اسطوره و موسیقی             73

6. عکاسی: از اتوپیا تا دیستوپیا: نگاهی انسان‌شناختی به یک روش‌شناسی فناورانه و تقلیل‌دهنده           79

نظام شناخت حسی: «عینیت» به توان پنج      81

عکس تقلیل‌گرا                             82

عکس اتوپیایی                             84

عکس دیستوپیایی                           85

نتیجه‌گیری                                88

بخش دوم: هنر و هویت

1. سیاست و بازارهای قومی_ ملی               93

بازار هنر                                97

کارکردهای اساسی هنر در حوزة اجتماعی     100

راهکارهای ویژة هنر در ایران             102

1. سطح محلی_ قومی                      103

2. سطح ملی                             104

3. تقویت اشکال پیوندی و تألیفی         106

4. ایجاد بازارهای متداخل               107

نتیجه‌گیری                               109

2. دایرة چهارگوش: معماری و هویت ایرانی     111

هستن و ساختن                            111

سنتی مبهم                               113

مدرنیته‌ای بی‌ریشه                        117

آینده‌ای زیر سؤال                        119

3. نوروز: اسطوره، هنر، قدرت                123

نشانه‌گذاری‌های فضا و زمان                123

ماه و خورشید                            125

جشن‌های سال نو                           126

نوروز                                   128

4. هنر دایاسپورایی به‌‌مثابه عامل هویت‌سازی جماعتی 135

پرسش‌های پیش رو                          140

مفهوم دایاسپورا در جهان معاصر           141

جماعت‌گرایی و دایاسپورا                  144

نقش هنر به‌مثابه عنصر هویت‌ساز            147

گونه‌شناسی هنرها و قابلیت هویت‌سازی دایاسپورایی    150

زبان هنری، حافظة تاریخی دایاسپورا       154

نتیجه‌گیری؛ چشم‌اندازهای یک رابطة پیچیده: هنر بومی و هنر دایاسپورایی  155

5. هنر و هویت در ژاپن: نگاهی ساختاری به امپراتوری نشانه‌های رولان بارت   157

دال و مدلول‌های بارتی                    160

زبان                                    161

غذا                                     162

بازی                                    163

شهر                                     164

کالبد (ابزار)                           164

کالبد (بدن)                             165

نمایش                                   165

هایکو (شعر)                             167

نتیجه‌گیری                               168

بخش سوم: اسطوره‌شناسی هنر، جنگ و انقلاب

1. اسطوره‌شناسی انقلاب: آفرینش و فرجام       171

آفرینش                                  172

فرجام                                   174

2. معماری و انقلاب: واقعیت و خیال در روسیه 179

انقلاب روسیه                             180

بیشنیة نظری تفکر معماری در انقلاب        182

بلشویک‌ها در قدرت                        184

مسکن                                    187

خانه‌های مشترک                           188

شهر                                     190

پایان کار                               194

3. هنر ایدئولوژیک امریکا (از 1945 به بعد)   197

شیوة زندگی امریکایی: «دهانت را ببند و خوشبخت باش!»    199

خشونت مرد‌سالارانه: «مثل یک مرد قوی باش!» 201

ایدئولوژی بیگانه‌ترسی: «خودی که به دیگری بدل می‌شود!»   203

نتیجه‌گیری                               207

بخش چهارم: هنر و فاشیسم

1. از وین تا مونیخ: زیباشناسیِ فاشیسم       211

اشکال                                   220

2. فاشیسم و ادبیات: سفر به انتهای شب       223

3. فاشیسم و سینما: تصویر واقعیت، واقعیت تصویر 233

نگاه و واقعیت                           234

نگاه و فناوری                           235

نگاه و تماشاگر                          236

سینمای آلمان در آستانة دهة 1920          238

سینمای فاشیستی                          241

سازمان‌دهی سینما                         242

مضامین                                  243

4. فاشیسم و نقاشی: از «قفس حیوانات وحشی» تا «نمایشگاه هنر منحط»   249

فوویسم                                  249

فوتوریسم                                254

اکسپرسیونیسم                            256

نقاشی و مجسمه‌سازی فاشیستی               258

5. فاشیسم و معماری: گوی بلور، زهدان سنگی   263

زیباشناسیِ نظم                           263

آغاز مدرنتیه                            265

اندیشة فاشیستی در معماری                271

پیوست: سه جُستار دربارة انسان‌شناسی هنر در افریقا، اقیانوسیه و چین

1. انسان در برابر تصویر خویش               281

تصویر الگو                              282

بیان تبارشناسی از خلال صحنه‌پردازی جوهره‌ها 289

زندگان چگونه در گذشتگان خود را به نیاکان دودمانی تبدیل می‌کنند و با چه اهدافی؟                                    290

«جفت» تصویری سرگردان                    292

پرترة عکاسی به‌مثابه حضوری تصویری برای حفظ انسجام شخص  296

نشانه و‌ آینه                            299

2. زیباشناسی و امر قدسی در ملانزی (اقیانوسیه) 305

معرفی گروه اجتماعی سولکاها              305

ساختن اشیای مناسکی: رازها و ممنوعیت‌ها   307      

تمایل به جذابیت                         308

امر زیبا در برابر عدم اعتقاد            309

زیبایی در کنش                           310

سلطة زیباشناختی                         311

معنای جبران                             312

زیبایی به‌مثابه یک بُعد تام               313

زیبایی به‌مثابه ظهور                     315

3. یک مذهب نوشتاری درچین: شمنیسم نوشتاری «یی»‌ها در یونّان (اورلی نوو)   319

شمنیسم‌ها؟                               324

یی‌ها و نیپاها به طور خاص                324

نوشتار استادان مزامیر                   328

خانه                                    333

دولت چین و شمنیسم نوشتاری               338

نتیجه‌گیری                               341

واژه‌نامة توصیفی                            345

کتاب‌شناسی                                  415

نمایة اسامی                                435

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.